نماز 14
توصیه یک عارف به دخترش
خانم صديقه مصطفوى دختر امام خمینی رضوان الله علیه می گوید: در روز های آخر عمر امام یک عمل جراحى انجام شد و خطر عمل تا آن موقع مهار شد... امام بلافاصله پس از بهوش آمدن با وجود ضعف شديد عارض شده، وقت نماز را سؤال كرد و اشاره كرد كه يكى از آقايان عمامه اش را ببندد و محاسن ايشان را [برای خواندن نماز] شانه بزند.
همه مبهوت بوديم. خدايا اين چه بنده عاشقى است؟ چقدر در حضور خداوند ادب را مراعات مى كند... در بيمارستان، چندين بار به من و همشيره ها توصیه مى فرمود که: راه آخرت سخت است، گناه نكنيد، ترك گناه آسانتر از عذاب خداست، و مى فرمود: نماز را حتى اگر در پياده رو خيابان باشد اول وقت بخوانيد.
(داستان 46)
مواظبت بر نماز اول وقت
على اشراقى نوه امام خمینی رضوان الله علیه می گوید: در اين اواخر حيات مبارك ایشان كه براى نماز جماعت خدمت ايشان مى رسيديم، خيلى راضى به اين كار نبودند، و مى فرمودند: چون من با سختى بلند مى شوم و مى نشينم شما ناراحت مى شويد، نماز خود را بخوانيد.
من ياد ندارم كه امام نماز اول وقت را به تعويق انداخته باشند. از مادرم (صدیقه مصطفوی) شنيدم كه مى گفت : روزى اذان مغرب را گفتند. امام مُهر پيدا نكردند، لذا سريع كاغذى را برداشتند و شروع به نماز كردند. تا اين حّد توجه به نماز اول وقت داشتند.
(داستان 47)