#قصه_بندگی 49

بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز

شما یی که سیمت به خدا وصله .

یهنوجوان پرسید : حاج آقا اگر ارتباط من با خدا قطع‌ بشود نماز نخونم چی می‌شود ؟

گفتم‌ یک داستان برایت تعریف می‌کنم .

امیرالمؤمنین علیه السلام به حکومت رسید . همه با او بیعت کردند به غیر از چند نفر‌‌ ، به غیر از عبدالله بن عمر .

آقا میتونست بترسونتش . به زور از او بیعت بگیرد اما این کار رونکرد .

او با چه کسی به بیعت نکرد؟ با کسی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند علی مع الحق و الحق مع علی .

با کسی که فرمود تمام دنیا را به من بدهید یک پر کاه را از دهان مورچه به زور نمیگیرم .

با کسی که به قاتل خودش ظلم نکرد . ازغذای خودش به او داد .

سالها گذشت؛ حجاج بن یوسف به حکومت رسید . به مکه حمله کرد هزاران نفر را کشت . همین عبدالله بن عمر از او ترسید از شمشیرش ترسید . نصف شب آمد دم در خونش گفت چه کار داری؟ گفت آمدم با تو بیعت کنم ! گفت : این وقت شب؟

گفت : می‌خواهم اگر مردم بدون بیعت نمرده باشم . حجاج تحقیرش کرد . گفت حال ندارم بشینم دست بدم؛ با پام بیعت کن .

عبدالله ابن عمر پای حجاج روبوسید و دست خود را به پای او مالید . به او گفتم کسی که روز روشن با حق بیعت نکند شب‌تاریک با باطل باید بیعت کند .

این‌ یک قانون خداست . سوره زخرف آیه ۳۹ فرمودند : هرکی هم نشین خدا نشود حتماً همنشین شیطان می‌شود !

این دنیا خدا ما روآورده در زمین ورزش . تماشاچی ندارد ! یک تیم حقه .‌ یک تیم باطل .

سرمربی ایناخداست . سرمربی انها شیطان . اگر توتیم خدا بازی نکنی امکاناتت رو‌‌ ، چشم گوش وقت‌‌ ، عمرت را تو تیم خدا نذاری حتماً تو گروه شیطان اونها رومصرف خواهی کرد .

به او گفتم نماز شبانه روز بیست دقیقه طول ‌می‌کشد؛ ۳ تا وضو سه دقیقه؛ ۱۷ رکعت ۱۷ دقیقه -اگر این وقت را صرف خدا نکردی زبانت رو‌‌ ، چشمت رو‌‌ ، امکاناتی را که خداداده صرف او نکردی یقیناً صرف شیطان و باطل خواهی کرد و لحظه جان دادن پشیمان خواهی شد .

از این جواب به فکر فرو رفت . فکر می‌کنم تصمیم گرفت رابطه اش روبا نماز خوب کند .

#قصه_بندگی 50

بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم

سلام خدا به شما نوجوان عزیز

امیدوارم که پدر و مادرهای ما ازدست ما راضی باشند که رضایت آنها رضایت خداست

بعضی پدر مادرا پیش ما گلایه فرزندان‌‌شان را میکنند؛ می‌گویند : وقتی نماز میخونه انگار گرگ دنبالش می‌کند ! الله اکبر بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم و . . .

هنوز سلام نماز را نداده‌‌ ، مهر را برداشته و الفرار !

یه نوجوان دیدم اینجور نماز میخونه . بعد از نمازش با او دوست شدم .

گفتم می‌خواهم برایت داستان تعریف کنم .

زمان پیامبر بود‌ یک جوان آمد مسجد پیامبر شروع کرد به نماز خووندن . در رکوع نماز به جای اینکه در حالت آرامش سه بار بگه سبحان الله سبحان الله سبحان الله یکی را تو رفت می‌گفت ! یکی را تو رکوع ! یکی را تو برگشت !

سجده شم همینطور بود . وقتی نمازش‌ تمام شد انگار از زندان فرار کرده؛ سریع فرار کرد و رفت .

پیامبر نمازش را دیدخیلی ناراحت شد . فرمودند : نماز خووندن او مثل نوک زدن کلاغ به زمین میمونه .

به این نوجوان گفتم حاضری دو رکعت نماز بخونی‌‌ ، نیم ساعت طول بکشه هر موبایلی بخوای برایت میخرم .‌ یک فکری کرد گفت بله . گفتم : معنای این نماز خواندن سریع تو میدونی چیست؟ یعنی این که خدایا تو میبینی منو موقع نماز برام مهم نیست !

سخن گفتن با تو برام مهم نیست . این که تو پاداش میدی برای دو رکعت نمازبرام مهم نیست . خدا پاداش دو رکعت نمازش بیش از کل کره زمینه .

پیامبر‌‌عزیزمان صلی الله علیه و آله فرمودند : هر کسی اینجوری نماز بخونه فرشتگان عزیز مأموریت پیدا نمی‌کنند نمازش را آ سمون ببرند . نمازش بی‌ارزشه مثل یک پارچه بی‌ارزش‌‌ ، لباس کهنه مچاله می‌کنند و به صورتش پرت میکنن .

مواظب باشیم نماز ما مچاله نشه !