#همنشین_خدا 7 ؛ برده تاجر آزاد

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز

با هم درباره‌ی نماز گفتگو‌‌ می‌کردیم.

در این جلسه‌‌ می‌خواهم به این سؤال پاسخ بدهیم: « من شنیدم نماز باید خالصانه باشد یعنی فقط و فقط برای خداوند باشد. حتی یک درصدش اگر برای غیر خداوند باشد آن نماز خالصانه نخواهد بود و قبول نمی‌شود »

و من فهمیدم نمازم تا حالا خالصانه نبوده، چون به شوق نعمت‌های بهشتی بوده مثلِ کاخ ها، نهرها، درختان، همسران، خوردنی ها و نوشیدنی هایی که خداوند به نمازگزاران‌‌ می‌دهد.

نماز من از ترسِ جهنم بوده مثل ترس از آن زنجیرهایی که به دست و پای بی نمازها‌‌ می‌بندند چقدر وحشتناک هست. آن مار و افعی ها چقدر ترسناک هستند.

پس من نمازم خالصانه نبوده است.

جواب: قرآن اخلاص را اینگونه تعریف‌‌ می‌کند « لا نُریدُ مِنْکمْ جَزاءً وَ لا شُکورا » [1]

نماز ما با دو شرط خالصانه است:

یک. « توقع پاداش » فقط و فقط از خداوند داشته باشیم نه غیر خدا.

دو. « توقع تشکر » فقط و فقط از خداوند داشته باشیم نه غیر خدا.

پس اگر ما توقع تشکر و پاداش داشته باشیم از خدا. این با اخلاص هیچ منافاتی ندارد.

اگر برای مردم باشد، ضد اخلاص است.

با این اوصاف نمازِ شما صد درصد قبول است، چون به گفته‌های خداوند درباره بهشت و جهنم اعتماد کردی و توقعِ پاداش از خداوند داری.

حتی اگر کسی نماز بخواند برای آثار و فواید دنیایی نماز، مثلاً به آرامش برسد یا مال و عمرش با برکت بشود یا اینکه شنیده لحظه‌ی قبض روحِ انسانِ با نماز آسان است و به خاطر این فایده نماز بخواند، این هرگز با اخلاص منافات ندارد.

امام صادق علیه السلام فرمودند:

عبادت و نماز سه نوع است. [2]

یک. عبادتِ بردگان که از ترسِ تنبیه است، از ترس عذاب‌های جهنم مثلاً نماز‌‌ می‌خوانند.

دو. عبادت تاجران که به شوقِ تشویق و نعمت‌های بهشتی نماز‌‌ می‌خوانند.

اینها هم عبادت خالصانه است و خداوند می‌پذیرد امّا سطحش پایین است. سعی کنیم سطح عبادت‌مان را بالاتر بیاریم.

سه. عبادت آزادگان، یعنی کسانی که به شوق روی دوست نماز‌‌ می‌خوانند.

در ضمیرِ ما نمی‌گنجد به غیر از دوست کس * هر دو عالم را به دشمن دِه که ما را دوست بس

خود امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: من در نمازم به طمعِ بهشت عبادت نمی‌کنم، از ترسِ جهنم هم نماز نمی‌خوانم، « وَ لَکنْ وَجَدْتُک أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ » چون تو را شایسته‌ی پرستیدن دیدم عبادت‌‌ می‌کنم [3]، یعنی اگر بهشت و جهنمی هم نباشد، من کمِ عبادتم نمی‌گذارم.

البته این خیلی درجه‌ی بالایی هست که خداوند توفیقش را بدهد من و شما به این درجه برسیم.

گر در طلب منزل جانی، جانی * گر در طلب لقمه‌ی نانی، نانی

این نکته رمز گویمت تا دانی * هر چیز که در جستن آنی، آنی

نمازتان مقبول درگاه خدا.

#همنشین_خدا 8 ؛ راه رسیدن به مقامات عرفانی

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلمِ عزیز

شما که دوست داری به خداوند نزدیک بشوی. به قولِ عُرفا به مقاماتِ عالیِ عرفانی برسی و سیر و سلوکی معنوی داشته باشی.

در این جلسه‌‌ می‌خواهم سه جمله کلیدی از سه عارف برای شما تعریف کنم.

یک. شخصیتی که امام خمینی رضوان الله علیه از بین ده استادشان فقط درباره ایشان فرمودند: « روحی لَهُ الفِدا » منِ خمینی فداش بشوم. [4]

شخصیتی که امام خمینی فرمود: « اگر سال‌های سال درس داشته باشد من همیشه سر کلاسش حاضر‌‌ می‌شوم » یعنی خودم را از عِلم و از نفس قُدسی او هیچ گاه بی نیاز نمی‌بینم. [5]

ایشان آیت الله محمدعلی شاه آبادی رضوان الله علیه هست. سال‌هایِ سال در مسجد جامع تهران، نماز جماعت و درسِ اخلاق داشت.

یک روز بالای منبر گفت: « آی مردم نمی‌خواهید آدم بشید؟ اگر نمی‌خواهید آدم بشوید، بگویید من این همه وقت نگذارم برای سخنرانی و درس اخلاق »

بعد از منبر چند نفر بازاری محضر ایشان آمدند و گفتند ما‌‌ می‌خواهیم آدم بشویم، چه کنیم؟

ایشان فرمودند: « من سه توصیه به‌ شما می‌گویم انجام بدهید اگر اثرش را دیدید بیایید درس جدید را به شما بدهم »

یک. هر کجا بودید با شنیدنِ صدای اذان نماز اول وقت بخوانید، اگر به جماعت شد بهتر است.

دو. در فروشِ جنس‌ به مردم به حداقلِ سود قانع باشید، یعنی به فکر خدمت به مردم باشید، نه جمع آوری ثروت.

سه. متدینین سالی یک بار خمس می‌دهند. ولی شما ماهی یک بار دخل و خرج‌تان را از هم کم کنید، سودِ خالصی که برای شما می‌ماند یک پنجم آن را به مرجع تقلید خود بدهید.

یکی از بازاری ها می‌گوید: « من تصمیمِ قطعی گرفتم این توصیه ها را عمل کنم، از ماه رجب شروع کردم به عمل به توصیه ایشان. در وسط ماه رمضان بود تو مسجد در حالِ خواندن نماز جماعت بودیم. یک دفعه دیدم چشمم باز شد چیزهای زیبا و عجیبی‌‌ می‌بینم که قبلاً نمی‌دیدم و بعد هم بارها و بارها باز این اتفاق برام افتاد ». [6]

دو. علامه قاضی استاد اخلاقِ آیت الله بهجت و علامه طباطبایی فرمودند: « اگر کسی نمازهای واجبش را اولِ وقت خواند و به مقاماتِ عالی نرسید مرا لعن کند »[7]

سه. آیت الله بهجت رضوان الله علیه فرمودند: « برای رسیدن به مقاماتِ عالیِ عرفانی فقط دو کار انجام بدهید،

1. ترک گناه در فکر و رفتار

2. مقیّد شدن به نمازِ اول وقت [8]

این جور که بنده از گفتار این عارفان بزرگ متوجه شدم محال است کسی پیش خداوند به مقامات عالیه برسد بدون مقیّد شدن به نماز اول وقت.

بیاییم تلاش کنیم نماز ما از اول وقت به تأخیر نیفتد.

#همنشین_خدا 9 ؛ انقطاع الی الله

بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز

همه می‌دانیم که هنگامِ مرگ، روح از بدن ما خارج‌‌ می‌شود.

این خروجِ روح برای بعضی ها مثلِ بوییدن گلِ خوشبو، شیرین و آسان است و برای بعضی ها ـ طبقِ روایات ما ـ مثل کندنِ پوستِ گوسفندِ زنده سخت و دردناک است.

حالا یک سؤال بپرسم: « قبضِ روح من و شما چه جوری است؟ »

جواب: چسب را اگر کف دست بچسبانیم، هنگام کندن راحت جدا می‌شود. اگر پشتِ دست باشد هنگام کَندن چون به مویِ دست دلبستگی پیدا کرده جزّ و وِلزش بلند‌‌ می‌شود.

من و شما هم اگر به دارایی خود مثل مقام، همسر فرزند و ثروت دلبسته باشیم قبض روح ما سخت‌‌ می‌شود. [9]

امام خمینی رضوان الله علیه در ابتدای تدریسِ شان همیشه این دعا را‌‌ می‌فرمودند: « إِلَهِی هَبْ لِی کمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَیک‏ »[10] خدایا من را از هر چه غیر از خودت هست قطع کن و بِبُر.

دارایی دنیا داشته باشم ولی دلبسته‌اش نباشم.

خدا دوست داشت ما دلبستگی نداشته باشیم و « اِنقطاع اِلی الله » داشته باشیم. به همین خاطر یک تمرینی را روزانه پنج بار برای « اِنقطاع اِلی الله » برای ما در نظر گرفت به نامِ نماز.

در نماز، ما هم انقطاعِ جسمی داریم، هم انقطاع روحیِ و قلبی.

مثلاً تا صدایِ اذان را شنیدی از دارایی‌ ات دل بِکَن، ارتباطت را با آن ها قطع کن و به سمت نماز برو.

« تَکبیرةُ الإحرام » که‌‌ می‌گوییم دست ها را‌‌ می‌بریم بالا، عرفا فرمودند: معنای بالا بردن دست ها این است که هر چه دارایی دارم هر چه توجه دارم پشت سر‌‌ می‌اندازم ارتباطم را با آنها قطع‌‌ می‌کنم و به خداوند متصل‌‌ می‌شوم. [11]

چرا در روایت فرمودند هنگام نماز سر خود را این طرف و آن طرف نگردانید؟ [12] چرا گفتند با دیگری سخن نگویید؟ شاید به خاطر اینه که ما داریم تمرین « اِنقطاعِ اِلی الله »‌‌ می‌کنیم.

چرا فرمودند وقتی ایستادید حتی مردمک چشم‌تان را این طرف و آن طرف نیندازید؟ چون انقطاعِ ما را کمرنگ‌‌ می‌کند.

از ما خواستن که نماز ما با « حضور قلب » باشد.

حضور قلب یعنی انقطاعِ قلب از غیر خداوند و اتّصالش به خدا. هر چه حضور قلب در نماز ما بیشتر باشد، این تمرینِ انقطاعِ قلبی بیشتر و بهتر انجام‌‌ می‌شود.

امام خمینی رضوان الله علیه سال‌های سال نمازِ خوب خواندند و این تمرین را انجام دادند، در آخرِ عُمرشان که نوه ها یشان بیشتر شده بود ـ که به ظاهر دلبستگی بیشتر‌‌ می‌شود ـ مقام شان بالاتر رفته بود و قوه قضاییه و مقننه و مجریّه زیر دستشان بود و ثروت ایران به ظاهر زیر دست ایشان بود ؛ با این حال در وصیت نامه‌شان نوشتند: « با دلی آرام و روحی شاد و ضمیری امیدوار از خدمتِ شما مرخّص‌‌ می‌شوم »[13]

یعنی این تمرین را بخوبی انجام دادند.

ما هم بیایم فرصتِ نمازها را قدر بدانیم و « اِنقطاعِ اِلی الله » را در نماز خود تمرین کنیم.


[1] سوره انسان آیه 9.

[2] إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْک عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْک عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکراً فَتِلْک عِبَادَةُ الْأَحْرَار (نهج البلاغة، حکمت 237)

[3] مَا عَبَدْتُک طَمَعاً فِی جَنَّتِک وَ لَا خَوْفاً مِنْ‏ نَارِک‏ وَ لَکنْ وَجَدْتُک أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُک. (عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج‏1، 404)

[4]؟

[5]؟

[6] اکبر دهقان، هزار و یک نکته اخلاقی از دانشمندان، نکته 820.

آن شخص بازاری می‌گوید : من دستورات ایشان را که از ماه رجب شنیده بودم، اجرا کردم تا به ماه رمضان رسید. قبل از ماه رمضان در بازار پاچنار می آمدم که، صدای اذان بلند شد. خود را به مسجد نایب رساندم و پشت سر مرحوم حجت الاسلام سید عباس آیت الله زاده مشغول نماز شدم.

در نماز دیدم که ایشان گاهی تشریف دارند و گاهی ندارند. در قرائت نیستند ولی در سجده و رکوع هستند. پس از نماز به ایشان عرض کردم : شما در حال نماز کجا تشریف داشتید؟ نبودید.

ایشان متحیر شد. تعجب کرد و فرمود که معذرت می خواهم. من از مسجد و منزل ناراحت شدم، لذا در نماز، گاهی می رفتم دنبال آن اوقات تلخی و بعد از مدتی، متوجه می شدم و بر می گشتم.

این اولین مشاهده ی من بود که در اثر دستورات آیه الله شاه آبادی برایم حاصل شده بود. (ابوطالب نصیری، آثار و برکات نماز اول وقت، صفحه ۷۰)

[7] کتاب زمزم عرفان، محمدی ری شهری، ص 85.

[8] برای سالک، در اولین مرحله، عزم راسخ و مستمر بر ترک معاصی در اعتقادیات و عملیّات در تمام عمر ـ اگر چه هزار سال باشد ـ و نماز اول وقت، برای وصول به مقامات عالیه، کافی و وافی است. (کتاب زمزم عرفان، محمدی ری شهری، ص 83)

[9] آیت الله جوادی آملی در جلسه هشتم تفسیر سوره حمد : مرگ به معناي انتقال است، انسان تا از تك‌تك اين علايق صرف نظر نكرد وارد برزخ نمي‌شود. و تا از تك‌تك اين علايق قطع علاقه بكند، طول مي‌كشد. انساني كه مي‌ميرد مثل آن آدم معتادي است كه او را بگيرند و همهٔ‌ مواد را از او بگيرند و اين اعتيادش بماند. اعتياد هست متعلّق عادت نيست، او در عذاب اليم گرفتار است. انسان معتاد به دنيا وقتي دل به دنيا، به زن، فرزند، زندگي بست وقتي كه مرد مال و متعلقات را از او مي‌گيرند و اين علاقه هست. اين علاقه مدتها او را مي‌سوزاند تا كم‌كم از جا برود. آنجا راه درمان نيست كه آدم را معالجه كنند.

[10] قسمتی از مناجات شعبانیه

[11] شبیه این مطلب را هم میرزا جواد آقا ملکی اصفهانی فرمودند : مقصود از تکبیرة الاحرام، بیزاری جستن از هر شرک و شریکی و از هر چه مشرکان قائل به آن هستند، است. (میرزا جواد ملکی تبریزی، سرّ الصلاة، ص319)

[12] فِقهُ الرِّضا علیه السلام : إذا أرَدتَ أن تَقومَ إلَى الصَّلاةِ... لا تَلتَفِت یمینًا و شِمالا. (محمدی ری شهری، الصلاة فی الکتاب و السنة، ص 102)

[13] مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی رضوان الله علیه، ص 91.