هفتاد و هفت داستان زیبا از نماز امام خمینی
9. دعوت به نماز
مواظبت بر نماز فرزندان
همسر امام می گویند: امام کم نصیحت می کردند. از هفت سالگی در تربیت دینی دقت داشتند؛ یعنی می گفتند: از هفت سالگی نماز بخوان. می گفتند: این ها (بچه ها) را وادار به نماز کن تا وقتی 9 ساله شدند عادت کرده باشند. من به ایشان می گفتم: تربیت های دیگرشان با من، نمازشان با شما. شما بگو، من که می گویم گوش نمی کنند. خودشان مقید بودند و می پرسیدند، اما همین که بچه ها می گفتند: نماز خوانده ام، قبول می کردند و کنجکاوی نمی کردند. (اگر به دروغ گفتند نماز خوانده ایم، مچ گیری و حال گیری نشود. فقط اقدامات دیگر انجام شود مثلاً مکان ثابتی در خانه برای نماز داشته باشیم و در آن سجاده افتاده باشد تا فرزندان عادت کنند همیشه انجا نماز بخوانند)
غلامعلی رجایی، برداشت هایی از سیره امام خمینی (رضوان الله علیه)، ج1، ص42.
دعوت برای نماز خواندن
خانم زهرا مصطفوی می گویند: به ما نمی گفتند که باید نماز بخوانید خودشان از نیم ساعت به ظهر وضو می گرفتند و مشغول نماز خواندن می شدند و ما هم داخل حیاط مشغول بازی کردن بودیم. یک مرتبه هم نیامدند صدا کنند که دخترها! بایستید برای نماز. بیاید من ایستاده ام، پشت سر من، یا خودتان نماز بخوانید. ایشان تمام سال، اولِ اذان نماز می خواندند، ولی یک بار هم به ما نگفتند که الآن دست از کارتان بردارید، موقع اذان است. دست از بازیتان بردارید و بایستید برای نماز. ولی می گفتند: شما باید در طول این ساعت نماز بخوانید. وای به حال کسی که در طول این ساعت نماز نخواند! آن وقت اگر نماز را نخواند، باید از خانه بیرون برود. صبح هم کسی را از خواب بیدار نمی کردند و می گفتند: خودتان اگر بیدار می شوید، بلند شوید نماز بخوانید. اگر بیدار نشدید، مقید باشید که ظهر، قبل از نماز ظهر و عصرتان نماز صبحتان را قضا کنید. زمستان هم که بلند می شدیم، می رفتیم سر حوض وضو بگیریم، اگر مثلاً کمی آب گرم داشتند، می گفتند: بیایید با این آب گرم وضو بگیرید. از این جهت هم، الحمدلله اثر مطلوبی در فرزندان شان باقی گذاشتند.
دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، پیام زن، سال هشتم، شماره هفتم، ص401.
برای روشن شدن این خاطره مطالعه استفتاء زیر مناسب است:
پرسش: اگر بیدار کردن فرزندان برای نماز صبح موجب ناراحتی او شود و از نماز زده شود، بیدار کردن او چه حکمی دارد؟
حضرات آیات: امام و خامنه ای: بیدار کردن فرزندان برای نماز صبح واجب نیست؛ مگر آن که بیدار نکردن او موجب سهل انگاری و سبک شمردن نماز باشد که در این صورت باید او را بیدار نماید.
[امام، استفتائات، ج۱، وقت نماز، س ۲۵؛ خامنه ای: استفتای مکتوب از دفتر معظم له]
آیت الله مکارم: در این فرض جایز نیست؛ ولی باید به تدریج او را توجیه کند تا به بیدار کردن رضایت دهد.
[استفتائات جدید، ج۲، س ۴۱۸]
آیت الله بهجت: سیره [بزرگان] بر بیدار کردن فرزندان برای نماز صبح است؛ مگر در صورتی که برای فردی که خوابیده ضرر (قابل توجه) داشته باشد (مانند بیماران روحی روانی).
[بهجت، استفتائات، ج۲، س ۱۴۶۸]
آیت الله سبحانی: پدر و مادر و … او می توانند بیدارش کنند.
آیت الله صافی: با مهربانی و عطوفت رفتار کنید و آنان را نسبت به نماز خواندن تشویق کنید تا وقتی برای نماز بیدارشان می کنید ناراحت نشوند.
آیت الله سیستانی: بیدار کردن فرزندان تحت تربیت واجب است.
آیت الله فاضل لنکرانی: اگر خود آن ها مراقب نماز هستند و بعضی وقت ها بیدار نشوند بیدار کردن آن ها واجب نیست لیکن اگر خودشان مراقب نیستند از باب امر به معروف و نهی از منکر باید آن ها را بیدار کرد.
[استفتای مکتوب از دفتر آیات عظام سبحانی، صافی؛ سیستانی، فاضل لنکرانی]
پرسش از نماز بچه ها
خانم فاطمه طباطبایی می گوید: گاهی که امام پسر هشت ساله ام را می دیدند، به او گفتند: «نمازت را خوانده ای؟» من گفتم: «آقا او هنوز به سن تکلیف نرسیده است.» می گفتند: «بچه ها قبل از رسیدن به سن تکلیف باید رو به نماز بایستند تا عادت کنند.» اما بعد از سن تکلیف، مگر کسی جرأت می کرد بیدار باشد و نمازش را نخواند؟ امام نمی توانستند تحمل کنند که مکلف نمازش را قضا کند. البته برای بچه ها پیش نیامده بود. هر وقت که بچه ها را می دیدند می پرسیدند: «نمازت را خوانده ای؟» اگر نخوانده بودند، آقا جانماز خودشان را به آن ها می دادند و می گفتند: «برو وضویت را بگیر و بیا نمازت را بخوان.» و بعد از نماز به آن ها نصیحت می کردند که: «ببین اگر همین نماز را سر موقع می خواندی چه قدر بهتر بود. خدا هم خوشش می آمد.»
برداشت هایی از سیره امام خمینی (رضوان الله علیه)، ج3، ص70.
آیا نافله بخوانم؟
حجت الاسلام و المسلمین مسیح بروجردی می گوید: برنامه امام این بود که نماز نافله را بعد از نمازهایشان بخوانند که این برنامه را معمولاً به هم نمی زدند. اما گاهی اوقات به کسانی که پشت سر ایشان بودند می گفتند: «آیا من نافله بخوانم؟» یعنی اجازه می گرفتند از کسانی که پشت سرشان نماز می خواندند. چند بار من دیده بودم می گفتند: «یک چند رکعت من نافله بخوانم.» و به شکلی می گفتند که به صورت کسب اجازه بود و گاهی اوقات هم برای رعایت نافله نماز ظهر که باید قبل از نماز ظهر خوانده شود و نافله عصر که باید قبل از عصر خوانده شود این را می آنداختند به بعد از نماز ها تا ما را که به ایشان اقتدا می کردیم، معطل نکنند. گاهی هم همه نافله ها را برای اینکه ما معطل نشویم قبل از فریضه می خواندند.
عباس عزیزی، 420 داستان درباره نماز امام خمینی (رضوان الله علیه)، ص127.