پرسمان نماز 62: «دستم را در وضو مثل شیعه بشورم یا سنی؟»
پرسمان نماز 62: «دستم را در وضو مثل شیعه بشورم یا سنی؟»
سلام به شما، دانشآموز عزیز. یکی از سؤالات شما این است که اهل سنت در وضو، شستن دستها را از انگشتان به سمت آرنج شروع میکنند، در حالی که شیعیان از آرنج به سمت انگشتان. کدام یک درست است؟
توجه داشتیه باشید که «یَد» در قرآن، به معنای دست است که چهار مصداق دارد.
در سوره مائده آیه 38، میگوید: «دست دزد را قطع کنید» که منظور چهار انگشت است. [1]
در آیه 43 همین سوره، میگوید: «در تیمم، دستتان را مست کنید» که منظور از انگشت تا مچ است. [2]
در سوره اعراف آیه 124، فرعون به آدمهای خوب میگوید: «من دست شما را قطع میکنم» که منظور از نوک انشگت تا کتف است. [3]
در سوره مائده آیه 6، وقتی میخواهد بگوید دستهای خود را در وضو بشویید، محدودهاش را مشخص می کند. [4] برای اینکه دقیقاً معلوم کند کدام یک از اینهاست، میگوید: «اِلی المَرافِق» یعنی تا آرنج را بشویید.
این مانند این است که بگوییم: «یک متری دیوار را رنگ کن» و نمیگوییم قلممو را از پایین به سمت بالا بزنید، بلکه محدوده را مشخص میکنیم. قرآن هم محدوده شستن دست را مشخص کرده، نه جهت آن را. جهت شستن را پیامبر اکرم مشخص میکند.
ما شیعهها اعتقاد داریم که امام باقر و امام صادق علیهما السلام وقتی وضوی پیامبر را توصیف میکردند، فرمودند: «ابتدای شستنِ حضرت از آرنج بود و انتها از انگشتان.» [5]
حالا یک سؤال دارم: دو دارو داریم.
داروی «الف» را دو پزشک میگویند بخور، خوب میشوی.
داروی «ب» را یک پزشک میگوید بخور، خوب است. و یک پزشک می گوید نخور که حالت بدتر میشود.
حالا شما کدام دارو را انتخاب میکنید؟
آفرین! دارویی را که هر دو پزشک میگویند خوب است، انتخاب میکنید.
شستن به سمت انگشتان، مورد تأیید علمای شیعه و چهار فرقه اهل سنت (حنفی، حنبلی، مالکی، شافعی) است و وضوی آن صحیح است.
اما شستن به سمت آرنج را عالم سنی می گوید خوب است ولی عالم شیعه می گوید وضو باطل میشود.
حالا شما باشید، کدام را انجام میدهید؟
وضوی شیعه حتی طبق فتوای اهل سنت صحیح است، اما وضوی اهل سنت طبق فتوای ما شیعیان صحیح نیست.
پرسمان نماز 63: «چرا ما ایرانیها که نماز میخوانیم، عقبافتادهایم؟»
سلام به شما، دانشآموز عزیز. شما که اهل درس و تلاش هستید، یکی از سؤالاتی که دانشآموزان زیاد از ما میپرسند این است که: «حاج آقا، چرا کشورهای بینماز پیشرفته هستند و ما ایرانیها که نماز میخوانیم، عقبافتادهایم؟»
در پاسخ به این سؤال ، سه نکته را مطرح میکنم:
یک. قبول نداریم که همه کشورهای بینماز پیشرفته باشند. ما ایرانیها در صنایع مختلفی مانند موشکی، پزشکی، نانو تکنولوژی، سدسازی و کشتیسازی جزو پانزده کشور اول دنیا هستیم و در برخی موارد حتی جزء ده کشور اول دنیا و از بسیاری از کشورهای بینماز نیز بالاتر هستیم.
دو. پزشکی یک دارو داده برای قلب و یک دارو داده برای معده و او قول نداده هر که داروی قلب را بخورد معده اش خوب شود.
خداوند هم در قرآن یک دارو داده و فرموده «اُعْبُدوا» [6]یعنی «نماز بخوانید تا به یاد من باشید و به آرامش برسید.» [7]
داروی دیگری هم داده و فرموده : «اِعلَمُوا» [8] یعنی علم و تکنولوژی یاد بگیرید و مهارت یاد بگیرید تا به پیشرفت و آسایش برسید.
خداوند قول نداده که فقط با خواندن نماز، پیشرفت علمی داشته باشیم.
سه. ما ادعایی داریم.
فرض کنید دو برادرِ دوقلو که در حافظه و استعداد برابرند و ساعتهای مطالعهشان نیز یکسان و معلمشان هم یکی است.
ما ادعایمان این است که آن که اهل نماز هم هست، سرعت پیشرفت علمیاش بالاتر خواهد بود.
این ادعا را از آیه 45 سوره مبارکه بقره میگوییم که خداوند میفرماید: « وَاستَعینُوا بِالصّبرِ وَ الصّلاةِ ؛ و از صبر و نماز برای حل مشکلات خود کمک بگیرید.» [9]
حال اگر یک دانشآموز که مشکل درسی دارد، در کنار تلاش و فعالیت، نماز هم میخواند، ممکن است یکی از این سه حالت برای او اتفاق بیفتد.
- نماز تأثیر منفی بر او بگذارد یعنی عقب گرد علمی کند. در این صورت، خدا او را دچار ضلالت و گمراهی کرده است.
- نماز بیتأثیر باشد، یعنی خواندن و نخواندن نماز در رشد علمی او بی اثر باشد. در این صورت خدا او را دچار بطالت و وقتتلف کردن کرده است.
- نمازی که میخواند، سبب پیشرفت علمش شود، در این صورت خدا او را هدایت کرده است.
ما میگوییم خدا اهل بطالت و ضلالت نیست و همه دستورات قرآن برای هدایت است. [10]
به یاد داشته باشیم که "ابو علی سینا" اعجوبه ایرانی، میگفت: «من از نماز برای حل مشکلات علمی کمک میگیرم.» [11]
شهید شهریاری که فرمول مهم هستهای ایران را کشف کرد، اهل نماز اول وقت بود. [12]
نماز سرعت پیشرفت علمی را به شدت افزایش میدهد.
[6] يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُم. (الحج : 77)
[7] اَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکرِی (طه : آیه 14) و «أَلَا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (سوره رعد ، آیه ۲۸)
[8] در قرآن واژه این واژه 26 بار تکرار شده است.
[9] سوره بقره ، آیه 45.
[10] ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقين. (البقرة : 2)
[11] روضات الجنات، ج 3، ص 160.
[12] شهید علم، ج 1، ص59.