#همنشین_خدا 52
#همنشین_خدا 52 ؛ قبول باشه
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلم عزیز
دعا میکنم که نمازتان مقبول درگاه خداوند باشد.
میخواهیم با هم به یک پرسش پاسخ بدهیم !
اینکه بعد از نماز، نمازگزاران با هم دست میدهند و میگویند: « تَقَبّلَ الله » [1] این کار درستی است؟
جواب: روایات بخصوصی نیامده که این کار را در تعقیبات نمازتان انجام دهید، ولی مراجع بزرگوار فرمودند: « انجام دادن این کار به قصد ثواب، کار پسندیده و خوبی است ». [2] چون دست دادن دو مؤمن در زمانها و مکانهای مختلف مستحب است. اصلاً وقتی ارتباط دو مؤمن با هم قطع میشود و دوباره به هم وصل میشوند، خوب است با هم دست بدهند.
و برخی علماء فرمودند: ما در نماز که وارد میشویم با خداوند گفتگو میکنیم ارتباطِ ما با نفر کناری قطع میشود، سلام نماز که میدهیم دوباره ارتباط وصل میشود، پس دست دادن مستحب است. [3]
دست دادن آن قدر ثواب دارد که در روایت دارد، که تا وقتی که دستِ تان در دست هم باشد خدابا نظر رحمت به شما نگاه میکند و گناه شما ریخته میشود مانند ریختن برگ درختان پاییز [4] و اگر کینه و کدورتی داشته با این دست دادن جایش را به صفا و صمیمیت میدهد. [5]
بنده دیدهام در نماز جماعت بعضیها وقتی دستی به سمتِ شان دراز میشود بیمحلی میکنند یا با سردی و ناراحتی با آن شخص دست میدهند ـ چون تعقیباتِ نمازشان قطع شده ـ
آنها توجه ندارند حرمت و احترام مؤمن خیلی زیاد است و از عمل مستحبی بالاتر است.
حتی خداوند میفرماید: وقتی با من گفتگو میکنی و بین نماز هستی و مؤمنی به تو سلام کرد چند ثانیه گفتگو با من را قطع کن جواب سلامش را بده.
امام کاظم علیه السلام میفرمایند ؛ اگر روزه مستحبی گرفتی مؤمنی به تو خوردنی و نوشیدنی تعارف کرد بخور نوش جانت، خداوند ثواب روزه مستحبی را به تو میدهم و بیشتر از آن هم میدهد [6]، چون حرمت مؤمن خیلی بالاست.
حالا اگر من با لبخند با آن برخورد کنم با او دست بدهم و او خوشحال شود خداوند بیشتر دوست دارد تا اینکه به او بیمحلی کنم و تعقیباتِ نماز خود را ادامه دهم.
او دعا میکند که خداوند نماز تو را قبول کند. خوب است من هم با روی باز چنین دعایی را در حق او کنم و بگویم « تَقَبّلَ الله » خداوند نماز تو را هم بپذیرد.
این چنین نماز ما به مرز قبولی نزدیکتر میشود.
#همنشین_خدا 53 ؛ هزار مرتبه استغفار
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم
سلام به شما معلم عزیز.
دعا میکنم که قلب من و شما همیشه سرشار از یاد خداوند باشد.
این شعر را گوش کنید تا بحثم را مطرح کنم.
طلوعِ صبح سِتادم به محضر دادار * که با نماز بشویم زِ لوح دل زنگار
شروعِ حمد نمودم که در همان آغاز * به فکرِ خانه خریدن زدم به شهر و دیار
به « نَسْتَعِین » که رسیدم به هر محله و کوی * هر آنچه خانهی نو بود کردمی دیدار
به « مُسْتَقیم » یکی خانه را پسندیدم * ولیک بود برایم خرید آن دشوار
هنوز بود « صِراطَ الَّذین » در دهنم * که پول قرض گرفتم ز دوستان بسیار
پس از ادای « وَ لاَ الضَّالِّین » به پول کلان * شدم به محضر شصت و چهار راه سپار
به لفظ « قُل » که رسیدم نوشتم این جمله * که ثبت با سند برابر آمد آخر کار
همین که لفظ « اَحَد » گشت بر لبم جاری * اتاقها همه شد رنگ از در و دیوار
هنوز لفظ « صَمَد » را نگفته بودم من * که شد اثاث کشی بر فرازِ دوشم بار
به « لم یَلِد » که رسیدم اثاث را چیدم * به هر اتاق مُنظّم چو طلعتِ دلدار
چو در رکوع شدم خم به فکر اوفتادم * که چند قالی کاشان بیارم از بازار
به سجده فرش خریدم به خانه آوردم * که بود هر گُل آن همچون باغ عارض یار
چو گفتم « اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلَّا اللَّه » * به فکر دادن سور افتادمی یک بار
به « عَبدُهُ وَ رسولُه » تمامی فامیل * شدند وارد کاشانهام ز خورد و کبار
هنوز بر دهنم بود نغمهی « صلوات » * که گشت سینهام از شادی و خوشی سرشار
پس از « سلام » به یاد نماز اوفتادم * عجب نمازی مقبول حضرت دادار !
اِله من، صَمد من، خدای من اَلعَفو * هزار مرتبه از این نماز استغفار
از این نماز که خواندم روا بود که کنم * به دادگاه تو بر بینمازیم اقرار
چه شود که دلم را به خود کنی مشغول * که غرق مِهر تو باشد نه درهم و دینار
این شعر حال و روز حضور قلبِ بعضی از نمازگزاران بود.
ببینید یک معلم از دانش آموزش دو نوع حضور در کلاس را میخواهد:
یک. حضور قالبی ؛ یعنی جسمش در کلاس باشد، در این صورت توبیخ و تنبیه نمیشود که چرا نیامدی؟
دو. حضور قلبی ؛ یعنی روحش داخل کلاس باشد که در این صورت از آثار و فواید کلاس مثل درس یاد گرفتن بهرهمند میشود.
خداوند هم از ما میخواهد در داخل نماز دو تا حضور داشته باشیم.
یک. حضور قالبی ؛ که در این صورت روز قیامت توبیخ و تنبیه نمیشویم که چرا نماز نخواندیم.
دو. حضور قلبی ؛ که روحِ ما داخل نماز باشد و به خداوند و جملاتی که با او گفتگو میکنیم توجه داشته باشیم تا از آثار و فواید نماز بهرهمند شویم.
ما اگر میگوییم نماز آرامش میآورد « أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب » [7].
اگر میگوییم گناهانِ قلبی پاک میشود « إِنَّ الْحَسَناتِ یذْهِبْنَ السَّیئات » [8]
اگر میگوییم سبب میشود که در آینده گناه نکنیم « إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکر ». [9]
از این آثار و فواید در صورتی بهرهمند میشویم که حضور قلب در نماز داشته باشیم. هر چه حضور قلب ما در نماز بالاتر باشداز این آثار و فواید بیشتر بهرهمند میشویم.
حضور قالبی مثل پوستِ میوه میماند. حضور قلبی مثل مغزِ میوه میماند.
سعی کنیم نماز ما پر مغزتر باشد.
[1] یعنی خدا نماز شما را قبول کند.
[2] آیت الله خامنه ای : مصافحه بعد از سلام و فراغت از نماز اشکال ندارد و به طور کلی مصافحه مؤمنین با هم مستحب است. (استفتائات آیت الله خامنه ای، س 724)
آیت الله مکارم شیرازی : اگر مصافحه را به نیت مطلوبیت مطلقی که دارد انجام دهند و گاهی نیز آن را ترک کنند اشکالی حاصل نمی شود. (استفتائات ج 1، ص 91)
حضرت آیتالله سیستانی : مصافحه مؤمنین میان آنها ثواب دارد.
حضرت آیتالله بهجت : استحباب خصوصی به نحو ورود ندارد و بهتر است بعد از ذکر تسبیحات باشد.
[3] حضرت آیتالله تبریزی : در خصوص دست دادن مؤمنین بعد از نماز جماعت روایتی به نظر نرسید و شاید حالت نماز حالت جدا شدن از مردم و توجّه به خداست و شباهت به غیبت و پنهان شدن از برادر مؤمن دارد و در مورد حضور مؤمنین پس از غیبت مصافحه در روایت وارد شده است. (آیت الله تبریزی، استفتائات جدید، سؤال 413، ص 87)
[4] امام باقر علیه السلام : إِنَّ الْمُؤْمِنَینِ یلْتَقِیانِ فَیصَافِحُ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ فَلَا تَزَالُ الذُّنُوبُ تَتَحَاتُ عَنْهُمَا کمَا یتَحَاتُّ الْوَرَقُ عَنِ الشَّجَرِ (وسائل الشیعة، ج12، 224)
[5] پیامبراکرم صلی الله علیه و آله : تَصَافَحُوا یذْهَبُ الْغِلَّ عَنْ قُلُوبِکمْ. (نهج الفصاحه، ص 384)
[6] امام کاظم علیه السلام : فِطْرُک لِأَخِیک وَ إِدْخَالُک السُّرُورَ عَلَیهِ أَعْظَمُ مِنَ الصِّیامِ وَ أَعْظَمُ أَجْراً. (وسائل الشیعة، ج 10، ص 155)
[7] سوره رعد، آیه 28.
[8] سوره هود، آیه 114.
[9] سوره عنکبوت، آیه 45.