وضوی غلط

مدرس بسیار اصرار داشتند که مبلغین، احکام را به مردم یاد بدهند. یک وقتی در یکی از روستاهای اصفهان پای منبر واعظی که خیلی صدای زیبایی داشته، می‌روند. مدرس قبل از حضور در این مجلس می‌روند وضو بگیرند می‌بینند پیر مردی روستایی وضوی غلطی می‌گیرد. همان جا به واعظ می‌گوید: منبر به این خوبی رفتی، چهار تا مسئله هم بگو. اگر شما به وظیفه ات درست

عمل کرده بودی، وضوی این پیر مرد روستایی اشتباه نبود.

[داستان های سمت خدا - حسرت شهید مدرس - جلد ۲، صفحه ۹۹]

سخاوت سامری

سامری زمان حضرت موسی علیه السلام، شش صد هزار نفر را بت پرست کرد. وقتی حضرت موسی خواست او را مجازات کند، خدا به موسی وحی کرد، در مجازات مرگ او یک درجه تخفیف بده؛ به جای اعدام تا آخر عمر تحریم اجتماعی شد. زنده بود، ولی مردم با او قطع رابطه کردند. موسی علیه السلام سؤال کرد: چرا؟ پاسخ آمد: ﴿لأَنَّهُ رَجُلٌ سَخيٌّ ﴾ ؛ [۲] چون آدم بخشنده ای بوده است.

----------

[۲]: شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ۲، ص ۶۱.

[داستان های سمت خدا - جلد ۲، صفحه ۱۰۳]

نیکی کافر به مؤمن

امام موسى بن جعفر علیهما السلام فرمود: ﴿كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ وَ كَانَ لَهُ جَارٌ كَافِر﴾ ؛ [۳] در بنی اسرائیل مؤمنی بود که همسایه کافری داشت، ولی این کافر با مؤمن مدارا می‌کرد و به او یاری می‌رساند. وقتی کافر از دنیا رفت خداوند در جهنم محلی را برای او ساخت که از آتش جهنم آزار نبیند و

روزی اش را هم می‌رساند. خداوند به او خطاب کرد: ای کافر! این به خاطر این است که کار خوب می‌کردی و به همسایه مسلمانت یاری می‌رساندی. ﴾

----------

[۳]: شيخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۶۹.

[داستان های سمت خدا - سخاوت سامری - جلد ۲، صفحه ۱۰۳]

عاقبت به خیر

به رسول خدا صلی اللّه علیه وآله وسلم عرض کردند: فلانی، هر گناهی که قابل تصوّر باشد انجام می‌دهد! حضرت فرمود: او عاقبت به خیر می‌شود و بهشتی است. پرسیدند: چرا؟ فرمود: آبروی مؤمنی در خطر بود او آبروداری کرد. بعد به او گفتند: پیامبر خدا درباره تو چنین سخنی فرمود. گفت: عجب! خداوند کار ما را این قدر زیبا می‌خرد! این باعث شد تمام فسق و فجور را کنار گذاشت. [۱]

----------

[۱]: عيون أخبار الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۱۶۹.

[داستان های سمت خدا - نیکی کافر به مؤمن - جلد ۲، صفحه ۱۰۴]

یک سفارش بعد از ده دعا

عبد اللّه بن مسعود می‌گوید: پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله و سلم در روزهای آخر عمرشان جمعی از اصحاب خاص خود را در اتاقی جمع کردند. تا نگاهشان به ما افتاد، از شدت محبت به گریه افتادند. پیامبر می‌خواهد به نصیحت آنان بپردازد و قبل از این که سفارش به تقوا کند، ده بار در حقشان دعا کرد که ﴿حَيَّاكُمُ اللّهُ، حَفِظَكُمُ اللّهُ، نَصَرَكُمُ اللّهُ، نَفَعَكُمُ اللّهُ، هَدَاكُمْ اللّهُ، وَ فَّقَكُمُ اللّهُ،

سَلَّمَكُمُ اللّهُ، قَبِلَكُمُ اللّهُ، رَزَقَكُمْ اللّهُ، رَفَعَكُمُ اللَّه﴾ و بعد فرمود: ﴿اتّقوا اللّه﴾. [۲]

----------

[۲]: شيخ طوسی، الأمالی، مجلس ۸، ص ۲۰۷.

[داستان های سمت خدا - جلد ۲ صفحه ۱۰۹]

سفر زیارتی با پول مردم!

شخصی به امام جواد علیه السلام نامه نوشت که می‌خواهم سفری طولانی به مکه و مدینه انجام بدهم، ولی به مردم بدهکار هستم، چه می‌فرمایید؟ حضرت پاسخ داد: بر گرد و حق مردم را بده. توجه کن و بکوش که خدا را بدون هیچ حق الناسی ملاقات کنی. مؤمن به مردم خیانت نمی کند. [۲]

----------

[۲]: أنّإِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَلْزَمَ مَکَّهَ أَوِ اَلْمَدِینَهَ وَ عَلَیَّ دَیْنٌ فَمَا تقول؟ قال: ارْجِعْ فَأدِّهِ إلَی مُؤدَّی دَیْنِکَ وَ انْظُرْ أنْ تَلْقَی اللهَ تَعَالَی وَ لَیْسَ عَلَیْکَ دَیْنٌ﴾. ر. ک: یحضره الفقيه، ج ۳، ص ۱۸۳.

[داستان های سمت خدا - سفر زیارتی با پول مردم! - جلد ۲، صفحه ۱۱۰]

حق الله جای حق الناس را نمی‌گیرد

سخن امام باقر علیه السلام با یزید

مستی انواعی دارد: مستی شراب، مستی ثروت، مستی قدرت، مستی جوانی، مستی پیروزی. یکی از این مستی‌ها برای زمین زدن و بیچاره کردن انسان کافی است. یزید نیز مست بود: مست پیروزی، مست قدرت، مست جوانی. وقتی به اهل بیت جسارت کرد اهل بیت جوابش را دادند. گاهی

۲ نفر را در کربلا کشتیم، اشاره کن این ۸۴ زن و بچه را هم بکشیم. برای یزید کشتن اهل بیت کاری نداشت.

شیخ مفید می‌نویسد: امام باقر علیه السلام، که در آن زمان چهار سال بیشتر نداشت، برخاست و فرمود: ای یزید! هیچ می‌دانی این مشورتی که تو با مشاورین خود کردی، عین همین مشورت را فرعون با مشاوران خویش کرد! وقتی موسی در برابر فرعون ایستاد و او را به یکتا پرستی دعوت کرد؛ فرعون با مشاورین خویش مشورت کرد که با موسی چه کنیم؟ مشاورین او گفتند: ناراحت نباش!

این کار موسی سحر است. ما ساحران را جمع می‌کنیم و سحر موسی را باطل می‌سازیم. [۱] امام باقر علیه السلام به یزید فرمود: وقتی فرعون با مشاوران خود مشورت کرد، احدی نگفت که موسی را بکش؛ بلکه همه گفتند: موسی را بکش؛ بلکه همه گفتند: سحر است و سحر را باطل کن. ولی همه مشاوران تو گفتند: آنان را بکش. می‌دانی فرق مشاورین تو با مشاورین فرعون در چیست؟ یزید متحیّر ماند که این کودک چهار ساله چه

می خواهد بگوید. پرسید: تفاوت مشاورین من و فرعون در چیست؟ فرمود: ﴿أولئکَ كانوا الرُشْدِهِ وَ هُؤلاءِ لِغَيرِ رُشْدِهِ، وَ لا يَقْتُلُ الأنبياءَ وَ أولادَهُم إلّا الأدعياء﴾؛مشاورین فرعون هر بدی داشتند حرام زاده نبودند، امّا مشاورین تو حرام زاده اند. نشانه اش این است که پیامبران و پیامبرزادگان را جز حرام زادگان نمی کشند و فرمان به قتلشان نمی دهند و مشورت به قتل نمی دهند. این‌ها همه پیامبر زاده اند و نوه‌ها و بچه‌های پیغمبرند که مشاورین تو درخواست کشتن آنان را دارند. یزید متحیّر ماند چه بگوید. اگر بگوید: دروغ می‌گویی، خلاف قرآن حرف زده است و اگر بگوید: راست

می گویی، مشاورین چه می‌شوند؟ به همین خاطر از کشتن اهل بیت صرف نظر کرد. [۱]

----------

[۱]: ﴿قالُوا أَرْجِهْ وَ أخاهُ وَ أرْسِلْ فِى الْمَدائِنِ حاشِرِينَ * يَأْتُوکَ بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِیمٍ﴾ (سورۀ شعراء، آیه‌های ۳۶ و ۳۷. )

[۱]: ابو الحسن مسعودی، اثبات الوصية، ص ۱۷۱.

[داستان های سمت خدا - سخن امام باقر علیه السلام با یزید - جلد ۲، صفحه ۱۱۱]

كم حرفی، حافظه را زیاد می‌کند

جمله ای از علامه طباطبائی دیدم که بعد متوجه شدم بر گردان یک حدیث است. ایشان سفارش می‌کردند که پرحرفی نکنید که پرحرفی حافظه را کم می‌کند و در مقابل سکوت فکر را بارور

می کند. در حدیث آمده است: ﴿أَكْثِرْ صَمْتَكَ يَتَوَفَّرْ فِكْرُكَ وَ يَسْتَنِرْ قَلْبُك﴾؛ سكوت فکر تو را زیاد می‌گرداند و دلت را نورانی می‌کند. [۱]

----------

[۱]: غرر الحكم، ص ۲۵۷.

[داستان های سمت خدا - نوشتن کتاب عظیم «تنقیح المقال» در سه سال - جلد ۲، صفحه ۱۱۳]