#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۷

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

جلسه هفتم است که درباره آیات امیرالمؤمنین در قرآن با هم گفتگو می‌کنیم.

خداوند تبارک و تعالی در سوره حمد از ما مسلمان‌ها خواسته روزانه ده بار این دعا را بخوانیم که «اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِیمَ» خدایا ما را بر راه مستقیم ثابت قدم بدار و به آن راه هدایت کن.

و در قالب دعا به ما دستور داده که بروید «صراط مستقیم» را پیدا کنید و توضیح داده که «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ» آن راه‌ ، راه کسانی هست که منِ خدا به آنها نعمت داده‌ام.

خُب این چه نعمتی است اگر کسی آن نعمت را داشته باشد در «صراطِ مستقیم» قرار می‌گیرد؟

مسلماً آن نعمت‌ ، صورتِ زیبا‌ ، ثروتِ فراوان‌ ، مدرک تحصیلی‌ ، موقعیت اجتماعی‌ ، و محبوبیت در بین مردم و قدرتِ زیاد نیست.

آن نعمت دو تا ویژگی باید داشته باشد :

یک. اگر کسی آن نعمت را داشته باشد خدا به او غضب نمی‌کند. «غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ»

دو. با وجود آن نعمت آن شخص گمراه نمی‌شود. «وَ لَا الضَّالِّینَ»

خیلی‌ها هستند که صورت زیبا دارند‌ ، ثروت فراوان دارند و نعمت‌های دیگری دارند مثلِ محبوبیت بین مردم ولی باز هم گمراه شدند.

پیامبر عزیزمان صلی الله علیه و آله این آیه را این‌طور تفسیر کردند : که کسانی که ولایت و سرپرستی علی بن ابیطالب علیه السلام را بپذیرند آن نعمت به آنها داده شده و خداوند به آنان غضب نمی‌کند و گمراه هم نخواهند شد. «لَمْ یغْضَبْ عَلَیهِمْ وَ لَمْ یضِلُّوا»

پس منظور از «نعمت» در سوره حمد ولایتِ علی بن ابیطالب علیه السلام است.

در آیات دیگری از قرآن هم واژه «نعمت» به معنای ولایت آمده که سه تای آنها را می‌خواهم خدمت‌تان تقدیم کنم ؛

یک. خداوند یکی از وظایفی که بر دوش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرار داده و بر دوش ما مسلمان‌ها هم قرار داد این است که «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» درباره نعمتی که خدا به تو داده با مردم گفتگو کن. آنها را بازگو کن.

مسلماً منظور از نعمت‌ ، نعمتِ مادی نیست که من بیایم در حضور مردم بگویم :

  1. خانه من چقدر بزرگ است.
  2. ماشین من چقدر خوب است.
  3. حافظه من چقدر قوی است.
  4. فرزندانِ من چقدر زیبا هستند.

خُب این‌ها دو تا عیب دارد :

الف : اگر من این نعمت‌ها را بین مردم بشمارم‌ ، خودستایی می‌شود که سبب غرور می‌شود و تکبر کار زشتی است.

ب. بیان نعمت‌های مادی در بین مردم سبب می‌شود دیگران به من حسادت کنند. من نباید کاری کنم که دیگران به من حسادت کنند.

خُب پس منظور از این نعمت چیست؟

این «نعمت» باید نعمتِ معنوی باید باشد و نعمتی باشد که کسانِ دیگر هم بتوانند به آن نعمت دسترسی پیدا بکنند.

در روایت آمده خداوند بر عهده پیامبر عزیزمان گذاشتند‌ ، از نعمتِ دین با مردم سخن بگویند و از نعمت وجودِ علی بن ابیطالب علیه السلام .

«فَحَدِّث فَضَائِلَ علیِّ بْنِ اَبی طالب» ای پیامبر کرامات و کمالات علی بن ابیطالب را برای مردم بازگو کن تا آنها با این نعمت بزرگ آشنا شوند.

من دیده به احسانِ علی دارم و بس * سر در خط فرمانِ علی دارم و بس

هر کس زده دست خود به دامان کسی * من دست به دامانِ علی دارم و بس.

#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۸

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

جلسه هشتم است که با موضوع آیات امیرالمؤمنین در قرآن در خدمت شما هستم.

در جلسه قبل بیان شد که منظور از «نعمت» در سوره حمد‌ ، نعمتِ ولایت است و مسلمان‌ها در شبانه روز ده بار این نعمت را یادآور می‌شوند و در نمازشان می‌گویند «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ» و بیان شد که واژه نعمت در قرآن در موارد متعدد معنای ولایت به کار رفته که قرار شد سه موردش را خدمت‌تان عرض کنم.

دو. خداوند در روز قیامت می‌فرماید : «وَ قِفُوْهُمْ اِنَّهُمْ مَسْئُولونَ» انسان‌ها را نگه دارید تا از آنها سؤال شود.

در سوره تکاثر آمده که سؤال از «نعمت» می‌شود «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ»

امام صادق علیه السلام به ابوحنیفه که برای مردم تفسیر قرآن می‌گفت فرمودند : شنیدم «نعمت» در این آیه را به معنای آبِ گوارا و غذای لذیذ تفسیر کردی؟

گفت : بله‌ ، همین طور است.

حضرت از ایشان پرسیدند که اگر در خانه یک نفری چند روز مهمان باشی و وقتی خواستی از خانه خارج شوی صاحب‌خانه به تو بگوید که «تو چند لیوان آب و چند بشقاب غذا خوردی و...» درباره‌ی او چه قضاوتی می‌کنی؟

گفت : می‌گویم او انسان بخیلی است.

گفت : پس اگر خدا در روز قیامت تک تک انسان‌ها را بیاورد و بگوید : «تو چند لیوان آب خوردی و چند بشقاب غذا خوردی» و یکی یکی از این لیوان آب ها از او سؤال بپرسد آیا او بخیل نخواهد بود؟

ابوحنیفه پرسید : خُب شما این آیه را چگونه تفسیر می‌کنید؟

«قَالَ أَ فَیَبْخَلُ اللَّهُ تَعَالَی قُلْتُ فَمَا هُوَ قَالَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْت»

حضرت فرمودند : این «نعمت» که خداوند روز قیامت از انسان‌ها از آن سؤال می‌پرسد‌ ، دوستیِ ما امامان است. یعنی دوستی علی بن ابیطالب و فرزندان ایشان علیهم السلام که به مقام امامت رسیدند و منظور از «نَعیم» در این آیه‌ ، نعمت ولایت است.

سه. وقتی در روز عید ‌غدیر خُم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دست امیرالمؤمنین علیه السلام را بالا گرفتند‌ ، در حضور ده ها هزار نفر از مسلمان‌ها فرمودند :

«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِی مَوْلَاهُ» هر کسی من رهبر و سرپرست او هستم علی بن ابیطالب رهبر و سرپرست او خواهد بود.

آیه ۳ سوره مائده نازل شد که «اَلْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتِی» امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خودم را به شما ارزانی داشتم و نعمت را تمام کردم.

پیامبر با نزول این آیه فرمودند : «اَللّهُ أَکْبَرُ عَلى اِکْمالِ الدِّیْنِ وَ اِتْمامِ النِّعْمَةِ» یعنی با این جملات از خدا تشکر کردم.

امیرالمؤمنین علیه السلام در محاجه‌ای که داشتند با مردم‌ ، فرمودند : خدا هفت ویژگی به من داده که یکی از آن ویژگی‌ها این است که به واسطه‌ی من بود که نعمت بر مردم کامل شد «وَ أَتَمَّ عَلَیهِمُ اَلنِّعَمَ»

امام باقر علیه السلام فرمودند : «آخِرُ فَرِیضَةٍ أَنْزَلَهَا اَللَّهُ تَعَالَى اَلْوَلاَیةُ» آخرین چیزی که خداوند بر این امت واجب کرد ولایت بود که به واسطه این ولایت نعمت تمام شد.

پس واژه «نعمت» در آیات قرآن در برخی موارد به معنای ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام است.

#امیرالمؤمنین_در_قرآن ۹

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

سلام به شما معلم عزیز.

جلسه نهم است که درباره آیات امیرالمؤمنین در قرآن با هم گفتگو می‌کنیم.

قبل از اینکه آیه جدید را بیان کنم می‌خواهم دو تا نقل تاریخی را خدمت‌تان عرض کنم.

نقل اول از ابن شهر آشوب است که از علمای شیعه است.

ایشان می‌گویند : که پیامبر عزیزمان و علی بن ابیطالب علیهما السلام در بالای مکه قرار داشتند که جبرئیل نازل شد‌ ، پایش را بر زمین زد‌ ، چشمه‌ای جوشید‌ ، پیامبر و علی علیهما السلام وضو گرفتند.

هنگام ظهر بود‌ ، با هم نماز ظهر را خواندند : «وَ هِیَ أَوَّلُ صَلَاةٍ فَرَضَهَا اللَّهُ تعالی» و این اولین نمازی بود که برای این امت واجب شد‌ ، که امام جماعت آن پیامبر صلی الله علیه و آله بود و نمازگزار آن‌ ، علی بن ابیطالب علیه السلام.

نقل دوم از تاریخ طبری است که از شخصی به نام یحیی بن عفیف کندی نقل می‌کند که من برای اعمال حج وارد مکه شدم و با عباس بن عبدالمطلب وارد مسجدالحرام شدیم.

دیدم که یک آقایی به سمت کعبه آمد‌ ، در نزدیکِ کعبه ایستاد‌ ، پشت سر او یک آقا پسر نوجوان بود و پشت سر آنها یک خانمِ محترم و مجلّل بود. آن آقا به آسمان نگاه کرد. مقداری می‌ایستاد و بعد خم می‌شد و بعد به زمین می‌افتاد‌ ، آن نوجوان و آن خانم هم همین حرکات را انجام می‌دادند. من از رفتار ‌آنها خیلی تعجب کردم

عباس بن عبدالمطلب به من گفت : که آن آقایی که در جلو قرار دارد برادر زاده‌ام محمد بن عبدالله است و آن نوجوان برادر زاده دیگرم علی بن ابیطالب است و آن خانم خدیجه همسر محمد است.

محمد اعتقاد داد که از آسمان به او وحی می‌شود و دارای دین جدیدی است و من غیر از این سه نفر کسی را در این دین نمی‌شناسم. (تاریخ طبری ، بیروت ، دار القاموس الحدیث ، ج۲ ، ص۵۶ و ۲۱۲)

بنابراین به اتفاق شیعه و سنی آقا علی بن ابیطالب علیه السلام «أَوَّلُ عَربیٍّ وَ عَجمیٍّ صَلّی مَعَ النَّبی» اولین کسی است که در این عالم با پیامبر خدا نماز خوانده.

خداوند تبارک و تعالی در آیه ۴۱ و ۴۲ و ۴۳ سوره بقره به اهل کتاب یعنی یهودی‌ها می‌گوید : بیایید به قرآن ایمان بیاورید که کتاب آسمانی شما را تصدیق می‌کند.

و در ادامه به آنها دستور می‌دهد «وَ أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّكَاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِینَ» نماز را اقامه کنید‌ ، زکات بدهید و همراه با رکوع کنندگان رکوع را به جا بیاورید.

حالا سؤال این است که این رکوع کنندگان چه کسانی هستند که یهودیان باید همراه با آنها رکوع را به جا بیاورند؟

اهل سنت از ابن عباس نقل کرده‌اند‌ ، و شیعه از امام باقر علیه السلام نقل کرده که منظور از این رکوع کنندگان پیامبر اکرم و علی بن ابیطالب و اهل بیت پیامبر علیهم السلام هستند که یکی از آن اهل بیت هم حضرت خدیجه سلام الله علیها است.

بنابراین طبق این آیه شریفه‌ ، شخصیتی که اهل کتاب باید همراه با او رکوع را به جا بیاورند و او اولین انسانی هست که همراه با پیامبر خدا نماز را اقامه کرد‌ ، آقا علی بن ابیطالب علیه السلام است.