قرآن 11
1323. عنه: إنَّ اللَّهَ عز و جل أوحى إلى موسَى بنِ عِمرانَ علیه السلام: إذا وَقَفتَ بَینَ یدَی فَقِف مَوقِفَ الذَّلیلِ الفَقیرِ، وإذا قَرَأتَ التَّوراةَ فَأَسمِعنیها بِصَوتٍ حَزینٍ.
1323. امام صادق علیه السلام: خداوند عز و جل به موسى بن عمران علیه السلام وحى فرمود كه: «هر گاه در برابر من ایستادى، چونان شخص خوارِ نادار بِایست و هر گاه تورات مىخوانى، آن را با آواز حزین به من بشنوان».
1324. مصباح الشریعة- فیما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ علیه السلام-: مَن قَرَأَ القُرآنَ ولَم یخضَع للَّهِ، ولَم یرِقَّ قَلبُهُ، ولَم ینشِئ حُزناً ووَجَلًا فی سِرِّهِ، فَقَدِ استَهانَ بِعِظَمِ شَأنِ اللَّهِ، وخَسِرَ خُسراناً مُبیناً.
فَقارِئُ القُرآنِ یحتاجُ إلى ثَلاثَةِ أشیاءَ: قَلبٍ خاشِعٍ، وبَدَنٍ فارِغٍ، ومَوضِعٍ خالٍ؛ فَإذا خَشَعَ للَّهِ قَلبُهُ فَرَّ مِنهُ الشَّیطانُ الرَّجیمُ، قالَ اللَّهُ تَعالى: «فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیمِ»، وإذا تَفَرَّغَ نَفسُهُ مِنَ الأَسبابِ تَجَرَّدَ قَلبُهُ لِلقِراءَةِ فَلا یعتَرِضُهُ عارِضٌ فَیحرِمَهُ بَرَكَةَ نورِ القُرآنِ وفَوائِدَهُ، وإذَا اتَّخَذَ مَجلِساً خالِیاً وَاعتَزَلَ الخَلقَ بَعدَ أن أتى بِالخَصلَتَینِ الأوَّلَتَینِ استَأنَسَ روحُهُ وسِرُّهُ بِاللَّهِ عَزَّوَجلَّ، ووَجَدَ حَلاوَةَ مُخاطَباتِ اللَّهِ عز و جل عِبادَهُ الصّالِحینَ، وعَلِمَ لُطفَهُ بِهِم ومَقامَ اختِصاصِهِ لَهُم بِفُنونِ كَراماتِهِ وبَدایعِ إشاراتِهِ.
1324. مصباح الشریعة- در حدیثى كه به امام صادق علیه السلام نسبت داده است-: هر كس قرآن بخواند و براى خدا فروتنى نكند و دچار رقّت قلب نشود و اندوه و ترسى در درونش ایجاد نكند، عظمت مقام خدا را دست كم گرفته و آشكارا زیان كرده است.
پس قارى قرآن، به سه چیز نیاز دارد: دلِ خاكسار، بدن آسوده و جاى خلوت.
پس هر گاه دلش براى خدا خاشع (خاكسار) باشد، شیطانِ رانده شده، از او مىگریزد- كه خداوند متعال فرموده است: «پس چون قرآن مىخوانى، از شیطانِ رانده شده، به خدا پناه بر»- و هر گاه بدنش از مشغلهها آسوده باشد، دلش براى قرائت قرآن، آزاد مىشود و هیچ چیزى مانع نمىگردد تا او را از بركت نور قرآن و فواید آن، محروم سازد، و هر گاه خلوتى بگزیند و از خلق كناره گیرد و آن دو شرطِ نخست را نیز فراهم آورده باشد، روح و درونش با خداوند عز و جل انس مىگیرند و شیرینى خطابهاى خداوند عز و جل به بندگان نیكش را مىچشد، و درمىیابد كه او چه لطفى به آنان دارد و چه كرامتها و اشارتهاى بدیعى به ایشان اختصاص داده است.
1325. الكافی عن حفص: ما رَأَیتُ أحَداً أشَدَّ خَوفاً عَلى نَفسِهِ مِن موسَى بنِ جَعفَرٍ علیهما السلام، ولا أرجى لِلنّاسِ مِنهُ، وكانَت قِراءَتُهُ حُزناً، فَإِذا قَرَأَ فَكَأَنَّهُ یخاطِبُ إنساناً.
1325. الكافى- به نقل از حفص-: من هیچ كسى را ندیدهام كه مانند موسى بن جعفر علیه السلام بر خویشتن بیمناك باشد و نیز امیدوارتر از او را. قرآن خواندنش سوزناك بود و هنگامى كه قرآن مىخواند، گویا با انسانى رو در رو سخن مىگفت.
ز- جواب دادن
1345. مجمع البیان عن جابر بن عبداللَّه: لَمّا قَرَأَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله «الرَّحمنَ» عَلَى النّاسِ سَكَتوا فَلَم یقولوا شَیئاً، فَقالَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: الجِنُّ كانوا أحسَنَ جَواباً مِنكُم لَمّا قَرَأتُ عَلَیهِم «فَبِأَی آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ»[1] قالوا: لا ولا بِشَیءٍ مِن آلائِكَ رَبَّنا نُكَذِّبُ.
1345. مجمع البیان- به نقل از جابر بن عبد اللَّه-: چون پیامبر خدا صلى الله علیه و آله [سوره] «الرحمان» را براى مردم خواند، ساكت ماندند و چیزى نگفتند. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «جنّیان، بهتر از شما پاسخ گفتند. هنگامى كه آیه: «پس كدام یك از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنید» را برایشان خواندم، گفتند: پروردگارا! هیچ یك از نعمتهاى تو را انكار نمىكنیم».
فصل چهارم: كسانى كه قرآن خواندن برايِشان جايز نيست
1350. الإمام علی علیه السلام: سَبعَةٌ لا یقرَؤونَ القُرآنَ: الرّاكِعُ، وَالسّاجِدُ، وفِی الكَنیفِ، وفِی الحَمّامِ، وَالجُنُبُ، وَالنُّفَساءُ، وَالحائِضُ.
1350. امام على علیه السلام: هفت نفر نباید قرآن بخوانند: كسانى كه در ركوع، در سجده، در مستراح، در حمّام، در حال جنابت، در حال نفاس، و در حال حیض هستند. (کراهت نه حرمت)
1353. علل الشرائع عن زرارة ومحمّد بن مسلم عن الإمام الباقر علیه السلام: قالا: قُلنا لَهُ: الحائِضُ وَالجُنُبُ ... هَل یقرَآنِ مِنَ القُرآنِ شَیئاً؟ قالَ علیه السلام: نَعَم ما شاءا، إلَّاالسَّجدَةَ، ویذكُرانِ اللَّهَ عَلى كُلِّ حالٍ.
1353. علل الشرائع- به نقل از زُراره و محمّد بن مسلم-: به امام باقر علیه السلام گفتیم: آیا حائض و جُنُب مىتوانند چیزى از قرآن بخوانند؟
فرمود: «آرى، هر اندازه خواستند به استثناى [سورههاى] سجده. نیز مىتوانند در همه حال، نام خدا را ببرند».[2]
فصل پنجم: ختم كردن قرآن و مدّت آن:
فضیلت ختم قرآن
1359. عنه صلى الله علیه و آله: مَن خَتَمَ القُرآنَ فَكَأَنَّما ادرِجَتِ النُّبُوَّةُ بَینَ جَنبَیهِ، ولكِنَّهُ لا یوحى إلَیهِ.
1359. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: كسى كه قرآن را ختم كند، چنان است كه نبوّت در میان دو پهلویش قرار داده شده باشد، جز آن كه به او وحى نمىشود.
ج- دعا هنگام ختم قرآن
1376. المغنی عن داوود بن قیس: كانَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله یقولُ عِندَ خَتمِ القُرآنِ: اللَّهُمَّ ارحَمنی بِالقُرآنِ وَاجعَلهُ لی إماماً. وهُدىً ورَحمَةً، اللَّهُمَّ ذَكِّرنی مِنهُ ما نَسیتُ، وعَلِّمنی مِنهُ ما جَهِلتُ، وَارزُقنی تِلاوَتَهُ آناءَ اللَّیلِ وأطرافَ النَّهارِ، وَاجعَلهُ حُجَّةً لی یا رَبَّ العالَمینَ.
1376. المغنى- به نقل از داوود بن قیس-: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله پس از ختم كردن قرآن مىفرمود:
«خدایا! به حقّ قرآن، بر من رحم كن، و آن را براى من پیشوا و راهنما و رحمت قرار ده. خدایا! آنچه را كه از آن فراموش كردهام، به یادم آور، و آنچه را كه از آن نمىدانم، به من بیاموز، و تلاوتش را در اوقات شب و روز، روزىام فرما، و آن را برایم حجّت قرار ده، اى پروردگار جهانیان!».
1380. مكارم الأخلاق- فِی الدُّعاءِ عِندَ الفِراغِ مِن قِراءَةِ القُرآنِ-: اللَّهُمَّ إنّی قَد قَرَأتُ ما قَضَیتَ مِن كِتابِكَ الَّذی أنزَلتَ عَلىِ نَبِیكَ الصّادِقِ صَلَواتُكَ عَلَیهِ وآلِهِ، فَلَكَ الحَمدُ رَبَّنا، اللَّهُمَّ اجعَلنی مِمَّن یحِلُّ حَلالَهُ ویحَرِّمُ حَرامَهُ، ویؤمِنُ بِمُحكَمِهِ ومُتَشابِهِهِ، وَاجعَلهُ لی انساً فی قَبری، وانساً فی حَشری، وَاجعَلنی مِمَّن تُرَقّیهِ بِكُلِّ آیةٍ قَرَأَها دَرَجَةً فی أعلى عِلِّیینَ، آمینَ رَبَّ العالَمینَ.
1380. مكارم الأخلاق- در دعا به هنگام فراغت از خواندن قرآن-: خدایا! من، كتاب تو را كه بر پیامبر راستگویت- كه درودهاى تو بر او و خاندانش باد- فرو فرستادى و فرمان به خواندن آن دادى، خواندم. پس ستایش، تو راست، اى پروردگار ما!
بار خدایا! مرا از كسانى قرار ده كه حلال آن را حلال و حرامش را حرام مىدانند، و به محكم و متشابهش ایمان دارند. آن را در قبرم و در هنگام محشور شدنم، مونس من قرار ده، و مرا از كسانى قرار ده كه براى هر آیهاى كه مىخوانند، آنان را یك درجه در بالاترین منزلگاههاى بهشت، بالا مىبرى. آمین، اى پروردگار جهانیان!
مستجاب شدن دعا در هنگام ختم قرآن
1383. الكافی عن محمّد بن بشیر: قالَ عَلىُّ بنُ الحُسَینِ علیه السلام: مَن خَتَمَهُ [القُرآنَ] كانَت لَهُ دَعوَةٌ مُستَجابَةٌ مُؤَخَّرَةٌ أو مُعَجَّلَةٌ، قُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! خَتَمَهُ كُلَّهُ؟ قالَ: خَتَمَهُ كُلَّهُ.
1383. الكافى- به نقل از محمّد بن بشیر-: امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «هر كس قرآن را ختم كند، [نزد خدا] یك دعاى اجابت شده دارد، [حال، اجابت آن] دیر باشد یا زود».
گفتم: فدایت شوم! همه آن را ختم كند؟ فرمود: «همه آن را ختم كند».
فصل ششم: قاریان قرآن:
1388. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: لَیسَ القُرآنُ بِالتِّلاوَةِ، وَ لَا العِلمُ بِالرِّوایةِ، وَ لكِنَّ القُرآنَ بِالهِدایةِ، وَ العِلمَ بِالدِّرایةِ.[3]
1388. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: [ارزشِ] قرآن، به خواندن نیست، و [ارزشِ] علم، به نقل كردن نیست؛ بلكه [ارزشِ] قرآن، به هدایت شدن [به وسیله آن] است، و [ارزشِ] علم، به فهمیدن.
1389. عنه صلى الله علیه و آله: یأتی عَلَى النّاس زَمانٌ یتَعَلَّمونَ فیهِ القُرآنَ فَیحفَظونَ حُروفَهُ، وَ یضَیعونَ حُدودَهُ، فَوَیلٌ لَهُم مِمّا جَمَعوا ووَیلٌ لَهُم مِمّا ضَیعوا.[4]
1389. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: زمانى فرا مىرسد كه مردم، قرآن را یاد مىگیرند و كلماتش را حفظ مىكنند؛ امّا احكام آن را كنار مىگذارند. پس واى بر آنان از آنچه حفظ كردهاند، و واى بر آنان براى آنچه كنار گذاردهاند!
1390. عنه صلى الله علیه و آله: مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ فَلَم یعمَل بِهِ وآثَرَ عَلَیهِ حُبَّ الدُّنیا وزینَتَهَا، استَوجَبَ سَخَطَ اللَّهِ تَعالى، وَ كانَ فِی الدَّرَجَةِ مَعَ الیهودِ وَالنَّصارى، الَّذینَ ینبِذونَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهورِهِم.
1390. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هر كس قرآن را بیاموزد و به آن عمل نكند و دوستى دنیا و زیور آن را بر قرآن ترجیح دهد، مستوجب خشم خداوند متعال است و با یهود و نصارا كه كتاب خدا را پشت سرشان انداختند، همدرجه خواهد بود.
1395. عنه صلى الله علیه و آله: ما آمَنَ بِالقُرآنِ مَنِ استَحَلَّ مَحارِمَهُ.
1395. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: كسى كه حرامهاى قرآن را حلال بشمارد، به قرآن ایمان نیاورده است.
انواع قاریان
1404. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: یكونُ خَلفٌ مِن بَعدِ سِتّینَ سَنَةً أضاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهواتِ فَسَوفَ یلقَونَ غَیاً، ثُمَّ یكونُ خَلفٌ یَقرَؤونَ القُرآنَ لا یَعدو تَراقِیهُم ، وَ یَقرَأُ القُرآنَ ثَلاثَةٌ: مُؤمِنٌ و مُنافِقٌ وَ فاجِرٌ.[5]
1404. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: پس از شصت سال، نسلى جانشین شما مىآیند كه نماز را فرو مىنهند و از هوسها پیروى مىكنند و به زودى، [سزاى] گمراهى [شان] را خواهند دید.
سپس نسلى جانشین مىشوند كه قرآن مىخوانند؛ امّا از استخوان تَرقُوه آنان تجاوز نمىكند.[6] قاریان قرآن، سه دسته اند: مؤمن و منافق و فاسد.
(نماز خوان ها هم سه گروه هستند)
[1] الرحمن: 13.
[2] جمع میان این روایت و روایات پیش از آن، این است كه خواندن قرآن براى جُنُب و حائض مكروه است مگر سورههاى سجدهدار كه خواندن آنها حرام است.
[3] الفردوس: ج 3 ص 398.
[4] الفردوس: ج 5 ص 443.
[5] مسند ابن حنبل: ج 4 ص 78.
[6] یعنى قرآن، در دلشان وارد نمىشود.