سلام نماز

تهذيب الأحكام عن عمّار بن موسى الساباطيّ: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللَّهِ عليه السلام عَنِ التَّسليمِ ما هُوَ؟ فَقالَ: هُوَ إذنٌ.

تهذيب الأحكام‏- به نقل از عمّار بن موسى ساباطى-: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: مفهوم سلام دادن چيست؟

فرمود: «آن، اجازه [ى پرداختن به كارهاى ديگر] است».

بحار الانوار؛ ج 85 ؛ ص 311

علل الشرائع عن المفضّل بن عمر: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللَّهِ عليه السلام عَنِ العِلَّةِ الَّتي مِن أجلِها وَجَبَ التَّسليمُ فِي الصَّلاةِ؟ قالَ: لِأَنَّهُ تَحليلُ الصَّلاةِ ... قُلتُ: فَلِمَ صارَ تَحليلُ الصَّلاةِ التَّسليمَ؟ قالَ: لِأَنَّهُ تَحِيَّةُ المَلَكَينِ، وفي إقامَةِ الصَّلاةِ بِحُدودِها ورُكوعِها وسُجودِها وتَسليمِها سَلامَةٌ لِلعَبدِ مِنَ النّارِ.

علل الشرائع‏- به نقل از مفضّل بن عمر-: از امام صادق عليه السلام حكمت واجب شدن سلام را در نماز پرسيدم. فرمود: «چون پايان‏ بخش نماز [و محرّمات هنگام خواندن آن‏] است». (بسيارى از عرب ‏ها، هنگام خداحافظى نيز سلام مى ‏دهند و اين رسم هنوز هم وجود دارد)

گفتم: به چه علّت، سلام دادن، پايان‏ بخش نماز شد؟

فرمود: «چون سلام دادن به فرشته‏ ها [ى گمارده شده بر ما] است و نيز به دليل به سلامت ماندن بنده از آتش است، در صورت خواندن نماز با رعايت حدود و ركوع و سجود و سلامش».

بحار الانوار؛ ج 85 ؛ ص 305

الإمام الرضا عليه السلام‏- فيما جَمَعَهُ الفَضلُ بنُ شاذانَ مِن كَلامِهِ في عِلَلِ الفَرائِضِ-: ... فَإِن قالَ [قائِلٌ‏]: فَلِمَ جُعِلَ التَّسليمُ تَحليلَ الصَّلاةِ، ولَم يُجعَل بَدَلُهُ تَكبيراً أو تَسبيحاً أو ضَرباً آخَرَ؟ قيلَ: لِأَنَّهُ لَمّا كانَ فِي الدُّخولِ فِي الصَّلاةِ تَحريمُ الكَلامِ لِلمَخلوقينَ وَالتَّوَجُّهُ إلَى الخالِقِ، كانَ تَحليلُها كلامَ المَخلوقينِ وَالانتِقالُ عَنها وَابتِداءُ المَخلوقينَ فِي الكَلامِ إنَّما هُوَ بِالتَّسليمِ.

امام رضا عليه السلام‏- در آنچه فضل بن شاذان از سخنان ايشان در باره حكمت ‏هاى واجبات، گرد آورده است-: اگر كسى بگويد: «چرا سلام دادن راه برون ‏رفت از نماز است و به جايش، تكبير يا تسبيح يا چيز ديگرى را قرار نداده ‏اند؟»، گفته مى ‏شود: زيرا هنگامى كه در آمدن به نماز، سخن با آفريدگان را حرام مى‏ كند و به آفريدگار توجّه مى ‏شود، حلال كردن سخن با آفريدگان و انتقال توجّه از خداوند به آنها، با سلام است كه نخستين سخن با آدميان است.

بحار الانوار؛ ج 6 ؛ ص 70

الإمام زين العابدين عليه السلام: حَقُّ الصَّلاةِ أن تَعلَمَ أنَّها وِفادَةٌ إلَى اللَّهِ عز و جل وأنتَ فيها قائِمٌ بَينَ يَدَيِ اللَّهِ عز و جل، فَإِذا عَلِمتَ ذلِكَ قُمتَ مَقامَ العَبدِ الذَّليلِ الحَقيرِ الرّاغِبِ الرّاهِبِ الرّاجِي الخائِفِ المُستَكينِ المُتَضَرِّعِ المُعَظِّمِ لِمَن كانَ بَينَ يَدَيهِ بِالسُّكونِ والوَقارِ، وتُقبِلُ عَلَيها بِقَلبِكَ وتُقيمُها بِحُدودِها وحُقوقِها.

امام زين العابدين عليه السلام: حقّ نماز، آن است كه بدانى نماز، در آمدن بر خداوند عزيز و جليل است و تو در پيشگاه خداوند عزيز و جليل ايستاده ‏اى. پس اگر اين را دانستى، همچون بنده ‏اى خوار و كوچك، خواهان و هراسان، اميدوار و ترسان، بيچاره و گريان، با وقار و اطمينان به بزرگداشت همو كه در برابرش ايستاده ‏اى، مى‏ پردازى و با دلت به او رو مى‏ اورى و نماز را با حدود و حقوقش برپا مى ‏دارى.

بحار الانوار؛ ج 74 ؛ ص 4

رازهاى نماز

عن أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام : ... تأويلُ تَكبيرَتِكَ الاولى‏ إلى إحرامِكَ أن تُخطِرَ في نَفسِكَ إذا قُلتَ: اللَّهُ أكبَرُ مِن أن يوصَفَ بِقيامٍ أو قُعودٍ، وفِي الثّانيَةِ: أن يوصَفَ بِحَرَكَةٍ أو جُمودٍ، وفِي الثّالِثَةِ: أن يوصَفَ بِجِسمٍ أو يُشَبَّهَ بِشَبَهٍ أو يُقاسَ بِقياسٍ، وتُخطِرَ فِي الرّابِعَةِ: أن تَحِلَّهُ الأَعراضُ أو تولِمَهُ الأَمراضُ، وتُخطِرَ فِي الخامِسَةِ: أن يوصَفَ بِجَوهَرٍ أو بِعَرَضٍ أو يَحِلَّ شَيئًا أو يَحِلَّ فيهِ شَي‏ءٌ، وتُخطِرَ فِي السّادِسَةِ: أن يَجوزَ عَلَيهِ ما يَجوزُ عَلَى المُحدَثينَ مِنَ الزَّوالِ والانتِقالِ والتَّغَيُّرِ مِن حالٍ إلى‏ حالٍ، وتُخطِرَ في السّابِعَةِ: أن تَحِلَّهُ الحَواسُّ الخَمسُ...

ثُمَّ تَأويلُ مَدِّ عُنُقِكَ فِي الرُّكوعِ تُخطِرُ في نَفسِكَ: آمَنتُ بِكَ ولَو ضُرِبَت عُنُقي. ثُمَّ تَأويلُ رَفعِ رَأسِكَ مِنَ الرُّكوعِ إذا قُلتَ: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَن حَمِدَهُ، الحَمدُ للَّهِ رَبِّ العالَمينَ» تَأويلُهُ: الَّذي أخرَجَني مِنَ العَدَمِ إلَى الوُجودِ...

وتَأويلُ قَولِكَ «السَّلامُ عَلَيكُم ورَحمَةُ اللَّهِ وبَرَكاتُهُ» تَرَحُّمٌ عَنِ اللَّهِ سُبحانَهُ، فَمَعناها: هذِهِ أمانٌ لَكُم مِن عَذابِ يَومِ القيامَةِ.

امير مؤمنان عليه السلام : ... «حقيقتِ [هفت‏] تكبير آغازين تو كه با آن، كارهايى را بر خود حرام مى‏ كنى، اين است: هنگام تكبير اوّل، در انديشه ‏ات مى‏ گويى: خدا بزرگ ‏تر از آن است كه به برخاستن و نشستن توصيف شود. در تكبير دوم، توصيف به حركت و سكون و در تكبير سوم، وصف جسم بودن يا تشبيه به چيزى كردن يا با چيزى مقايسه كردن را از او نفى مى‏ كنى. در تكبير چهارم، در دلت مى‏ گذرانى كه [خدا بزرگ ‏تر از آن است كه‏] حالت ‏هاى گوناگون بر او عارض شوند يا بيمارى ‏ها او را بيازارند، و در تكبير پنجم، با خود مى‏ گويى: [خدا بزرگ ‏تر از آن است كه‏] به جوهر و عرض بودن توصيف شود، يا در چيزى حلول كند يا چيزى در او حلول كند. در تكبير ششم، در دلت مى‏ گذرانى كه [خدا بزرگ ‏تر از آن است كه‏] صفات موجودات حادث (پديد آمده) را مانند نابودى و جا به جايى و دگرگونى از حالتى به حالتى، بر او روا بدارى، و در تكبير هفتم، در دلت مى‏ گذرانى كه [خدا بزرگ ‏تر از آن است كه‏] حواس پنجگانه او را دريابند.

... و حقيقتِ كشيدن گردن در ركوع، آن است كه در دلت بگذرانى: به تو ايمان آوردم، حتّى اگر گردنم زده شود. و حقيقت سر برداشتن از ركوع، هنگامى كه مى‏ گويى:" خدا به آن كه او را بستايد، گوش مى ‏دهد. سپاس، مخصوص پروردگار جهانيان است"، اين است: پروردگارى كه مرا از عدم به وجود آورد.

... و حقيقت گفته ‏ات:" سلام بر شما و نيز رحمت و بركات خداوند!"، جلب رحمت خداوند سبحان است؛ يعنى: اين [نماز] امانى براى شما از كيفر روز قيامت است».

بحار الانوار؛ ج 84 ؛ ص 253

علل الشرائع عن أحمد بن عليّ الراهب: قالَ رَجُلٌ لِأَميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام: يَابنَ عَمِّ خَيرِ خَلقِ اللَّهِ، ما مَعنَى السَّجدَةِ الاولى‏؟

فَقالَ: تَأويلُهُ: اللَّهُمَّ إنَّكَ مِنها خَلَقتَني؛ يَعني مِن الأَرضِ. ورَفعُ رَأسِكَ: ومِنها أخرَجتَنا. والسَّجدَةُ الثّانيَةُ: وإلَيها تُعيدُنا. ورَفعُ رأسِكَ مِنَ الثّانيَةِ: ومِنها تُخرِجُنا تارَةً اخرى‏.

قالَ الرَّجُل: ما مَعنى‏ رَفعِ رِجلِكَ اليُمنى‏ وطَرحِكَ اليُسرى‏ فِي التَّشَهُّدِ؟

قالَ: تَأويلُهُ: اللَّهُمَّ أمِتِ الباطِلَ وأقِمِ الحَقَّ.

علل الشرائع‏- به نقل از احمد بن على راهب-: مردى به امير مؤمنان عليه السلام گفت: اى پسرعموى بهترين آفريده خدا! معناى سجده نخست چيست؟

فرمود: «حقيقتش اين است: خدايا! همانا تو مرا از آن- يعنى از زمين- آفريدى و [معناى‏] سر برداشتن [، اين است‏]: و ما را از آن بيرون كشيدى، و [معناى‏] سجده دوم: و به آن باز مى‏ گردانى، و [معناى‏] سر برداشتن از سجده دوم [، اين است‏]: و بار ديگر، ما را از آن خارج مى‏ كنى».

آن مرد گفت: [معناى‏] بلند كردن پاى راست و افكندن [بر] پاى چپ در تشهّد چيست؟

فرمود: «حقيقتش اين است: خدايا! باطل را بميران و حق را بر پا دار».

بحار الانوار؛ ج 82 ؛ ص 271

الإمام علي عليه السلام‏- في مَعنى‏ قَولِ الإِمامِ: السَّلامُ عَلَيكُم-: إنَّ الإِمامَ يُتَرجِمُ عَنِ اللَّهِ عز و جل‏ ويَقولُ في تَرجِمَتِهِ لِأَهلِ الجَماعَةِ: أمانٌ لَكُم مِن عَذابِ اللَّهِ يَومَ القِيامَةِ.

امام على عليه السلام‏- در معناى گفته امام جماعت: السلام عليكم-: همانا امام، سخن خداوند عزيز و جليل را تفسير مى‏ كند و در ترجمه آن به جماعت نمازگزار مى‏ گويد: [اين نماز] امانى براى شما از عذاب خدا در روز قيامت است.

بحار الانوار؛ ج 85 ؛ ص 309