قرائت نماز
الإمام الصادق عليه السلام: يَنبَغي لِلمُصَلّي أن يُباشِرَ بِجَبهَتِهِ الأَرضَ، ويُعَفِّرَ وَجهَهُ فِي التُّرابِ؛ لِأَنَّهُ مِنَ التَّذَلُّلِ للَّهِ عز و جل وَالإِكبارِ لَهُ.
امام صادق عليه السلام: حق آن است كه نمازگزار، پيشانى اش را بدون هيچ حائلى به زمين برساند و صورتش را به خاك بسايد كه اين بخشى از اظهار كوچكى در برابر خدا و بزرگ داشتن اوست.
بحار الانوار؛ ج 85 ؛ ص 156
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللَّهَ لا يَقبَلُ صَلاةَ مَن لا يُصيبُ أنفُهُ الأَرضَ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند، نماز كسى را كه بينى اش را به زمين نمى رساند، [به عنوان نماز كامل] نمى پذيرد.
شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 559
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: مَن حافَظَ عَلى سَبعِ تَسبيحاتٍ في كُلِّ رَكعَةٍ وسَجدَةٍ مِنَ الصَّلاةِ المَكتوبَةِ، أدخَلَهُ اللَّهُ الجَنَّةَ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس بر گفتن هفت تسبيح در هر ركوع و سجودِ نماز واجب مواظبت ورزد، خداوند، او را به بهشت وارد مى كند.
شناخت نامه نماز ؛ ج 1؛ حدیث 567
الكافي عن عبد اللَّه بن سليمان: سَأَلتُ أبا عَبدِاللَّهِ عليه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَذكُرُ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله وهُوَ فِي الصَّلاةِ المَكتوبَةِ إمّا راكِعًا وإمّا ساجِدًا، فَيُصَلّي عَلَيهِ وهُوَ عَلى تِلكَ الحالِ؟
فَقالَ: نَعَم، إنَّ الصَّلاةَ عَلى نَبيِّ اللَّهِ صلى الله عليه و آله كَهَيئَةِ التَّكبيرِ والتَّسبيحِ، وهيَ عَشرُ حَسَناتٍ يَبتَدِرُها ثَمانيَةَ عَشَرَ مَلكًا أيُّهُم يُبلِغُها إيّاهُ.
الكافى- به نقل از عبد اللَّه بن سليمان-: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: كسى در ركوع يا سجود نماز واجب، پيامبر صلى الله عليه و آله را ياد مى كند. در همان حال، صلوات بفرستد؟
فرمود: «بلى؛ همانا صلوات بر پيامبر خدا همچون تكبير و تسبيح است و آن، ده حسنه است كه هجده فرشته براى رساندنش به او بر يكديگر پيشى مى گيرند».
وسائل الشیعه؛ ج 4 ؛ ص 943
علل الشرائع عن هشام بن الحكم عن الإمام الكاظم عليه السلام، قال: قُلتُ لَهُ: لِأَيِّ عِلَّةٍ يُقالُ فِي الرُّكوعِ: «سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ» ويُقالُ فِي السُّجودِ: «سُبحانَ رَبِّيَ الأَعلى وبِحَمدِهِ»؟ فَقالَ: يا هِشامُ، ... فَلَمّا اسرِيَ بِالنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وكانَ مِن رَبِّهِ كَقابِ قَوسَينِ أو أدنى ... فَلَمّا ذَكَرَ ما رَأى مِن عَظَمَةِ اللَّهِ ارتَعَدَت فَرائِصُهُ، فَابتَرَكَ عَلى رُكبَتَيهِ وأخَذَ يَقولُ: «سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ»، فَلَمَّا اعتَدَلَ مِن رُكوعِهِ قائِماً، نَظَرَ إلَيهِ في مَوضِعٍ أعلى مِن ذلِكَ المَوضِعِ خَرَّ عَلى وَجهِهِ وجَعَلَ يَقولُ: «سُبحانَ رَبِّيَ الأَعلى وبِحَمدِهِ»، فَلَمّا قالَها سَبعَ مَرّاتٍ سَكَنَ ذلِكَ الرُّعبُ، فَلِذلِكَ جَرَت بِهِ السُّنَّةُ.
علل الشرائع- به نقل از هشام بن حكم، در گفتگو با امام كاظم عليه السلام در حديثى-: گفتم: چرا در ركوع گفته مى شود: «سبحان ربّى العظيم و بحمده» و در سجود گفته مى شود: «سبحان ربّى الأعلى و بحمده»؟
فرمود: «اى هشام! ... شبى كه پيامبر صلى الله عليه و آله را به معراج بردند و به اندازه فاصله دو خم كمان يا كمتر، از خدايش فاصله داشت ...، هنگامى كه عظمت خداوند به يادش آمد، چهار ستون بدنش به لرزه آمد و بر زانوانش خم شد و به گفتن" سبحان ربّى العظيم و بحمده" آغاز كرد، و هنگامى كه از ركوعش راست برخاست و به خداوند در مرتبه اى والاتر نگريست، سر فرود آورد و آغاز به گفتن" سبحان ربّى الأعلى و بحمده" كرد و هنگامى كه آن را هفت بار گفت، از آن بيم و هراس آرام گرفت. از اين رو، سنّت، اين شد.
بحار الانوار؛ ج 18 ؛ ص 369
الإمام الرضا عليه السلام: فَإِن قالَ [قائِلٌ]: فَلِمَ جُعِلَ التَّسبيحُ فی الرُّكوعُ والسُّجودُ؟
قيلَ: لِعِلَلٍ، مِنها أن يَكونَ العَبدُ مَعَ خُضوعِهِ وخُشوعِهِ وتَعَبُّدِهِ وتَوَرُّعِهِ واستِكانَتِهِ وتَذَلُّلِهِ وتَواضُعِهِ وتَقَرُّبِهِ إلى رَبِّهِ مُقَدِّسًا لَهُ مُمَجِّدًا مُسَبِّحًا مُعَظِّمًا شاكِرًا لِخالِقِهِ ورازِقِهِ، وليَستَعمِلِ التَّسبيحَ والتَّحميدَ كَما استَعمَلَ التَّكبيرَ والتَّهليلَ، وليَشغَل قَلبَهُ وذِهنَهُ بِذِكرِ اللَّهِ ولَم يَذهَب بِهِ الفِكرُ والأَماني غَيرَ اللَّهِ.
امام رضا عليه السلام: اگر گفته شود: «چرا تسبيح در ركوع و سجود، واجب شده است؟»، گفته مى شود: به چند علّت، از جمله اين كه بنده با افتادگى و فروتنى و بندگى و پارسايى و خوارى و سرشكستگى و تواضع و نزديكى به پروردگارش، به تقديس و تمجيد و تنزيه و بزرگداشت و سپاس گزارى آفريننده و روزى دهنده اش مى پردازد، و براى اين كه تسبيح و سپاس گزارى نيز بكند، همان گونه كه تكبير و تهليل كرده است. همچنين دل و ذهنش را به ياد خدا مشغول دارد و فكر و خيال و آرزوهايش، او را به سوى غير خدا نكشاند.
بحار الانوار؛ ج 6 ؛ ص 68
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنّي قَد نُهيتُ عَنِ القِراءَةِ فِي الرُّكوعِ والسُّجودِ، فَأَمَّا الرُّكوعُ فَعَظِّمُوا اللَّهَ فيهِ، وأمَّا السُّجودُ فَأَكثِروا فيهِ مِنَ الدُّعاءِ؛ فَإِنَّهُ قَمِنٌ أن يُستَجابَ لَكُم.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: همانا من از قرائت [قرآن] در ركوع و سجود، نهى شدم. پس در ركوع، خداوند را بزرگ بشماريد و در سجود، بسيار دعا كنيد، كه سزاوار برآورده شدن براى شماست.
بحار الانوار؛ ج 76 ؛ ص 343
الإمام الباقر عليه السلام: مَن قالَ في رُكوعِهِ وسُجودِهِ وقِيامِهِ: «صَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ» كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِمِثلِ الرُّكوعِ وَالسُّجودِ وَالقِيامِ.
امام باقر عليه السلام: هر كس در ركوع و سجود و قيامش بگويد: «خداوند بر محمّد و خاندانش درود فرستد»، خداوند [پاداشى] همچون ركوع و سجود و قيام برايش مى نويسد.
بحار الانوار؛ ج 85 ؛ ص 108
الإمام الباقر عليه السلام: إذا أرَدتَ أن تَركَعَ فَقُل وأنتَ مُنتَصِبٌ: «اللَّهُ أكبَرُ»، ثُمَّ اركَع ... وتَصُفُّ في رُكوعِكَ بَينَ قَدَمَيكَ تَجعَلُ بَينَهُما قَدرَ شِبرٍ، وتُمَكِّنُ راحَتَيكَ مِن رُكبَتَيكَ، وتَضَعُ يَدَكَ اليُمنى عَلى رُكبَتِكَ اليُمنى قَبلَ اليُسرى، وبَلِّع بأطرافِ أصابِعِكَ عَينَ الرُّكبَةِ، وفَرِّج أصابِعَكَ إذا وَضَعتَها عَلى رُكبَتَيكَ، وأقِم صُلبَكَ، ومُدَّ عُنُقَكَ، وليَكُن نَظَرُكَ بَينَ قَدَمَيكَ، ثُمَّ قُل: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَن حَمِدَهُ».
امام باقر عليه السلام: هر گاه خواستى به ركوع بروى، در همان حال كه ايستاده اى، تكبير بگو. سپس ركوع كن ... در ركوع، دو پايت را در يك رديف و با فاصله يك وجب، مى نهى و دو زانويت را با كف دستانت مى گيرى و دست راستت را بر زانوى راست مى گذارى پيش از گذاشتن دست چپت بر زانوى چپ، و با سر انگشتانت، برآمدگى زانويت را نيك در بر گير و هنگامى كه انگشتانت را بر زانو نهادى، آنها را از هم باز كن. كمر و گردنت را كشيده و صاف نگاه دار و نگاهت به ميان دو قدمت باشد. سپس در حالى كه راست ايستاده اى، بگو: «خداوند به هر كه او را بستايد، گوش مى دهد».
تهذیب الاحکام ؛ ج 2؛ ص 77