#پرسمان_خداشناسی
#پرسمان_خداشناسی جلسه 33
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم
مهم ترین و با عظمتترین نام خدا چیست؟ که برای گرفتن حاجت خدا را به آن نامش قسم بدهم!
جواب: آیه ۱۸۰ سوره اعراف میفرماید: « وَ لِلهِ الْأَسْماءُ الحُسْنی فَادْعُوهُ بِها » برای خداوند نامهای بسیار زیبایی هست که برای گرفتن حاجت میتوانید آن نامها را ببرید، و بعد هم حاجتِ تان را بخواهید.
مثلاً در دعای جوشن کبیر خدا هزار تا از نامهای خودش را به ما معرفی کرده، همه هم زیبا و مهم و با عظمت اند.
اما اگر بخواهیم یک نام را بگوییم باید بگوییم که « اَلله » از بقیه نامهای خدا با عظمتتر است. به چهار دلیل:
۱ ـ نام « اَلله » از بقیه نامهای خدا بیشتر در قرآن تکرار شده، ۲۶۹۹ بار واژه « اَلله » آمده و در نماز هم این نام بیشتر از نامهای دیگر تکرار شده مثل سبحان الله، الحمدلله، لا اله الا الله و الله اکبر.
۲ ـ هر یک از نامهای خدا اشاره به یکی از ویژگیهای خوب خدا دارد مثلاً
« غَفور » وجودی است که گناه بندگان را میبخشد،
« خالِق » وجودی است که بندگان را خلق میکند،
« رازِق » وجودی است که به بندگان روزی میدهد،
اما « اَلله » یعنی وجودی که منشا همه خوبیها و کمالات است. یعنی اگر ما ۹۹۹ نام خدا در جوشن کبیر را بخواهیم خلاصه بکنیم در یک کلمه باید بگوییم « اَلله ». پس « اَلله » اشاره دارد به همه خوبیهای خدا، ولی نامهای دیگر اشاره دارد به یکی از خوبیهای خدا.
۳ ـ خدا نام « اَلله » را بیشتر از نامهای دیگرش دوست دارد نشانهاش این است که مثلاً تو دعای جوشن کبیر اول نام الله را آورده و بعد نامهای دیگر را آورده و آقا امام رضا علیه السلام فرمودند: خداوند اذان را با نام « الله اکبر » شروع کرده، چون نام « اَلله » را دوست داشته و میخواسته شروع اذان با نام « اَلله » باشد.
۴ ـ کافر با گفتن لا اله الا الرحمن، لا اله الا الخالق، لا اله الا الرازق، مسلمان نمیشود. باید بگوید « لا إله إلّا اللّه » یعنی واژه « اَلله » را به کار ببرد تا مسلمان بشود.
آقا امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر بندهای ده بار بگوید: « یا اللهُ یا الله » ، به او ندا میشود: « لَبَّيْكَ مَا حَاجَتُكَ؟ » بله، نام زیبای من را بردی، حاجتت را بخواه! چه چیزی از من میخواهی؟
#پرسمان_خداشناسی جلسه 34
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز.
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.
خداوند فرموده: ای بنده من حاجاتت را از من بخواه. من هم دستِ حاجت بلند میکنم ولی خدا حاجتِ من را نمیدهد؛ چرا؟
جواب: در آیه ۶۰ سوره غافر آمده که؛ خداوند میفرماید: « اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ » ای بنده ی من، من را بخوان تا اجابت کنم تو را.
علت اینکه بعضی از حاجتها داده نمیشود این نیست که مشکلِ از طرف خداست، مشکلّ از طرف بنده است. یعنی چه؟
خداوند داناست، حاجت ما را میداند.
توانا هم هست، می تواند آن را برآورده کند.
دارا هم هست، یعنی هر چه که بخواهیم در مجموعه حکومتش خدا دارد و با اینکه یک چیزی را به ما بدهد آن ثروت خدا کم نمیشود.
خدا بخیل نیست، بخشنده است.
خداوند مهربان است، از مادر ما به ما مهربانتر است. مشکل از خداوند تبارک و تعالی نیست، مشکلِ از بنده خداست.
علت اینکه حاجت داده نمیشود چند چیز است که من سه تای آنها را می خواهم برایتان بیان کنم؛
۱ ـ در آیه ۲۴ سوره غافر آمده که « اِستَجیبوا للهِ وَ لِلرَّسولِ اِذا دَعاکُم » ای بندگان من وقتی منِ خدا و پیامبر دستوری به شما میدهم شما گوش کنید.
اگر دوست دارید وقتی دست دعا را بلند میکنید خدا به حرفتان گوش کند تو هم به حرف خدا گوش کن.
میگوید نماز بخوان، چشم.
حجابت را کامل رعایت کن، چشم.
به پدر و مادر نیکی کن، چشم.
بعضیها وظیفه خودشان را انجام نمیدهند میخواهند خدا دعای آنها را مستجاب کند. مثلاً در خوشیها، در شب عروسی، در تفریحِ مسافرت شمال، نماز نمیخواند، به یاد خدا نیست. ولی وقتی شب امتحان میشود، یا پشت اتاق عمل قرار میگیرد، تسبیح از دستش نمیافتد مُدام خدا خدا میکند و می خواهد خدا سریع حاجتش را بدهد.
خدا حاجت کسانی را زودتر میدهد که در خوشیها خدا را فراموش نمیکنند.
۲ ـ در روایت آمده که خداوند به فرشتهای میفرماید: مثلاً سه روز دیگر حاجت این بنده من را بده. در طول این سه روز این شخص گناهی انجام میدهد. خداوند میفرماید: « لا تَقضِ حاجَتَه » دیگر حاجتش را نده پس گناه هم مانع اجابت دعاست.
۳ ـ در آیه ۲۱۶ سوره بقره آمده که گاهی اوقات بنده حاجتی را می خواهد اصرار هم میکند ولی به خیر و صلاح او نیست.
مثلِ کودکی که در سرمای زمستان بستنیِ یخ زده می خواهد در حالی که به صلاح او نیست و ممکن است بیمار شود و مادر مهربانش به خاطر اینکه او را دوست دارد آن حاجتش را به او نمیدهد.
بعضیها میگویند خدایا به ما ثروت بده، خدا میداند که اگر به آنها ثروت بدهد میشوند « قارون ».
بعضی ها میگویند قدرت بده، خدا میداند که اگر قدرتی به این شخص بدهد میشود « فرعون ».
بعضیها میگویند خدایا این ازدواج را جور کن، خدا میداند که اگر با این شخص ازدواج کند عاقبت به شرّ میشود و به بهشت ورود پیدا نمیکند. خداوند هم چون مهربان ماست آن حاجت ما را مخصوصاً نمیدهد.
یکی از علمای بزرگ علامه قاضی است که میگوید: من چهل سال یک حاجت را از خدا میخواستم. گفتم خدایا این حاجت را به من بده بعد از چهل سال فهمیدم آن حاجت به خیر و صلاح من نبوده.
خدایا ممنونتم که در اجابتّ دعای من، به خیرِ من نگاه میکنی نه به میل من.
اگر دستی به حاجت پیش خدا بلند شود خداوند یکی از این سه تا کار را انجام میدهد. ۱ ـ یا همان حاجتش را میدهد.
۲ ـ یا آن حاجت خیر و صلاحش نیست در عوض بهتر از آن را به او میدهد. یا بلایی را در دنیا از او دور میکند.
3 ـ دعایش را ذخیره قیامت میکند و در قیامت آنچنان نعمت به سر و دوشش میباراند که میگوید: « خدایا خیلی ممنونتم. ای کاش هیچ کدام از دعاهایم را در دنیا مستجاب نکرده بودی ».
#پرسمان_خداشناسی جلسه 35
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز.
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.
در کتاب دین و زندگی ما نوشته که خداوند حکیم است یعنی همه کارهایش حساب شده است. کار بیفایده انجام نمیدهد.
حالا سؤال من این است چرا خدا مار را آفرید؟ ماری که جز خطر و ضرر هیچ فایدهای ندارد؟
جواب: در قرآن ۹۹ بار صفت « حکیم » برای خدا استفاده شده یعنی خداوند همه کارهایش مثل آفرینش انسانها، حیوانات، پرندگان، چرندگان، زمین و آسمانها از روی دلیل و فایده است و هیچ کار بیفایدهای انجام نمیدهد، هر چند ما انسانها فایده آن کارها را ندانیم.
سالها بود که میگفتند مارها هیچ فایدهای ندارند.
بعد از سالها تحقیقاتی که علومِ تجربی روی مارها انجام دادند فهمیدند که مارها خیلی فایده دارند برای ما انسانها.
می خواهم سه تای آنها را بیان کنم:
۱ ـ مار سموم و ذرات آلوده داخل هوا را جمع میکند و اگر این کار را مار انجام ندهد سموم در فضا بیشتر پخش میشود و ما انسانها بیشتر مریض و بیمار میشویم.
۲ ـ زهرِ داخل بدن مار بسیار مفید است برای ساختن دارو و سرمها که مثلاً داروی سکته قلبی، سکته مغزی و دارو برای بیمارانی که خونشان بند نمیآید ـ دارویی بر آنها تجویز بشود تا خونشان منعقد بشود ـ از سموم داخل بدن مار گرفته میشه.
۳ ـ خداوند غذای مار را چه قرار داد؟ عنکبوت، کرم، قورباغه، حشرات، چیزهایی که به محصولات کشاورزی ضرر میزند و اگر مارها نبودند این حشرات، کرم ها، قورباغهها، خیلی زیاد میشدند و تمام محصولات کشاورزی را از بین میبردند. وجود این مارها سبب میشود که تعداد این حشرات و کرمها زیاد نشود.
در آیه ۲۹ سوره بقره خدا هم فرموده: « هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً » هر حیوانی که شما در عالم میبینید برای شما انسانها آفریدم.
بعضیها را مستقیم استفاده میکنیم. مثل گاو، گوسفند، شتر.
بعضیهایشان غیرِ مستقیم برای شما فایده دارد مثل مار، مثل سوسک، مثل گرگ، که خوب است مثلاً در اینترنت بنویسید فواید سوسک، فواید وجود گرگ و بفهمیم که آنها غیر مستقیم چه فایدههایی را برای ما انسانها دارند.
برای اینکه مارها به ما ضرر نزنند و از خطرشان در امان باشیم یکی اینکه در اینترنت جستجو کنیم که چه کنیم مار وارد محل زندگی ما نشود و دو اینکه آیت الکرسی را بخوانیم و بخوانیم « سَلامٌ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلی نُوحٍ فِی الْعالَمِینَ ».
به واسطه این آیت الکرسی و این سلام از ضررهایی که مار میتواند به ما بزند در امان بمانیم.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 36
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز.
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم.
در قرآن یک جایی نوشته که « عزرائیل » انسانها را قبض روح میکند. یک جای دیگر نوشته خداوند در لحظه مرگ جان انسانها را میگیرد.
کدام درست است؟ بالاخره جان انسان را یک نفر باید بگیرد. یا خدا یا عزرائیل؟
جواب: دقت کنید در آیه ۹۷ سوره نساء آمده که یک مجموعه فرشته هستند که کارشان قبض روح انسانهاست « إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ »
در آیه ۱۱ سوره سجده آمده که فرشته ی مرگ یعنی عزرائیل قبض روح میکند « قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ ».
و در آیه ۴۲ سوره زُمر آمده که « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِه » خداوند در لحظه مرگ جان انسانها را قبض میکند.
هر سه تا آیه درست است. با این دوتا توضیحی که من خدمتتان میگویم:
۱ ـ فرشتگان قبض روح میکنند، به عزرائیل تحویل میدهند، عزرائیل جانها را تحویل خداوند تبارک و تعالی میدهد.
فرمانده فرشتگانِ قبض روح، عزرائیل است و فرمانده عزرائیل خداوند تبارک و تعالی است. همه بدون اجازه خدا کاری را انجام نمیدهند.
اگر ما بگوییم که: « داعش را سپاه قدس نابود کرد » جمله درستی است.
اگر بگوییم: « حاج قاسم سلیمانی نابود کرد » جمله درستی است.
و اگر بگوییم: « آیت الله خامنهای نابود کرد » باز هم جمله درستی است.
چون سپاهِ قدس زیر نظر حاج قاسم سلیمانی است و حاج قاسم سلیمانی سرباز آیت الله خامنهای است.
پیامبر عزیزمان صلی الله علیه و آله در سفری که در معراج داشتند از عزرائیل پرسیدند: که دنیا با این همه وسعتش و با این همه انسانهایی که دارد که گاهی اوقات در جاهای مختلف کرهی زمین همزمان یک تعداد از دنیا میروند تو چگونه آنها قبض روح میکنی؟ عزرائیل گفت: کل دنیا در نظر من مثل یک سکه پولی میماند که در دست یک انسانی باشد و او هر جوری که بخواهد میتواند آن را حرکت بدهد و به تمام سکه تسلط دارد. « كَالدِّرْهَمِ فِي كَفِّ الرَّجُل ».
۲ ـ علامه طهرانی که یکی از علمای بزرگ است فرمودند: انسانهای معمولی را فرشتگانی که زیر نظر عزرائیل هستند قبض روح میکند.
انسانهایی که مؤمن هستند و خیلی خوب هستند عزرائیل قبض روح میکند.
و انسانهایی که جزء « مُخلَصین » هستند یعنی مقام بسیار بالایی را در نزد خداوند تبارک و تعالی دارند خداوند خودش مستقیماً آنها را قبض روح میکند.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 37
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم
چرا خدا فرشتگان را آفرید؟ مگر خودش به تنهایی نمیتوانست کارهای جهان را انجام بدهد؟ اگر خدا بینیاز است، چرا فرشتهها را آفرید تا در اداره جهان به او کمک کنند؟
عزرائیل مأمور قبض روح انسانها، جبرئیل مأمور ارسال وحی به پیامبر، فرشته باد و فرشته باران، فرشتههایی که روی شانههای انسانها هستند و اعمال خوب و بد انسانها را مینویسند!
جواب: خداوند خودش به تنهایی همه کارها را میتواند انجام دهد « إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير » ، به هیچ موجودی هم نیاز ندارد « وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراء » و مخلوقات خدا مثل فرشتهها برای انجام دادن کارشان محتاج هستند تا نیرو و توانشان را از خدا بگیرد، نه اینکه خدا به آنها نیاز داشته باشد پس علت آفرینش فرشتهها نه نیاز خدا بوده نه ناتوانی خدا.
می خواهم سه تا پاسخ در رابطه با علت آفرینش فرشتهها برایتان بگویم:
۱ ـ همان طور که خدا ما انسانها را آفرید تا به ما لطف و محبت کند و رحمتش را بر ما بباراند، فرشتهها را هم آفرید تا به آنها هم لطف و محبت کند و آنها هم از اینکه مخلوق خدا هستند و مورد عنایت خدا قرار میگیرند لذّت ببرند و کیف کنند.
۲ ـ خداوند بدون خورشید میتواند گرما و نور تولید کند، بدونِ باران و خاک و نور میتواند یک هسته سیب را تبدیل کند به یک درخت پر از سیب در کمتر از یک ثانیه. انسانها را بدون پدر و مادر مستقیم خودش میتواند بیافریند. و بدون پیامبران میتواند مستقیم دستورات را به هر انسانی خودش بگوید.
در حالی که خداوند در دنیا یک قانونی دارد به نام قانون علت و معلول « أبَی اللهُ أنْ یَجْرِی الأمورَ إلاَّ بِأسْبَابِهَا » یعنی کارهای خلقت را به واسطههای مختلف انجام میدهد یکی از آن واسطهها خورشید است که به خورشید میگوید نور و گرما تولید کن. یکی از آن واسطهها هم فرشتگان هستند که به واسطه آنها امور جهان را مدیریت میکند.
۳ ـ یک رئیس جمهور خودش میتواند درِ ماشین را باز کند داخل ماشین بنشیند یا بیرون بیاید، ولی وقتی شخص دیگری در را بر روی او باز میکند، شکوه و عظمت آن رئیس جمهور در نگاهها بیشتر مشخص میشود.
وقتی انسانها تعداد فرشتگانِ الهی را متوجه میشوند و عظمت کارهایی که آنها انجام دادند مثل فرشتگان نزول عذاب، فرشتگان یاری مؤمنین و فرشتگان دیگر را متوجه میشوند، شکوه و عظمت خداوند تبارک و تعالی بیشتر در نگاه آنها مشخص میشود.
#پرسمان_خداشناسی جلسه 38
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
می خواهم به یک سؤال پاسخ بدهم
در قرآن نوشته آدمها روز قیامت خدا را ملاقات میکنند! دوست دارم ببینم دیدن و دیدار خدا، در روز قیامت چطوری است؟!
جواب: یکی از نامهای قیامت « یَوْمُ التَّلاق » است. یعنی روز ملاقات.
آیه ۶ سوره اِنشِقاق میفرماید: ای انسانها همه شماها در قیامت، خدا را ملاقات خواهید کرد. به دیدار خدا خواهید رفت.
برای اینکه متوجه شویم این دیدار چطوری هست چهار تا نکته را خدمتتان عرض میکنم:
۱ ـ ما انسانها چیزهایی را میتوانیم با چشم سرمان ببینیم که جسم داشته باشد، مکان داشته باشد، رنگ داشته باشد، اما خداوند متعال نامحدود است. جسمی ندارد، در مکان قرار نمیگیرد و رنگ نمیپذیرد. پس خدا را با چشم سرمان نمیتوانیم ببینیم. آیه ۱۰۳ سوره انعام میفرماید « لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ » کسی با چشم سرش نمیتواند خدا را ببیند.
۲ ـ آیه ۴۶ سوره حج میفرماید برخی از انسانها چشم دلشان کور است یعنی اسباب ظاهری قدرت و ثروت را در دنیا میبینند ولی توجه ندارند که همه کاره ی عالم خداست!
وقتی روز قیامت شد میبینند فرعونها یعنی قدرتمندان، قارونها یعنی ثروتمندان، هیچ کاری از دستشان بر نمیآید. تقلّب، پارتیبازی، دوز و کلک، راه ندارد. و همه کاره عالم خدا است.
آنجا متوجه میشوند که « لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه » تمام نیروها و توانها در دنیا برای خدا بوده، اگر ابری حرکت میکند آن نیرو را خدا به او داده، اگر بارانی میبارد با نیرو و توانی که خداداده ابر بارانها را میباراند.
پس ملاقات خدا یکی از معانیش این است: « دیدنِ قدرت و شکوه و عظمت خدا ».
در دنیا هم بعضی از انسانها خدا را این جوری میبینند. به امیرالمؤمنین علیه السلام گفتند آیا تو خدایت را دیدی؟ فرمودند: « لَمْ أعْبُدْ رَبّاً لَمْ أرَهُ » من خدایی که نبینم را عبادت نمیکنم!
گفتند: چگونه دیدی؟! گفت: « با چشمِ سر ندیدم با چشمِ دل عظمت و شکوه پروردگار را دیدم ».
۳ ـ در آیه ۲۳ سوره قیامت آمده « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ » چهرههایی هست شاد، خندان، خوشحال به خداوند نگاه میکند. این آیه در رابطه با خوبان است که رحمت، نعمت و پاداش خدا را میبینند و این برایشان لذت بخش است.
۴ ـ انسانهای بد که خدا را ملاقات میکنند یعنی عذاب و کیفر خدا را میبینند. اینکه باید به سمتِ آتش جهنم بروند و از آن همه نعمتهای خدا محروم باشند که این برایشان شکنجه است برایشان دردآور است.
پس ملاقات خدا یکی از این سه تا معنا را دارد:
۱ـ دیدن قدرت و شکوه پروردگار
۲ ـ دیدن نعمت و پاداش خدا
۳ ـ دیدن کیفر و عذاب الهی.