شیوه پاسخ گویی به شبهات و سوالات نماز
شیوه پاسخ گویی به شبهات و سوالات نماز
مرتضی رحیمیان محقق
دوره غیر حضوری ؛ مهرماه 1399
فصل اول : فضیلت پاسخ گویی به شبهات در روایات
عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ: أَشَدُّ مِنْ يُتْمِ الْيَتِيمِ الَّذِي انْقَطَعَ عَنْ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ يُتْمُ يَتِيمٍ انْقَطَعَ عَنْ إِمَامِهِ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْوُصُولِ إِلَيْهِ وَ لَا يَدْرِي كَيْفَ حُكْمُهُ فِيمَا يُبْتَلَى بِهِ مِنْ شَرَائِعِ دِينِهِ أَلَا فَمَنْ كَانَ مِنْ شِيعَتِنَا عَالِماً بِعُلُومِنَا وَ هَذَا الْجَاهِلُ بِشَرِيعَتِنَا- الْمُنْقَطِعُ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا يَتِيمٌ فِي حَجْرِهِ أَلَا فَمَنْ هَدَاهُ وَ أَرْشَدَهُ وَ عَلَّمَهُ شَرِيعَتَنَا كَانَ مَعَنَا فِي الرَّفِيقِ الْأَعْلَى.
از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آورده كه فرموده: «ناگوارتر از يتيمى فرد بىمادر و پدر، يتيمى آن كسى است كه از امامش دور افتاده، و توان وصول به او را ندارد، و پاسخ مسائل مورد نيازش را نمىداند، پس بدانيد كه شيعه ما داناى به علوم ماست، و افرادى كه- به دليل عدم ديدار- از علم ما بىخبر ماندهاند همچون يتيمى در كنف حمايت ايشانند. بدانيد جايگاه كسى كه هدايت و ارشاد نموده و دستورات و شرائع ما را تعليم مىكند همراه ما در گروه انبياء در اعلى علّيين خواهد بود.
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ ع الْعَالِمُ كَمَنْ مَعَهُ شَمْعَةٌ تُضِيءُ لِلنَّاسِ فَكُلُّ مَنْ أَبْصَرَ بِشَمْعَتِهِ دَعَا بِخَيْرٍ كَذَلِكَ الْعَالِمُ مَعَهُ شَمْعَةٌ تُزِيلُ ظُلْمَةَ الْجَهْلِ وَ الْحَيْرَةِ ... يُعْطِيهِ اللَّهُ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ مِائَةِ أَلْفِ رَكْعَةٍ يُصَلِّيهَا مِنْ بَيْنِ يَدَيِ الْكَعْبَةِ.
از امام باقر عليه السّلام نقل است كه فرموده: عالم همچون شمع- بدستى است كه به مردم روشنى مىبخشد. و مشمول دعاى خيرشان گردد. فرد عالم داراى شمع علم و حكمتى است كه تاريكى جهل و حيرت را نابود مىسازد، ... خداوند به او چيزى عطا فرمايد كه از پاداش صد هزار ركعت نماز در مقابل كعبه برتر و بهتر باشد.
قَالَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع: فَقِيهٌ وَاحِدٌ يُنْقِذُ يَتِيماً مِنْ أَيْتَامِنَا الْمُنْقَطِعِينَ عَنَّا وَ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا بِتَعْلِيمِ مَا هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَيْهِ أَشَدُّ عَلَى إِبْلِيسَ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ لِأَنَّ الْعَابِدَ هَمُّهُ ذَاتُ نَفْسِهِ فَقَطْ وَ هَذَا هَمُّهُ مَعَ ذَاتِ نَفْسِهِ ذَوَاتُ عِبَادِ اللَّهِ وَ إِمَائِهِ لِيُنْقِذَهُمْ مِنْ يَدِ إِبْلِيسَ وَ مَرَدَتِهِ.
از امام كاظم عليه السّلام نقل است كه فرموده: فقيهى كه در پى نجات يتيمى از ايتام ما- كه نه ما را ديده و نه به ما دسترسى دارد- برآيد، و او را در حدّ نيازش آموزش دهد، [تحمّل اين يك فقيه] بر ابليس سختتر از هزار عابد است. زيرا فرد عابد فقط براى نجات خودش تلاش مىكند، ولى فقيه علاوه بر خود به فكر تمام بندگان خدا مىباشد، تا آنان را از دست ابليس و يارانش نجات دهد.
وَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِيُّ ع قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع مَنْ قَوَّى مِسْكِيناً فِي دِينِهِ ضَعِيفاً فِي مَعْرِفَتِهِ عَلَى نَاصِبٍ مُخَالِفٍ فَأَفْحَمَهُ لَقَّنَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ يُدْلَى فِي قَبْرِهِ أَنْ يَقُولَ اللَّهُ رَبِّي وَ مُحَمَّدٌ نَبِيِّي وَ عَلِيٌّ وَلِيِّي وَ الْكَعْبَةُ قِبْلَتِي وَ الْقُرْآنُ بَهْجَتِي وَ عُدَّتِي وَ الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَانِي فَيَقُولُ اللَّهُ أَدْلَيْتَ بِالْحُجَّةِ فَوَجَبَتْ لَكَ أَعَالِي دَرَجَاتِ الْجَنَّةِ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَتَحَوَّلُ عَلَيْهِ قَبْرُهُ أَنْزَهَ رِيَاضِ الْجَنَّةِ.
از امام عسكرى عليه السّلام نقل است كه أمير المؤمنين عليه السّلام فرموده: هر كس بنده عاجز از علم و معرفتى را تقويت نموده و در برابر دشمن تجهيز و غالب نمايد، خداوند نيز به وقت بازپرسى در قبر، اين كلمات را به او تلقين فرمايد: اللَّه پروردگار من، و محمّد پيغمبر او، و على بن أبى طالب جانشين پيغمبر است، و كعبه، قبله من، و قرآن مايه سعادت و خوشبختى من است، و اهل ايمان برادران من هستند. آنگاه از جانب خداوند خطاب مىرسد كه: سخن حقّ را اظهار كردى و اعتقاد صحيحت را بيان نمودى، پس مقام و منازل رفيع بهشت را برايت واجب نمودم. در اين حال قبر او تبديل به يكى از باغهاى خوش منظره بهشت مىگردد.
وَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ ع قَالَ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع أَفْضَلُ مَا يُقَدِّمُهُ الْعَالِمُ مِنْ مُحِبِّينَا وَ مَوَالِينَا أَمَامَهُ لِيَوْمِ فَقْرِهِ وَ فَاقَتِهِ وَ ذُلِّهِ وَ مَسْكَنَتِهِ أَنْ يُغِيثَ فِي الدُّنْيَا مِسْكِيناً مِنْ مُحِبِّينَا مِنْ يَدِ نَاصِبٍ عَدُوٍّ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ يَقُومُ مِنْ قَبْرِهِ وَ الْمَلَائِكَةُ صُفُوفٌ مِنْ شَفِيرِ قَبْرِهِ إِلَى مَوْضِعِ مَحَلِّهِ مِنْ جِنَانِ اللَّهِ فَيَحْمِلُونَهُ عَلَى أَجْنِحَتِهِمْ يَقُولُونَ لَهُ مَرْحَباً طُوبَاكَ يَا دَافِعَ الْكِلَابِ عَنِ الْأَبْرَارِ وَ يَا أَيُّهَا الْمُتَعَصِّبُ لِلْأَئِمَّةِ الْأَخْيَارِ.[1]
از امام عسكرى عليه السّلام نقل است كه حضرت رضا عليه السّلام فرموده: بهترين توشهاى كه شخص دانشمند دوستدار ما براى روز فقر و نياز و ذلّت خود ذخيره مىكند، حمايت علمى از دوستان ناتوان ما، و نجات ايشان از چنگال دشمنان خدا و رسول او است. [در اين صورت] وقتى از قبر برخيزد صفوف فرشتگانى را مشاهده كند كه از محلّ قبر تا جايگاهش در بهشت برين صف كشيدهاند، و او را با بالهاى خود بلند نموده و به عمارت مخصوصش در بهشت حمل كرده و به او مىگويند: آفرين بر تو! خوش باد تو را، اى كسى كه دشمنان خوبان را مقهور ساخته و از ائمّه اطهار خود حمايت و طرفدارى مىنمودى!.[2]
تعریف پرسش :
درخواست رفع ابهام در چیستی ، هستی، چرایی، چگونگی، چندی و چونی یک یا چند چیز
نکته: بی نماز و سست نماز ها معمولا از چرایی نماز می پرسند و کسانی که نماز را قبول دارند از چگونگی نماز.
تعریف شبهه :
استدلالی که از مقدمات فاسدی تشکیل شده تا حقی را باطل یا باطلی را حق جلوه دهد و به خاطر حق نما بودن، آن را شبهه می دانند.
قال امیرالمؤمنین (علیه السلام) : « وَ إِنَّمَا سُمِّيَتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لِأَنَّهَا تُشْبِهُ الْحَقَّ [3] » شبهه را براى اين شبهه ناميدند كه به حق شباهت دارد. مثل گیاهی که شبیه ریحان است و کنار آن رویده می شود.
برخي از تفاوت هاي پرسش و شبهه :
پرسش برای شناخت است و شبهه برای ايجاد ترديد و شك دَر دل مخاطب.
پرسش برای رشد علم و ايمان است و شبهه برای ضربه به علم و ايمان.
پرسشگر با دریافت پاسخ، قانع می شود و عمل می کند، و شبهه افكن با شبهه ای دیگر مقابل حق می ایستد. (درخواست کفار از پیامبر برای بیرون آوردن درخت و درخواست یک عرب بیابانی برای سخن گفتن مار) [4]
شبهه می کند: چرا نماز بخوانیم؟ پاسخ می دهیم، شبهه بعدی را می پرسد: من که عرب نیستم و خدا که همه زبان ها را می داند، چرا عربی نماز بخوانم؟ پاسخ می دهیم، شبهه بعدی را می پرسد: خدا به زنان محرم است، پس چرا باید در نماز حجاب داشته باشند؟ و... این رشته سر دراز دارد...
معمولا پرسش گر پس از دریافت پاسخ تشکر می کند، ولی شبهه گر یا سکوت می کند یا یک نسبت ناروا می دهد. (به پیامبر پس از گرفتن پاسخ نسبت جادوگر و دروغگو دادند)
پرسشگر برای یاد گیری می پرسد شبهه گر برای حال گیری و مچ گیری .
کسانی مانند ابن الکوّاء وقتی سوال می چرسیدند که با کینه و فتنه انگیزی بود حضرت امیرالمؤمنین می فرمود: ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ ...
و ... وَيْحَكَ در پرسشی دیگر به او فرمود: فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَيْلَكَ سَلْ عَمَّا يَعْنِيكَ وَ لَا تَسْأَلْ عَمَّا لَا يَعْنِيكَ وَيْلَكَ.
فصل دوم: اهمیت پرسش و پاسخ در آیات و روایات
در قرآن
تشویق به سؤال از متخصص : (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُون) [5] از اهل ذکر بپرسید اگر نمیدانید.
خدا همه مردم را تحریک و تشویق به پرسش کرده است. کار پرسش شخم زدن ذهن مخاطب است زمین برای کاشت گندم علم و دانش. سخنرانی بدون پرسش مانند پخش گندم بدون شخم زدن است.
آگاهسازي پيامبر از پرسشهای مردم: 15 بار (یسئلونک) و 2 بار (يَسْتَفْتُونَك) و 1 بار (یستنبئونک) به کار رفته است. [6] یسئلونک های قرآن در موضوعات مختلف است. عن الروح، عن المحیض، عن الاهله و... یعنی از همه چیز از تو می پرسند و تو باید آمادگی پاسخگویی داشته باشی. در عصر غیبت طلاب و روحانیون وظیفه پاسخگویی دارند.
به كار بردن کلمات پرسشی : هَل؛ 97 بار، همزه ی استفهام؛ 450 بار، سأل و مشتقات آن؛ 128 بار، كيف به صورت پرسشی؛ 71 بار.[7]
تقریبا در همه ی صفحات قرآن، کلمات پرسشی و ادات استفهام وجود دارد.
در روایات
دادن پاداش به خاطر پرسش و پاسخ: رُوِيَ عن النبي ( صلى الله عليه و آله ) أنه قال : " الْعِلْمُ خَزَائِنُ وَ مَفَاتِيحُهَا السُّؤَالُ فَسَلُوا يَرْحَمُكُمُ اللَّهِ فَإِنَّهُ يُؤْجَرُ فِيهِ أَرْبَعَةٌ السَّائِلُ وَ الْمُجِيبُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَ الْمُحِبُّ لَهُ." [8]
تشویق به پرسیدن:
اميرالمؤمنين (علیه السلام) : «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَإِنِّي بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَخْبَرُ مِنْكُمْ بِطُرُقِ الْأَرْض »[9] از من بپرسيد قبل از اينكه مرا ازدست بدهيد.
ترغیب به سوال خوب و نهی از سوالات بی فایده:
قال النبی (صلی الله علیه و آله): «حُسْنُ السُّؤَالِ نِصْفُ الْعِلْمِ» [10]
روزى پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) خطبهاى خواند و دستور خدا را درباره حج بيان كرد شخصى گفت آيا اين دستور براى هر سال است ، و همه سال بايد حج بجا بياوريم . این آیه نازل شد (يَأَيهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لا تَسئَلُوا عَنْ أَشيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسؤْكُمْ)
هلاکت به خاطر نپرسیدن: عن الصادق (علیه السلام ): إِنَّمَا يَهْلِكُ النَّاسُ لِأَنَّهُمْ لَا يَسْأَلُونَ.[11] (همانا مردم بواسطه نپرسيدن هلاك مىگردند)
فصل سوم: فواید و ضررهای شبهه و پرسش و پاسخگویی
شبهه انداختن خوب است یا بد؟
گاهی خوب است. خدا با آیاتی از قرآن شبهه می اندازد تا منافقین را رسوا کند و مؤمنین را امتحان کند.
«هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ...»
مثلا در آیاتی می گوید: «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِم؛ فتح؛ آیه10» در حالی که خدا جسم نیست و ید اشاره به قدرت دارد و.. [12]
سه فایده شبهه: امتحان بندگان و قوی تر شدن مؤمنین و رسوایی منافقین است.
اگر معارف را خوب بیان نکنیم و به شبهه تبدیل شود یا جواب شبهه را خوب ندهیم:
ممکن است به فتنه تبدیل شود:
فتنه جنگ صفین : در جنگ صفین؛ قرآن بر نیزه کردند و گفتند: ما مسلمان و شما هم مسلمان، چرا با هم بجنگیم؟ بر اساس قرآن مذاکره کنیم. در مذاکره به خاطر خیانت ابوموسی اشعری، امیرالمؤمنین از حکومت خلع شد. مبارزه به مذاکره تبدیل شد.
فتنه 88 : در انتخابات سال 88 شبهه تقلب را مطرح کردند و تبدیل شد به فتنه 88 ، هشت ماه طول کشید و ضررهای زیادی به کشور در داخل و خارج زده شد.
فتنه گوساله سامری
مذهب واقفیه : فرزند دار نشدن امام رضا و فتنه علی بن ابی حمزه بطائنی در مذهب واقفیه (ملاک حال فعلی افراد است)
شبهه از درون حمله می کند و فتنه از بیرون. شبهه فضا را تیره و تار می کند، بعد فتنه می آید و تار و مار می کند.
سبب سستی و یا ترک عمل می شود:
می گوید هر که شراب بخورد تا چهل روز نمازش قبول نیست. شخص دیگر نماز نمی خواند.
ما یک صحت داریم؛ یک قبولی و یک کمال.
فرق است بین پاداش و پذیرش و پرورش ؟ بی نمازی که کار خیر انجام می دهد پاداش دارد مثل ابلیس که از درگاه الهی رانده شد ولی پاداش عباداتش را خدا داده اند، یکی از پاداش ها آسان جان دادن و تخفیف عذاب است. و پذیرش ( قبلت قبل ما سواها) سبب رفتن در بهشت می شود. انما یتقبل الله من المتقین ... ان المتقین فی جنات النعیم. پرورش نماز مثل آنکه نماز با انگشتر ثواب نماز را هفتاد برابر می کند و...
فواید پرسش:
تولید علم : (إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ عَلَيْهِ قُفْلٌ وَ مِفْتَاحُهُ الْمسأله)[13] امام صادق (علیه السلام): بر این دانش قفلی است که کلید آن پرسیدن است. سؤال نیوتن بعد از افتادن یک سیب از درخت؛ (چرا بالا نرفت؟ چرا همان جا نایستاد و...) این پرسش سبب کشف جاذبه زمین شد.
گسترش علم : (مَنْ أَحْسَنَ السُّؤَالَ عَلِمَ) [14]. (اسْأَلْ تَعْلَمْ) [15].
شناخت مردم : (نیاز ها، افکار، تمایلات، نقاط ضعف و قوت و...) شناخت اینکه چه چیز هایی برای این صنف، این سنین، این جنسیت مهم است و چه چیزهایی اهمیت ندارد. مبلغ از مردم سوالاتی را می کند تا سطح آنها مشخص شود، همچنین از نوع سوالاتی که مردم می پرسند درک آنها را شناسایی می کند. امیرالمؤمنین فرمودند: الْقُلُوبُ أَقْفَالٌ وَ مَفَاتِحُهَا السُّؤَالُ.[16] برای شناخت افکار مردم از آنها سؤال بپرسید تا قفل دلشان را باز کنید.
کسانی که نماز نمی خوانند معمولا از چرایی می پرسند؟ کسانی که اصل نماز را قبول دارند معمولا از چگونگی سوال می پرسند. (برای یک سخنران خوب شدن سوالات و شبهات مردم را پیدا کنیم و به آن پاسخ دهیم.)
آماده کردن ذهن برای پذیرش و ماندگاری مطلب : حضرت علی علیه السلام: امید بخش ترین آیه قرآن کدام است؟ و اقم اصلاة ان الصلاة تنهی عن الفحشاء. [17]
سلمان شاخه درخت را تکان داد و پرسید چرا چنین کردم. بعد گفت پیامبر فرمودند: با نماز مثل برگ درخت گناهان می ریزد. [18]
در کلاس بگوییم: بچه ها کی گفته وقتی جنب شدید باید غسل کنید؟ کی گفته دوست دختر حرام هست؟ و... کی گفته در مسافرت باید نماز را شکسته بخوانیم؟ و بعد آیات آن را بیاوریم.
استفاده از چیستان و معمای نماز می تواند ماندگاری مطلب را در ذهن مخاطب بیشتر کند.
بالا بردن قدرت تفکر ؛ با تفکر بایستی دعوت پایدار به نماز کرد. نوجوان را با پرسش به تفکر وادار کنیم.
ارتباط گیری : در ارتباط گیری باید از سوال ساده استفاده شود.
فواید پاسخ به پرسش های نمازی:
سبب افتخار : کسانی که اهل نماز هستند از اینکه کارشان درست بوده خوشحال می شوند و احساس افتخار می کنند.
تشویق به عمل (اقامه نماز) : برخی سؤالشان برای فهمیدن است تا با قانع شدن نماز بخوانند، اگر جواب شبهه را بدهی نماز می خواند.
عذاب وجدان: برخی سؤالشان برای اشکال تراشی هست، انسان ها می خواهند برای کارشان دلیل عقلی داشته باشند، اگر دلیل درست نداشته باشند، دلیل تراشی می کنند تا خودشان را بر حق جلوه دهند و عذاب وجدان نگیرند. در این صورت اگر پاسخ دهید اسلحه از دستشان خارج می شود و با نماز نخواندن عذاب وجدان می گیرند.)
نمازگزار را مسخره نمی کند.
مانع نماز نمی شود. می گذارد مسجد برود برای فرزندش جایزه می خرد و...
فصل چهارم: اقدامات پاسخگو قبل و حین پاسخگویی
مطالعه کتب پرسش و پاسخ مثل پرسش ها و پاسخ های دانشجویی دفتر نهاد رهبری در دانشگاه ها در نرم افزار معارف دانشگاه مرکز تحقیقات نور.
آشنایی با سوالات مهم و متداول مطرح شده در باره آن موضوع مثل دیدن تمام شبهات نماز و شبهات فرزند دار شدن را (اول آنها را ببینیم و بعد صحبت کنیم)
استاد پناهیان؛ برای سخنران خوب شدن و تبلغ مفید هیچ کار لازم نیست انجام دهید فقط سوالات و شبهات مردم را پیدا کنید و پاسخ مناسب به آنها بدهید. (پاسخ شما مثل آدرس گنج می ماند، اگر کسی آدرس گنج را توضیح دهد حتی اگر با لکنت زبان پاسخ دهد، مردم با اشتیاق گوش می کنند)
مطالعه کتب مناظره مثل کتاب حاضر جوابی های اهلبیت. احتجاج شیخ طبرسی
از مطالعه این کتب فوت و فون و تکنیک های پاسخگویی را می آموزیم.
البته به جای کلمه مناظره که به معنای مشت زنی است تا طرف کوتاه بیاید از کلمه مباحثه و گفتگو استفاده کنیم تا به معنای دست دادن باشد و با محبت از هم جدا شویم. فکر مان را روی هم بریزیم تا چیز جدید یاد بگیریم.
توقع اینکه با پاسخگویی اهل نماز شود نداشته باشید. برای نماز خوان شدن دو چیز لازم است: قانع شدن عقل و راضی شدن دل. نهایت کار ما اقناع عقلی است خداوند در قرآن می فرماید : (انما انت منذر) (لیس علیک هدئهم و لکن الله یهدی من یشاء... لو علم الله فیهم خیرا لاسمعهم)
علم مثل اسلحه می ماند، علم و استدلال انسان را تسلیم می کند، سبب سکوت طرف مقابل می شود، اما آیا قلبش هم را به آن میل می کند و به آن ایمان هم می آورد؟ عقل به قلب می گوید به این نتیجه رسیده ام که قرص روانگردان و سیگار ضرر دارد، شما چه می فرمایید؟ قلب می گوید علمت را ندیده بگیر و سیگار بکش و این عملی را که دوست دارم توجیه کن، بگو مگه چند سال می خواهیم عمر کنیم؟ سیگار آرامش می آورد و...
پس استدلال سبب نماز خوان شدن نمی شود. انسان ها سعی می کنند حتی برای کارهای اشتباه خود دلیل عقلی بتراشند تا از عذاب وجدان کار غیر عقلی کاسته شود.
امیرالمؤمنین علیه السلام : سلطان بدن قلب است [19]
عقل چراغ و قلب موتور ماشین است. حرکت با موتور است.
قال النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله: ... مثل العقل في القلب كمثل السراج في وسط البيت. (تفسير نور الثقلين، ج1، ص 76.) عقل در قلب مانند مثل چراغ وسط خانه است.
از بارش فکری استفاده کنید. بخصوص در مدارس . چرا زنان با حجاب نماز بخوانند. اگه یکی گفت دلت پاک باشه چی جواب می دی؟
سه فایده این روش : می فهمیم چه سطحی از اطلاعات دینی دارند.. هم غیر مستقیم آموش می دهیم از اعتقادات خودشان دفاع کنند. هم اگر پاسخ زیبایی دادند که ما نمی دانستیم از جواب استفاده می کنیم. در نهایت پاسخ های غلط را حذف و پاسخ های درست را دسته بندی می کنیم و تایید می کنیم.
امیرالمؤمنین : «اضربوا بعض الرأي ببعض يتولد منه الصواب» [20]
جواب کوتاه باشد، مگر آنکه اشیتاق زیاد باشد، جواب کوتاه ماندگاری بیشتری در ذهن دارد.
كان رسول الله اقصر الناس خطبه و اخفهم صلاه. خیرالکلام ما قل و دل.
چند پاسخ برای یک سوال، تا اگر برخی جواب های ما را نپسندید با جواب دیگر قانع شود.
خوب گوش کردن : (نگاه کردن، سکوت و...) آنقدر پیامبر خوب گوش می کرد که به ایشان می گفتند گوش.
(التوبة : 61 وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليم)
فایده های خوب گوش کردن:
شخص تخلیه روحی می شود و ارتباط عاطفی زیاد می شود و آمادگی پذیرش بالا می رود. خوب گوش کردن یعنی احترام که پذیرش پاسخ را بالاتر می برد.
ریشه پرسش پیدا می شود.
قَالَ الصَّادِقُ ع : الْكَلَامُ إِظْهَارُ مَا فِي قَلْبِ الْمَرْءِ مِنَ الصَّفَاءِ وَ الْكَدَرِ وَ الْعِلْمِ وَ الْجَهْلِ .
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ- (مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج9 ؛ ص29)
کسی می گوید چرا باید نماز بخوانیم ولی ریشه پرسش او تنبلی برای بیدار شدن صبح است و با نماز های دیگر مشکلی ندارد. پاسخ درست به او مهارت های بیدار شدن آسان برای نماز صبح است.
کسی می گوید چرا باید نماز را عربی بخوانیم؟
ریشه برخی این است که نتوانسته مخارج حروف را درست کند و احساس می کند نمی تواند وظیفه اش را درست انجام دهد و یکی می پرسد چون ناسیونالیسم و نژاد پرست است و خودش را نژاد برتر می داند.
مهارت خوب گوش دادن:
با اشتیاق گوش کنیم.
سخن او را قطع نکنیم.
هنگام گوش دادن آثار غم و شادی و تعجب را در چهره نشان دهیم.
هر گاه اهل مجلس از چيزى كه به خنده مىافتادند، وى نيز مىخنديد و از آنچه تعجب مي كردند، ایشان نیز تعجب مي كرد.
قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ: إِذَا تَكَلَّمَ عِنْدَهُ أَحَدٌ أَنْصَتُوا لَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ حَدِيثِهِ يَضْحَكُ مِمَّا يَضْحَكُونَ مِنْهُ وَ يَتَعَجَّبُ مِمَّا يَتَعَجَّبُونَ مِنْه[21]اگر سوال واضح نیست درخواست کنیم تا دوباره پرسش شود یا اینکه ما سوال را تکرار کنیم و بپرسیم : (درست متوجه شده ام یا نه)
قسمت هایی از سخن او را که قبول دارم تایید کنیم و همراهی کنیم.
ارج گذاری به پرسشگر؛ اینکه این مسأله برات مهم بوده خیلی خوبه...آفرین.
تشویق کلامی یا مادی کسی که سوال خوب می پرسد تشویق کسی که سؤال خوب می پرسد؛ گاهی به سوال خوب جایزه بدهیم. در جمع دانشجویان به پنج سوال جایزه دادم.
از سوال هر چند زشت باشد عصبانی نشوید؟ أَحْضَرُ النَّاسِ جَوَاباً مَنْ لَمْ يَغْضَبْ. (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم / ص : 215)
از پیامبر پرسید: چه اشکالی دارد با دختری دوست شوم؟ حضرت خشمگین نشد... فرمود بیا جلو ... آیا دوست داری کسی با خواهر و مادرت دوست شوند؟ نه... پس با خواهر و مادر کسی دوست نشو.
اگر جواب را نمی دانیم، صریح بگوییم نمی دانیم :
أَلَا لَا يَسْتَقْبِحَنَّ مَنْ سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَقُولَ لَا أَعْلَمُ. علامه طباطبایی اشکالی دارد بگویم نمی دانم. ... نمی دانم. اگر آنچه نمی دانید جواب ندهید آنچه را بگویید می پذیرند.
قبل از پاسخگویی با کمی تامل جواب دهید. مَنْ أَسْرَعَ فِي الْجَوَابِ لَمْ يُدْرِكِ الصَّوَابَ. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ص : 215.
تأمل کنان در خطا و صواب
به از ژاژخایان حاضر جواب
اگر سوال مناسب نبود : سوال را تغییر دهیم و به سوال مناسب پاسخ دهیم: یسئلونک عن الاهله قل هی مواقیت للناس.
اگر خداوند بی نیاز هست، چرا از ما خواسته نماز بخوانیم؟ ما این سوال را عوض می کنیم: آیا اینکه خداوند از ما خواسته نماز بخوانیم به خاطر نیازش بوده است؟
چرا فقط ما مسلمانان نماز می خوانیم؟ ما این سوال را عوض می کنیم: آیا ادیان دیگر هم نماز دارند یا نه؟
برخی از سوالات را باید به دو سوال تبدیل کنیم و سپس پاسخ دهیم ؟
چرا نماز را عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان واحد بخوانیم؟ چرا آن زبان واحد عربی باشد؟
چرا نماز بخوانیم؟ آیا می خواهی با خدا ارتباط داشته باشی؟ این ارتباط چه ویژگی داشته باشد؟
شناسایی موضوع شبهه و سوال؟ تاریخی، کلامی، فقهی، فلسفی یا...
محدود کردن موضوع سوال: اگر موضوع گسترده است (مثلاً نظر اسلام درباره زن) آن را محدود کنیم مثلاً فقط نظر اسلام درباره کار زن در منزل سخن بگوییم.
با روش و متد همان علمی که موضوع سوال از آن علم است شبهه را جواب دهد.
در فلسفه فقط عقل، در کلام عقل و نقل، در روایت با بررسی سند ودلالت و رجال حدیث و... ( کار عقل درک مفاهیم کلی است و نمی تواند مصادیق را درک کند مثلا شخصی نمی تواند بگوید به نظر من پل صراطی وجود ندارد چون عقل درک جزییات عالم قیامت ناتوان است.
از جواب دادن زیاد خسته نشویم: پاسخگویی ده سؤال یک دختر از حضرت فاطمه سلام الله علیها [22]
فقط جواب را بدهیم، احساس نکند انجام عملی را به او تحمیل می کنیم، اختیار را از مخاطب سلب نکنیم؛ انا هدیناه السبیل اما شاکرا...
نه تحریک کنیم تا مخالفت کند و نه اصرار کنیم تا بپذیرد. فقط تبین کنیم.
اگر شرایطش جور است، جواب همراه با لطیفه داستان و مثال باشد. چون استدلالات خشک و بی طراوت است.
دلسوزی را نشان دهیم.
تبین دقیق محل نزاع آیا در خطابه غدیر مولی به معنای دوست است یا نه؟
معرفی منبع برای تحقیق بیشتر سوال کننده.
در پایان جواب را دسته بندی کنید. آثار نماز (دنیوی، برزخی آخرتی)
جمعبندی و نتیجهگیری و بیان چکیده پاسخ ها (در صورتی که پاسخ ها زیاد و یا طولانی باشد ضرورت این کار بیشتر است، همچنین می توان از مخاطبین خواست تا با کمک آنها پاسخ ها به صورت چکیده دوره شود)
برای نوجوانان از شیوه ایفای نقش استفاده کنیم؟ اگر از تو بپرسند چرا نماز می خوانی به عنوان یک بچه مسلمان چه جوابی داری؟ که همه رو قانع کند؟
(سخن گفتن با خدا، انسان را برای انجام عمل قانع می کند، مسابقه نامه به خدا و... مفید است. سخن گفتن با خدا، اطاعت از خدا را آسان می کند.)
پاسخ اشتباه ندهیم ؛ مثلا وقتی می گوید نماز کار تکراری است نگوییم تکراری نیست.
منبع شناسی ؛ منابع اصلی در پاسخ به شبهات نماز چه کتاب ها و نرم افزار هایی هستند.
فصل پنجم : تکنیک های پاسخ گویی:
تکنیک شرط گذاشتن : یهودی از امیرالمؤمنین پرسید: عددی که از یک تا ده قابل قسمت باشد حضرت فرمود: اگر پاسخ دهم مسلمان می شوی؟ گفت بله. حضرت اضرب عدد اسبوعک فی عدد سنتک. 7 ضرب در360 = 2520.
تکنیک سکوت
رُبَ كَلَامٍ جَوَابُهُ السُّكُوتُ (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ص215)
وظیفه ما نیست هر سؤالی را پاسخ دهیم خدا هم در قرآن ماجرای ازدواج پسران حضرت آدم را پاسخ نداده است. اگر خواهر و برادر ازدواج کرده اند الان مورد ابتلا نیست و اگر با زنان بهشتی ازدواج کرده اند الان برای ما امکانش نیست.
لازم نیست هر سوالی را پاسخ دهیم. همچنین به تعداد اصحاب کهف جواب نمی دهد. توجه دهیم که سوالاتی بپرسند که برای آنها مفید است. نماز در کره ماه یا قطب شمال یا ... چه فایده ای دارد.
سَلْ عَمَّا لَا بُدَّ لَكَ مِنْ عِلْمِهِ وَ لَا تُعْذِرُ فِي جَهْلِهِ.
امام زمان علیه السلام در توقیع شریف به محمد بن عثمان عَمری می فرمایند:
فَأَغْلِقُوا أَبْوَابَ السُّؤَالِ عَمَّا لَا يَعْنِيكُمْ (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) / ج2 / 471)
تکنیک حمله:
در فوتبال می گویند حمله بهترین دفاع است. حداقل اگر دفاعی می کنی حمله ای هم انجام بده تا دو طرفه باشد. امام جواد علیه السلام در مناظره با یحیی بن اکثم فرمود : اول تو می پرسی یا من بپرسم؟ البته اگر طرف قصد حالگیری و گیر دادن دارد.
ریشه حمله این آیه قرآن است که شما به خدا بدهکار هستید نه طلب کار و بدهکار باید دفاع کند و طلب کار باید حمله کند.
(یَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين : حجرات : آیه 17 )
ابن ابی العوجاء به امام صادق گفت: من می گویم دو خدا وجود دارد تو می گویی یک خدا. اثبات کن که یک خدا وجود دارد. حضرت فرمودند: من می گویم یک خدا هست تو می گویی یک خدا+ یک خدا وجود دارد. خدای اول را هر دو قبول داریم. خدای دوم را تو اثبات کن.
امام خمینی: برخی می گوید انقلاب برای ما چه کرد؟ آنها بگویند برای انقلاب چه کردند؟ مال و جان و آبرو دادند یا نه؟
نماز یک کاری تکراری است، چه فایده ای دارد؟
پاسخ : مگر تکرار بد است؟ آیا کار تکراری بی فایده است؟ مثل اینکه لیلی به هر روز به مجنون می گوید دوستت دارم. اشکال دارد؟
فعلا جوانیم ، پیر که شدیم توبه می کنیم و نماز می خوانیم.
پاسخ : این نقشه ای که وظیفه امروز را به فردا موکول کنیم . فردایی که معلوم نیست زنده باشیم. این نقشه خدایی است یا شیطانی. این توصیه خداست یا فریب شیطان است؟
از کجا ضمانت می کنی فردا زنده باشی؟ آیا مطمئن هستی به سن پیری می رسی؟
آیا مطمئن هستی در سن پیری به فکر توبه می افتی؟
نماز با دست باز یا بسته؟
آیت الله بهجت رضوان الله علیه : عامّه (اهل سنت) مى گويند: تَكتّف (نماز خواندن با دست بسته) در نماز سنّت است، زيرا فلان شخص نقل كرده كه پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله با دست بسته نماز مى خوانده است! با اين كه « لَوْ كانَ، لَبانَ ؛ اگر چنين بود، قطعا آشكار مى شد و همه مى ديدند» چگونه ديگران نديدند و فقط همان يك نفر ديده؟ با اين كه نماز پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله در انظار همگان بود و شبانه روز پنج بار تكرار مى شد؟! (در محضر آیت الله بهجت؛ ج 2 ؛ نکته 956)
مطالبه دلیل :
« قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ » (بقره : آیه 111)
هر که ادعایی می کند باید اثبات کند.
الف. خدایی که من می شناسم اونقدر مهربان است که هر کی نماز نخواند، باز می بخشد!
سؤال 1 : اگر مخالفت با دستورات او هیچ گوشمالی و ضمانت اجرایی ندارد، پس دستورات او یعنی کشک!! پس چرا نماز را واجب کرد؟
سؤال 2 : اگر راست می گویید دلیل یا مدرکی برای گفته خود بیاورید.
ب. خدا گفته تو حواست به حق الناس باشه. من حق الله را می بخشم.
خدا کجا گفته؟ دلیل بیاور و اثبات کن (آیه یا روایتی دیده ای؟)
ج. مهم اینه که آدم دلش پاک باشه؟ نماز نخوندی هم نخوندی؟
کی گفته دل پاک بس است؟ این جمله را اثبات کن.
د. ما همه غرق گناهیم و یک حسین داریم. برای امام حسین سینه می زنیم و خرج می دهیم و ... امام حسین شفاعت می کند می رویم بهشت.
سبب عزت موجود نماز است نماز
زینت درگه معبود نماز است نماز
روز و شب گر به حسین بن علی گریه کنی
شرط اول که دهد سود نماز است نماز
روز قیامت اول به نماز نگاه می کنند نه سینه زنی و پیاده روی و خرج دادن برای امام حسین.
خود امام حسین وسط معرکه کربلا نماز اقامه کرد و یک شهید داد با 13 تیر . سعید بن عبدالله .
امام رضا علیه السلام :
لَا تَدَعُوا الْعَمَلَ الصَّالِحَ وَ الِاجْتِهَادَ فِي الْعِبَادَةِ اتِّكَالًا عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَا تَدَعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّدٍ وَ التَّسْلِيمَ لِأَمْرِهِمُ اتِّكَالًا عَلَى الْعِبَادَةِ فَإِنَّهُ لَا يُقْبَلُ أَحَدُهُمَا دُونَ الْآخَرِ.
(بحارالانوار ؛ ج 75 ؛ ص 347)
شروع از مشترکات یا مقبولات (عقاید و تفکرات مشترک دو طرف یا مورد قبول پرسش گر یا شبهه کننده)
امام رضا درباره مناظره با بزرگان ادیان و مذاهب در دربار مأمون فرمود:
احْتِجَاجِي عَلَى أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِتَوْرَاتِهِمْ وَ عَلَى أَهْلِ الْإِنْجِيلِ بِإِنْجِيلِهِمْ وَ عَلَى أَهْلِ الزَّبُورِ بِزَبُورِهِمْ وَ عَلَى الصَّابِئِينَ بِعِبْرَانِيَّتِهِمْ وَ عَلَى الْهَرَابِذَةِ بِفَارِسِيَّتِهِمْ وَ عَلَى أَهْلِ الرُّومِ بِرُومِيَّتِهِمْ وَ عَلَى أَهْلِ الْمَقَالاتِ بِلُغَاتِهِمْ. (الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) ؛ ج2 ؛ ص416)
سخن مشترک همه ادیان عبادت خداست ؛ قل تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم ان لا نعبد الا الله.
برخی سخن آیت الله بهجت برخی روایت امام معصوم ، برخی قرآن را قبول دارند یا ... آخرین مشترک مورد پذیرش طرفین عقل است.
دانشجو : ملا صدرا می گوید عقل مساوی با دین است هر چه عقل من بپذیرد دین هم می پذیرد . عقل من دین را قبول ندارد. شبیه کل ما حکم به العقل حکم به الشرع .
گفتم: عقل می گوید من همه چیز را درک نمی کنم. مثل اینکه برای بیماری چه چیزی خوب است یا فلان لغت به زبان اسپانیایی چه می شود؟ علاوه بر این کار من تجزیه و تحلیل اطلاعات است و اگر اطلاعات غلط به بنده بدهند نتیجه اشتباه می گیرم. اگر کسی که به آن اعتماد دارم چیزی بگوید که من درک نمی کنم آن را می پذیرم مثلا اگر پزشک بگوید فلان نسخه درمان فلان بیماری است. اگر آن موجود خدا باشد چه؟
امام زمان را قبل ندارم، تا کجا رو قبول داری؟ پیامبر را قبول داری؟ ...
برخی : ملاصدار گفته عقل مساوی دین است هر چه عقل نپذیرفت ضد دین است.
جواب: عقل می گوید من همه چیز را درک نمی کنم، اگر شخص حکیمی که به او اطمینان دارم مطلبی را گفت هر چند عقل من آن را درک نکند به او اعتماد می کنم. چه کسی برتر از خدا . دستورات خدا را وحی می گویند برخی را عقل درک می کند و برخی فراتر از عقل است. همچنین اگر اطلاعات غلط دادند من نتیجه اشتباه می گیرم.
عقل می گوید در چیزی که تخصص نداری به کارشناس مراجعه کن
اقرار گرفتن :
پس از هر مرحله. آیا قبول داری که ....
تغییر زاویه دید:
چرا زنان زودتر از مردان به تکلیف می رسند و باید نماز بخوانند؟
آیا ارتباط با خدا خوب است یا بد؟ اگر خوب است زودتر صحبت کردن لطف است و این لطف اشکالی ندارد.
کسی را کی دوست داری با او صحبت می کنی یا نه؟ پس زودتر صحبت کردن نعمت است.
تشویق پرسشگر
ارج گذاری به پرسشگر؛ اینکه این مسأله برات مهم بوده خیلی خوبه...آفرین.
تشویق کلامی یا مادی کسی که سوال خوب می پرسد تشویق کسی که سؤال خوب می پرسد؛ گاهی به سوال خوب جایزه بدهیم. در جمع دانشجویان به پنج سوال جایزه دادم.
پسندیده پرسیدی ای هوشمند
بگویم جوابت گر آید پسند
سوالت صواب است و فعلت جمیل
به منزل رسد هر که جوید دلیل
[1] طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) - مشهد، چاپ: اول، 1403 ق.
[2] طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج / ترجمه جعفرى - تهران، چاپ: اول، 1381 ش.
[3]. « وَ إِنَّمَا سُمِّيَتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لِأَنَّهَا تُشْبِهُ الْحَقَّ فَأَمَّا أَوْلِيَاءُ اللَّهِ فَضِيَاؤُهُمْ فِيهَا الْيَقِينُ وَ دَلِيلُهُمْ سَمْتُ الْهُدَى وَ أَمَّا أَعْدَاءُ اللَّهِ فَدُعَاؤُهُمْ فِيهَا الضَّلَالُ وَ دَلِيلُهُمُ الْعَمَى» ؛
شبهه را براى اين شبهه ناميدند كه به حق شباهت دارد. امّا نور هدايت كننده دوستان خدا، در شبهات يقين است، و راهنماى آنان مسير هدايت الهى است، امّا دشمنان خدا، دعوت كنندهشان در شبهات گمراهى است، و راهنماى آنان كورى است. (نهج البلاغه، ص 82)
[4]. دستهاى از بزرگان قريش نزد او آمدند، و گفتند: اى محمّد، تو مسأله عظيمى را ادعا مىكنى كه پدرانت و احدى از خاندانت آن را ادعا نكردند، ما كارى از تو مىخواهيم كه اگر آن را بپذيرى و به ما بنمايانى، مىدانيم كه تو پيامبر و فرستاده خدايى، و گر نه به اين نتيجه مىرسيم كه جادوگر و دروغگويى!
آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود: چه مىخواهيد؟ گفتند: اين درخت را به خاطر ما صدا كن كه از ريشه درآيد و جلو آمده در برابرت بايستد. پيامبر- صلّى اللّه عليه و آله- فرمود: خداوند بر هر كارى تواناست، اگر خداوند اين برنامه را برايتان انجام دهد ايمان مىآوريد و به حق شهادت مىدهيد؟ گفتند: آرى.
فرمود: آنچه را مىخواهيد به شما نشان مىدهم، ولى مىدانم كه به خير و نيكويى باز نمىگرديد، در ميان شما كسى است كه به چاه افكنده مىشود (در جنگ بدر)، و نيز كسى است كه احزاب را فراهم خواهد آورد. سپس آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود: اى درخت، اگر به خدا و قيامت ايمان دارى، و آگاهى كه من فرستاده خداوندم، با ريشه از جاى بيرون آى تا به اذن خدا در برابر من بايستى.
درخت همراه ريشههايش از زمين برآمد، و در حالى كه آوازى شديد و صدايى چون صداى بال پرندگان داشت آمد تا آنكه چون مرغى بال گشاده در برابر پيامبر- صلّى اللّه عليه و آله- ايستاد، و شاخههاى بلند خود را بر پيامبر- صلّى اللّه عليه و آله- و بعضى از شاخههايش را به روى دوش من گستراند و من در جانب راست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بودم.
چون قريش اين واقعه را ديدند، از باب برترى جويى و گردنكشى فرياد زدند: بگو نصف درخت نزد تو آيد و نصف ديگر بر جايش بماند. رسول خدا فرمان داد نيمى از آن با حالتى شگفتآور و صداى سختترى به حضرت روى آورد كه نزديك بود به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بپيچد.
پس از آن از روى كفر و سركشى گفتند: بگو اين نصفه درخت پيش نصفه ديگرش باز گردد.
حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله امر فرمود پس درخت بازگشت.
ولى همه آنان گفتند: بلكه ساحرى است دروغگو، و جادوگرى است عجيب جادو و تردست!
نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ص301
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج17 ؛ ص406
[5]. (انبياء: 7 و نحل: 43.) از این آیه، نکتههای مفیدی به دست میآید؛ از جمله اینکه:
ـ پرسش بايد براي فهمیدن باشد نه براي تحقیر دیگران . (إِنْ کُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُون).
ـ سؤالهای خود را از متخصصان و اهل فن بپرسيد (أَهْلَ الذِّکْرِ). که منظور اهلبیت پیامبر می باشد.
[6]. آمدن این واژگان حاوي نكتههاي ظریفی است. از جمله اینکه:
ـ خداوند پرسشهای بندگان خود را باارزش میداند؛
ـ قبل از جواب، پرسش نیز بیان شده تا مردم بدانند اين پاسخِ كدام پرسش است؛
ـ اينكه خود لفظ "يسئلونك" را جزء آيه قرار میدهد تشويق به پرسشگري است؛
ـ پيامبر اكرم را مأمور رساندن پاسخ به پرسشگر مینماید؛ نه اينكه پرسشگر براي گرفتن پاسخ نزد پيامبر بیاید؛
ـ خداوند تعالی براي ترويج پرسشگري و اینکه این پرسش مايۀ هدايت است، آن را عمومي میکند و در قرآن قرار میدهد؛
[7]. بسياري از مطالب چه از جانب خداوند و چه از جانب انسانها به صورت پرسشی مطرح شده است؛ با اينكه همه اين مطالب را خداوند میتوانست به صورت جملههاي خبري بیان كند؛ ولي به صورت جملات پرسشی بیان کرد كه این شاید بیانگر اهميت پرسیدن باشد.
[8]. بحار الانوار، ج74، ص 144.
[9]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ص119
[10]. كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة) ؛ ج1 ؛ ص575
[11]. الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص40. هلاكت باطني براي كساني است كه دربارۀ امور ديني سؤال نمیکنند و هلاکت ظاهري براي كساني كه در امور دنيوي به متخصص رجوع نمیکنند؛ مثل بيماري كه برای درمان بيماري خود به پزشک مراجعه نکند تا بمیرد و مرگ معنوی نیز مشابه آن است.
[12]. هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب (آلعمران : 7)
«ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّب» (آلعمران : 179)
[13]. اصول کافی، ج1، ص97.
[14]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ص60
[15]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ص60
[16]. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ؛ ص60
[17]. (الصلاة في الكتاب و السنة ؛ محمد محمدی ری شهری؛ ص115)
[18]. وسائل الشیعه؛ ج 3؛ ص 30
[19]. لأن القلب رئيس الأعضاء، و سلطان الجوارح (منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى) / ج1 / 288 )
[20]. شرح غرر الحكم، ج 2، ص 266.
[21] عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج1 ؛ ص319
[22]. قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيُّ ع : حَضَرَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ فَاطِمَةَ الصِّدِّيقَةِ ع فَقَالَتْ إِنَّ لِي وَالِدَةً ضَعِيفَةً وَ قَدْ لُبِّسَ عَلَيْهَا فِي أَمْرِ صَلَاتِهَا شَيْءٌ وَ قَدْ بَعَثَتْنِي إِلَيْكِ أَسْأَلُكِ فَأَجَابَتْهَا عَنْ ذَلِكَ ثُمَّ ثَنَّتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ ثَلَّثَتْ إِلَى أَنْ عَشَّرَتْ فَأَجَابَتْ ثُمَّ خَجِلَتْ مِنَ الْكَثْرَةِ وَ قَالَتْ لَا أَشُقُّ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَتْ فَاطِمَةُ ع هَاتِي سَلِي عَمَّا بَدَا لَكِ أَ رَأَيْتِ مَنِ اكْتُرِيَ يَصْعَدُ يَوْماً إِلَى سَطْحٍ بِحِمْلٍ ثَقِيلٍ وَ كِرَاهُ مِائَةُ أَلْفِ دِينَارٍ أَ يَثْقُلُ عَلَيْهِ قَالَتْ لَا فَقَالَتْ أُكْرِيتُ [اكْتَرَيْتُ] أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْءِ مَا بَيْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤاً فَأَحْرَى أَنْ لَا يَثْقُلَ عَلَيَّ.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|