#همنشین_خدا 36 ؛ مقایسه واجب با مستحب

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

همان طور که می‌دانید در مجموعه معارف دین، مقایسه‌های درست به ما کمک می‌کنند اهمیت و ارزشِ گزاره‌های دینی را بهتر درک کنیم. حالا می‌خواهیم با هم بین واجب و مستحب مقایسه کنیم و سه تا از تفاوت‌های آنها را بیان کنیم.

یک. خداوند در مستحب تخفیف و آسانی بیشتری قرار داده است. [1]

مثلاً نماز مستحبی را می‌توانیم در حال حرکت بخوانیم رعایت قبله هم لازم نیست، اما نمازِ واجب را باید در حالِ آرامش بدن و رو به قبله بخوانیم.

نمازِ مستحبی را ـ حتی اگر بدنِ ما هم سالم باشد ـ می‌توانیم نشسته بخوانیم اما نماز واجب اگر بدنِ ما سالم باشد باید ایستاده بجا بیاوریم.

در نماز مستحبی اگر بین رکعت اول و دوم شک کنیم نمازِ ما صحیح است. اگر خواستی بنا را بر رکعتِ اول می‌گذاری و اگر خواستی بنا را می‌گذاری بر رکعت دوم، اما در نماز واجب، اگر شک کنی یک رکعت خوانده‌ای یا دو رکعت نماز باطل است.

دو. خداوند در روز قیامت از مستحب از ما نمی‌پرسد، از واجب می‌پرسد، که انجام دادی یا ندادی؟ درست انجام دادی یا غلط؟

اگر کسی در طول عمرش حتی یک رکعت نمازِ مستحبی نخواند در روز قیامت توبیخ نمی‌شود اما نخواندنِ نماز واجب تنبیه دارد.

به همین خاطر برای نزدیکان ما که از دنیا رفته‌اند و نماز قضا دارند اگر مثلاً دو رکعت نماز قضایِ صبح برایش بخوانیم بهتر از این است که دو رکعت نماز مستحبی بخوانیم، چون خداوند از واجبِ او سؤال می‌پرسد نه از مستحب.

سه. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: اگر اشتیاق و رغبت داشتی « فَاحْمِلُوهَا عَلَى‏ النَّوَافِلِ‏ »[2] مستحب را بجا بیاور.

اما اگر مثلاً دو رکعت نماز شب خواندی یا دو صفحه دعای کمیل خواندی و دیدی اشتیاق به ادامه دادن نداری، حضرت فرمودند: ادامه نده ! رها کن.

امّا در واجب این چنین نیست نماز صبح بر ما واجب شده، چه اشتیاق و علاقه و میل داشته باشیم چه نداشته باشیم.

خدا ما را موفق کند واجبات را انجام بدهیم و برای مستحبات اشتیاق داشته باشیم.

#همنشین_خدا 37 ؛ تفاوت زمین و آسمان

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

دعا‌‌ می‌کنم لحظه لحظه زندگی من و شما سرشار از یاد خداوند باشد.

این شعر را همه شنیده‌ایم:

میانِ ماه من تا ماهِ گردون * تفاوت از زمین تا آسمان است

می‌خواهم این شعر را عوض کنم و بگویم:

میانِ مستحب تا امر واجب * تفاوت از زمین تا آسمان است

بین مستحب و واجب خیلی تفاوت است سه تای آن را با هم دوره می‌کنیم:

یک. جبرئیل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرضه داشت: خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید ؛ بنده‌ی من از بین عبادت‌هایی که انجام می‌دهد و به من نزدیک می‌شود، من هیچ کدام را به اندازه واجبات دوست ندارم. « مَا تَقَرَّبَ‏ إِلَی‏ عَبْدٌ بِشَی‏ءٍ أَحَبَّ‏ إِلَی مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَیهِ »[3] یعنی خداوند واجب را بیشتر از مستحب دوست دارد و واجب بیشتر از مستحب ما را به خداوند نزدیک می‌کند ؛ یعنی خداوند بیشتر دوست دارد نماز قضایِ خود را بخوانیم تا نمازِ مستحبی و نماز قضا که بر ما واجب شده بیشتر از نماز مستحبی ما را به خداوند نزدیک می‌کند.

پرداخت زکات و خمسِ واجب بهتر است تا صدقه‌ی مستحبی.

دو. امام صادق علیه السلام فرمودند: در مستحب آن برتر است که مخفی باشد. « فَأَفْضَلُهَا مَا کانَ‏ سِرّاً »[4] برخی روایات ما می‌گویند ؛ نماز مستحبی مخفیانه، ثوابش بیست و پنج برابر می‌شود. [5] برخی روایات می‌فرمایند هفتاد برابر می‌شود. [6]

حضرت فرمودند: در بین واجبات، آن برتر است که آشکار انجام شود. [7] فرمودند: برای نمازهای روزانه‌تان با صدای بلند اذان بگویید تا همه بفهمند.

در نمازِ جماعت شرکت کنیم دیگران ببینند شما نماز می‌خوانید.

به مسجد رفت و آمد کنید تا بی‌نمازها هم ـ با دیدن رفت و آمد شما به مسجد ـ بفهمند که شما اهل نمازید.

پس در واجب ما را تشویق کردند به آشکار انجام دادن ولی در مستحب تشویق کردند به مخفی کردن.

البته استثناء هم داریم مثلاً امرِ مستحبی مثل صدقه را فرمودند اگر آشکار انجام بدهید دیگران هم به صدقه دادن تشویق می‌شوند به این عمل مستحب را بهتر است که آشکار انجام دهیم.

سه. همین جور که زمین جای آسمان را نمی‌گیرد مستحب هم هیچ گاه جای واجب نمی‌شود.

این پیام که در فضای مجازی پخش شده دروغ است، دروغ است، دروغ است:

« این نماز مستحب را بخوان جبرانِ شصت سال نماز قضای تو را می‌کند و اگر این اندازه نماز قضا نداشته باشی نماز قضای پدر و مادرت را جبران می‌کند »

اگر شبِ قدر تا سحر که برترین شب سال است و برتر از هزار ماه است کسی نماز مستحبی بخواند آن هم داخلِ کعبه، جای دو رکعت نماز قضایِ صبح که بر گردنش واجب است را نمی‌گیرد.

پس یادمان باشد اگر سر دو راهی واجب و مستحب قرار گرفتیم به سمت واجب برویم. اگر قرار شد از واجب و مستحب یکی فدای دیگری شود، این مستحب است که باید فدای واجب شود.

#همنشین_خدا 38 ؛ ازدواج با حورالعین

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

دعا‌‌ می‌کنم بهترین جای بهشت، جایِ بهترین بندگان خداوند یعنی شما باشد.

راستی ما در زندگی خود چقدر به بهشت فکر می‌کنیم و به نعمت‌های بهشتی؟ ! مثلاً از سالِ گذشته تا الان چند ساعت شده که به « حورُ الْعین » فکر کنیم؟ !

وقتی خداوند در قرآن می‌خواهد بگوید بهشت من با کلاس است می‌گوید: « حورُ الْعین » دارد، می‌خواهد بگوید آنجا به شما خوش می‌گذرد، من به شما لذّت می‌دهم، می‌گوید: « حورُ الْعین » می‌دهم.

ما درباره « حورُ الْعین » چقدر اطلاعات داریم؟

پیشنهاد من این است که در اینترنت جستجو کنید کلمه « حورُ الْعین » را بزنید و آیات و روایاتش را مطالعه کنیم. با این روش اشتیاق ما به « حورُ الْعین » زیاد می‌شود.

بعضی از مفسّرین اعتقاد دارند « حورُ الْعین » زنی بهشتی نیست تا فقط برای مردان بهشتی باشد ! بلکه همسرِ بهشتی ! است. [8] یعنی برای مردان بهشتی جنس آنها زن است و برای زن‌های بهشتی جنسِ آنها مرد است.

« حورُ الْعین » یعنی انسانی که چشمان درشت و سیاهی دارد. سیاهی چشمش به شدّت سیاه و سفیدی‌اش به شدّت سفید است.

همه ما امام سجاد علیه السلام را مشتاق نماز و عبادت می‌دانیم. می‌دانیم که حضرتِ عاشق نماز بود. زیاد سجده‌های طولانی، گریه و مناجات داشتند. اما بسیاری از انسان‌ها نمی‌دانند که حضرت عاشقِ بهشت بود. عاشق نعمت‌های بهشتی مثل « حورُ الْعین » هم بود.

خادم حضرت می‌فرماید در شبی که هوا خیلی سرد بود دیدم آقا شیک‌ترین لباس‌هایش را پوشیده عطر زده ـ به قول من شده ماه دامادی که یک دسته گُل کم دارد برای رفتن به خواستگاری ـ

خادم می گوید دیدم حضرت می‌خواهد از خانه خارج شود. با تعجب پرسیدم: آقا امشب این همه هوا سرد است، کجا تشریف می‌برید؟

حضرت فرمودند: می‌روم خواستگاری ! می‌روم مسجد نماز بخوانم و « أَخْطُبُ الْحُورَ الْعِینَ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ »، از خداوند یک حورالعین را خواستگاری کنم[9]. هر کس مشتاق حورُالعین است در دنیا باید آنها را از خداوند خواستگاری کند و مهریه‌شان را بپردازد.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: مهریه همسران بهشتی نماز است. [10] هر کسی زیباتر و زیادتر نماز بخواند. در بهشت از این نعمتِ بهشتی بیشتر و بهتر استفاده می‌کند.


[1] امیرالمؤمنین علیه السلام : لَا رُخْصَةَ فِی‏ فَرْضٍ وَ لَا شِدَّةَ فِی نَافِلَةٍ. (تحف العقول، النص، 174)

[2] إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى‏ النَّوَافِلِ‏ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ‏. (نهج البلاغة، حکمت 312)

[3] قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ... مَا تَقَرَّبَ‏ إِلَی‏ عَبْدٌ بِشَی‏ءٍ أَحَبَ‏ إِلَی مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَیهِ. (بحار الأنوار، ج‏72، ص 155)

[4] (بحار الأنوار، ج‏93، ص 24)

[5] عن النبی صلی الله علیه و آله : صَلَاةُ الرَّجُلِ تَطَوُّعاً حَیثُ لَا یرَاهُ النَّاسُ تَعْدِلُ صَلَاتِهِ عَلى أَعْینِ النَّاسِ خَمْساً وَ عِشْرَینَ. (نهج الفصاحة، ص : 545)

[6] امام رضا علیه السلام : المُستَتِرُ بالحَسَنةِ تَعدِلُ سَبعینَ حَسَنة. (وسائل الشیعة، ج ‏16، ص 63)

[7] قال الصادق علیه السلام : مَا کانَ مِنَ الصَّدَقَةِ وَ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ أَعْمَالِ الْبِرِّ کلِّهَا تَطَوُّعاً فَأَفْضَلُهَا مَا کانَ‏ سِرّاً وَ مَا کانَ مِنْ ذَلِک وَاجِباً مَفْرُوضاً فَأَفْضَلُهُ أَنْ یعْلَنَ بِهِ. (بحار الأنوار، ج‏93، ص 24)

[8] «حورالعین» وعده ای مردانه نیست، «حور» جمع‏ «حوراء» و «احور» به کسى گفته مى‏ شود که سیاهى چشمش کاملًا مشکى، و سفیدى آن کاملًا شفاف باشد، و یا به طور کلى کنایه از جمال و زیبایى کامل است، چرا که زیبایى بیش از هر چیز در چشم انسان تجلى مى‏ کند، و به این ترتیب، کلمه‏ «حور» بر مذکر و مؤنث هر دو اطلاق مى ‏شود، و مفهوم گسترده‏ اى دارد که همه همسران‏ بهشتى‏ را شامل مى‏ شود، همسران زن براى مردان با ایمان و همسران مرد براى زنان‏ مؤمن. (لغات در تفسیر نمونه‏، مکارم شیرازى، ص 198)

[9] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : إِنَّ عَلِی بْنَ الْحُسَینِ علیه السلام اسْتَقْبَلَهُ مَوْلًى لَهُ فِی لَیلَةٍ بَارِدَةٍ وَ عَلَیهِ جُبَّةُ خَزٍّ وَ مِطْرَفُ خَزٍّ وَ عِمَامَةُ خَزٍّ وَ هُوَ مُتَغَلِّفٌ بِالْغَالِیةِ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاک فِی مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ عَلَى هَذِهِ الْهَیئَةِ إِلَى أَینَ قَالَ فَقَالَ إِلَى مَسْجِدِ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَخْطُبُ الْحُورَ الْعِینَ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَل‏. (وسائل الشیعة، ج‏5، ص 228)

[10] الصَّلاةُ مِن شَرائع الدّینِ، و فیها مَرضاةُ الرَّبِّ عز و جل، و هی … مُهورًا لِحورِ العین‏. (الخصال، ج ‏2، ص 522)