استاد قرائتی
اثر نماز
آيت اللَّه مصباح يزدى مىفرمود: در فرانسه از پروفسور مسلمانى پرسيدم: شما چطور مسلمان شديد؟ گفت: در يكى از جادههاى الجزاير در حال سفر بودم، كنار جاده مردى را ديدم كه خم و راست مىشود، ماشين را نگه داشتم و از او پرسيدم چه مىكنى؟ گفت: من مسلمانم و اين مراسم دينى من است. گفتم: آخر در بيابان آن هم تنها، گفت: خدا همه جا هست. همين ماجرا جرقّهاى شد تا من در باره اسلام تحقيق كنم و خداوند لطف كرد و مسلمان شدم.
(جلد ۲ ؛ ص: ۲۶)
آرزوى برپائى نماز جمعه
پس از شهادت مرحوم مطهرى از جيب لباسش يادداشتى بيرون آوردند كه در آن براى يادآورى خود نوشته بود: هنگامى كه خدمت امام رسيدم مسئله نماز جمعه را مطرح كنم تا اين مراسم عبادى سياسى اجتماعى آغاز شود.
آرى نماز جمعه از آرزوهاى مطهرى بود، آن مرد بزرگ در ثواب نمازهاى جمعه شريك است.
(جلد ۲ ؛ ص: ۴۸)
در محضر خدا با كُت پاره
يكى از دوستان مىگفت: با يك كت پاره نماز مىخواندم. يك مرتبه زنگ منزل به صدا درآمد، تا فهميدم مهمان كيست، نماز را با سرعت تمام كرده كُت را عوض كردم و با كت تميز و قشنگ به استقبال مهمان رفتم. ناگهان خودم را سرزنش كردم و گفتم: اى واى بر من! در محضر خدا با كت پاره؛ نزد مردم با لباس نظيف و قشنگ! از اين رفتارم خيلى خجالت كشيدم.
(جلد ۲ ؛ ص: ۶۶)
نماز كنار سفره
يكى از علماى بزرگ، روزى پس از ساعتها درس و بحث به منزل مىآيد، سفره غذا پهن مىشود؛ عالم فرزانه مىبيند كه چند دقيقهاى تا آمدن غذا فرصت هست، كنار سفره به نماز مىايستد. خانم مىپرسد: آقا مگر نماز نخواندهايد؟
مىفرمايند: چرا نماز خواندهام، امّا مىترسم روز قيامت از اين چند دقيقه سؤال كنند كه چرا عمرت تلف شد؟
(جلد ۲ ؛ ص: ۷۶)