#همنشین_خدا 106 ؛ علت اختلاف احکام

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز

بدون مقدمه‌‌ می‌خواهم به یک پرسش پاسخ بدهیم: آن هم این است که خداوند یکی است و پیامبر هم یکی و حرف هایشان هم یکی است، پس چرا نظر مراجع تقلید مختلف است؟

یکی‌‌ می‌گوید: وضو و نماز این گونه صحیح است و یکی دیگر‌‌ می‌گوید: وضو و نماز آن گونه صحیح است ! علت اختلاف فتوا‌ی آنها چیست؟

قبل از اینکه پاسخ را بدهم سه مقدمه خدمت شما عرض می‌کنم:

نکته اول: بین متخصصین رشته‌های دیگر هم اختلاف نظر است. مثلاً پزشکی‌‌ می‌گوید ؛ این بیمار با دارو خوب‌‌ می‌شود یکی دیگر‌‌ می‌گوید ؛ باید حتماً عمل جراحی انجام دهد تا خوب شود.

نکته دوم: حُکم خداوند در هر مسئله ای یک چیز است.

اگر مرجع تقلید در تلاش و دقت نظر به آن رسید، طبق فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله « فَلَهُ اَجران » دو پاداش‌‌ می‌برد اجرا تلاش و اجر رسیدن به « حُکمُ الله » و اگر نا خواسته اشتباهی کرد و به حُکم خداوند نرسید « فلَهُ أجرٌ واحِدٌ » به یک پاداش می‌رسد آن هم پاداش تلاش است. [1]

در این صورت بر خودش و مقلیدین او هیچ گناهی نیست و نزد خداوند عذر دارند.

نکته سوم: در اصول و کلیات، مراجع اتحاد دارند. مثلاً همه می‌گویند نماز واجب است.

در بیشتر جزئیات هم نظرهایشان یکی است. مثلاً‌‌ همه می‌گویند ؛ نماز صبح دو رکعت است، با « اللَّهُ أَکبَر » شروع می‌شود، با سلام تمام می‌شود، در نماز سوره‌ی حمد را باید بخوانیم، باید با وضو و رو به قبله باشیم، در هر رکعت یک رکوع و دو سجده داریم. در بعضی از جزئیات با یکدیگر اختلاف نظر دارند.

با این مقدمات خدمت شما عرض‌‌ می‌کنم که: علت اختلاف نظر مراجع هوا و هوس نیست، اختلاف در برداشت از آیات و روایات است. که سه از موارد اختلاف را با هم دوره می‌کنیم.

یک. اختلاف در معانی کلمات: مثلاً قرآن می‌فرماید: در وضو تا « کَعْب » را مسح بکشید، برخی ها‌‌ می‌فرمایند: « کَعْب » برآمدگی روی پا است و بعضی ها می‌فرمایند: که چالی بعد از برآمدگی، یعنی مَفصَل ساق. به همین خاطر برخی تا برآمدگی روی پا را واجب می‌دانند و بعضی تا چالیِ بعد از برآمدگی.

دو. اختلاف در علم اصول: مثلاً در ترجیح دو روایت یک مرجع تقلید روایتِ « الف » را ترجیح می‌دهد و طبق آن فتوا می‌دهد و مرجع تقلید دیگر روایتِ « ب » را ترجیح می‌دهد، و این ها همه بحث علمی دارد.

سه. اختلاف در علمِ رجال: مثلاً یک مرجع تقلید تمامِ راویان یک حدیث را ثِقِه و مورد اعتماد می‌داند و طبق آن روایت کاری را حرام اعلام‌‌ می‌کند، ولی مرجع تقلید دیگر برخی راویان آن حدیث را مورد اعتماد نمی‌داند، آن روایت را کنار می‌گذارد و آن عمل را حلال اعلام می‌کند.

ان شاء الله که مُقلّدین خوبی برای مراجع باشیم.

#همنشین_خدا 107 ؛ یهودی یا مسیحی؟

یا مَنْ عَذابُهُ شَدید

به نام خدایی که تازیانه‌اش دردناک است.

سلام به شما معلم عزیز. دعا‌‌ می‌کنم من و شما همیشه در رحمت خداوند باشیم.

وقتی « رَحمةٌ لِلعالَمین » یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله به پیامبری رسید، یهودی ها و مسیحی ها دیدند نشانه‌های حضرت با آنچه که در کتاب آسمانی شان نوشته شده بود یکی است. [2] گروهی از آنها ایمان آوردند وارد سایه رحمت خداوند شدند، گروهی ایمان نیاوردند به چاهِ ذلالت افتادند. چون عمداً مسلمان نشده بودند، در حساس ترین لحظه عُمر یعنی لحظه‌ی قبضِ روح، فرشته‌ی مرگ به جای گُل لبخند، با تازیانه روح آنها را از جسم شان بیرون‌‌ می‌کشید. [3]

در روایت ما آمده چهار گروه از مسلمان ها هستند با اینکه به ظاهر به پیامبر ایمان آورده اند ولی لحظه‌ی قبض روح، فرشته به آن ها‌‌ می‌گویید: یا یهودی یا مسیحی از دنیا بروید.

و این برایشان خیلی دردناک است و این تازه اول عذاب و گرفتاری آن ها است.

می‌خواهم چهار گروه را با هم دوره کنیم.

یک. هر کس حج به او واجب بشود، راه باز باشد و او سالم باشد، ولی عمداً مکه نرود، « فَلْیمُتْ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیاً » [4]

دو. هر کس دشمن زکات باشد، مانع زکات باشد. [5]

سه. ‌هر کس بمیرد و در قلبش کینه‌ی امام اول، علی ابن ابی طالب باشد.

هر کسی اصلاً امام معصوم را قبول نکند ! « مَنْ جَحَدَهُ مَاتَ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیا » [6]

چهار. این مورد را توجه ویژه کنیم:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: « مَنْ تَرَک الصَّلَاةَ لَا یرْجُو ثَوَابَهَا » [7]

هر کسی که اصلاً نماز نمی‌خواند، وقتی به او‌‌ می‌گویی پاداشِ نماز بهشت است، ترک نماز، زشتِ زشت است، عذاب و گرفتاری دارد، ککش نمی‌گزد ! نه از عذاب خداوند می‌ترسد، نه امیدی به ثواب خداوند دارد !

برای منِ پیامبر هم اصلاً مهم نیست که او یهودی بمیرد یا مسیحی، یا حتی آتش پرست ! این شخص وقتی شب اول قبر از او‌‌ می‌پرسند ؛ « مَنْ دینُک؟ » تو بر چه دینی هستی؟ چگونه رویش‌‌ می‌شود بگوید من مسلمان هستم، در حالی که نماز، که ستون دین هست را بجا نیاورده؟

این چهار گروه یعنی: تارکِ حج، مانع زکات، دشمن امامت و تارک نماز، به ظاهر با زبان‌‌ می‌گویند که مسلمانی هستیم، ولی مانند یهودی ها و مسیحی ها از این چهار عمل دوری‌‌ می‌کنند.

خداوند در نسلِ ما چنین افرادی را قرار ندهد.

#همنشین_خدا 108 ؛ کلید صندوق نعمت ها

یا مُنعِمُ یا مُنعِمُ یا مُنعِم

سلام به شما معلم عزیز. دعا‌‌ می‌کنم من و شما در دنیا و آخرت غَرق نعمت‌های خداوند باشیم.

می‌خواهیم با هم گفتگو کنیم درباره یک فایده‌ی نماز.

نماز صفات خوب و زیبای انسان را تقویت می‌کند و صفات زشت و بد را تضعیف می‌کند و تلاش می‌کند آنها را نابود کند.

مثلاً حسادت یک صفت زشت است، انگیزه قتل اولین قاتل ـ یعنی قابیل ـ حسادت بود. آیه ۵۴ سوره نساء [8]می‌فرماید: علت دشمنی مردم با پیامبران و امامان حسادت بود. یعنی به خاطرِ حسادت بود که:

* حضرت یوسف را داخل چاه انداختند.

* مشرکان مکه و یهویان مدینه با او جنگیدند.

* بیست و پنج سال امیرالمؤمنین علیه السلام را خانه نشین کردند.

حسود از نابودی نعمت مردم لذت می‌برد، تلاش می‌کند کمالات مردم را بپوشاند، نقشه می‌کشد که چگونه خوبی‌های مردم را نابود کند.

اما نماز روزانه ۵ بار با حسادت می‌جنگد. می‌گوید: نعمت‌ها بخشش‌های خداوند هستند، اگر به نعمتی حسودی کردی در واقع به خداوند اعتراض کردی که خدایا تو نفهمیدی ! اشتباه کردی که این نعمت را به این شخص دادی ! حکمتِ خداوند را زیر سؤال بردی.

ما در نماز مُدام می‌گوییم: « اَنْعَمْتَ عَلَیهِم » خدایا ! کلید صندوق نعمت‌ها دست توست.

پس من می‌توانم در قنوت، در سجده، در تعقیبات، از تو بخواهم که همان نعمت را به من هم بدهی.

حسود می‌گوید ؛ من داشته باشم، دیگران نداشته باشند. در حالی که نماز می‌گوید ؛ خوبی‌ها را فقط برای خودت نخواه برای همه بخواه.

مثلاً سلامتی یک نعمت است. بگو ؛ من و همه خوبانِ عالم سلامت باشند. « اَلسَّلَامُ عَلَینَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِین‏ »

هدایت، نعمت است. بگو: « اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ » ؛ خدایا همه ما را به راه مستقیم هدایت کن.

همسرِ خوب، فرزندِ خوب، شغلِ مناسب، خانه مناسب، این‌ها حسنه است بگو ؛ خدایا به همه ما بده. « رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً ».

اصلاً کاری که نماز می‌کند این است که در مفاهیم دعاهای وضو و جملات نماز، ما مُدام دنیا را کوچک می‌بینیم و آخرت را بزرگ، دنیا را فانی می‌بینیم و آخرت را باقی. [9] وقتی دنیا کوچک شد نعمت‌های دنیا هم کوچک می‌شود و چیزِ کوچک ارزشِ حسادت را ندارد.

به همین خاطر همان طور که ما هیچ گاه به ماشین کوکی یک کودک حسودی نمی‌کنیم چون آن را کوچک می‌دانیم، هیچ گاه هم نباید به ماشینِ مدل بالای دوستان و همسایگانِ خود، حسادت کنیم ؛ چون آن هم کوچک است. همه نعمت‌های دنیا کوچک است.

نماز به ما یاد می‌دهد بزرگ باشیم و به چیزهای کوچک بی‌اعتنا.


[1] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : إذا حَکمَ الحاکمُ فاجتَهَدَ فَأصابَ فلَهُ أجرانِ، وإذا حَکمَ فَاجتَهَدَ فَأخطَأَ فلَهُ أجرٌ واحِدٌ. (میزان الحکمة، ج‏9، ص 487)

[2] الَّذینَ آتَیناهُمُ الْکتابَ یعْرِفُونَهُ کما یعْرِفُونَ أَبْناءَهُم‏. (سوره بقره : آیه 146) اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را مانند فرزندان خود می شناختند به علت این بود که نشانه های پیامبر را در کتاب آسمانی خود دیده بودند.

[3] َ قَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ زَینُ الْعَابِدِینَ علیهم السلام قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَا مِنْ شَی‏ءٍ أَتَرَدَّدُ عَنْهُ تَرَدُّدِی عَنْ قَبْضِ رُوحِ الْمُؤْمِنِ یکرَهُ الْمَوْتَ وَ أَنَا أَکرَهُ مَسَاءَتَهُ فَإِذَا حَضَرَهُ أَجَلُهُ الَّذِی لَا یؤَخَّرُ فِیهِ بَعَثْتُ إِلَیهِ بِرَیحَانَتَینِ مِنَ الْجَنَّةِ تُسَمَّى إِحْدَاهُمَا الْمُسْخِیةُ وَ الْأُخْرَى الْمُنْسِیةُ فَأَمَّا الْمُسْخِیةُ فَتُسْخِیهِ عَنْ مَالِهِ وَ أَمَّا الْمُنْسِیةُ فَتُنْسِیهِ أَمْرَ الدُّنْیا. (بحار الأنوار، ج‏6، ص 152)

[4] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یحُجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ لَمْ تَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِک حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لَا یطِیقُ فِیهِ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ یمْنَعُهُ فَلْیمُتْ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیاً. (الکافی، ج‏4، ص 269)

[5] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : مَنْ مَنَعَ قِیرَاطاً مِنَ الزَّکاةِ فَلْیمُتْ إِنْ شَاءَ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیاً. (وسائل الشیعة، ج‏9، ص 33)

[6] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : مِنَّا الْإِمَامُ الْمَفْرُوضُ طَاعَتُهُ مَنْ جَحَدَهُ مَاتَ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیا. (بحار الأنوار، ج‏23، ص 85)

همچنین :

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : مَنْ آذَى عَلِیاً بَعَثَهُ اللَّهُ یوْمَ الْقِیامَةِ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیا. (بحار الأنوار، ج‏39، ص 333)

[7] مَنْ تَرَک الصَّلَاةَ لَا یرْجُو ثَوَابَهَا وَ لَا یخَافُ عِقَابَهَا فَلَا أُبَالِی أَنْ یمُوتَ یهُودِیاً أَوْ نَصْرَانِیاً أَوْ مَجُوسِیا. (جامع الأخبار، ص 74)

[8] أَمْ یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَینا آلَ إِبْراهیمَ الْکتابَ وَ الْحِکمَةَ وَ آتَیناهُمْ مُلْکاً عَظیماً.

[9] در روایات از دنیا به دار الفناء و از آخرت دار البقاء تعبیر شده است. مثلاً

امام سجاد : عَجَباً کلَّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدَارِ الْفَنَاءِ وَ تَرَک دَارَ الْبَقَاءِ. (بحار الأنوار، ج‏70، ص 127)