نمونه‏هایى از اعجاز علمى قرآن‏

الف- حركت زمین‏‏

«وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِی تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ كُلَّ شَی‏ءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِما تَفْعَلُونَ».[1]

«و كوه‏ها را مى‏بینى و مى‏پندارى كه آنها بى‏حركت اند، حال آن كه ابرآسا در حركت اند. این، صُنع خدایى است كه هر چیزى را در كمال استوارى، پدید آورده است. در حقیقت، او به آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است».

ب- جفت بودن گیاهان و رُستنى‏ها

«أَ وَ لَمْ یرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِیمٍ».[2]

«مگر در زمین ننگریسته‏اند كه چه قدر در آن، از هر گونه، جفت‏هاى زیبا رویانیده‏ایم؟!».

ج- جفت بودن همه آفریده‏ها

«وَ مِنْ كُلِّ شَی‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَینِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ».[3]

«و از هر چیزى، دو جفت آفریدیم. شاید كه یادآور شوید».

نكته شایان توجّه‏

انیشتین مى‏گوید: «انسان‏ها پس از گذشت قرن‏هاى متمادى، توانستند به اسرار تركیب اتم، پى ببرند و براى آنها روشن شد كه این جهان مادّى، از اتم‏هایى تشكیل شده است كه آنها نیز خود، از اتّحاد الكترون‏ها و پروتون‏ها پدید آمده‏اند و وجود مادّه و بقاى آن، در گرو دوام این پیوندهایى است كه اجزاى اتم را- كه از دو جزء متضاد، منفى و مثبت، ساخته شده‏است- به هم وصل مى‏كنند».

امّا پژوهشگر متتّبع، وقتى در سخن امام على علیه السلام در باره تفسیر آیه شریفه 49 از سوره ذاریات، با دقّت مى‏اندیشد و جستجو مى‏كند، حیرت‏زده، خواهد دید كه آن بزرگوار، چهارده قرن پیش از دانشمندان عصر ما، به اسرار تركیب اتم، آگاه بوده است؛ چرا كه در احادیث این باب آمده است كه امام على علیه السلام به مطالبى اشاره فرموده كه امروزه، مى‏توان آنها را بر الكترون و پروتون، انطباق داد و تردیدى نیست كه این احادیث، به پیوندهاى موجود میان این ذرّه بنیادى، به طور كاملًا دقیقى، اشاره دارند.

254. الإمام علی علیه السلام: مُؤَلِّفٌ بَینَ مُتَعادِیاتِها، ومُفَرِّقٌ بَینَ مُتَدانِیاتِها، دالَّةٌ بِتَفریقِها عَلى‏ مُفَرِّقِها، وبِتَألیفِها عَلى‏ مُؤَلِّفِها، وذلِكَ قَولُهُ تَعالى‏: «وَ مِنْ كُلِّ شَی‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَینِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ».

254. امام على علیه السلام: آنها، به سوى جدا كننده‏شان، ره‏نمون شود و با فراهم آوردن آنها نیز بر فراهم آورنده‏شان. این است معناى سخن خداوند متعال كه: «از هر چیزى، دو جفت آفریدیم. شاید كه یادآور شوید».

نیز در همین زمینه، امام رضا علیه السلام مى‏فرماید:

خداوند، هیچ چیزى را منفرد، متّكى به خود و بى‏نیاز از دیگرى نیافریده است؛ چرا كه مى‏خواسته براى كسى كه خواهان پى بردن به او و اثبات هستى اوست، راهى قرار دهد؛ چرا كه خداوند- تبارك و تعالى- یگانه و یكتاست و دومى ندارد كه آن دومى بخواهد او را بر پا نگاه دارد و او را یارى دهد و حفظ نماید، در حالى كه آفریده‏ها، به اذن خداوند متعال و به خواست او، هر یك، از دیگرى حفاظت و نگهدارى مى‏كنند.[4]

د- قانون جاذبه‏

«اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ یجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّى یدَبِّرُ الْأَمْرَ یفَصِّلُ الْآیاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ».[5]

«خدا، [همان‏] كسى است كه آسمان‏ها را بدون ستون‏هایى كه آنها را ببینید، بر افراشت، آن گاه بر عرش، استیلا یافت و خورشید و ماه را رام گردانید؛ هر كدام براى مدّتى معین، به سیر خود ادامه مى‏دهند. [خداوند،] در كار [آفرینش‏]، تدبیر مى‏كند و آیات [خود] را به روشنى، بیان مى‏نماید. باشد كه شما به لقاى پروردگارتان، یقین حاصل كنید».

257. الإمام علی علیه السلام: فَمِن شَواهِدِ خَلقِهِ خَلقُ السَّماواتِ مُوَطَّداتٍ بِلا عَمَدٍ، قائِماتٍ بِلا سَنَدٍ.

257. امام على علیه السلام: از گواهانِ آفرینش او، آفریدن آسمان‏هاست كه بى هیچ ستونى، استوارند، و بى هیچ تكیه‏گاهى، بر پایند.

260. تفسیر العیاشی عن الحسین بن خالد: قُلتُ لِأَبِی الحَسَنِ الرِّضا علیه السلام أخبِرنی عَن قَولِ اللَّهِ: «وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ».[6]

قالَ: مَحبوكَةٌ إلَى الأَرضِ، وشَبَكَ بَینَ أصابِعِهِ. فَقُلتُ: كَیفَ یكونُ مَحبوكَةً إلَى الأَرضِ وهُوَ یقولُ: «رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها»؟

فَقالَ: سُبحانَ اللَّهِ! ألَیسَ یقولُ: «بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها»؟ فَقُلتُ: بَلى‏. فَقالَ: فَثَمَّ عَمَدٌ ولكِن لا تُرى‏.

260. تفسیر العیاشى‏- به نقل از حسین بن خالد-: از امام رضا علیه السلام در باره این سخن خداوند: «سوگند به آسمان مُشبّك» پرسیدم.

ایشان، انگشتان خود را در هم فرو بُرد و فرمود: «آسمان، در زمین، تنیده شده است».

گفتم: چگونه به زمینْ تنیده شده، در حالى كه مى‏فرماید: «آسمان‏ها را بدون ستونى‏ كه آن را ببینید، بر افراشت»؟

فرمود: «سبحان اللَّه! مگر نه این كه مى‏فرماید: «بدون ستونى كه آن را ببینید»؟».

گفتم: چرا. فرمود: «پس ستونى وجود دارد؛ امّا دیده نمى‏شود».

ه- اسرار آفرینش كوه‏ها

«وَ أَلْقى‏ فِی الْأَرْضِ رَواسِی أَنْ تَمِیدَ بِكُمْ وَ بَثَّ فِیها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ».[7]

«در زمین، كوه‏هاى استوارى افكنده است تا [مبادا زمین‏] شما را بجنبانَد، و در آن، از هر گونه جنبنده‏اى، پراكنده گردانیده است».

«أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً* وَ الْجِبالَ أَوْتاداً».[8]

«آیا زمین را گهواره‏اى نگردانیدیم؟ و كوه‏ها را [چون‏] میخ‏هایى [نگذاشتیم‏]؟».

263. عنه علیه السلام: فَطَرَ الخَلائِقَ بِقُدرَتِهِ، ونَشَرَ الرِّیاحَ بِرَحمَتِهِ، ووَتَّدَ بِالصُّخورِ مَیدانَ أرضِهِ‏.

263. امام على علیه السلام: [خداوند،] آفریدگان را به قدرت خویش آفرید و بادها را به [لطف و] رحمت خود، به حركت در آورد و جنبش زمین خود را به وسیله كوه‏ها، میخكوب [و آرام‏] كرد.[9]

و- پیدایش گیتى‏

«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِی دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَینا طائِعِینَ».[10]

«سپس به آسمان پرداخت و آن، دودى بود. پس به آن و به زمین فرمود: «به میل یا با بى‏میلى بیایید». آن دو گفتند: با فرمان‏پذیرى و میل آمدیم».

«أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها* رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها* وَ أَغْطَشَ لَیلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها* وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها* أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها* وَ الْجِبالَ أَرْساها».[11]

«آیا آفرینش شما دشوارتر است، یا آسمانى كه [او] آن را بر پا كرده است؟ سقفش را بر افراشت و آن را [به اندازه معین‏] درست كرد، و شَبَش را تیره و روزش را آشكار گردانید.

پس از آن، زمین را با غلتانیدن گسترد، آبش و چراگاهش را از آن، بیرون آورد و كوه‏ها را لنگر آن گردانید».

270. عنه علیه السلام: الحَمدُ للَّهِ الَّذی. .. خَلَقَ الخَلقَ عَلى‏ غَیرِ أصلٍ، وَابتَدَأَهُم عَلى‏ غَیرِ مِثالٍ، وقَهَرَ العِبادَ بِغَیرِ أعوانٍ، و رَفَعَ السَّماءَ بِغَیرِ عَمَدٍ، و بَسَطَ الأَرضَ عَلَى الهَواءِ بِغَیرِ أركانٍ.[12]

270. امام على علیه السلام: سپاس، خدایى را كه ... مخلوقات را آفرید، نه از روى اصلى، و آنها را ایجاد كرد، نه بر اساس نمونه‏اى [قبلى‏]، و بندگان را مقهور [خویش‏] كرد، بدون داشتن یاورانى، و آسمان را بدون ستونى بر افراشت، و زمین را بدون پایه‏اى در هوا گسترانْد.

ز- وجود حیات در دیگر ستارگان‏

«وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى‏ جَمْعِهِمْ إِذا یشاءُ قَدِیرٌ».[13]

«و از نشانه‏هاى [قدرتِ‏] اوست آفرینش آسمان‏ها و زمین و آنچه از [انواع‏] جنبنده كه در میان آن دو، پراكنده است، و او هر گاه بخواهد، بر گرد آوردنِ آنها تواناست».

«یسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ یوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ».[14]

«هر كه در آسمان‏ها و زمین است، از او درخواست مى‏كند. هر زمان، او در كارى است».

ح- وسایل نقلیه جدید

«وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِیها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ* وَ لَكُمْ فِیها جَمالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ* وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى‏ بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِیهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ* وَ الْخَیلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْكَبُوها وَ زِینَةً وَ یخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ»[15].[16]

«و چارپایان را براى شما آفرید. در آنها براى شما، [وسیله‏] گرما و سودهایى است و از آنها مى‏خورید، و در آنها براى شما زیبایى است، آن گاه كه [آنها را] از چراگاه بر مى‏گردانید، و هنگامى كه [آنها را] به چراگاه مى‏برید، و بارهاى شما را به شهرى مى‏برند كه جز با به مشقّت افتادن بدن‏ها، بِدان نمى‏توانستید برسید. قطعاً پروردگار شما، رئوف و مهربان است. و اسبان و استران و خران را [آفرید] تا بر آنها سوار شوید و [براى شما] تجمّلى باشد، و آنچه را نمى‏دانید، مى‏آفریند».[17]


[1] النمل: 88.

[2] الشعراء: 7.

[3] الذاریات: 49.

[4] التوحید: ص 439، عیون أخبار الرضا علیه السلام: ج 1 ص 176.

[5] الرعد: 2.

[6] الذاریات: 7.

[7] لقمان: 10.

[8] النبأ: 6 و 7.

[9] امام علیه السلام تأكید مى‏كند كه خداى سبحان، وقتى كوه‏ها را در زمین آفرید، براى هر كوهى ریشه‏اى در زمین نهاد كه این ریشه، همان میخ است. این میخ یا ریشه، دو كاركرد دارد: اوّل، حفظ كوه از افتادن و لغزیدن، یعنى همان پدیده‏اى كه براى كوه سلط در نزدیكى عمّان پیش آمد و دچار لغزش و رانش شد. دوم، این كه این ریشه فرو رفته در پوسته زمین، خود، لایه‏هاى زمین را به یكدیگر محكم مى‏كند و آنها را از حركت و تكان، باز مى‏دارد، درست مانند میخكوب كردن صفحات فلزّى به یكدیگر كه ما انجام مى‏دهیم. این، كاركرد كوه‏ها نسبت به ثبات زمین است؛ امّا كاركرد كوه‏ها نسبت به استقرار زندگى انسان، این است كه وجود كوه‏ها در زمین، خاك و صخره‏هاى موجود در سطح زمین را از جا به جا شدن و از بین رفتن، حفظ مى‏كند و آنها را از تأثیر توفان‏ها و گردبادها، نگه مى‏دارد و بدین سان، زمینه برقرارى یك زندگى انسانى و یكنواخت در كوه‏ها و دشت‏ها و درّه‏ها، فراهم مى‏آید. اگر سطح زمین، یكسره هموار و بدون كوه و ارتفاعات مى‏بود، همواره در معرض تغییر قرار داشت و دست‏خوش دگرگونى مى‏شد.

[10] فصّلت: 11.

[11] النازعات: 27- 32.

[12] الدروع الواقیة: ص 182، بحار الأنوار: ج 97 ص 192 ح 3.

[13] الشورى: 29.

[14] الرحمن: 29.

[15] النحل: 5- 8.

[16] گفتنى است كه از ذیل آیه:

« وَ یخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ‏؛ مى‏آفریند آنچه را نمى‏دانید»( نحل: آیه 8) استفاده‏مى‏شود كه قرآن، بیش از چهارده قرن پیش، پیدایش وسایلى را كه اخیراً براى حمل و نقل پدید آمده‏اند و نیز وسایلى را كه امكان پدید آمدن آنها در آینده وجود دارد، اجمالًا پیشگویى كرده است؛ زیرا همه وسایل جدیدى كه در اثر تلاش دانشمندان پدید آمده‏اند و خواهند آمد، در واقع، محصول یك سلسله قوانین ثابت و سنّت‏هاى تكوینى نظام آفرینش اند. تنها كارى كه دانشمندان انجام داده‏اند، آن قوانین را كشف كرده و به كار گرفته‏اند.

[17] ( 1) به همین جهت در آیه دیگر، كشتى- كه یك پدیده صنعتى است-، با چارپایان- كه پدیده‏اى طبیعى اند- در یك ردیف قرار گرفته و مستند به آفریدگار جهان شده است: « وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ ما تَرْكَبُونَ؛\E[ خداوند،] براى شما از كشتى و چارپایان، وسیله سوارى قرار داد»( زخرف: آیه 12) و در آیه دیگر آمده: « وَ خَلَقْنا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ ما یرْكَبُونَ‏\E؛ و براى آنها مانند آن( كشتى)، مركب‏هایى آفریدیم»( یس: آیه 42).