گلچین کتاب پیوند های نماز ؛ حجت الاسلام قرائتی
دو دعای حضرت ابراهیم برای فرزندانش
حضرت ابراهيم «علیه السلام» در دو مورد براي نسلش دعا كرد: يكي براي مقيم نماز شدن كه اينچنين دعا كرد: «رَبِّ اجْعَلْني مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيتي» و يكي هم براي امام و رهبر شدن هنگامي كه خدا او را به رهبري رساند و به او فرمود: «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» او از خدا خواست كه ذريه او هم رهبر شوند: «قالَ وَ مِنْ ذُرِّيتي» كه خداوند به او فرمود امامت يك عهد الهي است كه به ظالمين نميرسد: «قالَ لا ينالُ عَهْدِي الظَّالِمين».
بنابراين از حلقوم مبارك حضرت ابراهيم دو بار كلمه «وَ مِنْ ذُرِّيتي» صادر شد: يكي براي اقامه نماز و ديگري هم براي رهبري.
(صفحه ۹۲)
پيوند نماز با مسأله جبر و اختيار
در نماز ميگوييم: «اياك نعبد» يعني ما با اراده و اختيار خود تو را بندگي ميكنيم و سپس ميگوييم «و اياك نستعين» يعني همه چيز به ما تفويض نشده و ما همچنان به خداوند نياز داريم. مثل كساني كه آموزش رانندگي ميبينند كه شاگرد در گاز دادن و ترمز گرفتن اختيار دارد، ولي يك پدال گاز و ترمز هم زير پاي معلم است. انسان نيز اينگونه است كه هم اختيار دارد و هم پشت سرش قدرت ديگري نيز هست.
(صفحه ۹۵)
پيوند نماز با رعايت ادب
انسان حق ندارد نماز را نيمه كاره رها كند، زيرا همانگونه كه رها كردن كلاس درس براي معلم و رها كردن كار براي كارگر اتلاف وقت و انرژي و سرمايه و يك نوع بي اعتنايي است، رها كردن نماز نيز نوعي بي اعتنايي و اهميت ندادن به نماز ميباشد چنانكه اگر با شخص محترمي گفتگو ميكنيم و ناگهان كلام خود را قطع كنيم، به مخاطب خود توهين كرده ايم.
(صفحه ۹۹)
پيوند نماز با تكميل كارها
نماز گزار بايد تمام واجبات نماز را به طور كامل انجام دهد و اگر هر يك از اركان و واجبات نماز را كم كند، نماز او قابل قبول نيست و اين خود يك درس مهم است كه بايد در زندگي از ناقص كاري و اهمال كاري اجتناب نمود.
در حديث ميخوانيم كه خداوند دوست دارد كارها با دقت و استحكام انجام گيرد: «وَ لَكِنَّ اللَّهَ يحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلًا أَحْكَمَه».
(صفحه ۹۹)
پيوند نماز با یادآوری معاد
مردم نسبت به رستاخيز و معاد چند دسته هستند:
1- گروهي به قيامت شك دارند: «يا أَيهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ في رَيبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُراب»
2- گروهي به قيامت گمان دارند: «يظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِم»
3- گروهي به قيامت يقين دارند: «وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يوقِنُون»
4- گروهي منكر قيامت هستند: «وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيوْمِ الدِّين»
5 - گروهي ايمان دارند ولي فراموش ميكنند: «نَسُوا يوْمَ الْحِساب»
قرآن براي رفع شك گروه اول استدلال كرده و از مؤمنين و باوردارندگان معاد ستايش كرده است و از منكران، برهان خواسته كه دليل انكار شما چيست و براي گروه پنجم دائماً تذكّراتي داده كه انسان فراموش نكند.
نماز، هم شكزدايي ميكند و هم «غفلت»ها را به «ياد» تبديل ميسازد. در نماز با گفتن «مالك يوم الدّين» در هر شبانه روز حداقل ده بار، انسان مسئله قيامت را به خود تلقين ميكند و تذكّر ميدهد.
همچنين سفارش شده هنگام وضو كه صورت خود را ميشوييم، بگوييم خدايا مرا در قيامت رو سفيد كن: «اللَّهُمَّ بَيضْ وَجْهِي يوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَ لَا تُسَوِّدْ وَجْهِي يوْمَ تَبْيضُّ فِيهِ الْوُجُوهُ».
به هنگام شستن دست راست بگوييم خدايا در قيامت نامه مرا به دست راستم بده: «اللَّهُمَّ أَعْطِنِي كِتَابِي بِيمِينِي وَ الْخُلْدَ بِيسَارِي».
به هنگام مسح پا بگوييم خدايا پاي مرا بر صراط نلغزان: «اللَّهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمَي عَلَي الصِّرَاطِ يوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ»
(صفحه ۱۰۵)
چرا در نماز که عبادت خداوند است بر پیامبر سلام می کنیم؟
در نماز با جمله «السَّلَامُ عَلَيكَ أَيهَا النَّبِي وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» نسبت به شخص پيامبر اسلام اظهار عشق و ادب ميكنيم. همانگونه كه در اذان و اقامه و تشهد به رسالت حضرت گواهي ميدهيم و اين وعده خداوند به پيامبر است كه ميفرمايد: «وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَك» نام تو را بلند مرتبه قرار ميدهيم.
(صفحه ۱۱۷)
گلچین کتاب تسبیح ابوترابی ؛ خاطراتی از نماز سید آزادگان مرحوم حجت الاسلام سید علی اکبر ابوترابی ؛ حسن شکیب زاده
اقامه نماز جماعت برای نسل نو
آقای ابوترابی حدود ساعت 11 شب بدون اطلاع قبلی به خانه من آمد و گفت : شما که مسئول اقامه نماز در مدارس شده اید، یک مدرسه را به من تحویل دهید تا برای نسل نو اقامه نماز جماعت داشته باشم و این اولین روحانی بود که خودش به من مراجعه کرد. دیگران را ما دعوت می کنیم که البته بعضی از آنها قبول نمی کنند و خیال می کنند اقامه نماز برای نوجوانان در شأن آنان نیست.
شخصی را سراغ دارم که خانه بیست میلیونی خور را در قم به آقای ابوترابی هدیه کرد ولی ایشان نپذیرفت. در موقع تشییع پیکر او ، با سختی خود را به زیر جنازه رساندم، چون باور داشتم فرشتگان او را بدرقه می کنند.
(صفحه 31 ؛ خاطره حجت الاسلام والمسلمین قرائتی)
فقط نماز می خواندم
سید علی اکبر ابوترابی ۲۶ آذر ۱۳۵۹در عملیات شناسایی در تپه های الله اکبر به اسارت درآمد. او ۲۰۰متر در قلب نیروهای دشمن نفوذ کرده بود.
ابوترابی هنگام اسارت خود را به مرگ زده بود تا تیر خلاص کارش را تمام کند. اما نیمه جان به درون نفر بر انداخته شد و با سر به کف آن خورد. او در زندان وزارت دفاع حزب بعث بارها و بارها تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت.
خاطره ای از تاثیرگذاری نماز ایشان را از زبان خودشان بخوانید :
تصمیم قطعی بر کشتن من داشتند. لذا مرا در وزارت دفاع از جمع جدا کردند و به یک پادگان نظامی که اسیر ایرانی هم آنجا نبود، بردند. دیدم اینجا آخر خط به معنای واقعی است.
جایتان خالی از صبح که بلند می شدم نماز قضا می خواندم تا ظهر. ۳ دقیقه بین نمازهایم فاصله نمی گذاشتم. بکوب نماز، تا ظهر و ظهر نیم ساعتی چرت می زدم و بعد از آن می خواندم تا غروب آفتاب. بعد از نماز مغرب تا ده شب [هم] بکوب نماز می خواندم.
آنجا کسانی بودند که با ایرانی سر و کار نداشتند. غذا را برایم با لگد می آوردند. خیلی برخورد بدی داشتند. بعد از ۳روز-که سلول هم انفرادی بود و یک روزنه ای داشت- نگهبان دید صبح رد می شود من دارم نماز می خوانم، یک ساعت دیگر، دو ساعت دیگر هم همین طور.
از روز سوم غذا را دو دستی گذاشت جلوی من. شب چهارم و پنجم در را باز کرد و آمد خیلی مودب گفت: انت عابد؛ زاهد؟ تو عابدی؟ تو زاهدی؟ چه هستی؟
گفت: ما شنیده ایم ایرانی ها مجوسند و آتش پرستند. تو را از کجا به نام ایرانی آوردند.گفتم: به هرحال اگر ایرانی ها مجوسند، من هم مجوسم و اگر نماز می خوانند من هم نماز می خوانم.
از روز دوم که دید نمازم قطع نمی شود، خجالت کشید که با من آن گونه برخورد کند. از آن شبی که به من گفت: انت زاهد، انت عابد، دیگر می آمد در سلول را دو، سه ساعت باز می گذاشت که هر وقت می خواهم بروم دستشویی و وضو بگیرم. نماز رفتار اینها را عوض کرد.
بعد از ۱۶روز صحنه عوض شد. مرا دوباره بردند وزارت دفاع [ و از کشتن من صرف نظر کردند]
(صفحه 78 ؛ خاطره سید علی اکبر ابوترابی)