متن سخنرانی های دو دقیقه ای با موضوع « در محضر بهجت»
#در_محضر_بهجت ۳۲ ؛ فرار از شهرت
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلمان عزیز.
درسهایی را از زندگی آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه با همدیگر مرور میکردیم.
استادِ آیتالله بهجت یعنی علامه قاضی رضوان اللّه علیه به شدّت از شهرت گریزان بودند و سرِ ظهر که هوا به شدّت گرم است به حرم امیرالمؤمنین میرفتند تا کمتر مورد توجه دیگران قرار بگیرند و کمتر مشهور بشوند. [1]
آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه هم سالهای سال درسها را در خانه شان برگزار میکردند با ده_ پانزده تا طلبه. که یکی از آن طلبهها شد علامهی مصباح یزدی رضوان اللّه علیه.
در سالهای آخر عمرشان که تعداد شاگردانشان زیاد شد درسها را در مسجد فاطمیه برگزار میکردند.
وقتی جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم ایشان و شش نفر دیگر را به عنوان مرجع تقلید به مردم معرفی کردند، ایشان فرمودند : « چند ماه صبر کنید که هر کسی میخواهد از آن شش بزرگوار تقلید کند. بعد اگر کسی ماند و خواست از بنده تقلید کند رساله را چاپ کنید ».
تا هفت بار که رساله چاپ شد، ایشان اجازه نمیداد حتی اسم او را روی رساله بنویسند.
علی آقا پسر آیتالله بهجت میگوید : « به پدرم میگفتم خُب باید مشخص باشد نویسندهی کتاب کیست؟ » بعد از چاپِ هفتم کتاب اجازه دادند تا روی کتاب بنویسیم « محمدتقی بهجت». [2]
میفرمودند : هرگز اسم آیتالله برای من روی کتاب ننویسید.
به سخنرانها میفرمودند : در مجلسی که من هستم بالای منبر اسمی از من نبرید. چون امام صادق فرمودند : « إنْ قَدَرْتُم أنْ لا تُعْرَفوا فافْعَلوا » [3] اگر میتوانید که کاری بکنید تا ناشناخته بمانید و مشهور نشوید آن کار را انجام بدهید.
ما هم در زندگیمان این حدیث امام صادق را سر لوحهی زندگیمان قرار بدهیم و تا جایی که میتوانیم از شهرت فرار کنیم.
#در_محضر_بهجت 33 ؛ عاقبت بخیری
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلمان عزیز
نکاتی را از درسهای آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه با هم مرور میکردیم.
آیتالله بهجت میفرمودند : باید مواظب باشیم مغرور نشویم! خیلیها بودند در طول تاریخ خوب شروع کردند ولی بد تمام کردند! تا یک قدمی بهشت رفتند ولی سر از جهنم درآوردند! مثل بَلعم باعورا، مثل زبیر که روبروی امیرالمؤمنین در جنگِ جمل ایستاد. ما آیتالله مرجعِ تقلید داشتیم که عاقبت به شرّ شد!
آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه میفرمودند : باید مواظب باشیم مغرور نشویم! آنچه معاویه و یزید بالفِعل داشتند ما بالقُوّه داریم! اینگونه نیست که آنها از جهنم آمده باشند و ما از بهشت! [4] هنوز امتحانی برای ما نگرفتهاند تا معلوم شود در مقابل حسین ابن علی میایستیم یا همراه او میشویم و از او دفاع میکنیم.
به همین خاطر، هر چقدر هم آدم خوبی هستیم باید مواظب باشیم تا آخر خوب بمانیم!
دعای عاقبت بخیری یکی از دعاهایی است که آیتالله بهجت خیلی برایش پافشاری میکردند و بر ثُباتِ ایمان تا لحظهی مرگ تأکید داشتند.
در قرآن آمده که حضرت یوسف علیه السلام این گونه دعا کردند « تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ » [5] یعنی خدایا من را مسلمان یعنی تسلیم خودت بمیران و مرا به خوبان ملحق کن.
پیامبر عزیزمان که بالاترین انسان روی کره زمین است فرمودند « اللَّهُمَّ لَا تَکلْنِی إِلَى نَفْسِی طَرْفَةَ عَینٍ أَبَداً » [6] خدایا مرا در یک چشم به هم زدن به خودم وا گذار نکن!
این دعاها را در قنوت نماز و در سجده نماز داشته باشیم و از خداوند بخواهیم ما را عاقبت بخیر از دنیا ببرد.
#در_محضر_بهجت ۳۴ ؛ مجالس عید الزهراء علیها السلام
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلمان عزیز.
درسهایی را از زندگی آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه یاد میگرفتیم.
در ماه ربیع الاول برخی از شیعیان جلسهای را برگزار میکنند به نام عیدُ الزّهراء.
ایشان به برگزارکنندگان و حاضران در آن جلسه دو تذکر مهم میدادند :
یک. به جای لهو و لعب و خندیدن و خنداندن، فضائلِ امیرالمؤمنین و دلایل برتری حضرت بر سه خلیفه اول را بیان کنیم و از کتب خود اهل سنت محاسنِ علی ابن ابیطالب و معایب آن سه خلیفه را بیان کنیم. این سبب تقویت ایمان شیعیان میشود. [7]
و مثال میزدند که علامهی امینی رضوان اللّه علیه در کتاب شریف الغدیر همین کار را انجام داد، که از کتبِ خود اهل سنت عیبهای سه خلیفهی اول را جمع آوری کرده.
دو. ایشان فرمودند : اگر در این مجالس سبّ و شتمی اتفاق بیفتد یعنی نسبت به سه خلیفهی اول و دو همسر پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله کلمات زشت، رکیک و توهین گفته شود، یا حتی لعنِ علنی اتفاق بیفتد و دیگران فیلمی از آن بگیرند و پخش بکنند و به واسطهی آن یک شیعه کشته شود یا مورد آزار و اذیت قرار بگیرد و خونی از بینی او بیرون بیاید، حاضران و برگزار کنندگان این جلسات در دادگاه عدل الهی در روز قیامت بعنوان مُسبَّب یا شریک جرم مورد مؤاخذه الهی قرار خواهند گرفت. [8]
بنابراین خوب است اگر مجلسی در جهت نشر فضائل امیرالمؤمنین اتفاق میافتد آن جلسه همراه با تقیّه باشد و فقط فضائل امیرالمؤمنین و معایبِ آن سه خلیفه از کتب خودشان بیان شود.
#در_محضر_بهجت ۳۵ ؛ داستان نامه پدر آیتالله بهجت
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلمان عزیر.
درسهایی را از زندگی آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه یاد میگیریم.
ایشان وقتی به نجف اشرف رفتند در آنجا با علامه قاضی رضوان اللّه علیه آشنا شدند و در درس اخلاق ایشان شرکت میکردند.
یک انسانی از روی نادانی یا حسادت نامهای نوشت که : « آقا میرزا محمود بهجت در شهرخودت نشستی و نمیدانی نجف چه خبر است. پسرت روی آورده به ذِکر و وِرد گفتن و ممکن است از درسش عقب بیفتد و به جای اینکه عالِم بشود، صوفی بشود ».
پدر هم بیخبراز همه جا نامهای نوشت به پسرش که : « محمد تقی راضی نیستم غیر از واجبات هیچ عمل دیگری انجام بدهی حتی راضی نیستم نماز شب بخوانی».
آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه وقتی نامه را خواند میدانست که دستورات پدر و مادر از همهی مستحبات خداوند متعال بالاتر است. به همین خاطر حتی نماز شبش را ترک کرد و البته به سکوت روی آورد و کمتر حرف میزد. [9]
و هر چه معنویت و مقام قرار بود ایشان با ذکر گفتن و نماز شب خواندن به دست بیاورد، خداوند متعال بیشتر از آن را به او داد چون به گفتهی پدرش احترام کرد.
اگر آقایی به خانمش بگوید، من راضی نیستم در شبِ قدر تو به مسجد بروی برای مراسم احیا و آن خانم به حرف شوهرش گوش کند، چون امرِ شوهر از تمام مستحبات خداوند بالاتر است، هر چقدر مقام و ثواب قرار است در شب قدر بدست بیاورد با آن دعاهایی که میخواند و با آن اشکها و ناله هایی که دارد، خداوند بیشترش را به او میدهد.
توجه داشته باشیم در دستورات پدر و مادر و شوهر فقط یک خطِ قرمز وجود دارد و آن هم این که امرِ به حرام بکنند یا امر به ترک واجب.
که امیرالمؤمنین فرمودند : « لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیةِ الْخَالِق » [10] حرف هیچ انسانی را نباید گوش کنیم اگر دستور به مخالفت با دستور خداوند متعادل داده باشد.
باید توجه داشته باشیم که حفظ نظام خانواده و حرمت پدر، مادر و شوهر آنقدر بالاست که خداوند متعال میفرماید : اگر آنها دستوری دادند که مستحبی از مستحبات من را ترک کنی گوش کنی در عوض من مقام و ثوابی بیشتر از انجام آن مستحب در نامهی اعمال تو مینویسم.
[1] مرحوم آیتالله آقا میرزا علی غروی علیاری در حق استاد خویش چنین فرمودند: علامه قاضی رضوان اللّه علیه غالب ایام، ساعت دو بعد از ظهر که مردم از گرمای سوزان نجف به سردابها پناه می بردند، ایشان وضو می گرفتند و تشریف میبردند حرم برای زیارت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام.
( پایگاه اطلاع رسانی حوزه : )
آیتالله سید محمد حسینی همدانی شاگرد علامه قاضی رضوان اللّه علیه میفرماید : ایشان غالب ایام، ساعت دو بعد از ظهر که مردم از گرمای سوزان نجف به سردابها پناه می بردند، ایشان وضو می گرفتند و تشریف می بردند حرم، برای زیارت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام. در آن گرمای سوزان که هیچ کس طاقت نداشت بیرون از سرداب باشد، ایشان حرم تشریف می بردند. این وقت را انتخاب کرده بود تا کسی متوجه ایشان نشود. ( سایت تبیان : )
[2] سایت جهان نیوز، سه شنبه 9 مهر 1392 ( کد مطلب : 316814 )
[3] الكافي، ج 8، ص : 128.
[4] آنچه معاویه و یزید بالفعل داشتند، ما بالقوه داریم. خیلی به خود مغرور نشویم. اینطور نیست که آنها از جهنم آمده باشند و ما از بهشت. به خدا پناه میبریم! ( در محضر بهجت، ج ۱، ص ۱۸۵ )
[5] سوره یوسف، آیه 101.
[6] مناقب آل أبي طالب عليهم السلام ( لابن شهرآشوب )، ج1، ص 57.
[7] آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه : در شب عید غدیر و شبهای مثل آن، مانند شب و روز نهم ربیع [شب عید حضرت زهرا علیها السلام ] و… باید فضیلت این شبها و روزها و صاحب آنها و مطاعن دشمنان ایشان و احادیث وارده در زمینه ولایت، با اقامه دلیل و برهان ذکر شود، تا موجب تقویت عقاید مذهبی مستمعین گردد، نه اینکه اینگونه مجالس به خنده و لهو و لعب گذرانده شود. ( در محضر بهجت، ج ۲، ص 9 )
[8] آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه : در مجالسی که بهمناسبت حضرت فاطمه علیها السلام برقرار میشود ( نهم ربیعالاول )، شایسته است فضایل و مناقب اهلبیت، بهخصوص حضرت زهرا علیهم السلام بیان گردد و برگزاری مجالس خنده، بدون ذکر فضایل آنها خوب نیست؛ زیرا چهبسا با یک کلمۀ مُهمَل، اشخاصی به تردید بیفتند، بهخصوص در زمان ما که اهل تسنن در میان ما هستند. و چهبسا وسایل ضبط و استراق سمع داشته و از گفتار و کردار و افراد، و از صحنهها عکسبرداری کنند، و ممکن است این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند، گردد. در این صورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود، ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود. ( در محضر بهجت، ج ۱، ص ۱۳۸ )
[9] کتاب عطش، انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس، ص ۲۳۴.
سایت مرکز تنظیم و نشر آثار آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه :
[10] نهج البلاغه، حکمت 165.