#قصه_بندگی 5

بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم

سلام به شما دانش آموز عزیز !

می‌خواهم یک داستان برایتان تعریف کنم :

او فرمانده‌ی همیشه پیروز بود . در هیچ جنگی شکست را تجربه نکرده بود . وقتی به قلبِ سپاه دشمن می‌زد‌‌ ، تکاوران و جنگ آورانِ سپاهِ دشمن مثل گورخرانی که از جلویِ شیر پراکنده می‌شدند از جلویِ آن فرار می‌کردند !

به پشت کمرش زره نمی‌بست ! چون هیچ گاه فرار نمی‌کرد تا از پشت سر به او تیر یا نیزه بزنند . وقتی وسطِ جنگ بود کسی جرأت نمی‌کرد برود پُشتِ سر او قرار بگیرد .

وسطِ معرکه جنگ دیدند دست از شمشیر و جنگ کشیده‌‌ ، مقداری به آسمان نگاه می‌کند و مقداری به سایه خودش در روی زمین !

بعدش دوباره جنگ را شروع کرد و بعد از مدتی دوباره برگشت و باز به آسمان نگاه می‌کند و به سایه خودش !

شاگردِ مخصوص او «اِبن عباس» است . او می‌گوید از این کار آقا خیلی تعجب کردم . اسبم را کنارِ اسبش قرار دادم گفتم : «یا امیرالمؤمنین ! اتفاقی افتاده؟»

حضرت فرمودند : «دارم نگاه می‌کنم کی وقت نماز اول وقت هست تا نمازِ اول وقت از دست‌مان نرود»

ابن عباس اینجا خشمگین شد . گفت : «یا علی ! ما که بی‌نماز نیستیم . داریم برای خدا می‌جنگیم تازه شاید برای خدا جان بدهیم و شهید بشویم‌‌ ، نماز هم می‌خوانیم» [1]

[به قولِ من : الان فیلم که نگاه نمی‌کنیم‌‌ ، در رختخواب خُرّوپُف که نمی‌کنیم‌‌ ، بازی موبایل که نمی‌کنیم ! ]

به وقتش نماز هم می‌خونیم . الان وسطِ معرکه صفین هستیم .

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند : «نمازِ اول وقت [از جنگ برای خدا] مهمتر هست » [2]

آقا اعتقاد داشتند سخن گفتن با خدا در نماز اول وقت‌‌ ، از جنگیدن و جان دادن برای خدا هم مهمتر است .

علتش این بود که پیامبر ‌‌عزیزمان صلی الله علیه و آله فرمودند : یا علی ! هیچگاه بدون دلیل نماز اول وقت را به تأخیر نینداز . « وَ لَا تُؤَخِّرَهَا فَإِنَّ فِي تَأْخِيرِهَا مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ غَضَبَ اللَّه‏ » [3]

اگر نماز را بدون دلیل‌‌ ، عقب بیندازید باعث خشم و غضب خدا می‌شود و حضرت اعتقاد داشت حتی جنگ نمی‌تواند علتِ عقب انداختن نماز اول وقت بشود .

حضرت فرمودند : «به آنها بگویید برای اقامه نماز عقب نشینی کنند و ما هم عقب نشینی می‌کنیم »

اگر من و شما آقا امیرالمؤمنین علیه السلام را الگوی زندگی خودمون می‌دانیم باید دقت کنیم نمازِ اول وقتِ‌مان عقب نیفتد .

#قصه_بندگی 6

بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم

سلام به شما نوجوان عزیز

می‌خواهم یک خاطره برایتان تعریف کنم :

یه جوانِ کاسب آمد پیش من گفت : حاج آقا مَسأَلةٌ ، یک سؤال دارم .

گفتم : بپرس . گفت : من سه تا «خوش» تو زندگی اَم دارم .

  1. خوش انصاف هستم .

یعنی جنسِ مغازه را بهترین و کمترینِ قیمت بازار را به مشتری می‌دهم .

  1. خوش اخلاق هستم .

لبخند از لب‌هایم نمی‌افتد و اوقات تلخی نمی‌کنم .

  1. خوش قول هم هستم .

یعنی اگر بگویم ساعت هشت جنس شما آماده است‌‌ ، هشتِ من هشت و ده دقیقه نمی‌شود .

ولی اهلِ نماز نیستم . اشکالی ‌دارد؟ !

گفتم : این سه تا «خوش» که داری‌‌ ، پیامبر را خوشحال می‌کند؛ اما این داستان را بشنو .

طایفه‌ی «ثَقیف» یک طایفه جنگجو و دلاوری بودند . چهار هزار شمشیر ‌زن داشتند . در حالی که پیامبر در جنگ خندق فقط سه هزار جنگجو داشت .

بزرگان این طایفه با کَبکبه و دَبدبه آمدن پیش پیامبر خدا که دینت را به ما معرفی کن .

حضرت فرمودند : «بُت نپرستید و شراب نخورید»

گفتند : قبول .

فرمودند : «خمس بدهید و زکات بدهید هر سال یک بار »

گفتند : قبول .

فرمودند : «روزه بگیرید سالی یک ماه »

گفتند : قبول .

هر شرطی پیامبر خدا گذاشتند‌‌ ، آنها قبول کردند .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند : «نماز بخوانید ؛ هر سال و هر ماه و هر روز ، روزانه پنج بار »

گفتند : نماز را بی‌خیال بشوید ! بقیه شروط شما را قبول می‌کنیم و مسلمان می‌شویم و فردا چهار هزار شمشیر زن برای شما می‌آوریم .

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند : بدونِ نماز اسلام شما را نمی‌پذیرم‌‌ ، چون خیری در دینی که نماز نباشد نیست . [4]

گفتند پس ما نماز می‌خوانیم بدون رکوع و سجده ! چون خَم شدن و به زمین افتادن را «ننگ» می‌دانیم .

حضرت فرمودند : «ما خم شدن و به خاک افتادن در درگاه خدا را «قشنگ» می‌دانیم و اگر نماز با رکوع و سجده را نمی‌پذیرید ما هم اسلام شما را نمی‌پذیریم . شما را بخیر و ما را به سلامت ! » [5]

به جوان کاسب گفتم : «نماز نخواندن شما سبب ناراحتیِ پیامبر خدا می‌شود » شما که این قدر ویژگی‌های خوب داری‌‌ ، پیامبر خدا را هم خوشحال کن و نماز بخوان .

خوش انصاف و خوش اخلاق و خوش قول هستی‌‌ ، «خوشبخت» هم باش .

چون آیه اول و دوم سوره مبارکه مومنون می‌فرماید :

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ»

مؤمنون خوشبخت هستند . همان کسانی که نمازِ خوب و با توجه می‌خوانند . [6]

نوجوان عزیز ! بدان که پیامبر خدا با نمازِ خواندن ما خیلی خوشحال می‌شود .


[1] إنَّ عِندَنا لَشُغلًا بِالقِتالِ عَنِ الصَّلاةِ.

[2] فَقالَ لَهُ علیه السلام: فَعَلى‏ ما نُقاتِلُهُم؟! إنَّما نُقاتِلُهُم عَلَى الصَّلاةِ. (بحار الانوار؛ ج 83 ؛ ص 23)

[3] الخصال، ج‏2، ص: 543.

[4] وسَأَلوهُ أن يُعفِيَهُم مِنَ الصَّلاةِ، فقال صلى الله عليه و آله: لا خَيرَ في دينٍ لا صَلاةَ فيه. ( شناخت نامه نماز، ج‏2، ص: 740 و تاریخ طبری ج 3، صفحه 99)

[5] إِنَّهُ لَا خَيْرَ فِي دِينٍ لَا رُكُوعَ فِيهِ وَ لَا سُجُود. ( بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏21، ص: 153)

[6] ترجمه فارسی روان کلمه فلاح خوشبختی است. و در اذان دوبار می گوییم «حَیَّ عَلَی الفَلاح» بشتابید به سوی خوشبختی.