گلچین کتاب زیبایی های نماز ؛ استاد فرحزاد
آرامش مقدمه حضور قلب
یکی از چیزهایی که مرحوم آقای دولابی خیلی سفارش میکردند، این بود که میفرمودند: قبل از نماز، وقتی با آرامش وضو گرفتید، در سجاده و محل نماز خود بنشینید، یک کمی بدن شما آرام بگیرد تا فکر و خیالها از بین برود.
این نشستن قبل از نماز خیلی به آدم کمک میکند. مملکت بدن مثل حوضی است که آب آن متلاطم است. وقتی تلاطم این حوض از بین رفت و سکون و آرامش به وجود آمد، آشغالها ته نشین میشود و آب شفاف و صاف و زلال بالا میآید.
می فرمودند: استغفار قبل از نماز خیلی مؤثر است. مراقب باشیم کارهایی که دغدغه و حواس پرتی میآورد نداشته باشیم. مثلاً بچه از مدرسه آمده است، گرسنه و تشنه است، غذای او را بدهید. خود شما اگر احتیاج به دستشویی دارید، انجام دهید. اینها خیلی به انسان آرامش می دهد و در توجه و حضور قلب در نماز مؤثر است.
(خلاصه ای از صفحه 45)
آماده کردن فضا برای کسب حضور قلب
آماده کردن فضا در حضور قلب بسیار اثر دارد. به یاد دارم خیلی مواقع که برای نماز به محضر آیت الله بهاء الدینی رضوان الله علیه میرفتیم، ایشان قبل از نماز میآمدند و مینشستند. قبل از نماز گاهی افراد نیازمند میآمدند. ایشان قبل از نماز به آنها کمک میکردند تا فکرشان در نماز راحت باشد، یا اگر [آنها] میخواهند جایی دیگر بروند بروند تا در نماز ما را مشغول نکنند.
بچه ای که دارد فریاد میزند، گرسنه است، تشنه است، با بهانه میگیرد، مزاحم نماز ما میشود. خیلی مواقع دوستان ما بچههای کوچک خود را [به نماز جماعت] میآوردند. آقا میفرمودند: بروید در کمد ببینید گزی، شکلاتی، سوهانی هست، چیزی به این بچهها بدهید. یعنی این بچه که نماز را متوجه نمی شود، مشغول اینها بشود و نماز ما را از بین نبرند.
(خلاصه ای از صفحه 47)
نشستن قبل از شروع نماز برای کسب حضور قلب
نشستن قبل از نماز و استغفار، آرام شدن فضا را برای ورود به نماز مهیا میکند و موجب میشود که عشق و میل و رغبت شما آرام آرام رشد کند.
آیت الله بهاءالدینی رضوان الله علیه می فرمودند: یک مقدار که با آرامش نشستی و میل و رغبت شما حرکت کرد، آن موقع بلند بشو و «اللهُ اَکبر» بگو. آن موقع با خدا عشق کن، بعد ببین چقدر آرامش دهنده است، چقدر لذت میبری!
(خلاصه ای از صفحه 48)
سلام به امام حسین قبل از شروع نماز
در حالات بعضی از بزرگان مثل مرحوم آیت الله شیخ عبد الکریم حائری رضوان الله علیه ، مؤسس حوزه علمیه قم آمده است که قبل از این که به نماز بایستند، بر امام حسین علیه السلام ، سلام میدادند.
شاید یک جهت آن این بوده است که امام حسین علیه السلام اقامه کننده واقعی نماز هستند. در زیارت آن حضرت میخوانیم: « أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ » ؛ من شهادت میدهم که شما نماز را به پا داشتید.
آیت الله حائری در توجیه این کار فرموده بودند: نماز و لا اِلهَ اِلّا الله و یاد خدا به برکت شهادت و خون حضرت سید الشهدا علیه السلام است. من میخواهم از این شخصیّت تشکر بکنم.
روایتی هم از قول امام رضا علیه السلام آمده است: وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نَصْبَ عَيْنَيْكَ ؛ [بحار الانوار، ج ۸۱ ص ۲۰۷] وقتی میخواهید به نماز بایستید، یکی از امامها را نصب العین خود قرار دهید.
یعنی معیار شما امام باشد. امام برای شما الگو باشد. ببینید امام حسین علیه السلام چقدر عاشق نماز بود! پیغمبر اکرم صَلّی اللّه عَلیه وَ آلِه میفرمایند: من از نماز سیر نمی شوم. باید الگوی ما در نماز آنها باشند.
(خلاصه ای از صفحه 51 و 52)
چون خدا به من گرفتاری داده نماز نمی خوانم؟
در دعایی بسیار زیبا از امیرالمؤمنین علیه السلام میخوانیم: اللَّهُمَّ إِنَّكَ آنَسُ الْآنِسِينَ لِأَوْلِيَائِكَ ... إِنْ صُبَّتْ عَلَيْهِمُ الْمَصَائِبُ لَجَئُوا إِلَى الِاسْتِجَارَةِ بِكَ عِلْماً بِأَنَّ أَزِمَّةَ الْأُمُورِ بِيَدِك ؛ [بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۲۳۰] خدایا، تو با دوستانت بیش از همه انس میگیری ... و اگر باران بلا بر آنها ببارد، به پناه جستن به تو توسل میجویند، چون میدانند سر رشته کارها به دست قدرت توست و منشأ آنها قضا و قدر توست.
حضرت میفرمایند: علامت بندگان خوب خدا این است که اگر تمام مصائب بر سر آنها ببارد، به خدا پناه میبرند. به همان خدایی که این بلاها و امتحانات را آورده است. بدون اذن خدا هیچ برگی حرکت نمی کند، هیچ ابتلایی پیش نمی آید. تمام این مسائل به دست خود خداست و لذا آنها به خود خدا پناه میبرند.
کسی مثل امام حسین علیه السلام بلا و مصیبت ندیده است. در زیارت عاشورا میگوییم : مصیبت شما در عالم اسلام، بلکه در تمام آسمانها و زمین چقدر بزرگ بود! «مُصِيبَةٍ مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلَامِ وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ»
امام حسین به خود خدا پناهنده می شود و شب عاشورا از دشمن مهلت میگیرد و میفرماید: خدا می داند که من نماز، دعا ، استغفار و تلاوت قرآن را دوست دارم. «فَهُوَ يَعْلَمُ أَنِّي قَدْ أُحِبُّ الصَّلَاةَ لَهُ وَ تِلَاوَةَ كِتَابِهِ وَ الدُّعَاءَ وَ الِاسْتِغْفَارَ» (ارشاد شیخ مفید ، ج 2 ، ص 91)
ظهر عاشورا هنگام نماز که میشود، میآید در خانه کسی که این همه ابتلائات و امتحانات را برای او قرار داده است و نماز جماعت برگزار میکند.
[اما گروهی از مردم تا به ابتلائات و امتحانات می رسند ارتباط خود را با خدا قطع می کنند و نماز نمی خوانند]
باید همه ابتلائات را از جانب خدا بدانیم و بدانیم حلال مشکلات هم اوست، یا مشکلات را بر میدارد، یا [به ما قدرت تحمل می دهد و] ما با آن کنار میآییم و به آرامش میرسیم. اگر ما آن پناهگاه را نداشته باشیم، جز پریشانی و سردرگمی هیچ چیز دیگری نخواهیم داشت.
(خلاصه ای از صفحه 59 تا 61)
دوری از لغو برای کسب حضور قلب
قرآن می فرماید: یکی دیگر از اوصاف مؤمنان رستگار این است که از لغو پرهیز میکنند.
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ؛ [سوره مؤمنون، آیات ۱ تا ۳] مؤمنان رستگار شدند، آنها که در نمازشان خشوع دارند، و آنها که از لغو و بیهودگی روی گردان اند.
لغو، هر نوع عملی است که برای دنیا و آخرت ما فایده ای نداشته باشد و ما را از یاد خدا غافل کند.
یک وقت انسان دنبال تحصیل علم، یا دنبال تحصیل أمر آخرتی، یا دنبال امر معاش است، اینها امور ضروری هستند. اما ما خیلی مواقع وقتهای خود را صرف حرف ها ، سریال و فیلم و کارهایی که نه برای ما مفید است و نه برای دیگران فایده دارد.
ممکن نیست که من تمام روز را درگیر لغویات و لهویات و کارهای بیهوده باشم و یکدفعه «اللهُ اکبر» بگویم و حضور قلب داشته باشم.
خدا میگوید: باید از لغو پرهیز کنید. یک مقدار راههای پرداختن به لغویات را مسدود کنید تا تمرکز و حضور قلب و خضوع و خشوع بیشتری پیدا کنید.
(خلاصه ای از صفحه 69 و 70)
چون خدا حاجت مرا نداده است نماز نمی خوانم؟
بعضی میگویند: چون حاجت ما برآورده نشده است، ما دیگر نماز نمی خوانیم. مگر ما نماز را به خاطر حاجت میخوانیم؟ اصلا برای حاجت نباید نماز بخوانیم. نماز فرمان خداست. هیچ چیز هم به ما ندهند، باید نماز را خواند. این غذای روح ماست. روح خود ما زنده میشود.
بشر احتیاج به آرامش دارد. [و قرآن فرموده که یاد خدا آرامش می دهد أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب ] الآن بسیاری از افراد به مال و ثروت و پست و مقام و مدرک میرسند، ولی خوشی و راحتی و آرامش ندارند. قطعا اگر نماز [که یاد واجب خدا در شبانه روز است] درست و با روح خوانده شود، انسان را به آرامش و خوشی میرساند.
(خلاصه ای از صفحه 81 و 82)
آرامش در بحران ها با نماز
چرا امامان ما در بحران بلا و گرفتاریها نماز میخواندند؟
هر گاه پیشامد سنگینی میشد، امیرالمؤمنین علیه السلام میرفتند، وضو میگرفتند و دو رکعت نماز می خواندند. در مصیبت حضرت زهرا سلام الله علیها نماز خواندند تا خدا این مصیبت را برایشان هموار کند. با این که خود ایشان آرامش دهنده همه عالم است، قلب خود ایشان هم با نماز آرام میشد.
امام حسین علیه السلام در مصیبت علی اصغر علیه السلام آمدند پشت خیمه دو رکعت نماز خواندند. نماز تصلی دهنده بسیار فوق العاده ای است.
سیره همه پیغمبرها و امامان و اولیای خدا این بوده است که به نماز پناهنده میشدند و از نماز [آرامش و] کمک میگرفتند.
(خلاصه ای از صفحه 83 و 84)