#قصه_بندگی 19

بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم

سلام به شما دانش آموزان عزیز .

دانش آموزانِ پُر تلاش و درس خوان .

روزی که مدیر مدرسه کارنامه را می‌دهد ؛ شمایی که قبول شدی شاد و خوشحال می‌شوی و دوست داری در حیاط مدرسه دورِ افتخار بزنی و کارنامه‌اَت را به همه نشان بدهی .

اون‌هایی که رفوزه می‌شوند چه حالی دارند؟ بله ! ناراحت‌‌ ، غمگین‌‌ ، افسرده و اوقاتِ‌‌شان تلخ هست .

روز قیامت وقتی کارنامه آدم‌ها را می‌دهند ، آنهایی که قبول می‌شوند می‌روند به بهشت . خوشحال و خندان می‌شوند و لباس‌های ابریشمی می‌پوشند . با چهره‌های شاداب‌‌ ، زیر درخت‌های بهشتی بر روی تختها می‌نشینند و خوراکی‌های خوشمزه می‌خورند و گُل می‌گویند و گُل می‌شنوند .

اما رفوزه‌‌ها را کجا می‌برند؟بله ! جهنم .

سیاه و سوخته می‌شوند‌‌ ، بوی تعفن می‌دهند . آه و ناله و فریاد‌‌شان بلند می‌شود !

بهشتی‌‌ها به جهنمی‌‌ها توجه می‌کنند و همان جوری که آن بالا هستند با آنها صحبت می‌کنند و می‌پرسند « مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَر؟ » چی شد شما بی‌ارزش شُدید؟ رفوزه شُدید؟ سوختنی شُدید؟

جهنّمی‌‌ها چهار تا پاسخ می‌دهند :

یک . ما نماز نمی‌خواندیم . می‌گفتیم خدا که به نماز ما نیاز ندارد ، ما هم به نماز نیاز نداریم‌‌ ، پس نمی‌خوانیم !

حالا آمدیم این دنیا متوجه شدیم برگه‌ی عبور از پُل صراط‌‌ ، نماز هست که ما نداریم ! کلیدِ ورود به بهشت‌‌ ، نماز هست که ما نخواندیم !

دو . به فُقرا کمک نمی‌کردیم . به گرسنه‌‌ها غذا نمی‌دادیم . می‌گفتیم خَلایق هر چه لایق‌‌ ! ! اگه لایق بودن خدا به آنها می‌داد !

سه . در مهمانی‌های گناه شرکت می‌کردیم‌‌ ، در مجلسِ شراب و رقصِ محرم و نامحرم .

موسیقی‌های حرام گوش می‌کردیم و می‌گفتیم یک شب هزار شب نمی‌شود ! ! [البته شب‌های زیادی این کار را می‌کردیم ! ]

چهار . می‌گفتیم کس که مُرده دیگر زنده نمی‌شود . ما هم وقتی بمیریم دیگر زنده نمی‌شویم . جهنّم‌‌ ، قیامت و بهشت اصلاً وجود ندارد‌‌ ، همه دروغ هست‌‌ ، همه کشک هست !

حالا آمدیم در این دنیا می‌بینیم همه آن چه خدا در قرآن فرموده بود واقعیت داشته است . [1]

دانش آموزان عزیز ! ما باید دقت کنیم این چهار اشتباهی که رفوزه‌های عالم انجام دادند ما انجام ندهیم تا ما هم قبولی‌های خدا باشیم و وارد بهشت بشیم .

#قصه_بندگی 20

بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم

سلام به شما دانش آموزان عزیز

دانش آموزان فعال‌‌ ، پرکارو پرتلاش .

یک سؤال : آیا معلمی سراغ دارید که ادعا کند تمام رشته‌های درسی هنرستان و دبیرستان‌‌ ، ریاضی و شیمی و دینی را می‌تونه تدریس کند؟ و از مهد کودک تا دانشگاه هر سؤالی از او بپرسیم بتواند جواب بده؟

حتماً می‌گویید چنین معلمی نداریم .

ولی من یک معلم سراغ دارم که بار‌‌ها و بار‌‌ها فریاد می‌زد : « سَلُونِی قَبْلَ‏ أَنْ‏ تَفْقِدُونِی »

هر سؤالی از من بپرسید‌‌ ، سریع و صحیح جواب می‌دهم ، چه از گذشته باشد و چه از آینده .

سینه‌ی من پُر از گنجِ علم هست . بپرسید تا این گنج را بریزم بیرون . از باطنِ زمین و از رازهای آسمان بپرسید . [2]

این آقا امیرالمؤمنین علیه السلام هست .

‌یک نفر پرسید : آقا شما می‌فرمایید در رکوع گردنِ‌تان را خم نکنید و کشیده نگه دارید ! چرا؟

آقا فرمودند : معنا و رازش این هست که خدایا به تو ایمان آوردم و حاضرم گردنم را در راهی که تو می‌پسندی‌‌ ، برایت بدهم . [3]

پرسید : راز این که در هر رکعت دو تا سجده می‌رویم چیست؟

حضرت فرمودند : به سجده اول که می‌روی یعنی من از خاکم‌‌ ، از زمینم .

از سجده که بلند می‌شوی یعنی خدایا تو من را از خاک آفریدی و از زمین خارج کردی .

دوباره به سجده که می‌روی معناش این هست که خدایا دوباره مرا از دنیا می‌بری و وارد این زمین می‌کنی‌‌ ، وارد قبر می‌کنی .

از سجده دوم که بلند می‌شوی یعنی : «خدایا دوباره مرا در روز قیامت زنده می‌کنی و من آن جا باید حساب پس بدهم » [4]

دو تا سجده معنی اش این هست که از کجا آمده ام؟ الان کجا هستم و به کجا خواهم رفت؟

دو تا سجده نمازی یعنی در مدرسه‌ی خدا دو تا زنگ داریم .

زنگ اول‌‌ ، زنگ انشاء هست ؛ هر چه خواستی بنویس‌‌ ، هر چه خواستی بگو‌‌ ، هر کاری خواستی انجام بده .

زنگ دوم‌‌ ، زنگِ حساب داریم و باید برویم در محضرِ خدا حساب پس بدهیم .

پس در زنگ دنیا ، انشاءِ عالی بنویسیم تا زنگِ حساب‌‌ ، برای ما زنگ خوشحالی باشد .


[1] أَصْحابَ الْيَمِينِ. فِي جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِينَ. ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ. وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ. وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ. وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ حَتَّى أَتانَا الْيَقِين‏. (سوره مدثر ، آیه 39 تا 46)

[2] أَيُّهَا النَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ الْأَرْض‏. (نهج البلاغه ، خطبه 189)

[3] ُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ لَوْ ضُرِبَتْ عُنُقِي. ( من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص: 311)

[4] َ تَأْوِيلُ السَّجْدَةِ الْأُولَى أَنْ تُخْطِرَ فِي نَفْسِكَ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ مِنْهَا خَلَقْتَنِي وَ رَفْعُ رَأْسِكَ تَأْوِيلُهُ وَ مِنْهَا أَخْرَجْتَنِي وَ السَّجْدَةُ الثَّانِيَةُ وَ فِيهَا تُعِيدُنِي وَ رَفْعُ رَأْسِكَ تُخْطِرُ بِقَلْبِكَ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنِي تَارَةً أُخْرَى‏. ( مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏4، ص: 108)