نماز
فصل دهم : نماز های مستحبی
اهمیت نماز مستحبی
عن الفضيل: سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام عَن قَولِ اللَّهِ عز و جل: «وَ الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظُونَ»، قالَ: هِيَ الفَريضَةُ، قُلتُ: «الَّذِينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ»؟ قالَ: هِيَ النّافِلَةُ.
الكافى- به نقل از فضيل-: از امام باقر عليه السلام در باره سخن خداى عز و جل: «و كسانى كه بر نمازهايشان مواظبت مى ورزند» پرسيدم. فرمود: «مقصود، نمازهاى فريضه (واجب) است».
گفتم: «كسانى كه بر نمازشان مداومت مى ورزند»؟ فرمود: «مقصود، نافله (نماز مستحبّى) است».
بحار الانوار؛ ج 69 ؛ ص 269
الإمام الكاظم عليه السلام: صَلاةُ النَّوافِلِ قُربانُ كُلِّ مُؤمِنٍ.
امام كاظم عليه السلام: نمازهاى نافله (مستحبی) ، وسيله نزدیک شدن هر مؤمن (به خداوند) است.
بحار الانوار؛ ج 78 ؛ ص 326
تهذيب الأحكام عن أبي حمزة الثّماليّ: رَأَيتُ عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ عليه السلام يُصَلّي فَسَقَطَ رِداهُ عَن مَنكِبَيهِ، قالَ: فَلَم يُسَوِّهِ حَتّى فَرَغَ مِن صَلاتِهِ، قالَ: فَسَأَلتُهُ عَن ذلِكَ فَقالَ:
وَيحَكَ! أتَدري بَينَ يَدَي مَن كُنتُ؟ إنَّ العَبدَ لا تُقبَلُ مِنهُ صَلاةٌ إلّاما أقبَلَ مِنها.
فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! هَلَكنا. فَقالَ: كَلّا، إنَّ اللَّهَ تَعالى يُتَمِّمُ ذلِكَ بِالنَّوافِلِ.
تهذيب الأحكام- به نقل از ابو حمزه ثُمالى-: على بن الحسين (زين العابدين عليه السلام) را ديدم كه نماز مى خوانْد و ردايش از شانه هايش افتاد؛ ولى آن را صاف نكرد تا از نمازش فارغ شد. علّت را از ايشان جويا شدم. فرمود: «واى بر تو! آيا مى دانى جلوى چه كسى بودم؟ از نماز بنده، جز آنچه را به آن توجّه داشته، نمى پذيرند».
گفتم: فدايت شوم! هلاك شديم! فرمود: «هرگز! خداى متعال، آن نمازها را با نافله ها (نماز مستحبی) كامل مى كند».
بحار الانوار؛ ج 46 ؛ ص 61
الإمام الباقر عليه السلام: إنَّما تُقبَلُ النّافِلَةُ بَعدَ قَبولِ الفَريضَةِ، وإذا لَم يُؤَدِّ الرَّجُلُ الفَريضَةَ لَم يُقبَل مِنهُ النافِلَةُ، وإنَّما جُعِلَتِ النّافِلَةُ لِيَتِمَّ بِها ما افسِدَ مِنَ الفَريضَةِ.
امام باقر عليه السلام: نافله (نماز مستحبّى) تنها در صورت قبولى فريضه (واجب) ، قبول مى شود و هنگامى كه انسان، نماز واجبش را ادا نكند، نافله او قبول نمى شود و نافله تنها براى اين قرار داده شده كه آنچه از فريضه تباه شده است، با آن تكميل شود.
بحار الانوار؛ ج 87 ؛ ص 28
الإمام الباقر عليه السلام: كُلُّ سَهوٍ فِي الصَّلاةِ، يُطرَحُ مِنها، غَيرَ أنَّ اللَّهَ تَعالى يُتِمُّ بِالنَّوافِلِ.
امام باقر عليه السلام: هر بى توجّهى در نماز، چيزى از آن را به دور مى اندازد؛ اما خداى متعال، آن را با نافله ها (نماز مستحبی) تكميل مى كند.
وسائل الشیعه ؛ ج 3 ؛ ص 53
نافله های روزانه
الإمام الصادق عليه السلام: سَنَّ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله النَّوافِلَ أربَعاً وثَلاثينَ رَكعَةً مِثلَيِ الفَريضَةِ، فَأَجازَ اللَّهُ عز و جل لَهُ ذلِكَ، وَالفَريضَةُ وَالنّافِلَةُ إحدى وخَمسونَ رَكعَةً.
امام صادق عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نافله ها را بر سى و چهار ركعت، دو برابر نمازهاى فريضه، بنيان نهاد و خداوند نيز آن را تأييد كرد و مجموع فريضه و نافله، پنجاه و يك ركعت شد.
بحار الانوار؛ ج 17 ؛ ص 5
الإمام العسكري عليه السلام: عَلاماتُ المُؤمِنِ خَمسٌ: صَلاةُ الإِحدى وَالخَمسينَ، وزِيارَةُ الأَربَعينَ، وَالتَّخَتُّمُ فِي اليَمينِ، وتَعفيرُ الجَبينِ، وَالجَهرُ بِبِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ.
امام عسكرى عليه السلام: نشانه هاى مؤمن، پنج چيز است: پنجاه و يك ركعت نماز [در هر شبانه روز]، زيارت [امام حسين عليه السلام] در اربعين، انگشتر به دست راست كردن، پيشانى بر خاك نهادن، و آشكارا «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» گفتن.
بحار الانوار؛ ج 85 ؛ ص 75
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله- فِي الرَّكعَتَينِ قَبلَ صَلاةِ الفَجرِ-: هُما أحَبُّ إلَيَّ مِنَ الدُّنيا جَميعاً.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- در باره دو ركعت نافله صبح-: آن دو ركعت برايم از همه دنيا محبوب تر است.
علل الشرایع ؛ ص 363
علل الشرائع عن أبي بصيرٍ: قالَ [أبو عَبدِاللَّهِ] عليه السلام: مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللَّه وَاليَومِ الآخِرِ فَلا يَبيتَنَّ إلّا بِوَترٍ. قالَ: قُلتُ: تَعنِي الرَّكعَتَينِ بَعدَ العِشاءِ الآخِرَةِ؟ قالَ: نَعَم، إِنَّهُما بِرَكعَةٍ؛ فَمَن صَلّاهُما ثُمَّ حَدَثَ بِهِ حَدَثٌ ماتَ عَلى وَترٍ، فَإِن لَم يَحدُث بِهِ حَدَثُ المَوتِ يُصَلِّي الوَترَ في آخِرِ اللَّيل.
علل الشرائع- به نقل از ابو بصير-: [امام صادق عليه السلام] فرمود: «هر كس به خدا و روز آخرت ايمان دارد، جز با [خواندن نماز] وَتر نخوابد».
گفتم: مقصودتان دو ركعت پس از نماز عشاست؟
فرمود: «آرى، آن دو، يك ركعت حساب مى شوند. هر كس آن دو ركعت را بخواند و سپس برايش پيشامدى مرگبار رخ دهد. نمازِ وتر خوانده مى ميرد و اگر پيشامد مرگبارى برايش رخ نداد، نماز وتر را در آخر شب بخواند».
بحار الانوار؛ ج 87 ؛ ص 105
آداب نماز مستحبی
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: صَلّوا- أيُّهَا النّاسُ- في بُيوتِكُم، ولا تَترُكُوا النَّوافِلَ فيها.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اى مردم! در خانه هايتان نماز بخوانيد و نافله ها را در آنها ترك نكنيد.
شناخت نامه نماز ؛ ج 2؛ حدیث 1101
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: صَلاةُ الرَّجُلِ تَطَوُّعاً حَيثُ لا يَراهُ النّاسُ، تَعدِلُ صَلاتَهُ عَلى أعيُنِ النّاسِ خَمساً وعِشرينَ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: نماز مستحبّى انسان در جايى كه مردم او را نمى بينند، بيست و پنج برابر نماز وى جلوى چشم مردم مى ارزد.
شناخت نامه نماز ؛ ج 2؛ حدیث 1104
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنَّ صَلاةَ النّافِلَةِ فِي السِّرِّ تَفضُلُ عَلَى العَلانِيَةِ، كَفَضلِ الفَريضَةِ عَلَى النّافِلَةِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: برترى نماز نافله در نهان بر نماز آشكار، مانند برترى نماز واجب بر نافله است.
بحار الانوار؛ ج 83 ؛ ص 369
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: ما يَتَقَرَّبُ العَبدُ إلَى اللَّهِ بِشَيءٍ أفضَلَ مِنَ السُّجودِ الخَفِيِّ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بنده به چيزى برتر از سجده پنهان، به خدا نزديک نشده است.
وسائل الشیعه ؛ ج 3 ؛ ص 556
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنَّ لِلقُلوبِ إقبالًا وإدباراً، فَإِذا أقبَلَت فَتَنَفَّلوا، وإذا أدبَرَت فَعَلَيكُم بِالفَريضَةِ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دل ها اقبال و ادبار دارند. هنگامى كه اقبال دارند، به نافله (مستحب) بپردازيد و هنگامى كه ادبار دارند، فقط به فريضه بپردازيد.
بحار الانوار؛ ج 87 ؛ ص 30
نماز امیرالمؤمنین
الإمام الصّادق عليه السلام: مَن صَلّى مِنكُم أربَعَ رَكَعاتٍ صَلاةَ أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام، خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ كَيَومَ وَلَدَتهُ امُّهُ، وقُضِيَت حَوائِجُهُ، يَقرَأُ في كُلِّ رَكعَةٍ «الحَمدَ» مَرَّةً، وخَمسينَ مَرَّةً «قُل هُوَ اللَّهُ أحَدٌ».
امام صادق عليه السلام: هر يك از شما كه چهار ركعت نماز امير مؤمنان عليه السلام را بخواند، از گناهانش بيرون مى رود، مانند روزى كه مادرش او را زاده است، و حاجت هايش برآورده مى شود. در هر ركعت، حمد را يك مرتبه و سوره توحيد را پنجاه مرتبه مى خواند. (دعایی پس از نماز دارد که برای قرائت آن می توانید به کتاب مراجعه کنید)
بحار الانوار؛ ج 91 ؛ ص 172