#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۱۴

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

جلسه چهاردهم است که با موضوع آیاتِ امیرالمؤمنین در قرآن در خدمت شما هستم.

در جلسه قبل بیان شد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با علمای مسیحیِ نَجران وعده‌ی مباهله گذاشتند‌ ، در روز ۲۴ ذی الحجّه سال دهم هجرت.

در آن روز پیامبر عزیزمان‌ ، آقا امیرالمؤمنین ، امام حسن و امام حسین و حضرت فاطمه علیهم السلام را همراه خودشان آوردند برای نفرین کردن به طرف مقابل.

بزرگ علمای نجران گفت : «من کسانی را می‌بینم که اگر دعا بکنند خدا به واسطه آنها کوه‌ها را جابجا می‌کند. به آنها نفرین نکنید که اگر نفرین کنید آنها هم به شما نفرین می‌کنند و یک نفر از شما باقی نخواهد ماند»

آنها مجبور شدند که از موضع خودشان کوتاه بیایند و «جِزیه» بدهند ـ یعنی مالیاتی که یهودیان و مسیحیان می دهند ـ و در پناه اسلام زندگی کنند و واقعه مباهله به پیروزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله انجامید.

مفسّران شیعه و سنی اجماع نظر دارند که منظور از «أَنْفُسَنَا» در این آیه آقا امیرالمؤمنین است که نفس و جان پیامبر شمرده شده.

مأمون از امام رضا علیه السلام پرسید : «بهترین و برترین آیه در فضیلت امیرالمؤمنین کدام آیه است؟»

و امام رضا همین آیه مباهله را خواندند و فرمودند : همان‌گونه که پیامبر خدا از جمیع مخلوقات خدا برتر و بالاتر است «فَوَجَبَ أَنْ لَا یكُونَ أَحَدٌ أَفْضَلَ مِنْ نَفْسِ رَسُولِ اللَّه‏» همان‌گونه تمام مخلوقات یعنی تمام پیامبران و تمام یاران و صحابه پیامبر باید پایین‌تر از نفْسِ رسول الله باشند یعنی پایین‌تر از امیرالمؤمنین باشند.

مأمون گفت : «شاید منظور از نَفْس در اینجا جان خود پیامبر است نه امیرالمؤمنین؟!»

امام رضا این گونه جواب دادند که در آیه آمده «نَدْعُ أَبْنَاءَنَا ...» دعوت بکنید و هیچ انسان عاقلی نمی‌گوید من فردا خودم را دعوت می‌کنم به مباهله چون دعوت باید از شخصِ دیگری اتفاق بیفتد.

امام حسن و امام حسین مصداق «أَبْنَاءَنَا» در این آیه هستند. حضرت زهرا مصداق «نِسَاءَنَا» هستند و امیرالمؤمنین که به اجماع همه مسلمین در آن مباهله حاضر بوده باید جز «أَنْفُسَنَا» محسوب شود.

بعضی‌ها این سؤال را می‌پرسند که امیرالمؤمنین یک نفر بود چرا نفرمود «نَفْسَنا» و فرمود «أَنْفُسَنَا» ؟ و واژه جمع رو در آن به کار برده؟!

پاسخ این است که در آیات متعددی از قرآن خداوند تبارک و تعالی واژه جمع را برای یک انسان به کار می‌برد مثل آیه ۱۲۰ سوره نَحل که درباره ابراهیم که یک نفر است واژه «امّت» که واژه جمع است به کار می‌برد «إِنَّ إِبْراهیمَ كانَ أُمَّة»

یا درباره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در همین آیه مباهله با اینکه او یک نفر بود واژه «نِسَاءَنَا» را به کار برد

یا امام حسن و امام حسین علیهما السلام با اینکه دو نفر بودند واژه جمع که برای سه نفر و بیشتر از سه نفر است به کار برده شده برای تعظیم و اجلال و بزرگداشت این افراد.

در رابطه با این آیه نکات دیگری هم هست که در جلسه بعد خدمت‌تان بیان می‌کنم.

#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۱۵

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

جلسه پانزدهم است که درباره آیات امیرالمؤمنین در قرآن با هم گفتگو می‌کنیم.

در جلسه قبل بیان شد که در آیه ۶۱ سوره آل عمران خداوند تبارک و تعالی واژه «أَنْفُسَنَا» را درباره امیرالمؤمنین به کار برد ؛ یعنی ایشان را نفس و جان پیامبر معرفی کرد.

برای اینکه این آیه در ذهن ما ماندگار بشود می‌خواهم دو تا داستان برایتان تعریف کنم :

یک. معاویه تمام تلاشش را می‌کرد تا لعن بر امیرالمؤمنین بین مسلمان‌ها پخش شود و عادتِ شبانه روز آنها شود.

بخشنامه صادر کرد که همه سخنرانان بر ۷۰ هزار منبر در ممالک اسلامی ابتدا لعن بر علی کنند و بعد سخنرانی‌شان را آغاز کنند.

به معاویه خبر دادند که سَعد بنِ اَبی وقّاص که یارِ مشهور پیامبر است و مسلمان‌ها به او خیلی احترام می‌گذارند هرگز حاضر نشده علی بن ابیطالب علیه السلام را لعن کند.

معاویه در یک جلسه‌ای به «سَعد» اعتراض کرد که چرا تو به علی لعن نمی‌کنی؟

سَعد گفت : وقتی آیه مباهله نازل شد پیامبر عزیزمان‌ ، امیرالمؤمنین ، فاطمه‌ ، حسن و حسین علیهم السلام را جمع کرد و فرمود : «اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلی» یعنی طبق آیه قرآن امیرالمؤمنین نَفْسِ پیامبر است و طبق حدیث پیامبر‌ ، امیرالمؤمنین اهل بیت پیامبر شمرده شده و من به خودم اجازه نمی‌دهم بر جان رسول الله و بر اهل بیت او لعن بفرستم.

دو. در یک جمعی که تعدادی از مسلمان‌ها نشسته بودند یکی از آنها بلند شد و در تعریف و تمجید معاویه سخنرانی کرد و گفت من او را خیلی دوست دارم! یک مسلمان‌ دیگر بلند شد و گفت : من هرگز معاویه را دوست ندارم و دوست ندارم در روز قیامت خداوند من را با معاویه محشور کند.

نفر اول بسیار خشمگین شد و با تندی به او گفت : چرا به «خالُ المُؤمنین» بی‌ادبی و بی‌احترامی می‌کنی؟! او دایی مؤمنین است ـ یعنی خواهر او اُمّ حَبیبه همسر پیامبر است ـ و او یکی از یاران برجسته پیامبر خدا بوده.

نفر دوم رو کرد به او و گفت من سؤالی از تو دارم : «آیا تو قبول داری آیه مباهله در ‌شأن امیرالمؤمنین نازل شده و علی بن ابیطالب علیه السلام نفْس و جانِ پیامبر هست؟»

او گفت : «بله همه مسلمان‌ها قبول دارند!»

نفر دوم به او گفت : خُب‌ ، پس در جنگ صفین وقتی معاویه روبروی علی بن ابیطالب ایستاد در حقیقت روبروی پیامبر خدا ایستاد.

اگر تو در جنگ صفین بودی کدام یک از این کارها را می‌کردی : «اعلام بی‌طرفی می‌کردی یا به نفع معاویه می‌جنگیدی یا به نفعِ پیامبر خدا؟»

او یک تأملی کرد و گفت : «به نفع پیامبر خدا می‌جنگیدم و در لشکر او قرار می‌گرفتم»

باز از او سؤال پرسید که آیا سیاهی لشکر می‌شدی یا شمشیر هم به نفع پیامبر می‌کشیدی؟

گفت : «شمشیر هم می‌کشیدم و می‌جنگیدم»

پرسید : «اگر معاویه در مقابل تو قرار می‌گرفت آیا معاویه را می‌کشتی یا ترجیح می‌دادی به دستِ معاویه کشته شوی؟»

گفت خُب اگر معاویه روبروی من می‌ایستاد من حتماً او را می‌کشتم.

نفر دوم به نفر اول گفت : «کسی که تو حاضری او را بکشی من می‌گویم او را دوست ندارم و به خاطر اینکه گفتم من او را دوست ندارم به من پرخاش می‌کنی؟؟»

بنابراین طبق آیه مباهله امیرالمؤمنین علیه السلام جان رسول خدا صلی الله علیه و آله شمرده شده.

بارها گفت محمد که علی جان من است * هم به جان علی و جان محمد صلوات

#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۱۶

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

جلسه شانزدهم است که آیات امیرالمؤمنین در قرآن را با هم مرور می‌کنیم.

در جلسه قبل بیان شد که خداوند تبارک و تعالی در آیه مباهله با واژه «أَنْفُسَنَا» امیرالمؤمنین را نفْس و جان پیامبر خطاب کرد

و شیعه و اهل سنت اعتقاد دارند که پیامبر به امیرالمؤمنین فرمودند «حَربُکَ یا عَلِیُّ حَربی‌ ، وَ سِلمُکَ یا عَلِیُّ سِلمی» جنگ با تو جنگ با من است و دوستی و آشتی با تویِ علی آشتی با منِ پیامبر.

برای روشن‌تر شدن این آیه دو تا نکته می‌خواهم خدمت‌تان عرض کنم :

یک. حسن بصری که به دروغ بعضی‌ها او را زاهد می‌شمارند بعد از جنگ جمل رو کرد به امیرالمؤمنین و فرمود : چرا مسلمانان را کُشتی؟؟ تو قاتل هستی!

امیرالمؤمنین به او گفت : اگر آنها حق بودند چرا آنها را یاری نکردی؟ و اگر باطل بودند خُب حقّ‌شان بود که کشته شوند.

حسن بصری گفت من لباس رزم پوشیدم و حرکت کردم تا آنها را یاری کنم که صدایی از غیب شنیدم که گفت : «اِرْجِعْ فَانِ الْقَاتِلُ وَ الْمَقْتُولُ کِلاهُما فِی النَّارِ» برگرد که در این جنگ هر کسی بکشد و هر کسی کشته شود اهل آتش است‌ ، پس من متوجه شدم لشکر شما و لشکر مقابل‌‌تان هر دو باطل هستند‌ ، به همین خاطر نرفتم برای یاری آنها.

امیرالمؤمنین فرمودند تو درست شنیدی آیا گوینده آن خبر را هم می‌شناسی؟

گفت : نه نمی‌شناسم!

حضرت فرمودند : او برادر تو شیطان بود‌ ، تو خواستی سپاهِ جمل را یاری کنی شیطان هم به تو گفت : «اگر در آن سپاه حاضر بشوی و بکشی یا کشته شوی اهل آتش هستی»

چون امیرالمؤمنین که جان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هست و همیشه حق با پیامبر خداست و لشکر مقابل پیامبر است که همیشه باطل خواهد بود.

دو. اگر بر فرضِ محال خداوند تبارک و تعالی جانشینِ پیامبر را معرفی نمی‌کرد و جای آن می‌فرمود : «ای مردم خودتان بعد از شهادت پیامبر‌ ، جانشین ایشان را انتخاب کنید»

کسانی که بعد از پیامبر اکرم جمع شدند و به غیر از علی رأی دادند به آیه قرآن ظلم کردند .

چون آیه قرآن می‌فرماید : «علی نفس و جان پیامبر است» و تا وقتی جانِ پیامبر در بین مردم حاضر باشد مردم نباید با غیر پیامبر دستِ بیعت بدهند.

بنابراین کسانی که بعد از شهادت پیامبر‌ ، حضرت علی را کنار زدند و او را به خلافت انتخاب نکردند‌ ـ بر فرض که مردم حق انتخاب جانشین پیامبر را داشتند ـ به آیه قرآن ظلم کردند و در روز قیامت باید پاسخگوی پیامبر و خداوند به خاطر انجام این گناه بزرگشان باشند.