#قصه_بندگی 35
#قصه_بندگی 35
بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
شمایی که قلبت پاکه و دوست داری پاک بمونی .
یک دانش آموز از من پرسید : حاج آقا شیطان چند بار منو وسوسه کرده ؛ گناه انجام دادم ، خیلی ناراحتم .
نمیدانم شب اول قبر ؛ روز قیامت چی میشود ! چه کار کنم گناهام بریزه؟ خیلی ناراحت بود .
یه داستان برایش تعریف کردم خوشحال شد .
دوست سلمان فارسی میگوید با ایشان کنار درختی نشسته بودیم ، بلند شد شاخهای را تکون داد ، برگاش ریخت . به ما گفت : نمیپرسید چرا این کار را انجام دادم؟ چرا
گفت : من با پیامبر خدا کنار درختی بودیم ایشان همین کار روانجام داد و گفت : سلمان نمیپرسی چرا این کار را انجام دادم؟ گفتم : یا رسول الله چه درسی میخواستید به من بدهید با این کارتون؟
حضرت فرمودند : اگر مسلمانی بلند شه وضو بگیرد ، وضوی خوب بگیرد ، با عجله و شتاب نباشد و نمازهای پنجگانه اش را بخونه گناهانش میریزه همان جوری که برگای این درخت ریخت .
پیامبر انقدر شاخ را تکان داد تا هیچ برگی به درخت نموند .
دانش آموز عزیز حواست باشد اگر نمازت طولانی باشد مثل اینه که زمان بیشتری درخت را تکون میدیم ، بیشتر گناهانمون میریزه . اگر تو نمازمان حوآسمان به خدا باشد به آن جملاتی که بیان میکنیم باشد توجهمان بیشتر باشد مثل اینکه شاخه درخت را محکمتر تکون میدیم زودتر گناهمون میریزه به او گفتم گناهی که بین تو و خداست خیلی آسان با نماز ریخته میشود .
یادمان باشد نماز هم مداد است خوبیها را مینویسد هم پاک کن است بدیها را پاک میکند .
#قصه_بندگی 36
بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
شمایی که عاشق امام زمانی و اگر بدونی آقا دستوری داده با جون و دل انجام میدی .
این داستان را گوش کن .
حسن بن مثله تو روستای جمکران زندگی میکرد ، بیش از هزار سال پیش .
شب هفدهم ماه رمضون میگوید چند نفر آمدن در خونم گفتند : آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اجازه شرفیابی به شما داده .
آمدیم بیرون از روستای جمکران ؛ دیدم آقای جوان زیبا و دلربا روی تختی نشسته ، به من فرمود : حسن بن مثله این زمین مقدسه؛ این زمین شریفه . به مردم بگو اینجا مسجد بسازند .
گفتم : آقا یک نشانهای بگویید که مردم حرفمو بپذیرن . حضرت فرمود : تو گله جعفر آقا یک بز به این نشونی است ، ذبح کنید بدهید بیماران بخورن .
میگوید فردا آمدیم همان محدوده دیدیم که با زنجیر و میخ محدوده را آقا امام زمان مشخص کرده . به جعفر آقای چوپان گفتیم این بز را چقدر میفروشی؟ گفت : برای من نیست . نمیدانم چجوری وارد گله م شده ! وقتی صحبت امام زمان را برایش تعریف کردیم خوشحال شد و رایگان بز را در اختیار ما قرار داد .
هر کسی از گوشت بز خورد یا بدنش را به آن زنجیرها تبرک کرد درجا خوب شد .
آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن شب دوتا نمازمخصوص یاد دادند وفرمودند : به دوستان و عاشقای من بگویید بیان تو این مسجد و این نمازها را بخوانند . هر کسی نمازها را اینجا بخونه مثل اینه که وارد مسجد الحرام شده در کعبه را برایش باز کردن ؛ در مقدس ترین جای کره زمین نماز خوانده .
من و تو هم که عاشق امام زمانیم هماهنگ کنیم با پدر و مادرمون و خانواده زود به زود به مسجد مقدس جمکران شرفیاب بشیم دستغیبی آمد و حقی نوشت_جمکران جایی است مانند بهشت
#قصه_بندگی 37
بِسمِ اللّهِ الرّحمنِ الرّحیم
سلام به شما دانش آموز عزیز
شمایی که بنده خوب خدایی .
یک سؤال : یک پسر بینماز ، باباش میگوید : فردا صبح ، نماز صبحو بخون ، هر مدل بخوای گوشی برایت میخرم .
یک دختر بینماز ، مامانش میگوید : فقط دو رکعت نماز بخون ، هر سرویس طلایی بخوای برایت میخرم !
به نظر شما میخونن؟
بله حاج آقا مگه عقلشان پاره سنگ برداشته که نخونن ! چرا میخونن؟ به خاطر اینکه پدر و مادرشان را خوش قول میدونن؛ پاداش روزیاد .
اگر خدا را هم خوش قول بدونن و پاداشش را زیاد ، هیچگاه هیچ نمازی از آنها قضا نمیشود .
این داستان را گوش کن .
خداوند قدرت و ثروت دنیا را کردیه لقمه ! کرد تو دهان حضرت سلیمان علیه السلام .
قصرهای بزرگ ، عظیم باشکوهی داشت . جنیان میرفتند اعماق اقیانوسها برایش جواهرات میآوردند .
خودش و لشکریانش را تختها و قالیها مینشستند باد در یک نصف روز به اندازه یک ماه آنها را حرکت میداد . وقتی که با لشکریان حرکت میکردند پرندگان آسمان بالهایشان را به هم میدادند برایشان سایه درست میکردند .
یک کشاورزی این صحنه را دید گفت : چه شکوهی ! چه عظمتی ! چه ثروتی ! چه قدرتی !
باد این حرف را به گوش حضرت سلیمان رسوند . آمد پیش کشاورز . گفت : دنیا دلت را نبره نبره .
بدون یک سبحان اللهی را که بگ ، ی پاداشی که خدا بهت میدهد برتر است از پادشاهی من !
پادشاهی و حکومت من میرود ولی این پاداش باقی میمونه .
این تازه فقط ثواب یک سبحان الله ذکر رکوع نماز ۲ رکعتی بود .
خدارو خوش قول بدونیم . « ان الله لا یخلف المیعاد » خدا را قولش پا نمیزاره .
دقت کنیم از این پاداش زیاد جا نمونیم .