گلچین مطالب نمازی کشکول فرحزاد ؛ جلد 1 و 2 ؛ استاد فرحزاد
گلچین مطالب نمازی کشکول فرحزاد ؛ جلد 1 و 2 ؛ استاد فرحزاد
استغفار برای دیگران
مرحوم حاج اسماعیل دولابی میفرمود: بیشتر حُزن و اندوه دوستان خدا، مال گناهان است که برای رفع آن باید برای آنها استغفار کنند. هرجا که غصه دار شدی استغفار کن.
استغفار امان انسان است. به این کاری نداشته باش که چرا محزون شده ای، چه کسی اذیتت کرده باشند و چه گناهی کرده باشی.
محزون که شدی استغفار کن. چه غم خود را داشته باشی و چه غم مؤمنین را، استغفار غمها را از بین میبرد. [در روایات هفتاد بار استغفار در تعقیبات نماز عصر و هفتاد بار در قنوت نماز وتر سفارش شده است]
[جلد 1 ؛ صفحه ۲۹]
اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ
برای گناهان دوستانتان روزی هفتاد بار استغفار کنید و الا راه تان مسدود خواهد بود. وقتی استغفار کنی دورت خلوت میشود.
حق رفیق مؤمنت بر تو این است که تو برای او استغفار نمایی و او هم برای تو. ما باید بار گناه رفقایمان را تحمل کنیم و در درگاه حق تعالی برای آنها شفاعت و عذرخواهی کنیم.
دو رکعت نماز بخوان و به خداوند عرض کن: خدایا، هر کس به من بدی کرده را بخشیدم، تو هم مرا ببخش. آن وقت ببین خدا با تو چه کار میکند.
برای امواتتان استغفار کنید. شجره خود را به یاد بیاورید و برای ایشان طلب مغفرت کنید تا کارتان راه بیفتد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر كس در هر روز، 25 مرتبه بگويد: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ «بار خدايا! مردان و زنان مؤمن و مردان و زنان مسلمان را بيامرز»، خداوند به عدد هر مؤمنى كه در گذشته و هر مؤمنى كه تا روز قيامت خواهد آمد، يك ثواب برايش مىنويسد و يك گناه از او مىزدايد و يك درجه بر او مىافزايد. (كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِعَدَدِ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَضَى وَ بِعَدَدِ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَقِيَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَيِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً) (أمالي شیخ صدوق ، ص 379)
[مناسب است در قنوت و تعقیبات نمازهای روزانه این دعا را بخوانیم]
[جلد 1 ؛ صفحه ۳۰]
آیا خدا به نماز ما نیاز دارد؟
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميد (فاطر : آیه 15)
اى مردم! اين شماييد كه به خداوند نياز داريد و (تنها) خداوند، بىنياز و ستایش شده است.
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
من نگردم پاک از تسبیحشان
پاک هم ایشان شوند و دُرفشان
گر نماز و روزه ات فرمودهام
ره به سوی خویشتن بنمودهام
[جلد 1 ؛ صفحه ۴۷ ، از مثنوی معنوی، دفتر دوم]
برکت خدا در نماز و لعنت خدا در ترک نماز
امام رضا علیه السلام فرمودند:
«أَوْحَى اللَّهُ- عَزَّ وَ جَلَّ- إِلى نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ: إِذَا أُطِعْتُ رَضِيتُ، وَ إِذَا رَضِيتُ بَارَكْتُ، وَ لَيْسَ لِبَرَكَتِي نِهَايَةٌ، وَ إِذَا عُصِيتُ غَضِبْتُ، وَ إِذَا غَضِبْتُ لَعَنْتُ؛ وَ لَعْنَتِي تَبْلُغُ السَّابِعَ مِنَ الْوَرَاءِ». [الکافی، ج ۲، ص ۲۷۵]
خدای عزّ و جلّ به یکی از پیغمبران وحی فرمود: هرگاه اطاعت شوم، راضی گردم. و چون راضی شوم، برکت دهم. و برکت من بی پایان است. و هرگاه نافرمانی شوم، خشم گیرم و چون خشم گیرم، لعنت کنم و لعنت من تا هفت پشت برسد.
[خداوند با خواندن نماز اطاعت می شود و با ترک آن خشمگین می شود، البته اگر فرزندان اهل عبادت خدا باشند لعنت شامل حال آنها نمی شود. ممکن است یکی از معانی لعنت خدا، گرفتاری ها و مشکلات برای فرزندان باشد هر چند خدا در عوض آن مشکلات به آنها درجه می دهد]
[جلد 1 ؛ صفحه ۸۲]
نگاهی به بالا
روزی مهندس ساختمانی از طبقه ششم میخواست که با یکی از کارگرانش حرف بزند. خیلی او را صدا میزند، اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمی شود.
به ناچار، یک تراول پنجاه هزار تومانی به پایین میاندازد تا بلکه کارگر بالا را نگاه کند. کارگر تراول را برمی دارد و تو جیبش میگذارد و بدون این که بالا را نگاه کند مشغول کارش میشود.
بار دوم مهندس چند تراول به پایین میاندازد. و دوباره کارگر بدون این که بالا را نگاه کند، آنها را بر میدارد و در جیبش میگذارد!
بار سوم مهندس سنگ کوچکی را پایین میاندازد و سنگ به سر کارگر میخورد.
در این لحظه کارگر سرش را بلند میکند و بالا را نگاه میکند و مهندس کارش را به او میگوید.
این داستان همان داستان زندگی انسان است. خدای مهربان همیشه نعمتها را برای ما میفرستد، اما ما سپاسگزار نیستیم. اما وقتی سنگ کوچکی بر سرمان میافتد که در واقع همان مشکلات کوچک زندگی اند، به خداوند روی میآوریم. [وقتی بنده با نعمت از خدا فرار می کند و به سراغ نماز و ارتباط با خدا نمی آید خداوند با گرفتاری او را به سوی خود می کشد]
پس سعی کنیم هر زمان که از پروردگارمان نعمتی به ما رسید با عبادت [و نماز] به او توجه کنیم و سپاسگزار باشیم، قبل از این که سنگی بر سرمان بیفتد.
[جلد 1 ؛ صفحه ۸۷]
إیّاکَ نَعبُدُ وَ إیّاکَ نَستَعین
مرحوم آیت الله بهاء الدینی رضوان الله علیه میفرمود: وقتی میگویی «إیّاکَ نَعبد و إیّاک نَستَعین» ، اگر از ماسِوَی الله منقطع باشی، راست گفته ای؛ ولی اگر در ذهنت این باشد که زید و عمرو و بکر را داریم، [آنها مشکلم را حل می کنند، در نماز] یک مشت دروغ گفته ای. [درخواست از دیگران اشکال ندارد به شرط آنکه آنها را حلّال مشکلات ندانیم بلکه واسطه بدانیم، مثل وقتی که از ارباب می خواهیم که کارگری برای خانه درست کردن برای ما بفرستند و او غلامش را می فرستد. از غلام تشکر می کنیم ولی او را واسطه می دانیم]
[نماز برای انسان سازی است ، اما] دروغ [داخل نماز] آدم را نمی سازد. خدا همه را توفیق خودسازی بدهد، وگرنه اوضاع خراب است.
[جلد 1 ؛ صفحه ۱۱۳]
علت اینکه سفارش کردم با لباس تمیز نماز بخوانید؟
یک روز رسول خدا صلی الله علیه و آله دو عدد لباس به عایشه دادند و فرمودند:
يا عائشةُ! اِغسِلي هذَينِ الثَّوبَينِ، أما عَلِمتِ أنَّ الثَّوبَ يُسَبِّحُ، فإذا اتَّسَخَ انقَطَعَ تَسبيحُهُ؟! [حکم النبی الأعظم صلی الله علیه و آله ج ۷، ص ۲۳۷]
ای عایشه، این دو جامه را بشوی، آیا نمیدانی که لباس تسبیح خدا میگوید، و هرگاه چرکین شد، تسبیح آن قطع میگردد.
[جلد 1 ؛ صفحه ۱۱5]
کیفیت نماز جماعت
امیر المؤمنین علیه السلام به مالک اشتر فرمودند:
وإذا قُمتَ في صلاتِكَ للناسِ فلا تَكُونَنَ مُنَفِّراً ولا مُضَيِّعاً؛ فإنّ في الناسِ مَن بهِ العِلَّةُ وَ لَهُ الحاجَةُ، و قَد سَألتُ رسولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله حينَ وَجَّهَني إلى اليَمَنِ: كيفَ اُصَلِّي بِهِم؟ فقالَ: صَلِّ بهم كَصَلاةِ أضعَفِهِم و كُن بِالمؤمِنِينَ رَحيماً ؛ [نهج البلاغه، نامه ۵۳]
هنگامی که نماز به جماعت میخوانی، نه با طولانی کردن نماز، مردم را بپراکن و نه آن که آن را تباه سازی؛ زیرا در میان مردم، بیمار یا صاحب حاجتی وجود دارد. آن گاه که پیامبر صلی الله علیه و آله مرا به یمن میفرستادند، از ایشان پرسیدم: با مردم چگونه نماز بخوانم؟ فرمودند: «در حد توان ناتوانان نماز بگذار و بر مؤمنان مهربان باش. »
همچنین به کارگزاران خود میفرمودند:
صَلُّوا بِهِم صَلاةَ أضعَفِهِم، وَ لا تَكُونُوا فَتّانِينَ؛ [نهج البلاغه، نامه ۵۲] و نماز جماعت را در حد ناتوان آنان بگزارید، و فتنه گر مباشید.
در حالات پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است که : كَانَ أَخَفَ النَّاسِ صَلَاةً فِي تَمَامٍ وَ كَانَ أَقْصَرَ النَّاسِ خُطْبَةً ؛ [مکارم الأخلاق، ص ۲۳] و نمازش در عین کامل بودن از همه کس سریع تر و سخنرانی اش از همه کس کوتاه تر بود.
[جلد 1 ؛ صفحه ۱۱۹]
تربیت دینی فرزند
مرحوم حاج اسماعیل دولابی میفرمود: پدر و مادر مواظب باشند محبت بچه به آنها، در اثر فشاری که برای عمل به عبادات و احکام به او وارد میآوردند لطمه نخورد. اگر پدر و مادر نماز خواندن فرزندشان را دوست داشته باشند، خود فرزند نماز خوان میشود. نیاز به فشار آوردن زیاد نیست. و اگر از آنها منزجر شود، از دین و عمل به احکام نیز خواهد برید.
اگر محبت بچه محفوظ ماند، اگر چند روزی هم در عمل به احکام شرع سستی کند، جای نگرانی نیست. آخرالامر به آغوش دین باز میگردد و با رغبت به احکام مقید میشود. عمل با اکراه و بدون رغبت، نه تأثیر سازنده دارد و نه ثواب و اجر. بگذارید فرزندانتان با رغبت به سمت دین و عبادات بیایند.
گیاهان و درختان را در فصل زمستان هرس میکنند و شاخههای اضافی اش را میزنند. اگر در بهار بزنند درخت آسیب میبیند و جای شاخه کنده شده سیاه و خشک میشود. در نهی از منکر هم باید وقتی فرد در حالت خنکی و آرام است به او تذکر داد. اگر در گرمای کار تذکر بدهی، مؤثر نخواهد بود و چه بسا موجب لجاجت او شود و محبتش به خدا و اولیا و خودت هم لطمه ببیند.
بچهها خوب اند، قشنگ اند آنها خیلی نهی نکنید، دائم به آنها امر و نهی نکنید چون فطرتشان خراب میشود. جوانان این زمان، تحریک را دوست ندارند. کار بعضی ها، بی نماز کردن مردم است. آنها با امر و نهی زیاد و مردم آزاری، تارک الصلوة درست میکنند. مقدس مآبها و افراد سخت گیر کارها را خراب تر میکنند.
به نظر من اصلا به بچه دست نزن. خودت درست راه برو، بچه که در کنار توست همین که تو را میبیند، برای ساخته شدنش کافی است. چقدر ائمه علیهم السلام فرمودند: مردم را با عملتان و نه با زبانتان به راه دین دعوت کنید. [البته طبق روایات پدر و مادر ، امر و نهی زبانی هم بایستی داشته باشند ولی بیشتر دعوت با رفتار باشد]
[خلاصه ای از صفحه ۱۲۰]
لذتهای روحانی
مرحوم آیت الله بهاءالدینی میفرمود: جوانی و نشاط موقت، بالاخره از انسان گرفته میشود و دیگر از لذات دنیا نمی تواند استفاده کند، ولی همیشه از لذات روحانی [مثل نماز و دعا و مناجات] بهره مند است. انسان باید خود را به آن لذات برساند. لذات روحانی نصیب زبان هرزه و چشم هرزه نمی شود!!
[جلد 1 ؛ صفحه ۱۷۶]
برترین عبادت بعد از نماز واجب
از امام حسین علیه السلام روایت شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: أفضَلُ الأَعمالِ بَعدَ الصَّلاةِ، إدخالُ السُّرورِ في قَلبِ المُؤمِنِ بِما لا إثمَ فيهِ ؛ بهترین اعمال نزد خدا بعد از نماز، شاد کردن قلب مؤمن است به چیزی [مثل پرداخت قرض او ، پیدا کردن شغل برای او و خنداندن او با شوخی و مزاح و...] که در آن معصیتی نباشد. [بحار الأنوار، ج ۴۴، ص ۱۹۴]
[طبق روایات رتبه شاد کردن مؤمن از نماز واجب پایین تر و از نماز مستحبی بالاتر است به طوری که اگر بین نماز مستحبی و شاد کردن قلب مؤمن مُردد بودیم، شادی قلب مؤمن را انتخاب کنیم]
[جلد 1 ؛ صفحه ۲۳۵]
قبول عمل
مرحوم حاج اسماعیل دولابی می فرمود: عمل خیری که خداوند توفیق انجامش را به تو داد، [مثل نماز شب و مناجات و زیارت] در قبول شدنش شک نکن. اگر خدا نمی خواست قبول کند، توفیق انجامش را نمی داد.
عبادات و طاعات خود را اگر کار خدا بدانی، دیگر در مقبول بودن آن شک نمی کنی.
[جلد 1 ؛ صفحه ۲۵۱]
دوست داری دوست خدا بشوی؟
خداوند در قرآن می فرماید : (خدا ابراهیم را به عنوان خلیل و دوست خود گرفت) « وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا » [سورۂ نساء، آیه ۱۲۵]
خلیل مشتق از «خَله» به معنای احتیاج و فقر، و یا مشتق از «خُله» به معنای عالِم به أسرار و داشتن نهایت صداقت و محبت است.
بنابراین، حقیقت معنای خلیل عبارت است از شخصی نیازمند و محتاج و فقیر به خدا که نهایت صداقت و محبت به خدا را دارد.
در روایات کتاب شریف علل الشرائع ( جلد ۱، صفحه ۳4 و 35) پنج علت برای رسیدن به مقام دوستی خدا بیان شد.
- امام صادق علیه السلام میفرمودند:
إنَّمَا اتَّخَذَ اللّهُ إبراهيمَ خَليلًا، لأِنَّهُ لَم يَرُدَّ أحَدا، و لَم يَسأَل أحَداً غَيرَ اللّهِ عزَّ و جلّ.
خداوند به این دلیل إبراهیم علیه السلام را (از بین أنبیاء) خلیل خود نمود، چون هیچ کس از او چیزی درخواست نکرد که او را رد کند ونیز هرگز از غیر خدا چیزی سؤال ننمود و درخواستی نکرد.
- امام علی النقی علیه السلام فرمودند:
إنَّمَا اتَّخَذَ اللّهُ عز و جل إبراهيمَ خَليلًا لِكَثرَةِ صَلاتِهِ عَلى مُحَمَّدٍ و أهلِ بَيتِهِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم.
خدای عزّ و جلّ إبراهیم را به این جهت خلیل خود گردانید که بر محمد و آل محمد بسیار صلوات میفرستاد.
- ابن ابی عمیر میگوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم:
لِمَ اتَّخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا قَالَ لِكَثْرَةِ سُجُودِهِ عَلَى الْأَرْضِ.
«چرا خدای عز و جل حضرت ابراهیم علیه السلام را خلیل خود گردانید؟ » حضرت فرمودند: برای آن که بسیار بر زمین سجده میکرد.
- جابر بن عبد الله الانصاری میگوید: از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدم که میفرمودند:
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا إِلَّا لِإِطْعَامِهِ الطَّعَامَ وَ صَلَاتِهِ بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيَامٌ.
خداوند ابراهیم را خلیل خود نگردانید، مگر برای إطعام و غذا دادن به مردم و نماز خواندن در نیمههای شب، در حالی که مردم همه در خواب بودند.
از این پنج مورد ، سه مورد درباره عبادت خداست؛ صلوات و سجده طولانی و نماز شب.
[جلد 2 ، صفحه ۱۹]
رفاقت مقدمه عبادت
امیرالمؤمینن علیه السلام : لَيْسَ شَيْءٌ أَدْعَى لِخَيْرٍ وَ أَنْجَى مِنْ شَرٍّ مِنْ صُحْبَةِ الْأَخْيَارِ.
چیزی همانند همنشینی با نیکان، دعوت کننده تر به خیر و نجات دهنده تر از شرّ نیست. (تصنیف غرر الحکم، ص ۴۱۴)
و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : نماز، كليد هر خوبى است. « الصَّلاةُ مِفتاحُ كُلِّ خَيرٍ» (شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 301)
بنابراین برای دعوت نوجوانان و جوانان به نماز اگر بتوانیم رابطه دوستی ما را با آنها مستحکم کنیم، خیلی می توانیم تأثیرگذار باشیم.
[جلد 2 ، صفحه ۲۸]
خلوت با خدا
مرحوم حاج اسماعیل دولابی میفرمود: خداوند ما را بزرگ آفریده است و برای ما نقشه دارد. در شبانه روز یک ربع، ده دقیقه، برای خدا خلوت کن. نیمه شب، نماز هم نمی خواهی بخوانی نخوان، ولی بنشین و جسم و روح و هستی خودت را نقد بگذار در مقابل خدا.
بگو: خدایا، دنیا خیلی شلوغ است. میخواهم ده دقیقه بنشینم خستگیام در برود. شبانه روز به کار مشغولم، یا نماز میخوانم یا راه میروم، یا برای فردا خیالات میکنم. چند دقیقه اجازه بده در محضر شما بنشینم.
بنشینید با خدای خودتان خلوت کنید. ممکن است در همین چند دقیقه خلوت، کار چند هزار سال را انجام دهی. گاهی میبینی خدا چیزهای بزرگ را در چیزهای کوچک قرار می دهد.
[جلد 2 ، صفحه ۷۹]
راه مبارزه با وسوسه شیطان در نماز (قابل توجه گرفتاران به وسواس)
زراره و ابوبصیر میگویند: به امام صادق علیه السلام عرضه داشتیم: مردی در تعداد رکعات نمازش زیاد شک میکند. به طوری که اصلا نمی داند چند رکعت خوانده و چند رکعت باقی مانده است.
حضرت فرمودند: باید نمازش را اعاده کند. عرض کردیم: زیاد شک میکند، به طوری که هرچه هم اعاده کند باز شک میکند. فرمودند: به شک خود اعتنایی نکند و به نمازش ادامه دهد. سپس فرمودند:
لَا تُعَوِّدُوا الْخَبِيثَ مِنْ أَنْفُسِكُمْ بِنَقْضِ الصَّلَاةِ فَتُطْمِعُوهُ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ خَبِيثٌ يَعْتَادُ لِمَا عُوِّدَ فَلْيَمْضِ أَحَدُكُمْ فِي الْوَهْمِ وَ لَا يُكْثِرَنَّ نَقْضَ الصَّلَاةِ فَإِنَّهُ إِذَا فَعَلَ ذَلِكَ مَرَّاتٍ لَمْ يَعُدْ إِلَيْهِ الشَّكُّ ؛ با شکستن نماز، شیطان پلید را به خودتان عادت ندهید که با این کار او را به طمع میاندازید. (که هر لحظه به سر وقت شما بیاید و وسوسه تان کند) ؛ زیرا شیطان خبیث است و به آنچه عادتش دهند، عادت می کند. پس، هریک از شما (که کثیرالشک باشد) به شک خود اعتنا نکند و نمازش را زیاد نشکند؛ چون اگر چند مرتبه به شک خود اعتنا نکرد، دیگر دچار شک نخواهد شد.
زراره میگوید: حضرت سپس فرمود:
إِنَّمَا يُرِيدُ الْخَبِيثُ أَنْ يُطَاعَ فَإِذَا عُصِيَ لَمْ يَعُدْ إِلَى أَحَدِكُمْ. [الکافی، ج ۳، ص ۳۵۸]
شیطان پلید میخواهد مطاع باشد، لذا اگر نافرمانی شود دیگر به سراغ کسی از شما نمی آید.
[جلد 2 ، صفحه ۸۱]
دندان طمع را بکَن
مرحوم حاج اسماعیل دولابی میفرمود: در دنیا آنچه نیست که نیست، آنچه را هم هست نیست فرض کن. دندان طمع دنیا را یکجا بکن. در مسافرت اگر دندان طمع را بکنی، سفر خوش می گذرد. در دنیا ما مسافریم. دندان طمع دنیا را بکن. [به هیچ نفع و بهره ای از دنیا امید نداشته باش]
حتی اگر دیدی هر چه سعی میکنی نماز و عباداتت هم درست نمی شود، دندان طمع آخرت را هم بکن. [یعنی به خودت بگو فرض می کنم پاداش و بهشتی هم نیست، من فقط می خواهم این نماز را برای خدا بخوانم] طمع فقط به خدا خوب است.
[جلد 2 ، صفحه ۹۲]
تعقیبات مهم نماز برای باز شدن هشت در بهشت
امام باقر علیه السلام فرموده است: مردی به نام شیبه هذلی به حضور پیامبر آمد و گفت: ای رسول خدا، من پیری فرتوت و ناتوان گردیدهام و نمی توانم نماز و روزه و حج مستحبی و جهاد انجام دهم. اکنون سخنی به من بیاموزید که خدایم به من بهره رساند. و ای رسول خدا، بر من تخفیف بده! »
(فَعَلِّمْنِي يَا رَسُولَ اللَّهِ ص كَلَاماً يَنْفَعُنِي اللَّهُ بِهِ وَ خَفِّفْ عَلَيَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ)
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: همین سخن خود را تکرار کن و او سه بار تکرار کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: هر سنگ و کلوخ و درخت و گیاهی که اطراف توست، از رحمت بر تو گریست. اکنون، چون نماز صبح خود را میگزاری، ده بار بگو: « سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ » که خداوند متعال با این تسبیح تو را از کوری و دیوانگی و جذام و تنگدستی و شکستگی عافیت میبخشد.
(فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُعَافِيكَ بِذَلِكَ مِنَ الْعَمَى وَ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْفَقْرِ وَ الْهَرَمِ)
آن مرد گفت: « ای رسول خدا، این برای امور دنیایی است، برای امور آخرت چه کنم؟ » حضرت فرمودند: پس از هر نماز بگو:
اللَّهُمَّ اهْدِنِي مِنْ عِنْدِكَ وَ أَفِضْ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ انْشُرْ عَلَيَّ مِنْ رَحْمَتِكَ وَ أَنْزِلْ عَلَيَّ مِنْ بَرَكَاتِكَ ؛ پروردگارا! به لطف خود هدایتم کن و از رحمت خود بر من فرو ریز و از برکتهای خود بر من فرو فرست.
آن مرد در حالی که با انگشتان دست خود میشمرد که ده بار است، به راه افتاد. مردی به ابن عباس گفت: میبینی که این دایی تو چگونه محکم این اذکار را میشمرد؟
پیامبر صلی الله علیه و آله که این سخن او را شنیدند، فرمودند: همانا اگر این اذکار را عمدا ترک نکند و تا هنگام مرگ رعایت کند، هشت در بهشت برای او گشوده میشود که از هر کدام که بخواهد وارد شود.
أَمَا إِنَّهُ إِنْ وَافَى بِهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَمْ يَدَعْهَا مُتَعَمِّداً فُتِحَتْ لَهُ ثَمَانِيَةُ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ يَدْخُلُهَا مِنْ أَيِّهَا شَاءَ. [بحار الأنوار، ج ۸۳ ص ۱۹]
[جلد 2 ، صفحه ۱۳۶]
بگو خدایا به دیدار تو آمدم
مرحوم حاج اسماعیل دولابی میفرمود: همه ذرات عالم با خدا صحبت میکنند و به ما هم میگویند: تو هم با خدا صحبت کن.
در شبانه روز، ترجیحا دل شب، ده دقیقه ای با خدا خلوت کن، وضو بگیر و سر سجاده ات بنشین و به خداوند عرض کن: به دیدار شما آمده ام. اگر خطاها و افکار دنیوی به ذهنت آمد، چند بار استغفار کن، برطرف می شود و فضای دلت خلوت و روشن میشود. آن گاه صلوات بفرست تا نور بیشتر شود. اگر بر این کار مداومت نمایی، این ده دقیقه همه اوقات شبانه روزت را فرا خواهد گرفت. [یعنی همه شبانه روز در حال صحبت و خلوت با خدا می شوی]
[جلد 2 ، صفحه ۱۶۵]
یک نصحیت به اهل نماز و یک نصیحت به بی نماز
نصیحت امیرالمؤمنین به اهل نماز این است که «خَفِ اللهَ حَتّی کَأنَّکَ لَم تُطِعهُ قَطُّ » از خداوند آن گونه بیم داشته باش که گویا از او هیچ اطاعت نکرده ای. [و در طول عمرت هیچ نماز نخوانده ای، تا عبادات تو سبب غرور و عُجب نگردد و خودت را از خدا طلبکار ندانی]
و نصیحت ایشان به بی نماز این است که «وَ ارجُ اللهَ حَتی کَأنَّکَ لَم تُعِصهُ قَطُّ» ؛ [شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۱۵] به خداوند آن قدر امید داشته باش که گویا هرگز او را معصیت نکرده ای. [و همه نمازها و واجبات را انجام داده ای، این سبب می شود که به گناه بزرگ یأس از رحمت خدا دچار نشوی، البته این برای بی نمازی است که قصد توبه و بازگشت دارد ، وگرنه آنکه می گوید باز هم نماز نمی خوانم و به رحمت خدا امید دارم به مکر و حیله شیطان مبتلا شده است و در قیامت به او گفته می شود ، يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ؛ اى انسان! چه چيزى تو را درباره کَرم پروردگارت فریب داد؟]
همچنین امام صادق علیه السلام : اُرْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَايُجَرِّئُكَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ، وَ خَفِ اللَّهَ خَوْفاً لَايُؤْيِسُكَ مِنْ رَحْمَتِهِ. (بحار الأنوار، ج 67، ص 384) به خدا چنين اميدوار باش كه تو را بر انجام دادن گناهان، بىپروا نكند، و از خدا چنان بترس كه تو را از رحمت او، نوميد نسازد.
[جلد 2 ، صفحه ۱۶۸]
رفتن به سوی نماز با سرعت ، خواندن نماز با فرصت
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: بر شما باد به آرامش و نرمش. شتاب سلاح شیطان هاست، چیزی نزد خدا از آرامی و نرمش محبوب تر نیست.
عَلَيْكُمْ بِالْأَنَاةِ وَ اللِّينِ وَ التَّسَرُّعِ مِنْ سِلَاحِ الشَّيَاطِينِ وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ أَنَاةٍ وَ اللِّينِ. (علل الشرائع، ج ۲، ص ۲۱۰)
کارهایی که در آرامش انجام میگیرد، معمولاً بهتر به نتیجه میرسد و کارهای عجله ای معمولا خوب از آب در نمی آید. معروف است که می گویند: کار عجله ای بهتر از این نمی شود. یا میگویند: عجله کار شیطان است. این برگرفته از همین فرمایش است.
البته این مربوط به امور دنیوی است. در انجام امور خیر و آخرتی باید به آن سرعت بخشید. مثلا در انجام فرایض الهی [مثل نماز] باید شتاب کرد و در اولین فرصت آن را به جا آورد. یا در توبه و استغفار باید عجله کرد و آن را به تأخیر نینداخت. مراد از عجله در اینجا زود انجام دادن است، نه عجله در کیفیت انجام آن. در حقیقت باید هم زود انجام داد و هم خوب و با کیفیت.
[جلد 2 ، صفحه ۱۸۸]
چقدر به نمازت امید داری، چقدر به رحمت خدا؟
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: خدای بزرگ و والا فرمود:
لَا يَتَّكِلِ الْعَامِلُونَ عَلَى أَعْمَالِهِمُ الَّتِي يَعْمَلُونَهَا لِثَوَابِي فَإِنَّهُمْ لَوِ اجْتَهَدُوا وَ أَتْعَبُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَفْنَوْا أَعْمَارَهُمْ فِي عِبَادَتِي كَانُوا مُقَصِّرِينَ غَيْرَ بَالِغِينَ فِي عِبَادَتِهِمْ كُنْهَ عِبَادَتِي فِيمَا يَطْلُبُونَ عِنْدِي مِنْ كَرَامَتِي وَ النَّعِيمِ فِي جَنَّاتِي وَ رَفِيعِ دَرَجَاتِيَ الْعُلَى فِي جِوَارِي وَ لَكِنْ فَبِرَحْمَتِي فَلْيَثِقُوا وَ بِفَضْلِي فَلْيَفْرَحُوا وَ إِلَى حُسْنِ الظَّنِّ بِي فَلْيَطْمَئِنُّوا فَإِنَّ رَحْمَتِي عِنْدَ ذَلِكَ تَدَارَكُهُمْ وَ مَنِّي يُبَلِّغُهُمْ رِضْوَانِي وَ مَغْفِرَتِي تُلْبِسُهُمْ عَفْوِي فَإِنِّي أَنَا اللَّهُ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ وَ بِذَلِكَ تَسَمَّيْتُ. [بحارالأنوار، ج ۷۰، ص ۳۸۵]
آنان که برای پاداش من کار میکنند، نباید به کردارهای خویش تکیه کنند؛ زیرا اگر همه عمرشان را در عبادت من بکوشند و خویشتن را به زحمت اندازند، باز تقصیر کرده اند و در عبادتشان به عمق بندگی من، و کرامت من و نعمتهای باغهای بهشتم و درجات بلند در جوارم که از من می طلبند، نمی رسند؛ بلکه تنها به رحمت من باید اعتماد کنند و به فضل من امید داشته باشند و به گمان نیک داشتن به من، دل ببندند در این صورت است که رحمتم به ایشان میرسد، و لطفم، آنان را به خشنودیام میرساند، و آمرزشم جامه گذشتم را بر ایشان میپوشاند؛ چرا که من خدای بخشده مهربانم و به آن نامیده شده ام.
[جلد 2 ، صفحه ۲۳۳]