#همنشین_خدا 86 ؛ فکر خدایی یا فکر شیطانی؟

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز، دعا می‌کنم که خداوند به من و شما توفیق بده هم دین دان باشیم یعنی دین را خوب یاد بگیریم و هم دین دار باشیم یعنی خوب به دستورات دین عمل کنیم و هم دین بان باشیم، یعنی خوب از دین پاسداری کنیم.

می‌خواهم با هم سه پاسخ بدهیم به یک شبهه علیه دین. آن هم این است:

من از اولِ سن تکلیفم خیلی زنده باشم، نماز بخوانم، هفتاد سال نماز بخوانم.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: که یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت نماز بالاتراست « تَفَکُّرُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ سَبعینَ سَنَة ». [1] خُب، من به جای اینکه هفتاد سال خودم را اذیت کنم دولّا راست بشوم و بشین پاشو کنم تا نماز بخوانم، یک ساعت تفکر می‌کنم. کار بهتر و راحت‌تر را انجام می‌دهم !

سه پاسخ بدهیم:

یک. در ماجرای کربلا حُرّ بن یزید ریاحی فکر کرد و نتیجه فکرش شد، پیوستن به امام حسین علیه السلام.

عُمر بْنِ سَعْد هم فکر کرد نتیجه فکرش شد و بریدن سر امام حسین !

یادمان باشد، آن فکری عبادت است که مثل حُرّ، نتیجه‌اش ورود به بهشت باشد نه مثل عُمر بْنِ سَعْد نتیجه‌اش ورود به جهنم است.

دو. این یک ساعتی که فکر می‌کنید اگر به اطاعتِ خداوند فکر‌‌ می‌کنید‌‌ می‌شود فکر خدایی اگر به مخالفتِ خداوند فکر می‌کنید می‌شود فکر شیطانی و فکر شیطانی پاداش ندارد.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند اگر به انجام دادن خوبی‌ها مثل نماز فکر کنید، به انجامش تشویق می‌شوید. « اَلْفِکرُ فِی الْخَیرِ یدْعُو إِلَى الْعَمَلِ بِه‏ » [2]

و اگر به بدی‌ها مثل ترک نماز فکر کنید به نماز نخواندن ترغیب می‌شوید. « مَنْ کثُرَ فِکرُهُ فِی الْمَعَاصِی دَعَتْهُ إِلَیهَا » [3] حالا این فکر شما ـ اینکه به جای نماز بروید فقط فکر کنید ـ کدام نوع است؟ خدایی است یا شیطانی؟

این فکر کردن اگر خیلی خوب انجام شود، در برخی موارد از هفتاد سال عبادت [= نماز] مستحبی بالاتر است و ارزش عبادت مستحبی هرگز به ارزش عبادتِ واجب نمی‌رسد.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: « لَا عِبَادَةَ کأَدَاءِ الْفَرَائِض‏ » [4] هیچ عبادتی مثل همین یک ساعت فکر کردن به اندازه انجام واجب نمی‌رسد. پس اگر هفتاد سال هم بشینی فکر کنی به اندازه اقامه دو رکعت نماز واجبِ صبح ارزش ندارد.

بیاییم مواظب باشیم شیطان با این تفکرات شیطانی، مانع ورود ما به بهشت نشود.

#همنشین_خدا 87 ؛ عبادت فرشتگان

یا مَنْ هُوَ صَمدٌ بلا عَیب

به نام خدایی که بی‌نیازاست و هیچ نقصی ندارد.

سلام به شما معلم عزیز

برای اینکه پاسخ بدهیم به این سؤال که آیا خداوند به نماز ما نیاز داشته که آن را واجب کرده یا علت دیگری داشته است، لازم است مقداری درباره‌ی عظمت کهکشان‌ها و آسمان‌ها با هم گفتگو کنیم.

وقتی به قلّه دماوند نگاه می‌کنیم فکر می‌کنیم خیلی بزرگ است. در حالی که قسمت کوچکی از زمین بزرگ ماست.

خورشید یک میلیون و ۳۰۰ هزار برابر زمینِ بزرگ ماست. زمین و خورشید دور کهکشان راه شیری می‌چرخند.

برای اینکه عظمت این کهکشان را درک کنیم باید بدانیم خورشید که در هر ثانیه دویست و پنجاه کیلومتر حرکت می‌کند ۲۲۵ میلیون سال زمان لازم دارد تا یک دور، دور این کهکشان بچرخد.

فکر می‌کنید کهکشان راه شیری چند تا ستاره دارد؟ بیش از ۱۰۰ میلیارد ستاره !

فکر می‌کنید تا الان چند تا کهکشان کشف کردند؟ در سال ۱۳۹۵ ستاره شناسان گفتند ؛ ما اعتقاد داریم بیش از دو هزار میلیارد کهکشان وجود دارد.

تازه همه این‌ها آسمان اول است ! چون خداوند در قرآن فرموده: ما ستاره‌ها را فقط در آسمانِ اول قرار دادیم « إِنَّا زَینَّا السَّمَاءَ الدُّنْیا بِزِینَةٍ الْکوَاکبِ ». [5]

امام صادق علیه السلام فرمودند: آسمان‌ها مثل پوست پیاز تو در تو هست. آسمان اول نسبت به آسمان دوم مثل یک انگشتر تو بیابان « کحَلْقَةٍ فِی فَلَاةٍ ». [6] هر آسمان نسبت به آسمان بعدی همین طور است. آسمان اول تا ششم نسبت به آسمان هفتم مثل انگشتری است در بیابان.

آقا امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: آسمان‌ها پُرِ پُر است از فرشتگانی که بعضی‌ها یشان، در حال سجده‌اند و رکوعی ندارند « مِنْهُمْ سُجُودٌ لَا یرْکعُونَ » بعضی در حال رکوعند، قیامی ندارند. بعضی‌ها در حال ایستادن و قیامند و حرکتی نمی‌کنند، آنها نه می‌خوابند و نه خسته‌‌ می‌شوند. مُدام ذکر خداوند را می‌گویند. [7]

حالا یک سؤال: خدایی که این همه عبادت کننده دارد، به دو رکعت نماز من و امثال من نیاز دارد؟ آن هم نماز دست و پا شکسته من که پُر از غفلت از یاد خداست؟ مسلّماً نه.

اگر خداوند به نماز من نیاز داشته باشد، پس ناقص است. و می‌خواهد با عبادتِ من خودش را کامل کند. در حالی که ما اعتقاد داریم خداوند صَمَد است. در هر نماز می‌گوییم « اللهُ الصَّمَد » خدایا تو ناقص نیستی، کاملی.

حالا یک سؤال: اگر خداوند ناقص نیست پس چرا به فرشتگان گفته تسبیح و تقدیس او بجا بیاورند؟

خداوند فرمودند: علتش این است که‌‌ می‌خواهم این‌ها عبادت کنند « لَأَجْعَلَنَّ ثَوَابَ تَسْبِیحِکمْ وَ تَقْدِیسِکمْ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ لِمُحِبِّی هَذِهِ الْمَرْأَةِ وَ أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا » برای اینکه ثواب عبادت این‌ها تا روز قیامت را در نامه عمل فاطمه و شوهرش و فرزندانش علیهم السلام و دوستدارانش تا روز قیامت قرار دهد. [8]

پس علت واجب شدن نماز، نیاز خداوند متعال به نماز ما نبوده است ! چیز دیگری بوده ! دنبال آن علت بگردیم.

#همنشین_خدا 88 ؛ نام زیبای خدا

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز. دعا می‌کنم که شما و خانواده محترم‌تان صحیح و سالم باشید.

می‌خواهم یک خاطره برایتان تعریف کنم.

روی صندلی هواپیما نشستم به نفر کناری که یک شخص تحصیل کرده و با کلاسی بود گفتم ؛ سلام. گفت: درود بر شما !

گفتم: چرا نگفتی سلام؟ گفت عرب‌ها‌‌ می‌گویند سلام ! ما فارس هستیم، عرب که نیستیم !

چیزی نگفتم، بعد از چند دقیقه خوراکی به او تعارف کردم، گفت مرسی. گفتم: فرانسوی‌ها‌‌ می‌گویند مرسی ! ما فارس هستیم، فرانسوی که نیستیم ! بگو سپاسگزارم ! سکوت کرد.

گفتم برادر عزیز ! جناب آقای دهخدا در فرهنگش‌‌ می‌گوید: ما فارس ها از ۸۲۰ کلمه فرانسوی استفاده می‌کنیم ! مثلِ اتوبوس، آمبولانس، اورژانس، آژانس. [9]

اگر واقعاً پاسدارِ زبان فارسی هستی مجموعه این 820 کلمه را پیدا کن و واژه معادل فارسی آنها را پیدا کن و آنها را در سخن گفتن به کار ببر !

بعضی‌ها دشمن اسلام هستند. با زبان عربی که زبان اسلام است دشمنی می‌کنند، دشمنی شان را آنجا نشان‌‌ می‌دهند.

اما چون عاشقِ اروپا و غرب هستند واژه‌های فرانسوی و انگلیسی را با افتخار استفاده می‌کنند و وقتی آن کلمات را‌‌ می‌گویند، یادشان‌‌ می‌رود که ما فارسی هستیم !

مواظب باشیم شما از آن افراد نباشیم.

به او گفتم ؛ سلام با درود چهار تا تفاوت دارد:

یک. سلام، نام زیبای خداست. [10] و وقتی ما‌‌ می‌گوییم « سَلامٌ عَلیکم » یاد خداوند هم می‌افتیم اما درود نام خداوند نیست.

دو. جوابِ سلام واجب هست اما جواب « درود » واجب نیست ! ما حتی اگر داخل نماز باشیم و با خداوند صحبت‌‌ می‌کنیم کسی به ما سلام کند، واجب است سخن خود را با خداوند قطع کنیم و جواب سلامش را بدهیم.

اما بیرون از نماز هم اگر کسی بگوید درود بر شما، جوابش واجب نیست.

سه. سلام دعا هست. یعنی من سلامتی جسم و جان در دنیا و آخرت را از خداوند می‌خواهم. اما « درود » دعا نیست. ببینید !

درود باید در جایی استفاده شود که طرف مقابل ما کار خوبی انجام داده و ما می‌خواهیم از او قدردانی کنیم، به او آفرین بگوییم. [11]

وقتی دو مسلمان به هم می‌رسند هنوز طرف مقابل کاری انجام نداده استفاده از واژه درود استفاده دقیقی نیست.

چهار. واژه سلام واژه‌ای است که همه مسلمان‌ها هر کجای دنیا باشند این واژه را می‌شناسند. یعنی شعار جهانی مسلمان‌هاست. وقتی به آنها میگویید « سلام » منظورت را متوجه می‌شوند ولی وقتی به آنها‌‌ می‌گویید « درود بر شما » نیاز به ترجمه دارد.

به او گفتم خداوند خیلی دوست دارد و اصرار دارد مسلمان‌ها هنگامی که به هم می‌رسند، از واژه « سلام » استفاده کنند. دلیل من این است که خداوند روزانه پنج نماز بر همه مسلمان‌ها واجب کرد و در انتهای نماز سه بار واژه « سلام » را قرار داده است.

« اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّها النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ * اَلسَّلَامُ عَلَینَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِین‏ * اَلسَّلاَمُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَکاتُه »

تا مسلمان‌ها یاد بگیرند، تمرین کنند و تکرار کنند که وقتی به هم می‌رسند، از این واژه استفاده کنند.

آقا امام باقر علیه السلام فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ إِفْشَاءَ السَّلَام‏ » [12]

خدا دوست دارد واژه سلام بین مسلمان‌ها پخش شود و استفاده شود.

ما هم طرفدار زبان فارسی هستیم و علمای ما می‌فرمایند: تعقیبات نماز، دعای کمیل و ادعیه مختلف را شما به هر زبانی که خواستید‌‌ می‌توانید، بخوانید ولازم نیست حتماً عربی باشد !

اما واژه « سلام » واژه ای است که خداوند دوست دارد همه این را استفاده کنند.


[1] عنِ النَّبی : فِکرُ سَاعَةٍ خَیرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَة تَفَکرُ (نقلاً عنِ الدیلمی : تَفَکُّرُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ سَبعینَ سَنَة) (عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج‏2، ص 57)

[2] تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 56.

[3] تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 186.

[4] تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص 176.

[5] سوره صافات، آیه 6.

[6] امام صادق علیه السلام :... وَ سَمَاءُ الدُّنْیا بِمَنْ عَلَیهَا وَ مَنْ فِیهَا عِنْدَ الَّتِی فَوْقَهَا کحَلْقَةٍ فِی فَلَاةٍ قِی‏ وَ... (الکافی، ج‏8، ص 154)

[7] ثُمَّ فَتَقَ مَا بَینَ السَّمَوَاتِ الْعُلَا فَمَلَأَهُنَّ أَطْوَاراً مِنْ مَلَائِکتِهِ مِنْهُمْ سُجُودٌ لَا یرْکعُونَ وَ رُکوعٌ لَا ینْتَصِبُونَ وَ صَافُّونَ‏ لَا یتَزَایلُونَ‏ وَ مُسَبِّحُونَ لا یسْأَمُونَ لَا یغْشَاهُمْ نَوْمُ الْعُیونِ وَ لَا سَهْوُ الْعُقُولِ وَ لَا فَتْرَةُ الْأَبْدَانِ وَ لَا غَفْلَةُ النِّسْیان‏. (نهج البلاغه، خطبه 1)

[8] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ أَنْ یبْلُوَ الْمَلَائِکةَ أَرْسَلَ عَلَیهِمْ سَحَاباً مِنْ ظُلْمَةٍ فَکانَتِ الْمَلَائِکةُ لَا ینْظُرُ أَوَّلَهَا مِنْ آخِرِهَا وَ لَا آخِرَهَا مِنْ أَوَّلِهَا فَقَالَتِ الْمَلَائِکةُ إِلَهَنَا وَ سَیدَنَا مُنْذُ خُلِقْنَا مَا رَأَینَا مِثْلَ مَا نَحْنُ فِیهِ فَنَسْأَلُک بِحَقِّ هَذِهِ الْأَنْوَارِ إِلَّا مَا کشَفْتَ عَنَّا فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأَفْعَلَنَّ فَخَلَقَ نُورَ فَاطِمَةَ علیها السلام یوْمَئِذٍ کالْقِنْدِیلِ وَ عَلَّقَهُ فِی قُرْطِ الْعَرْشِ فَزَهَرَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ وَ مِنْ أَجْلِ ذَلِک سُمِّیتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءَ علیها السلام وَ کانَتِ الْمَلَائِکةُ تُسَبِّحُ اللَّهَ وَ تُقَدِّسُهُ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأَجْعَلَنَّ ثَوَابَ تَسْبِیحِکمْ وَ تَقْدِیسِکمْ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ لِمُحِبِّی هَذِهِ الْمَرْأَةِ وَ أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا. (إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏2، ص 403)

[9] تعداد لغات فرانسوی در زبان فارسی در لغتنامه دهخدا نزدیک به ۸۲۰، فرهنگ معین ۱۷۰۰، فرهنگ عمید ۱۶۰۰ است.

[10] هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِک الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمِنُ... (سوره حشر، آیه ۲۳)

[11] درود به هنگامی بیان می‌شود که یکی از طرفین، کاری بزرگ یا پسندیده و شایسته انجام داده باشد و طرف دیگر در مقام بزرگداشت و قدردانی و آفرین‌گویی به او «درود» گوید. در نتیجه، گویندهٔ درود تنها یکی از طرفین است و برخلاف سلام نیاز به جواب متقابل ندارد.

سلام را به هر کس می‌توان گفت اما درود را به هر کس نمی‌توان گفت و همیشه و همواره نیز به یک شخص نمی‌‌توان گفت.

در متون ادبیات فارسی و از جمله در آثار فردوسی، نظامی گنجوی، ناصرخسرو، اسدی توسی، خاقانی، سعدی، دقیقی و کسایی مروزی، واژه درود دقیقاً معادل و هم‌معنای با سلام نیست، بلکه همتراز با «آفرین»، «تهنیت»، «تحیت» و «صلوات» است. (مقاله رضا مرادی غیاث آبادی با عنوان در تفاوت سلام و درود)

[12] بحار الأنوار، ج‏75، ص 181.