متن سخنرانی های دو دقیقه ای با موضوع « در محضر بهجت»
#در_محضر_بهجت 26 ؛ رابطه دین و سیاست
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلمان عزیز
درسهایی را از زندگی آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه را یاد میگرفتیم.
مردم فکر میکنند که آیتالله بهجت یک طلبهای بود که گوشهی حُجره و خانه درسش را میخواند و گوشهی مسجد نمازش را. و کاری به کار سیاست نداشت، اما واقعیت چیز دیگری است.
پسر آیتالله بهجت میگوید : « پدر من اعتقاد داشت سیاست عین دین است ». [1]
او با سیاسیترین عالم زمان خودش یعنی امام خمینی رضوان اللّه علیه از سال ۱۳۴۰ ـ یعنی دو سال قبل از نهضت ـ رفیق بود و برخی شبها یک ساعت با هم گفتگو میکردند و این رفاقت تا آخر عُمر امام خمینی ادامه پیدا کرد. [2]
امام خمینی رضوان اللّه علیه در ابتدای نهضت مواضعِ تندی را میگرفت. در حالی که کسی نمیتوانست به شاه بگوید بالای چشمِ تو ابرو است امام خمینی میگفت :
« آقای شاه من تو را نصیحت میکنم، اینقدر با ملت بازی نکن! کاری نکن که ملت تو را بیرون کنند! [یعنی از کشور اخراج کنند.] » [3]
انگلیس از آمریکا بدتر است، آمریکا از انگلیس، شوروی از هر دو بدتر است! همه از هم پلیدترند! » [4] کلمات تندی را به ابرقدرتهای دنیا میگفت.
به آقای بهجت میگفتند : فکر نمیکنی که آقای خمینی تند میرود؟ ایشان پاسخ دادند : آیا فکر نمیکنید آقای خمینی کند میرود؟! [5]
آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه یک پیام خصوصی برای امام خمینی رضوان اللّه علیه فرستاده بودند که بنده شخصی را میشناسم که میتواند نقشه ترور شاه را انجام بدهد، آیا به نظر شما صلاح است این کار را انجام بدهد یا نه؟ امام خمینی در جواب فرموده بودند : الان وقتش نیست! [6] یعنی ایشان حتی نقشه ترور شاه را هم داشت. [7]
ایشان بعد از امام خمینی رضوان اللّه علیه با آیتالله خامنهای حَفَظَهُ اللّه که رهبر مملکت است و عالم سیاسی است، بارها و بارها جلسات خصوصی داشتند و برخی نکاتِ سیاسی را که به ذهنشان میرسید به آیتالله خامنهای میفرمودند. [8]
آیتالله مصباح یزدی رضوان اللّه علیه هم که شاگردِ آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه بودند، فرمودند : « علت اینکه ما وارد مسائل سیاسی شدیم این بود که استاد ما آیتالله بهجت، ما را به این کارها تشویق میکرد ». [9]
#در_محضر_بهجت 27 ؛ شناسنامه
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم
نکاتی را درباره زندگی آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه تقدیمتان میکردم.
پیامبر عزیزمان در شبِ معراج وقتی به آسمان رفتند و آنجا آخرین ورژنِ نماز رونمایی شد، خداوند متعال به ایشان فرمودند که در رکعت اول بعد از سوره حمد سوره « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » را بخوان چون شناسنامه من خداست و در رکعت بعد، بعد از سوره حمد سوره « إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ » را بخوان که شناسنامه تو و اهل بیتت است.
آقا امام هادی علیه السلام هم به یکی از شاگردانشان فرمودند : « أَنَّ أَفْضَلَ مَا تَقْرَأُ فِی الْفَرَائِضِ بِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد » بهترین سورهها که در نماز بعد از سوره حمد خوانده میشود سوره قدر و سوره توحید است. [10]
آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه وقتی در نجف اشرف بودند در درس اخلاق علامه قاضی رضوان اللّه علیه شرکت میکردند، و این عالم بزرگوار در شبانه روز زیاد سوره « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » را میخواند و میفرمودند قرائت این سوره برای تقویتِ توحید مفید است و در فقه و اصول ایشان شاگرد آیتالله غروی اصفهانی بودند که این عالم بزرگوار تلاش میکرد در شبانه روز هزار بار سوره « إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ » را بخواند! [11]
در سیره خود آیتالله بهجت نوشتهاند در شبانه روز هنگامی که برای درس میرفتند یا در لابه لای کارهای دیگر سوره توحید و سوره قدر را زیاد میخواندند.
ما هم ان شاءالله یاد بگیریم در لابه لای کارها روزانه از این دو سوره مهم غافل نباشیم!
#در_محضر_بهجت 28 ؛ چشم برزخی
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلمان عزیز
نکاتی را از زندگی آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه را تقدیم میکردم.
مشهور بین علمای معاصر ما این بود که آیتالله بهجت چشم برزخی دارند، یعنی باطنِ آمها را ایشان میتوانند ببینند!
ایشان در خانه ذکر « یا اللّه » و « یا هادی » را زیاد میگفتند و وقتی با مردم معاشرت میکردند ذکر « یا سَتّار » را. [12]
از ایشان پرسیدند از هزاران اسم خداوند متعال در دعای جوشن کبیر شما چرا آنقدر ذکر ذکر « یا سَتّار » را میگویید؟ ایشان میفرمودند : اگر نیّات درون قلب ما برای مردم روشن شود و آشکار شود آبروی ما میرود. یعنی من این ذکرها را میگویم تا خدا آبرویم را نگه دارد.
ایشان این حدیث امیرالمؤمنین علیه السلام را در جواب میخواندند که « لَو تَکاشَفتُم ما تَدافَنتُم » [13] اگر مردم نیّات قلبی یکدیگر را میدانستند و آن کارهایی را که در خَفا انجام میدهند بر آن آگاهی داشتند، همدیگر را دفن نمیکردند.
و برخی از علما فرمودند : آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه ذکر « یا سَتّار » را میگفتند برای اینکه باطنِ دیگران را نبینند!! باطن خودشان که پاک و زیبا بود.
ما هم ذکر « یا سَتّار » را زیاد بگوییم و از خدا بخواهیم در دنیا و آخرت پرده بر روی اشتباهها، خطاها و گناهانمان بکشد و ما را بین مردم رسوا نکند.
[1] حجت الاسلام و المسلمین علی بهجت : پدرم معتقد بود که دین باید با سیاست همراه باشد و سیاست عین دین است. ( مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی 15 آذر 1389، کد خبر9637050 )
[2] فرزند آیتالله بهجت : قبل از 15 خرداد سال 42 در طول یک سال، شاید حدود 13 بار حضرت امام و آیتالله بهجت رضوان اللّه علیهما با هم دیدار داشتند. ( پایگاه اطلاع رسانی حوزه، تاریخ 14 خرداد 1391 ؛ آدرس مطلب : )
[3] صحیفه امام خمینی، ج 1، ص 245.
[4] صحیفه امام خمینی، ج 1، ص 420.
[5] آیتالله مسعودی : یک روزی ( همان وقت که امام خمینی قیام خود علیه شاه را شروع کرده بود، حدوداً در سال ۴۱ و ۴۲ ) آقایی آمد و به آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه گفت، آیا شما فکر نمی کنید که آقای خمینی تُند میرود؟ این اتفاق برای آن زمان بود که امام در مورد کاپیتولاسیون صحبت کرده بودند و اعلامیه شاه دوستی امام خمینی اعلامیه « شاهدوستی یعنی غارتگری » در سطح بالایی منتشر شده بود و همه میدانستند که لبه تیز انقلاب امام روی شخص شاه است و شاه است که باید از بین برود.
بعد آیتالله بهجت در جواب سوال آن شخص میگوید : « شما احتمال نمیدهید که آقای خمینی دارند کُند میروند؟ » در عین اینکه امام علیه رژیم شاه سخنرانی میکرد، شاید مقصود از « کُند رفتن » این بود که باید امام، اعلام اجهاد کند. ( بهجت عارفان، ص ۱۰۶ )
[6] سایت تنظیم و نشر آثار آیت الله بهجت ، کلیپ تصویری مصاحبه با آیت الله مصباح یزدی. (آن شخصی کع نقشه ترور داشته حجت الاسلام والمسلین شجونی ـ شاگرد آیت الله بهجت و دوست شهید نواب صفوی ـ بوده است)
[7] شبیه مطلب بالا را فرزند آیتالله بهجت هم بیان کردند : یادم هست آیتالله بهجت خیلی انقلابی موضع می گرفت و با امام همراهی می کرد. همان روزهای اول به حضرت امام گفته بود آقا، شاه باید برود، حتی فرموده بود، اینهایی که اطراف شاه هستند، دنبال دنیا هستند یکی از اینها را بخواهید تا دنیایش را تامین کنیم و شاه را نابود کند.
( پایگاه اطلاع رسانی حوزه، تاریخ 14 خرداد 1391 ؛ آدرس مطلب : )
حجت الاسلام والمسلمین علی بهجت : ایشان به شدّت با انقلاب و براندازی شاه، موافق بود. اغلب هم مورد مشورت امام خمینی بودند. یاد دارم که ایشان در جلسهای به امام پیشنهاد کرد که سریعترین راه برای اینکه موقعیتی برای شیعیان به دست آید تا حکومت سلطنتی شاه را از بین ببرند، این است که ترتیبی داده شود که شاه توسّط محافظان خودش از بین برود و راهی هم پیشنهاد کردند. ( محمدی ری شهری، زمزم عرفان، ص٢۶۶ و٢۶٧ )
[8] آیتالله محفوظی هم که مسئولیت دفتر آیتالله بهجت را بر عهده داشت، در این باره تعریف کرده است که مقام معظم رهبری رضوان اللّه علیه به ایشان علاقهمند بودند. رهبر انقلاب گاهی در آن منزل سابقشان و با آیتالله بهجت مینشستند و صحبت میکردند و دیداری داشتند، نه یک بار نه دو بار.
( خبرگزای تسنیم )
[9] یکی از آن تشویق ها این خاطره آیتالله مصباح یزدی است : در زمانیکه نهضت حضرت امام خمینی رضوان اللّه علیه و نهضت روحانیت شروع شد و داستان مدرسه فیضیه و حمله کماندوها به مدرسه فیضیه در حضور مرحوم آیتالله العظمی گلپایگانی رضوان اللّه علیه واقع شد و بعضیها را از بالای پشتبام مدرسه پرت کردند در رودخانه و در حیاط مدرسه، مرحوم آقای بهجت ضمن اظهار حساسیت و تأسف نسبت به این مسائل، اصرار میکردند که سعی کنید این حوادث را ضبط کنید و بنویسید، چرا که ممکن است اینها چندی بگذرد و فراموش شود یا تحریف شود؛ لذا مؤکدا اصرار میکردند که نگذارید اینها فراموش شود. (سایت مشرق نیوز : خاطرات جالب آيت الله مصباح از آيت الله بهجت ؛ کد خبر 46373 )
[10] الكافي، ج3، ص 315.
[11] آیتالله سید عبدالکریم کشمیری رضوان اللّه علیه : مرحوم آيةاللَّه شيخ محمّد حسين اصفهانى رضوان اللّه علیه معروف به كمپانى را درك كردم و از ايشان دستورى خواستم، ايشان خواندن سوره « انّا اَنزَلناهُ فى لَيلَة القَدر » را به من وصيّت كردند و فرمودند : « هركس اين سوره را بخواند از سرش تا عرش عمود از نور متصل است ». خودش هم روزى هزار بار اين سوره را مى خواندند. ( آفتاب خوبان، ص ۲۴ ).
آیتالله بهجت رضوان اللّه علیه : یک روز از شیخ علی محمد بروجردی رضوان اللّه علیه خواستیم از ایشان بپرسید : این چه ذکری است که ایشان ملازمش هست و خیلی جدی است که ذکرش تَرک نشود؟
جواب آوردند که : نگفتند چه ذکری است، ولی گفتند : « اگر کسی هر روز هزار بار « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ » بخواند، این فوائد را دارد، بدون توقف و تحدید « تمام سال » [این دستور را انجام دهد] ». ( اسوه اخلاق، ص ۱۲۰ )
[12] کتاب این بهشت، آن بهشت، ص٢۶؛ بر اساس خاطرۀ حجتالاسلام و المسلمین علی بهجت.
[13] عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص 53.