نماز
ابوجهل از اطرافیان خود پرسید: آیا «محمد» در میان شما نیز به سجده میرود؟!
گفتند: بله!
گفت: قسم میخورم اگر او را در نماز ببینم با پای خود گردن او را له میکنم.
زمانی که متوجه شد پیامبر 9 در حال نماز است تصمیم گرفت با لگد بر سر مبارک حضرت بکوبد.
همین که نزدیک شد با حالتی عجیب عقب نشینی کرد و به مشرکان گفت: وقتی به او نزدیک شدم در مقابل خود خندقی از آتش دیدم.
در سوره علق آیه 9 آمده است:
« أَ رَأَيْتَ الَّذي يَنْهى * عَبْداً إِذا صَلَّى ؛ آیا دیدی کسی را که منع میکرد بندهای را که نماز میخواند.»
پیامبر 9 و مؤمنان اینگونه در برابر سختیها و شکنجههای مشرکان ایستادگی کردند تا دین و نماز باقی بماند. [1]
موسی بخشایشی میگوید:
قبل از انقلاب بود؛ در دبیرستان اجازه نمیدادند نماز بخوانیم، جایی هم برای این کار نبود.
با چند نفر مخفیانه گوشهی کلاس روزنامه پهن میکردیم و نمازمان را همانجا میخواندیم؛ یک مهر همیشه همراهمان بود.
زنگهای تفریح گوشهی کلاس، وعدهگاهمان شده بود.
یکروز که مشغول نماز ظهر بودم، یکدفعه پشت گردنم شروع کرد به تیر کشیدن، کمی پرت شدم به جلو، اما توجهی نکردم و نمازم را ادامه دادم تا تمام شد.
مدیرمان بلند فریاد زد: چرا داری نماز میخوانی؟! چرا توی مدرسه اغتشاش به پا میکنی؟!
چیزی نگفتم، فقط نگاهش میکردم؛ به همینخاطر یک هفته از مدرسه بیرونم کردند. [2]
[1] زیر این حرف ها خط بکشید؛ ص ۵۴ به نقل از تفسیر نور، ذیل آیه 9 سوره علق.
[2] زیر این حرف ها خط بکشید؛ ص ۵۵