نماز با خیال راحت

دست بردار هم نبود. دستش رو گذاشته بود روي زنگ و همين طور فشار مي داد. هرکي بود کار مهمي داشت. ولي چه کار کنم وسط نماز بودم، تازه رکعت اول. تا نمازم تمام مي شد، طرف رفته بود.

بي خيال شدم و نمازم رو ادامه دادم. مورد اضطراري هم نبود. نه خطر جاني نه خطر مالي، هيچي. با خيال راحت نمازم رو خوندم. نيم ساعت بعد دوباره زنگ زد. همون بود. برگشته بود.[1] .

[1] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1159.

[ صفحه 141]

شک در بجا آوردن سجده

دستش رفت روي کليد تکرار.

طرف گوشي رو برداشته بود و بلند بلند «الو» مي گفت. کوچولوي ما هم که هنوز بلد نبود حرف بزنه مثل کر و لال ها صدا در مي آورد.

ديگه نزديک بود خنده ام بگيره و نمازم باطل بشه که به خودم اومدم. نشسته بودم ولي نمي دونستم دو تا سجده انجام دادم يا يکي؟ چون وارد واجب بعدي [1] نشده بودم يک سجده ي ديگه انجام دادم.[2] .

[1] منظور از وارد شدن در واجب بعدي شروع کردن تشهد يا ايستادن براي رکعت بعد مي باشد.

[2] توضيح المسائل امام خميني (ره)، مسأله 1175.

[ صفحه 143]

املاء احکام

هيچ کدوم از بچه ها باورشون نمي شد. ولي حسابي روي حرف خودش ايستاده بود. معلم فارسي رو مي گم. گفته بود: دفعه ي بعد همه ي املاء رو از يه کتاب غير درسي مي گيرم. يه کتاب باز کرد و شروع کرد:

«اگر در تعداد رکعت هاي نماز صبح و مغرب يا دو رکعت اول نمازهاي چهار رکعتي شک کنيم و پس از مقداري فکر کردن، نتوانيم گمان کنيم که کدام رکعت هستيم، نمازمان باطل مي شود.»[1] .

ـ حميد! حواست کجاست؟ بنويس ديگه! [2]

[1] نمازهاي دو رکعتي که در مسافرت مي خوانيم، نيز همين حکم را دارند.

[2] اجوبة الاستفتائات، 1165 و 1166.

[ صفحه 147]