نماز
دکتر کیهانی گفت: امیدی نیست؛ مسمومیت شیمیایی و عفونت دست، خیلی شدیدتر از آن بوده که بشود با این داروها کنترلش کرد. با این همه، من وظیفه دارم تا آخرین لحظه تلاش کنم.
مصطفی را نشناختم. تمام تنش زخم بود یا تاول. زخمها را باندپیچی کرده بودند، اما تاولها را نمیشد کاری کرد. زخمهای داخل گلو و دهان، حالا لبها را هم گرفته بود. چشمهایش بسته بود. بد نفس میکشید.
قفسهی سینه به شدت بالا و پایین میرفت. لولهی سرم را وصل کرده بودند به رگ گردن. جلو که رفتم، چشمهایش را باز کرد. لبهایش تکان خورد. سرم را بردم جلو.
.........
گفت میخواهم وضو بگیرم.
گفتم: آب برای تاولها ضرر دارد، تیمم کن.
گفت: این آخرین نماز را میخواهم با وضو بخوانم. [1]
[1] زیر این حرف ها خط بکشید؛ ص ۱۱۷ ؛ (شهید مصطفی طالبی)
+ نوشته شده در پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ ساعت توسط هدیه به شهیدان مدافع حرم صلوات
|