شیوه پاسخ نقضی به شبهات :
فصل هفتم : شیوه پاسخ نقضی به شبهات :
مخاطب و شبهه گر یک قضیه را تعمیم می دهد و قاعده کلی بیان می کند ، ما با مثال های خلاف عمومیت آن مدعا را از بین می بریم.
- یهودیان به پیامبر : 14 سال به سوی بیت المقدس نماز میخواندی و الان به سوی کعبه ، این تغییر یا از حق به باطل رفته ای یا از باطل به سوی حق (پس نماز های 14 سال باطل است)
پیامبر : قل لله المشرق و المغرب
شما در روز جمعه ماهی گیری میکردید و شنبه انجام نمی دادید؟ پس شما از باطل به سوی حق رفتید یا حق به سوی باطل؟
لَقَدْ تَرَكْتُمُ الْعَمَلَ یوْمَ السَّبْتِ ثُمَّ عَمِلْتُمْ بَعْدَهُ سَائِرَ الْأَیامِ ثُمَّ تَرَكْتُمُوهُ فِی السَّبْتِ ثُمَّ عَمِلْتُمْ بَعْدَهُ أَ فَتَرَكْتُمُ الْحَقَّ إِلَی الْبَاطِلِ أَوِ الْبَاطِلَ إِلَی الْحَقِّ أَوِ الْبَاطِلَ إِلَی الْبَاطِلِ أَوِ الْحَقَّ إِلَی الْحَقِّ؟ [2]
یهودیان مسلمان را دارای دین مستقل نمی دانستند و میگفتند شما قبله مستقل ندارید به سوی قبله ما نماز میخوانید. پیامبر ناراحت بود و دوست داست قبله تغییر کند و دوست داشت قبله جدید کعبه باشد ، خداوند فرمودند : قد نری تقلب وجهک فی السماء فلنولینک قبلة ترضاها.
- می گویند سجده بر تربت پرستش خاک و شرک است؟
خودشان سجده بر پشت و باسن نفر جلویی را جایز میدانند. تفاوت است بین مسجود له و مسجود الیه و مسجود علیه
- چرا در اذان شهادت ثالثه را میگویید؟ در زمان رسول الله نبوده است پس بدعت گزارید؟ اگر اضافه کردن اشتباه هست چرا شما میگویید الصلاة خیر من النوم...
شهادت ثلات مثل صلوات بعد از شهادت به رسالت پیامبر در اذان است ، جزء خارجی داخل در اذان است که مستحب است بعد از نام ایشان صلوات بفرستیم و مستحب میدانیم که شهادت به ولایت امیرالمؤمنین بدهیم. مثل نام پیامبر که بعد از آن صلوات میفرستیم ولی اعتقاد نداریم که جزء اذان است.
- من اعان تارک الصلاة بلقمة من برای شوهر و فرزندان بی نمازم غذا درست میکنم اگه این روایت درست باشد حاضرم طلاق بگیرم.
جواب : اگر دادن لقمه مانند کشتن پیامبر میمانند پس چرا خدا هفتاد سال غذا و روزی میدهد.
حضرت ابراهیم یک نفر را به غذا دعوت کرد بعد که فهمید کافر است او را رد کرد. خدا فرمود : ما هفتاد سال روزی میدادیم. یک روز گفتیم تو روزی بدهی! ببین چه کردی؟ غذا بدهید به نیت اینکه بتوانید در طول زمان او را اصلاح کنید. غذا بدهید به نیت اینکه او دوستدار و محب اهل بیت است. کن محبا لآل محمد و ان کنت فاسقا و کن محبا لمحبیهم و ان کانوا فاسقین
- چرا در نماز باید مرد ها جلوتر از زن ها بایستند ، چرا همیشه مرد ها مهمتر از زنان هستند و زن ها را تحقیر میکنند؟ چرا زن نمیتواند امام جماعت شود؟
پاسخ نقضی : در جنگ هم مرد ها جلوتر میروند تا جان خود را فدای زنان کنند.
هر که اول نماز را شروع کند نماز نفر بعدی صحیح نیست ، چه مرد باشد چه زن.
- شخص وهابی : چرا شما زیارت امامان میروید آنها مرده اند و میگوید نماز در کنار ضریح امامان پاداشش بیشتر است از نماز در مسجد در قبرستان نماز میخوانید و نماز در قبرستان کراهت دارد.
پاسخ نقضی : بهترین مکان نماز در حجر اسماعیل است که قبر هاجر و حضرت اسماعیل است.
عایشه ده ها سال کنار مرقد پیامبر داخل خانه نماز میخوانده است
- آیا توجه به فقیر (و انگشتر دادن امیرالمومنین) با حضور قلب منافات ندارد؟ اگر حواسش به نماز بوده چطور به فقیر انگشتر داده اگر حواسش به فقیر بوده پس حضور قلب نداشته است.
جواب نقضی : آیا توجه پیامبر به کودک و کوتاه کردن نماز با حضور قلب منافات ندارد؟
جواب حلی : خداوند حضرت را مدح کرده است نه ذمّ. پس حضرت حضور قلب را از دست نداده است. توجه حضرت در نماز به فقیر توجه از کار مورد رضایت خدا (توجه به خدا) به کار مورد رضایت خداست (توجه به فقیر) توجه از معنویت به معنویت است نه از آخرت به دنیا.
امامان مظهر اسامی خداوند : یا من یشغله سمع عن سمع و یا من لا یمنعه فعل عن فعل
انگشتر امیرالمومنین و تیر از پا ؛
سه نوع توجه داریم :
توجه محض به خدا
توجه به غیر خدا برای خدا (توجه به فقیر و گریه کودک و فکر شتر بزرگتر ؛ البته در مواقعی این توجه واجب میشود در صورتی که جان شخص یا حیوانی در خظر باشد)
توجه به غیر خدا به خاطر غیر خدا
اولی و دومی ممدوح است و سومی مذموم است.
توجه به شوهر و کوتاه کردن نماز برای اینکه شوهر دوست دارد کنارش باشی. کوتاه کردن نماز جماعت پیامبر با گریه کودک.
- یک شبهه : فلسفه وضو طهارت و پاکی است و این با شستن پا حاصل میشود ، پس ما اهل سنت کار دُرستی میکنیم.
جواب : اگر شستن بهتر است تمام پا تا زانو را بشورید و تمام سر را بشورید و اصلا حمام بروید و اگر از حمام آمدید وضو نگیرید.
یک قاعده مهم : وضو برای طهارت است نه نظافت. طهارت روح با وضو حاصل میشود و... تن و جسم مرکب روح است و فواید جسمی نماز مقدمه برای روح است و مهمترین فواید نماز برای روح است.
اهل سنت : آیه وضو هم کار ما را تایید میکند. «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَیدِیكُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَی الْكَعْبَین» (مائده : 6)
جواب : اَرجل عطف به محل رؤوس است در قرآن این عطف به محل اتفاق افتاده است. «وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَریءٌ مِنَ الْمُشْرِكینَ وَ رَسُولُهُ» (توبه ؛ 3)
باء «بِرُؤُسِكُمْ» بعضیه است ، یعنی مقداری از سر ، ولی بر سر «أَرْجُلَكُمْ» باء نیامده یعنی تمام طول پا تا برآمدگی را باید مسح کشید.
از لحاظ ادبی هر جا فعلی باشد مثل « وَ امْسَحُوا» مانع از عطف به ماقبل آن میشود.
اهل سنت : پا را در وضو میشوییم تا نظافت داشته باشیم و تمییز باشیم ؛ جواب نقضی : اگر این جوری است تا زانو را بشورید اصلا حمام بروید. وضو برای طهارت است نه نظافت.
- اول خدا گرفتاری های مرا برطرف کند بعد نماز میخوانم؟ اگر قرار باشد که کسانی که گرفتاری ندارند نماز بخوانند هیچ کس نباید نماز بخواند چون کسی که گرفتاری و مشکل ندارد وجود ندارد.
- من در اداره نماز نمی خوانم چون ریا میشود ، اطرافیان از نمازم تعریف کردند فکر میکنم ریا شده دوباره نمازم را میخوانم ، در مهمانی در اتاقی دیگر نماز میخوانم تا ریا نشود.
پس پیامبر و معصومین که دستور به نماز جماعت داده اند دستور به ریا داده اند؟ پیامبر که در بین مشرکان نماز میخواندند آیه نازل شد ارایت الذی ینهی عبدا اذا صلی.
از امام باقر علیه السّلام درباره مردی كه عمل خیری انجام میدهد و چون دیگران او را میبینند خوشحال میشود ، سؤال شد. حضرت فرمودند : اشكال ندارد هر كس دوست دارد خدا او را به خوبی در میان مردم مشهور كند البته در صورتی كه عملش را به این منظور انجام نداده باشد [3].
با نگاهی در روایات این به دست میآید که اصل در عبادات واجب مثل نماز و زکات و... آشکار انجام شود و اصل عبادات مستحبی مخفیانه است مگر با دلیل خاص.
- صوفی ها : من به مقامات رسیده ام و نماز نمی خوانم. طریقت شریعت حقیقت
امیرالمؤمنین در محراب نماز ضربت خورد و امام حسین در میدان جنگ نماز خواند. پس آنها به مقامات نرسیده بودند طبق گفته شما و تمام پیامبران و امامان به مقامات نرسیده بودند.
- صوفی ها : خدا میفرماید بندگان پس از رسیدن به مقام یقین نیازی به عبادت ندارند. «واعبد ربک حتی یاتیک الیقین»
پاسخ نقضی : آیا پیامبر و امیرالمؤمنین به مقام یقین رسیده بود یا نه؟ که فرمود لو کشف الغطاء مازددت یقینا؟
حضرت بعضی روزها تا 1000 رکعت نماز میخواند و در محراب عبادت شهید شدند.
حمله : تو که میگویی به یقین رسیده ای؟ هر چیزی نشانه ای دارد. نشانه یقین تو چیست؟ از کجا معلوم که به یقین رسیده ای؟
یقین در آیه به معنای مرگ است یعنی تا لحظه مرگ خدا را عبادت کن. (تکلیف نماز برداشته نمی شود) حتی به معنای غایت نیست به معنای علت است.
- برخی نماز خوان ها بد اخلاق هستند ؛ من نماز نمی خوانم.
برخی معلم ها بد اخلاق هستند ، پس شما مدرسه نرو.
برخی پزشک ها زیر میزی میگیرند پس شما دکتر نرو....
شمر نماز خوان بد
امام حسین نماز خوان خوب. هرگز نباید کار خوب را به خاطر اینکه شخص بدی انجام میدهد یا از آن سوء استفاده میکند ترک کرد.
شما وقتی میوه انتخاب میکنید سالم و بدون لک را انتخاب میکنی ولی در بین نماز خوان ها به امام حسین و شاگردان ایشان مثل حاج قاسم که نماز خوان سالم هستند نگاه نمی کنی و به نماز خوان هایی که عیب و نقص دارند نگاه میکنی.
- می گویند امام خمینی فرزندان را برای نماز صبح بیدار نمی کرد ما هم بیدار نمی کنیم تا از نماز زده نشوند. از نماز زده میشوند.
پاسخ نقضی : پس نونهال 5 ساله و کودک 7 ، 8 ساله را برای مهد کودک و مدرسه بیدار نکنید چون سبب زده شدن از علم و تحصیل و مدرسه میشود.
- حضرت علی در کعبه به دنیا نیامده و به دنیا آمدن در مکانی که پر از بت بوده افتخار برای امیرالمؤمنین نیست.
پاسخ : اگر تولد در کعبه ای که داخلش بت بوده افتخار نیست طواف دور این کعبه هم افتخار نیست و خودتان نوشته اید پیامبر اکرم قبل از پیامبری و بعد از پیامبر و حتی در عمره قضا در سال هفت هجری دور این کعبه طواف کرد و رو به این کعبه که در امتداد بیت المقدس بود نماز می خواند پس نماز و طواف پیامبر هم افتخار نیست و درست نیست.
- پیامبر : دلیل و منطق شما در مورد اینكه «عُزَیز» پسر خدا است چیست؟ گروه یهود : كتاب تورات به طور كلی از میان رفته بود ، و كسی قدرت احیای آن را نداشت ، عزیر آن را زنده كرد ، از این رو میگوئیم او پسر خدا است. پیامبر : اگر این منطق ، دلیل بر پسر خدا بودن عُزیر باشد ، حضرت موسی كه آورنده تورات است ، و دارای معجزات بسیار میباشد كه خود شما به آن اعتراف دارید ، سزاوارتر است كه پسر خدا یا بالاتر از آن باشد!
- قائلان به جواز آمین بعد از سوره حمد ، استدلال میکنند که آمین ، نوعی دعا به معنای "اللّهمّ اسْتَجِب" در خصوص دعای قبلی است (اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ).
در پاسخ به این توجیه باید گفت : این عبارت با قصد دعا ، دعا میشود ، ولی قصد قاری ، تلاوت است ، نه دعا و اگر جایز بود با خواندن هر دعایی ؛ مثل : رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ قِنا عَذابَ النَّار قصد دعا نمود ، پس باید جایز بود بعد از هر دعایی آمین گفت ، ولی کسی به این مسأله قایل نیست.
- تا فلسفه نماز را نفهمم ، قبول نمی کنم و نماز نمی خوانم؟
پاسخ : به پزشک بگوییم تا فلسفه قرص را نفهمم دارو استفاده نمی کنم. بهره مندی نیازمند دانستن فلسفه نیست. در بسیاری موارد کسی که میگوید تا فلسفه احکام را ندانم به آن عمل نمی کنم خود را از فواید این دستورات محروم ساخته است. مانند بیماری كه بخواهد تمام جزئیات نسخه یك طبیبِ حاذق را بررسی كند و رابطه آن را با مزاج خود تشخیص دهد و سپس به آن عمل کند.
ما یک جسم داریم و یک روح : بسیاری از فلسفه احکام ربط به روح دارد. و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا... در جستجوی فلسفه احكام نباید همیشه به دنبال علوم تجربی رفت و دلیلی مادی و فیزیولوژیك برایش جست و جو نمود. اینکه همواره در پی یافتن مصلحت یا مفسده ای پزشکی یا... باشیم برخاسته از نگرشی مادی گرایانه است. در حالی كه بسیاری از احكام مصالحی معنوی دارند كه با علوم بشری و تجربی قادر به ردّ یا اثبات آن نیستند و یا اگر نظری بدهند بسیار سطحی است. چنان كه در مورد روزه ، علوم به خواص بهداشتی آن پرداخته اند ولی قرآن مجید فلسفه ای بالاتر را بیان فرموده و آن دست یابی به تقوا است.
- کجای قرآن نوشته نماز صبح دو رکعت است؟
پاسخ در قرآن نیامده در روایات آمده است. من روایات را قبول ندارم چون روایات جعلی وجود دارد. پاسخ پس کتاب تاریخ کوروش و... را هم قبول نکنید چون در آنها جعل وجود دارد. در داروخانه ممکن است داروی تاریخ مصرف گذشته و تقلبی باشد پس شما دارو استفاده نمی کنید؟
چرا شما با متخصص که پزشک است مشورت میکند و به نظر او اعتماد میکنید. حدیث شناسان متخصصان دارو احادیث هستند. انا انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم.
چرا به پزشک نمی گویی کجای کتاب طب نوشته باید این قرص و کپسول را بخورم؟ اگر نگویی نمی خورم؟ ولی به پزشک دین میگویی کجای کتاب دین نوشته باید نماز صبح دو رکعت باشد؟
- وهابیون : شما شیعیان امامان خود را صدا مى زنید و مى گوئید (یا على، یا حسین، یا مهدى)
پاسخ نقضی: صدا زدن و مخاطب قراردادن كسى به معناى پرستش نیست، اگر صرف مخاطب قراردادن وصدا زدن شرك باشد آیه شریفه «إِذْ قَالَ الْحَوَارِیونَ یا عِیسَى ابْنَ مَرْیمَ ...» المائدة، 112 را چگونه توجیه مى كنید، آیا حواریون در خطاب به حضرت عیسى مشرك شدند؟
- اگر حضرت عیسی که روی آب راه میرفت پیامبر خدا باشد ، حضرت الیسع هم پیغمبر میباشد.
- این همه بی نماز ما هم یکی از اون ها پدر و مادرم نماز نمی خوانند؟ خدا با اون ها هر کاری کرد با ما هم میکند. سنت خدا (خدا در عذاب نگاه به جمعیت نمی کند) لاتستوحشوا فی طریق الهدی لقلة اصحابه.
- اهل سنت در اذان میگویند حی علی خیر العمل ، میگوییم چرا؟میگویند برای اینکه مردم از جهاد غافل نشوند ، جواب : در زمان رسول خدا هم جهاد زیادی بود ، اگر لازم بود پیامبر میفرمودند. چرا خود پیامبر چنین نفرمودند.
- اگر خاک امام حسین شفا هست ، چرا با خوردن خاک شفا نمی یابید. جواب نقضی : قرآن هم شفاء و رحمة للمومنین... پس چرا پادشاه عربستان را برای شفا به آمریکا میبرید و چرا بیمارستان دارید ، قرآن بخوانید و شفا پیدا کنید. عسل هم شفا دارد پس چرا چیز دیگری میخورید
- خیلی ها نماز نمی خوانند ما هم یکی؟
فصل هشتم : قاعده های طلایی :
آیت الله جوادی آملی علمای فقه از یک جمله لا تنقض الیقین باشک قاعده استصحاب را در آوردند و سال ها بحث کردند و کتاب ها نوشتند. بایستی قاعده های پاسخ گویی را در آوریم و متقن و مستحکم کنیم و کتاب کنیم تا طلاب فاضل آنها را یاد بگیرند و هنگام پرسیدن شبهه ای که تا کنون نشنیده اند به آن مراجعه کنند مهمترین منبع قرآن است و کتاب احتجاجات و علل الشریع
قواعدی که با آن بسیاری از شبهات را میتوان جواب داد :
- توقیفی بودن عبادات
عبادات اختراعی نیست بلکه توقیفی هستند(در اقوال و افعال ، در گفتار و کردار) : پرستش خداوند باید به گونه ای باشد که او دستور میدهد و هیچ یک از مکلفین حق کم یا زیاد کردن آن را ندارند (هر عملی هر چند مستحب باشد را حق نداریم در نماز انجام دهیم. در دعا مستحب است که آنقدر دست ها بالا رود که بالای سر قرار گیرد ؛ ولی در نماز بایستی دست مقابل صورت باشد نه بالاتر از سر) یعنی چگونگی آن را بایستی خود خداوند توسط پیامبر یا قرآن بیان کنند ، و یا سکوت نمایند ، در غیر این صورت اجازه نداریم کم یا زیاد کنیم. مثلا آیا پیامبر هم برخودشان در تشهد صلوات میفرستادند؟ جواب : بله پیامبر هم بر خودشان درود میفرستادند. و فرمودند : صلوا کما رایتمونی اصلی. پس ایشان هم همین طور صلوات میفرستادند. همچنین پیامبر اسوه هستند پس ایشان جهت اسوه بودن بر خودشان صلوات میفرستادند. عمر بن الخطاب گفت تکتف در نماز با ادب سازگار تر است. شستن پا در وضو برای نظافت بهتر است... گفتن آمین پس از حمد... (مستحب است که بعد از حمد ، الحمد لله رب العالمین گفته شود) (کم یا زیاد کردن= بدعت) (اذان قبل از طلوع فجر را شیعه نمی گوید چون پیامبر چنین کاری نکرده است)
توقیفی یعنی حدود و صورت و كیفیت آن از طرف شارع مقدساسلام معین شده و تخلف از آن جایز نیست ، مانند نماز كه تمام جزئیات و شرایط و موانع آن معین شده و كسی حق ندارد چیزی بر آن بیفزاید یا چیزی از آن كم كند.
البقرة : 128 رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَینِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّیتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنا مَناسِكَنا وَ تُبْ عَلَینا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحیم
- امتحان عبودیت و بندگی
(عبد و نوکر عقل خودت هستی یا نوکر خداوند) خدا به حضرت ابراهیم گفت سر فرزندت را ببر ابراهیم از خدا دلیل نخواست و خدا هم توضیح نداد الصافات : 102 فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْی قالَ یا بُنَی إِنِّی أَری فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُك)
و به موسی فرار کنید و به حضرت نوح فرمود در بیابان کوفه کشتی بساز.خدا به فرشتگان : میخواهم انسان خلق کنم ، فرشتگان توضیح خواستند اتجعل فیها من یفسد فیها... خدا توضیح نداد و گفت چیزی میدانم که شما نمی دانید انی اعلم ما لا تعلمون فرشتگان گفتند قبول میکنیم.
خدا دستوری میدهد که عقل نمی تواند آن را درک کند تا امتحان شویم که واقعا چقدر خدا را قبول داریم. شیطان گفت : خلقتنی من نار و خلقتنی من طین. خداوند استدلال نکرد و شیطان گفت در عوض دو هزار سال عبادت میکنم و خدا قبول نکرد. الأعراف : 18 قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً
خداوند فلسفه برخی احکام را بیان نکرده است. و گاهی برخی فلسفه ها را میگویند نه همه را.
خداوند دستوری میدهد که عقل ما فلسفه آن ار درک نمی کند ، مثل چرا باید قبل از نماز وضو بگیریم و...
امام صادق به کسی که میگفت : قیام کنید شمشیر هایی در خراسان آماده برای شما هست فرمود : برو داخل تنور... نرفت و بعد یکی از شاگردان آمد رد شود و امام گفت برو داخل تنور... رفت. حضرت فرمودند چند نفر از این ها دارید؟ گفت یک نفر نیست. [4]
درباره حضرت ابراهیم علیه السلام : حنیفا مسلما... اسماعیل گفت : یا ابت افعل ما تومر؟ نگفت دلیلش چه بود؟
در سه جای نماز به این قاعده یادآور میشویم : در سوره حمد : «ایاک نعبد و ایاک نستعین» و در تشهد نماز و اشهد ان محمدا عبده و رسوله... السلام علینا و علی عباد الصالحین
من عبد اله عبّد الله له کل شیء... هدف از بندگی خدایی شدن است. عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی ان اقول....
بندگی کن تا که سلطانت کنند تن رها کن تا همه جانت کننند
ما در روز ده مرتبه از خداوند میخواهیم که بنده او باشیم و هر چه او گفت چشم بگوییم.
اگر یک دم بگویی بنده ی من رود تا عرش اعلا خنده من
بی تو دلی خرم و آباد نیست هر که نه در بند تو آزاد نیست
اهدنا الصراط المستقیم ؛ صراط مستقیم عبد خدا شدن است و هر چه او میگوید بگوییم چشم (ان اعبدونی هذا صراط المستقیم)
چرا خداوند سریع پاداش عبادت را نمی دهد ، به جهت امتحان بندگی ، چون اگر سریع پاداش میداد کسانی که خدا را برای او عبادت میکردند با کسانی که به خاطر پاداش دنیوی عبادت میکنند شناخته نمی شدند.
امتحان میزان عبودیت و بندگی ؛ خداوند برای سنج میزان اطاعت پذیری ما را به اعمال دستور داده اند که ظاهرش مشخص نیست هر چند مخالف عقل نیست ولی فوق عقل هست تا میزان عبودیت ما را بسنجد. مثل داستان ذبح ابراهیم و دریای سرخ و عصای حضرت موسی و... جریان موسی و خضر فوق عقل بود.
علت سجده نور پنج تن در صلب آدم بوده است [5]
حکمت وضو : امام باقر علیه السلام فرموده اند : «وضوء یكی از حدود دستورات الهی است كه خداوند برای شناسایی مطیع و عاصی آن را واجب فرموده است.» [6]
عن الرضا علیه السلام انما امر بالوضوء لیکون العبد طاهراً اذا قام بین یدی الجبّار عند مناجاته ایّاه ، مطیعا له فیها امره... (وسائل الشیعة ، ج1 ، ص367).
گزاره ها : ضد عقل (مخلوق خالق نداشته باشد. دو تا خدا در عالم باشد : محال است دو تا بی نهایت وجود داشته باشد)
طبق عقل :
فوق عقل :
بنده و نوکر عقل خودت یا بنده خدایی؟ دستورات طبق و فوق عقل داریم نه ضد عقل؟
دستورات فوق عقل را وحی میگوییم
پرسش زیاد و اینکه تا فلسفه چیزی را ندانم عمل نمی کنم ، یعنی سوء ظن به خداوند و اینکه به تو اعتماد ندارم
می شود به جای نماز ، صدقه بدهیم؟ پاسخ : باید متعبد بود
امام حسین اباعبدالله هست : نه دستور خدا که حتی به خواست خدا عمل میکند به محمد بن حنفیه فرمودند :
ان الله قد شاء ان یراک قتیلا
ان الله قد شاء ان یراهن سبایا
انسان ها دو گروه :
اول فلسفه نماز و حجاب بعد نماز میخوانم و حجاب
من نماز و حجاب انجام میدهم اگر میشود فلسفه و دلیل آن را بگو.
گروه اول در برابر خدا متکبر هستند ، ویژگی ابلیس «ابی و استکبر» اگر سربازی به فرمانده بگوید : اول بگو برای چی باید اینحا بایستم بعد من پست میدهم متکبر است و سزای آن بازداشت گاه است.
خدا به انسان همه صفاتش را میدهد مگر ازلیت و استقلال در صفات. خدا انسان را حی الذی لا یموت میکند. لازمه ازلیت دو تا بی نهایت است و بی نهایت فقط یکی است. بین مخلوق و ازلیت تناقض است. مخلوق یعنی نقطه شروع دارد و ازلیت یعنی نقطه شروع ندارد. صبغة الله... یعنی رنگ و بو و صفات خدا را بگیرید.
عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا اقول لشیء... هدف نهایی خلقت خدایی شدن است.
سه هدف برای خلقت است. هدف مقدماتی ترمینال است و هدف میانی مشهد است و هدف غایی زیارت امام رضا است. هدف نماز و عبادت... و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون. این هدف مقدماتی خلقت است. هدف میانی تقوا است لعلکم تتقون. هدف نهایی : ان المتقین فی جنات و نعیم. عند ملیک مقتدر.
حدیث قدسی : انا مطیع من اطاعنی و جلیس من اجلسنی. البته مطیع با عبد تفاوت دارد.
در اصول دین تقلید درست نیست.باید حتما با عقل توحید و نبوت و معاد و عدالت را اثبات کنی
در فروع دین لازم نیست فلسفه تمام احکام را با عقل بدانی.
1. خیلی ها عالم به الله هستند ولی عبدالله نیستند مثل ابلیس.
دانشمندانی مثل اسحاق نیوتن مقالاتی درباره شناخت خدا داشتند ولی بنده خدا نبودند.
علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی
خدا چشم برزخی انسان را بسته و امتحان ایمان به غیب از او میگیرد به همین خاطر همه علل وجوب نماز را بیان نکرده تا روحیه تعبد که نشان دهنده ایمان به غیب است نشان دهد. اگر همه آثار نماز در دنیا و برزخ قابل مشاهده بود همه دشمنان خدا که با اشتیاق به سوی دنیا میروند ، به سوی نماز میرفتند اما نه برای خدا برای منافع دنیوی.
- دوست داشتنی های خدا
ترجیح خواست معبود و محبوب بر خواست خود ؛ عبادات خدا را همانگونه که او دوست دارد بایستی انجام دهیم
عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ : أُمِرَ إِبْلِیسُ بِالسُّجُودِ لِآدَمَ فَقَالَ یا رَبِّ وَ عِزَّتِكَ إِنْ أَعْفَیتَنِی مِنَ السُّجُودِ لِآدَمَ علیه السلام لَأَعْبُدُكَ عِبَادَةً مَا عَبَدَكَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ إِنِّی أُحِبُ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَیثُ أُرِیدُ. عربی یا فارسی؟ فارسی بیشتر حال میده. به جای تشکر با نماز با زبانم تشکر میکنم.
شیطان گفت خدایا نظر تو در عبادت مهم نیست، نظر من این است که به جای این سجده عبادت جایگزین قرار می دهم.
خودخواهی جای خدا خواهی را گرفت.
خدای متعال فرمود:
امام صادق: فَقَالَ إِبْلِیسُ : یا رَبِّ أَعْفِنِی مِنَ اَلسُّجُودِ لِآدَمَ وَ أَنَا أَعْبُدُكَ عِبَادَةً لَمْ یعْبُدْكَهَا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِی مُرْسَلٌ، فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: لاَ حَاجَةَ لِی إِلَى عِبَادَتِكَ إِنَّمَا أُرِیدُ أَنْ أُعْبَدَ مِنْ حَیثُ أُرِیدُ لاَ مِنْ حَیثُ تُرِیدُ فَأَبَى أَنْ یسْجُدَ. (تفسیر القمی، ج ۱۱، ص۴۲، بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۱۴۱.)
خداوند فرمود : خواست من این است که آن طور عبادت شوم که من میخواهم، نه آن طور که تو
میخواهی.
قُلتُ لِأَبی جَعفَرٍ علیه السلام : أصلَحَكَ اللَّهُ ، وَقتُ كُلِّ صَلاةٍ أوَّلُ الوَقتِ أفضَلُ ، أو أوسَطُهُ أو آخِرُهُ؟
فَقالَ : أوَّلُهُ ، إنَّ رَسولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قالَ : «إنَّ اللَّهَ عز و جل یحِبُّ مِنَ الخَیرِ ما یعَجَّلُ».
چرا باید در قنوت نماز حاجت خودمان را بخواهیم در حالی که خداوند حاجت ما را میداند؟
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : وَ قَالَ علیه السلام إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی لَیعْلَمُ مَا یرِیدُ الْعَبْدُ إِذَا دَعَاهُ وَ لَكِنْ یحِبُّ أَنْ یبُثَّ (آشکار کند) إِلَیهِ الْحَوَائِجَ وَ إِذَا دَعَوْتَ فَسَمِّ حَاجَتَكَ وَ مَا مِنْ شَیءٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ سُبْحَانَهُ مِنْ أَنْ یسْأَلَ.
وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ قَالَ قَالَ : إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یعْلَمُ حَاجَتَكَ وَ مَا تُرِیدُ وَ لَكِنْ یحِبُّ أَنْ تُبَثَّ إِلَیهِ الْحَوَائِجُ. (تشبیه مادر و نوزاد)
(الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج2 ؛ ص476)
نماز مهمتر است یا روزه؟ یا خمس؟
امام علی میفرمایند : "لَیسَ عَمَلٌ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الصَّلَاةِ فَلَا یشْغَلَنَّكُمْ عَنْ أَوْقَاتِهَا شَیءٌ مِنْ أُمُورِ الدُّنْیا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ ذَمَّ أَقْوَاماً فَقَالَ "الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ"[7] یعْنِی أَنَّهُمْ غَافِلُونَ اسْتَهَانُوا بِأَوْقَاتِهَا" ؛ [8] خداوند هیچ عملی را به اندازه نماز دوست ندارد. پس نباید کار دنیا شما را از اوقات نماز غافل کرده و به خود مشغول سازد. به راستی خداوند گروهی از مردم را که نسبت به نمازشان بیتوجهند و به اوقات نماز اهمیت نمیدهند ، مورد نکوهش قرار داده و میفرماید : [وای بر نمازگزاران] آنها که در مورد نمازشان سهلانگاری میکنند.[9]
چرا خداوند یکی از نماز ها را هنگام طلوع فجر واجب کرد؟ چون خداوند دوست داشت با شروع روز جدید اولین عمل بندگان عبادت او باشد. أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّ أَنْ یبْدَأَ النَّاسُ فِی كُلِّ عَمَلٍ أَوَّلًا بِطَاعَةٍ وَ عِبَادَةٍ فَأَمَرَهُمْ أَوَّلَ النَّهَارِ أَنْ یبْدَءُوا بِعِبَادَتِهِ ثُمَّ ینْتَشِرُوا فِیمَا أَحَبُّوا مِنْ مَئُونَةِ دُنْیاهُمْ فَأَوْجَبَ صَلَاةَ الْفَجْرِ عَلَیهِمْ
چرا اذان با الله شروع و با الله تمام میشود؟
فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ فَلِمَ بَدَأَ فِیهِ بِالتَّكْبِیرِ قَبْلَ التَّهْلِیلِ قِیلَ لِأَنَّهُ أَرَادَ أَنْ یبْدَأَ بِذِكْرِهِ وَ اسْمِهِ لِأَنَّ اسْمَ اللَّهِ تَعَالَی فِی التَّكْبِیرِ فِی أَوَّلِ الْحَرْفِ وَ فِی التَّهْلِیلِ اسْمُ اللَّهِ فِی آخِرِ الْحَرْفِ فَبَدَأَ بِالْحَرْفِ الَّذِی اسْمُ اللَّهِ فِی أَوَّلِهِ لَا فِی آخِرِه...
فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ فَلِمَ جَعَلَ آخِرَهَا التَّهْلِیلَ وَ لَمْ یجْعَلْ آخِرَهَا التَّكْبِیرَ كَمَا جَعَلَ فِی أَوَّلِهَا التَّكْبِیرَ قِیلَ لِأَنَّ التَّهْلِیلَ اسْمُ اللَّهِ فِی آخِرِهِ فَأَحَبَّ اللَّهُ تَعَالَی أَنْ یخْتِمَ الْكَلَامَ بِاسْمِه (عیون أخبار الرضا علیه السلام ؛ ج2 ؛ ص106)
چرا نماز در مسجد بخوانیم؟ چه فرقی میکند؟ چرا ثواب فوق العاده زیاد برای نماز در مسجد بیان شده؟ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِجَبْرَئِیلَ علیه السلام یا جَبْرَئِیلُ أَی الْبِقَاعِ أَحَبُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ الْمَسَاجِدُ وَ أَحَبُّ أَهْلِهَا إِلَی اللَّهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولًا وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْهَا. الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج3 ؛ ص489
فانّ المساجد بیوت اللَّه و احبّ البقاع الیه
امام علی علیه السلام می فرماید :
زن ، بدون زینت نماز نخواند.[1].
و نیز آورده اند :
امام چهارم علیه السلام هنگامی که برای خواندن نماز آماده می شد ، بهترین لباس های خود را در بر می کرد. بعضی سؤال می کردند چرا شما ، بهترین لباستان را در این موقع می پوشید؟
می فرمود : «اِنّ اللهَ جَمیلٌ وَ یحِبُّ الجَمال»
علاوه بر اینکه بایستی به آنچه خداوند دوست دارند تمکین کنیم. بایستی دوست هم داشته باشیم :
یا مُنَی قُلُوبِ الْمُشْتَاقِینَ وَ یا غَایةُ آمَالِ الْمُحِبِّینَ أَسْأَلُكَ حُبَّكَ وَ حُبَ مَنْ یحِبُّكَ وَ حُبَّ كُلِّ عَمَلٍ یوصِلُنِی إِلَی قُرْبِكَ...
خداوند چه چیزهایی را بیشتر دوست دارد؟ یک قاعده مهم در ارتباط با این است که هیچ چیز مثل واجبات انسان را به خدا نزدیک نمی کند و این نزد خدا دوست داشتنی تر از عبادات مستحبی است. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ... مَا تَقَرَّبَ إِلَی عَبْدٌ بِشَیءٍ أَحَبَّ إِلَی مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَیهِ.
برای خواندن نماز دو چیز نیاز داریم : یکی معرفت یکی محبت. اگر محبت به انجام دستورات خداوند را داری ولی معرفتت کم هست میتوانم به تو معرفت بدهم ولی اگر محبت نداری معرفت مشکل تو را حل نمی کند.
در عالم دو گروه وجود داند که با هم فوتبال بازی میکنند؟ حزب الله حزب الشیطان ؛ آیا دوست داری در تیم خداوند باشی و با خداوند ارتباط داشته باشی؟ اگر دوست داری نوع و چگونگی این ارتباط را دوست داری تو انتخاب کنی یا خداوند؟ (امام صادق فرمودند : چرا نارحتی؟ فرمود دختر دار شدم. حضرت فرمودند اگر خداوند میپرسید تو انتخاب میکردی یا من انتخاب کنم ، چه میگفتی؟ گفت انتخاب خدا را ترجیح میدادم. فرمودند خداوند این انتخاب را برای تو انجام داده است.)
چه کنم خدا مرا دوست داشته باشد؟
خداوند درباره فضیلت نماز جماعت فرمودند : هر که نماز جماعت را دوست داشته باشد خدا و فرشتگان او را دوست خواهند داشت.
یا مُحَمَّدُ مَنْ أَحَبَ الْجَمَاعَةَ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ الْمَلَائِكَةُ أَجْمَعُونَ. (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج 6 ؛ ص 445)
- حق انتخاب
خداوند به یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام دختر عنایت کرده بود. به حضور امام علیه السلام رسید. حضرت دیدند ناراحت است. به او فرمودند:
أَ رَأَیتَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَیكَ أَنْ أَخْتَارُ لَكَ أَوْ تَخْتَارُ لِنَفْسِكَ مَا كُنْتَ تَقُولُ قَالَ كُنْتُ أَقُولُ یا رَبِّ تَخْتَارُ لِی
حضرت فرمود اگر خدا به تو وحی می فرستاد و میفرمود تو انتخاب میکنی یا من، چه می گفتی؟
آن مرد گفت : میگفتم خدایا تو انتخاب کن.
قَالَ فَإِنَّ اللَّهَ قَدِ اخْتَارَ لَكَ
حضرت فرمودند: الآن هم خداوند برایت انتخاب کرده است.
قَالَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الْغُلَامَ الَّذِی قَتَلَهُ الْعَالِمُ الَّذِی كَانَ مَعَ مُوسَى علیه السلام وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَأَرَدْنا أَنْ یبْدِلَهُما رَبُّهُما خَیراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً أَبْدَلَهُمَا اللَّهُ بِهِ جَارِیةً وَلَدَتْ سَبْعِینَ نَبِیاً.[10]
با ما باشد یا خدا؟ شیوه ارتباط با خدا را من انتخاب کنم یا خدا شیطان گفت شیوه عبادت را من انتخاب میکنم نه تو
آیا قبول داری که باید خدا را عبادت کرد یا نه؟
حضرت ابراهیم فرمودند خدایا شیوه عبادت را تو انتخاب کن و به ما بیاموز
البقرة : 128 رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَینِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّیتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنا مَناسِكَنا
زبان سخن گفتن را من مشخص کنم یا نظرسنجی و انتخابات برگزار کنیم یا خدا انتخاب کند؟ خدا فرموده عربی باشد.
چرا نماز عربی؟ آیا زبان واحد یا هر کس به زبان خودش؟ آن زبان واحد را من یا انتخابات یا انتخاب خدا؟
چرا حجاب زنان؟ آیا پوشش داشته باشند یا نه؟ محدوده پوشش را من یا انتخابات یا خدا؟
چرا قبله کعبه؟ آیه هر کس به یک طرف یا سمت واحد؟ آن سمت واحد را من یا انتخابات یا خدا؟
چرا نماز بخوانیم؟ آیا از نعمت های خدا تشکر کنیم یا نه؟ شیوه تشکر را من بگویم یا انتخابات یا خدا بگوید؟
سه اشکال انتخابات :
یا واقعا تقلب میکنند یا کسانی ادعای تقلب میکنند و میگویند : تقلب شده باید بریزم تو خیابان.
پس از چهل سال بگویند پدران ما غلط کردند دوباره رفراندوم برگزار کنیم.
ما را به جبر هم که شده سر به راه کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها
آمریکا بگوید اگر به زبان انگلیسی رای ندهید شما را تحریم میکنیم.
چرا خدا نماز را واجب کرده : پاسخ : قال أبو عبد اللَّه علیه السلام : قال اللَّه عزّ و جلّ : عبدی المؤمن لا أصرفه فی شیء إلّا جعلته خیرا له ، فلیرض بقضائی ، و لیصبر علی بلائی ، و لیشكر نعمائی ، أكتبه یا محمّد من الصدّیقین عندی.
امام صادق علیه السلام : خداوند سبحان فرموده : من بنده مؤمنم را وادار به عملی نمی كنم مگر این كه آن عمل برایش خیر باشد. پس به قضاء من راضی باشد و به بلاء من صبر كند و به نعمتهای من شكر نماید. اگر كسی این كارها را بكند ای محمد ، من او را جزء صدیقان خود مینویسم. 219 ؛
الأحزاب : 36 وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یكُونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبینا.
علت تطبیق عالم تشریع با عالم تکوین
- یاد آوری و ذکر : انسان از ماده نسیان است فراموشی و غفلت. برای مبارزه با این دو آفت نیازمند ذکر و یاد آوری هستیم. توصیه برخی پزشکان : روی کاغذی اضافه وزن خود را بنویسید (مثلا 10 کیلو) آن کاغذ را در جیبتان بگذارید و در طول روز مرتب آن را مرور کنید. روی هدف خود تمرکز کنید و از خود بپرسید در این چند ساعت کاری که مخالف هدف باشد انجام داده اید یا نه؟ ما هم در طول روز پنج بار مرور میکنیم که بنده خدا هستیم و از خود میپرسیم کاری که مخالف هدف بندگی هست انجام داده ایم یا نه؟
و ذکر فان الذکری تنفع المؤمنین
یاد خداوند ؛ چرا باید نماز بخوانیم؟ اقم الصلاة لذکری.
چرا از بین همه عبادات نماز از همه بالاتر است؟ چون خداوند یاد خودش را ازهمه چیز بیشتر دوست دارد و لذکر الله اکبر و بالاترین یاد خداوند نماز است.
در نماز یاد قلبی و یاد زبانی و یاد عملی داریم.
امام رضا علیه السلام علت واجب شدن نماز : لِئَلَّا ینْسَی الْعَبْدُ سَیدَهُ وَ مُدَبِّرَهُ وَ خَالِقَهُ فَیبْطَرَ وَ یطْغَی وَ یكُونَ ذَلِكَ فِی ذَكَرِهِ لِرَبِّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ قِیامِهِ بَینَ یدَیهِ زَاجِراً لَهُ عَنِ الْمَعَاصِی وَ مَانِعاً لَهُ مِنْ أَنْوَاعِ الْفَسَادِ.
(من لا یحضره الفقیه / ج1 / 215)
چرا قبولی همه اعمال وابسته به قبولی نماز است؟ چون نماز بالاترین یاد خداوند است و کسی که نماز نخوانده است خداوند را یاد نکرده است و خداوند میفرماید اعمال کسی که به فکر من نیست را نمی پذیرم...
چه نوع گریه ای سبب بطلان نماز میشود؟ اگر برای یاد خداوند باشد اشکالی ندارد...
نگاه كردن به چهره ی عالِم عبادت است؟
سؤال : آیا روایتی كه میفرماید : « أَلنَّظَرُ إِلی وَجْهِ الْعالِمِ عِبادَةٌ » از باب این است كه انسان را به یاد خدا میاندازد؟
جواب : بله ، در روایت است كه از حضرت عیسی 7سؤال كردند : « یا رُوحَ اللّهِ مَنْ نُجالِسُ؟ فَقالَ 7 : جَالِسُوا مَنْ یذَكِّرُكُمُ اللّهَ رُؤْیتُهُ ، وَ یزِیدُ فِی عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ ، وَ یرَغِّبُكُمْ فِی الاْآخِرَةِ عَمَلُهُ » ای روح خدا ، با چه كسی مُجالست و هم نشینی كنیم؟ فرمود : با كسی كه دیدن او شما را به یاد خدا میآورد ، و سخن او بر دانش شما میافزاید ، و عمل او شما را به آخرت علاقمند میكند. (در محضر بهجت ؛ جلد2 ؛ نکته 1261)
یاد پیامبر ؛ چرا در اذان و تشهد یاد پیامبر میکنیم در حالی که نماز عبادت خداوند است؟ رفعنا لک ذکرک
أَرَادَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی أَنْ لَا ینْسِیهُمْ أَمْرَ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله فَفَرَضَ عَلَیهِمُ الصَّلَاةَ یذْكُرُونَهُ فِی كُلِّ یوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ ینَادُونَ بِاسْمِهِ وَ تَعَبَّدُوا بِالصَّلَاةِ وَ ذِكْرِ اللَّهِ لِكَیلَا یغْفُلُوا عَنْهُ وَ ینْسَوْهُ فَینْدَرِسَ ذِكْرُهُ.
یاد معاد و آخرت : چگونه حضور قلب؟ صل صلاة مودع.
چرا در هر رکعت دو سجده؟ یادآوری مبداء و معاد و آخرت. روزی وَ تَأْوِیلُ السَّجْدَةِ الْأُولَی أَنْ تُخْطِرَ فِی نَفْسِكَ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ مِنْهَا خَلَقْتَنِی وَ رَفْعُ رَأْسِكَ تَأْوِیلُهُ وَ مِنْهَا أَخْرَجْتَنِی وَ السَّجْدَةُ الثَّانِیةُ وَ فِیهَا تُعِیدُنِی وَ رَفْعُ رَأْسِكَ تُخْطِرُ بِقَلْبِكَ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنِی تَارَةً أُخْرَی. (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج81 ؛ ص254)
- «مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فیها نُعیدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْری» ؛ (طه : 55)
مهمترین فلسفه عزاداری اهلبیت یاد آوری است : علت فضیلت زیاد سجده بر خاک امام حسین و استفاده از تسبیح تربت یاد آوری امام حسین است.
جمله مهم : تک تک مقدمات و مقارنات و تعقیبات نماز پر است از یاد آوری و تکرار عقاید. وظیفه ما تصحیح و تحکیم و تکرار اعتقادات است و نماز به ما کمک میکند.
نماز چگونه انسان سازی میکند و کارخانه انسان سازی است؟ با قاعده یاد آوری ؛ یاد آوری آخرت و قیامت و...
من اکثر من ذکر الآخرة قلت معصیتُه
اذان یاد آوری و تکرار و تلقین اعتقادات است و کارت دعوت خدا برای ملاقات با او (المصلی یناجی ربه)
نماز یادآوری میکنه بالاترین لذت تو من خدا هستم. هدف خلقت رسیدن به من هست و بقیه حاشیه است و خدا اصل است
[1] محمود ناصری ، داستان های بحارالانوار ، جلد ۴ ، داستان شماره ۷۷.
[2]. وَ جَاءَ قَوْمٌ مِنَ الْیهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَقَالُوا یا مُحَمَّدُ هَذِهِ الْقِبْلَةُ بَیتُ الْمَقْدِسِ قَدْ صَلَّیتَ إِلَیهَا أَرْبَعَ عَشْرَةَ سَنَةً ثُمَّ تَرَكْتَهَا الْآنَ أَ فَحَقّاً كَانَ مَا كُنْتَ عَلَیهِ فَقَدْ تَرَكْتَهُ إِلَی بَاطِلٍ فَإِنَّ مَا یخَالِفُ الْحَقَّ بَاطِلٌ أَوْ بَاطِلًا كَانَ ذَلِكَ فَقَدْ كُنْتَ عَلَیهِ طُولَ هَذِهِ الْمُدَّةِ فَمَا یؤْمِنُنَا أَنْ تَكُونَ الْآنَ عَلَی بَاطِلٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بَلْ ذَلِكَ كَانَ حَقّاً وَ هَذَا حَقٌّ یقُولُ اللَّهُ- قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یهْدِی مَنْ یشاءُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ إِذَا عَرَفَ صَلَاحَكُمْ أَیهَا الْعِبَادُ فِی اسْتِقْبَالِكُمُ الْمَشْرِقَ أَمَرَكُمْ بِهِ وَ إِذَا عَرَفَ صَلَاحَكُمْ فِی اسْتِقْبَالِ الْمَغْرِبِ أَمَرَكُمْ بِهِ وَ إِنْ عَرَفَ صَلَاحَكُمْ فِی غَیرِهِمَا أَمَرَكُمْ بِهِ فَلَا تُنْكِرُوا تَدْبِیرَ اللَّهِ فِی عِبَادِهِ وَ قَصْدَهُ إِلَی مَصَالِحِكُمْ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لَقَدْ تَرَكْتُمُ الْعَمَلَ یوْمَ السَّبْتِ ثُمَّ عَمِلْتُمْ بَعْدَهُ سَائِرَ الْأَیامِ ثُمَّ تَرَكْتُمُوهُ فِی السَّبْتِ ثُمَّ عَمِلْتُمْ بَعْدَهُ أَ فَتَرَكْتُمُ الْحَقَّ إِلَی الْبَاطِلِ أَوِ الْبَاطِلَ إِلَی الْحَقِّ أَوِ الْبَاطِلَ إِلَی الْبَاطِلِ أَوِ الْحَقَّ إِلَی الْحَقِّ؟ قُولُوا كَیفَ شِئْتُمْ؟ فَهُوَ قَوْلُ مُحَمَّدٍ وَ جَوَابُهُ لَكُمْ قَالُوا بَلْ تَرْكُ الْعَمَلِ فِی السَّبْتِ حَقٌّ وَ الْعَمَلُ بَعْدَهُ حَقٌّ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَكَذَلِكَ قِبْلَةُ بَیتِ الْمَقْدِسِ فِی وَقْتِهِ حَقٌّ ثُمَّ قِبْلَةُ الْكَعْبَةِ فِی وَقْتِهِ حَق. الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی) ؛ ج1 ؛ ص41
[3] - عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یعْمَلُ الشَّیءَ مِنَ الْخَیرِ فَیرَاهُ إِنْسَانٌ فَیسُرُّهُ ذَلِكَ قَالَ لَا بَأْسَ مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ هُوَ یحِبُّ أَنْ یظْهَرَ لَهُ فِی النَّاسِ الْخَیرُ إِذَا لَمْ یكُنْ صَنَعَ ذَلِكَ لِذَلِكَ. (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج69 ؛ ص294)
[4] - بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج47 ؛ ص12
عَنْ مَأْمُونٍ الرَّقِّی قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ سَیدِی الصَّادِقِ علیه السلام إِذْ دَخَلَ سَهْلُ بْنُ الْحَسَنِ الْخُرَاسَانِی فَسَلَّمَ عَلَیهِ ثُمَّ جَلَسَ فَقَالَ لَهُ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَكُمُ الرَّأْفَةُ وَ الرَّحْمَةُ وَ أَنْتُمْ أَهْلُ بَیتِ الْإِمَامَةِ مَا الَّذِی یمْنَعُكَ أَنْ یكُونَ لَكَ حَقٌّ تَقْعُدُ عَنْهُ وَ أَنْتَ تَجِدُ مِنْ شِیعَتِكَ مِائَةَ أَلْفٍ یضْرِبُونَ بَینَ یدَیكَ بِالسَّیفِ فَقَالَ لَهُ علیه السلام اجْلِسْ یا خُرَاسَانِی رَعَی اللَّهُ حَقَّكَ ثُمَّ قَالَ یا حَنِیفَةُ اسْجُرِی التَّنُّورَ فَسَجَرَتْهُ حَتَّی صَارَ كَالْجَمْرَةِ وَ ابْیضَّ عُلْوُهُ ثُمَّ قَالَ یا خُرَاسَانِی قُمْ فَاجْلِسْ فِی التَّنُّورِ فَقَالَ الْخُرَاسَانِی یا سَیدِی یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَا تُعَذِّبْنِی بِالنَّارِ أَقِلْنِی أَقَالَكَ اللَّهُ قَالَ قَدْ أَقَلْتُكَ فَبَینَمَا نَحْنُ كَذَلِكَ إِذْ أَقْبَلَ هَارُونُ الْمَكِّی وَ نَعْلُهُ فِی سَبَّابَتِهِ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیكَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ علیه السلام أَلْقِ النَّعْلَ مِنْ یدِكَ وَ اجْلِسْ فِی التَّنُّورِ قَالَ فَأَلْقَی النَّعْلَ مِنْ سَبَّابَتِهِ ثُمَّ جَلَسَ فِی التَّنُّورِ وَ أَقْبَلَ الْإِمَامُ علیه السلام یحَدِّثُ الْخُرَاسَانِی حَدِیثَ خُرَاسَانَ حَتَّی كَأَنَّهُ شَاهِدٌ لَهَا ثُمَّ قَالَ قُمْ یا خُرَاسَانِی وَ انْظُرْ مَا فِی التَّنُّورِ قَالَ فَقُمْتُ إِلَیهِ فَرَأَیتُهُ مُتَرَبِّعاً فَخَرَجَ إِلَینَا وَ سَلَّمَ عَلَینَا فَقَالَ لَهُ الْإِمَامُ علیه السلام كَمْ تَجِدُ بِخُرَاسَانَ مِثْلَ هَذَا فَقَالَ وَ اللَّهِ وَ لَا وَاحِداً فَقَالَ علیه السلام لَا وَ اللَّهِ وَ لَا وَاحِداً فَقَالَ أَمَا إِنَّا لَا نَخْرُجُ فِی زَمَانٍ لَا نَجِدُ فِیهِ خَمْسَةً مُعَاضِدِینَ لَنَا نَحْنُ أَعْلَمُ بِالْوَقْتِ .
[5] - عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله [قَالَ : ] قَالَ : یا عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ آدَمَ لَمَّا رَأَی النُّورَ سَاطِعاً مِنْ صُلْبِهِ ، إِذْ كَانَ اللَّهُ قَدْ نَقَلَ أَشْبَاحَنَا مِنْ ذِرْوَةِ الْعَرْشِ إِلَی ظَهْرِهِ ، رَأَی النُّورَ ، وَ لَمْ یتَبَینِ الْأَشْبَاحَ.
فَقَالَ : یا رَبِّ مَا هَذِهِ الْأَنْوَارُ
قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ : أَنْوَارُ أَشْبَاحٍ- نَقَلْتُهُمْ مِنْ أَشْرَفِ بِقَاعِ عَرْشِی إِلَی ظَهْرِكَ- وَ لِذَلِكَ أَمَرْتُ الْمَلَائِكَةَ بِالسُّجُودِ لَكَ ، إِذْ كُنْتَ وِعَاءً لِتِلْكَ الْأَشْبَاحِ.
فَقَالَ آدَمُ : یا رَبِّ لَوْ بَینْتَهَا لِی فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ : انْظُرْ یا آدَمُ إِلَی ذِرْوَةِ الْعَرْشِ.
فَنَظَرَ آدَمُ ، وَ وَقَعَ نُورُ أَشْبَاحِنَا مِنْ ظَهْرِ آدَمَ عَلَی ذِرْوَةِ الْعَرْشِ ، فَانْطَبَعَ فِیهِ صُوَرُ أَنْوَارِ أَشْبَاحِنَا الَّتِی فِی ظَهْرِهِ- كَمَا ینْطَبِعُ وَجْهُ الْإِنْسَانِ فِی الْمِرْآةِ الصَّافِیةِ فَرَأَی أَشْبَاحَنَا.
فَقَالَ : یا رَبِّ مَا هَذِهِ الْأَشْبَاحُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی : یا آدَمُ هَذِهِ أَشْبَاحُ أَفْضَلِ خَلَائِقِی وَ بَرِیاتِی :
هَذَا مُحَمَّدٌ وَ أَنَا الْمَحْمُودُ الْحَمِیدُ فِی أَفْعَالِی ، شَقَقْتُ لَهُ اسْماً مِنِ اسْمِی.
وَ هَذَا عَلَی ، وَ أَنَا الْعَلِی الْعَظِیمُ ، شَقَقْتُ لَهُ اسْماً مِنِ اسْمِی.
وَ هَذِهِ فَاطِمَةُ وَ أَنَا فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ، فَاطِمُ أَعْدَائِی عَنْ رَحْمَتِی یوْمَ فَصْلِ قَضَائِی ، وَ فَاطِمُ أَوْلِیائِی عَمَّا یعُرُّهُمْ وَ یسِیئُهُمْ فَشَقَقْتُ لَهَا اسْماً مِنِ اسْمِی.
وَ هَذَانِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ وَ أَنَا الْمُحْسِنُ [وَ] الْمُجْمِلُ- شَقَقْتُ اسْمَیهِمَا مِنِ اسْمِی هَؤُلَاءِ خِیارُ خَلِیقَتِی وَ كِرَامُ بَرِیتِی ، بِهِمْ آخُذُ ، وَ بِهِمْ أُعْطِی ، وَ بِهِمْ أُعَاقِبُ ، وَ بِهِمْ أُثِیبُ ، فَتَوَسَّلْ إِلَی بِهِمْ. یا آدَمُ ، وَ إِذَا دَهَتْكَ دَاهِیةٌ ، فَاجْعَلْهُمْ إِلَی شُفَعَاءَكَ ، فَإِنِّی آلَیتُ عَلَی نَفْسِی قَسَماً حَقّاً [أَنْ] لَا أُخَیبَ بِهِمْ آمِلًا ، وَ لَا أَرُدَّ بِهِمْ سَائِلًا.
التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسكری علیه السلام ؛ ص219
[6] - « إِنَّمَا الْوُضُوءُ حَدٌّ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ لِیعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یطِیعُهُ وَ مَنْ یعْصِیه» ؛ (علل الشرائع ، ج1 ، ص279)
[7]. ماعون : 5
[8]. خصال ، ج2 ، ص 621.
[9]. فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّین. (الماعون : 4)
[10] (الكافی (ط - الإسلامیة) ، ج6 ، ص : 7)