نكوهش گروهى از قاریان
نكوهش گروهى از قاریان
1414. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: رُبَّ تالٍ لِلقُرآنِ وَ القُرآنُ یلعَنُهُ.
1414. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: چه بسا تلاوت كننده قرآن كه قرآن لعنتش مىكند.
(چه بسا نماز خوانی که نماز او را لعنت می کند)
1429. الإمام الباقر علیه السلام: مَن دَخَلَ عَلى إمامٍ جائِرٍ فَقَرَأَ عَلَیهِ القُرآنَ یریدُ بِذلِكَ عَرَضاً مِن عَرَضِ الدُّنیا، لُعِنَ القارِئُ بِكُلِّ حَرفٍ عَشرَ لَعَناتٍ، وَ لُعِنَ المُستَمِعُ بِكُلِّ حَرفٍ لَعنَةً.
1429. امام باقر: هر كس بر پیشوایى ستمگر وارد شود و براى رسیدن به مال و منالى از دنیا براى او قرآن بخواند، قارى به ازاى هر حرفى [كه مىخواند]، ده لعنت مىشود و شنونده به ازاى هر حرفى، یك لعنت مىشود.
سزاى گروهى از قاریان
1437. عنه صلى الله علیه و آله: یؤمَرُ بِرِجالٍ إلَى النّارِ، فَیقولُ اللَّه جَلَّ جَلالُهُ لِمالِكٍ: قُل لِلنّارِ: ... و لا تُحرِقی لَهُم ألسُناً فَقَد كانوا یكثِرونَ تِلاوَةَ القُرآنِ، قالَ:
فَیقولُ لَهُم خازِنُ النّارِ: یا أشقِیاءُ، ما كانَ حالُكُم؟ قالوا: كُنّا نَعمَلُ لِغَیرِ اللَّهِ تَعالى، فَقیلَ لَنا: خُذوا ثَوابَكُم مِمَّن عَمِلتُم لَهُ.
1437. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: [در روز قیامت] فرمان داده مىشود كه مردانى را به سوى آتش ببرند.
خداوند پر شكوه به مالك[1] مىفرماید: «به آتش بگو: ... زبانهاى آنها را نسوزان؛ چرا كه آنان زیاد قرآن تلاوت مىكردند».
نگهبان آتش به آنان مىگوید: اى بدبختها! مگر چگونه بودهاید؟
آنان مىگویند: ما براى غیر خداى متعال كار مىكردیم. پس به ما گفته شد كه: پاداش خود را از همان كسى بگیرید كه برایش كار كردهاید.
1440. الإمام الباقر عن آبائه علیهم السلام: أنّ عَلِیاً علیه السلام قالَ: إنَّ فی جَهَنَّمَ رَحاً تَطحَنُ (خَمساً) أفَلا تَسأَلونَ ما طَحنُها؟ فَقیلَ لَهُ: فَما طَحنُها یا أمیرَ المُؤمِنینَ؟ قالَ: العُلَماءُ الفَجَرَةُ، وَ القُرّاءُ الفَسَقَةُ، وَ الجَبابِرَةُ الظَّلَمَةُ، وَ الوُزَراءُ الخَوَنَةُ، وَ العُرَفاءُ الكَذَبَةُ.
1440. امام باقر- از پدرانش-: على علیه السلام فرمود: «در جهنّم، آسیابى است كه پنج گروه را آرد مىكند. آیا نمىپرسید كه چه چیزى را آرد مىكند؟».
گفته شد: چه چیزى را آرد مىكند، اى امیر مؤمنان؟
فرمود: «عالمان تبهكار، و قاریان گنهكار، و فرمانروایان ستمكار، و وزیران خیانتكار، و مباشران دروغگو را».
فصل یكم: نیاز به تفسیر و تأویل قرآن
1454. الإمام الرضا علیه السلام: مَن رَدَّ مُتَشابِهَ القُرآنِ إلى مُحكَمِهِ هُدِی إلى صِراطٍ مُستَقیمٍ.
1454. امام رضا علیه السلام: هر كس متشابه قرآن را به محكمِ آن ارجاع دهد، به راه راست، هدایتشده است. (اهدنا الصراط المستقیم)
وجوه قرآن
1457. عنه صلى الله علیه و آله: لا یفقَهُ الرَّجُلُ كُلَّ الفِقهِ، حَتّى یرى لِلقُرآنِ وُجوهاً كَثیرَةً.[2]
1457. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: انسان، فقیه (دینْآگاهِ) كامل نخواهد شد، مگر آن گاه كه براى قرآن، وجوه فراوانى بداند.
1459. الإمام علی علیه السلام- فی وَصِیتِهِ لِعَبدِ اللَّهِ بنِ عَبّاسٍ لَمّا بَعَثَهُ لِلِاحتِجاجِ عَلَى الخَوارِجِ-: لا تُخاصِمهُم بِالقُرآنِ؛ فَإِنَّ القُرآنَ حَمّالٌ ذو وُجوهٍ، تَقولُ ویقولونَ، ولكِن حاجِجهُم بِالسُّنَّةِ، فَإِنَّهُم لَن یجِدوا عَنها مَحیصاً.
1459. امام على علیه السلام- در توصیه به عبد اللَّه بن عبّاس، آن گاه كه او را براى متقاعد كردن خوارج فرستاد-: با آنها با قرآن، بحث مكن؛ زیرا قرآن وجوه گوناگون دارد. تو مىگویى و آنها مىگویند؛ بلكه [با استناد] به سنّت با آنها احتجاج كن؛ چرا كه در برابر سنّت، راه گریزى [و توجیهى] نمىیابند.
1461. الإمام الصادق علیه السلام: كِتابُ اللَّهِ عَلى أربَعَةِ أشیاءَ: عَلَى العِبارَةِ و َالإِشارَةِ وَاللَّطائِفِ وَالحَقائِقِ؛ فَالعِبارَةُ لِلعَوامِّ، وَ الإِشارَةُ لِلخَواصِّ، وَ اللَّطائِفُ لِلأَولِیاءِ، وَ الحَقائِقُ لِلأَنبِیاءِ.
1461. امام صادق علیه السلام: كتاب خدا بر چهار چیز است: عبارت،[3] اشارت، لطایف، و حقایق.
عبارت، براى عامّه مردم است. اشارت براى خواص است. لطایف براى اولیاست و حقایق براى انبیا.
قرآن، ظاهر و باطنى دارد
1464. الإمام علی علیه السلام: إنَّ القُرآنَ ظاهِرُهُ أنیقٌ وَ باطِنُهُ عَمیقٌ، لا تَفنى عَجائِبُهُ، وَ لا تَنقَضی غَرائِبُهُ، وَ لا تُكشَفُ الظُّلُماتُ إلّا بِهِ.
1464. امام على علیه السلام: قرآن، ظاهرش زیبا و باطنش ژرف است، شگفتىهایش پایان نمىیابند، غرایبش تمام نمىشوند و تاریكىها جز با آن زدوده نمىگردند.
1467. المحاسن عن جابر: سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ علیه السلام عَن شَیءٍ مِن التَفسیرِ فَأَجابَنی، ثُمَّ سَأَلتُهُ عنهُ ثانِیةً فَأَجابَنی بِجَوابٍ آخَرَ، فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ! كُنتَ أجبتنی فی هذِهِ المَسأَلَةِ بِجَوابٍ غَیرِ هذا قَبلَ الیومِ، فَقالَ علیه السلام لی: یا جابِرُ، إنَّ لِلقُرآنِ بَطناً، وَ لِلبَطنِ بطناً وله ظهر وللظهر ظَهرٌ، یا جابِرُ، لَیسَ شَیءٌ أبعَدَ مِن عُقولِ الرِّجالِ مِن تَفسیرِ القُرآنِ، إنَّ الآیةَ یكونُ أوَّلُها فی شَیءٍ وآخِرُها فی شَیءٍ، وهُوَ كَلامٌ مُتَّصِلٌ مُنصَرِفٌ عَلى وُجوهٍ.
1467. المحاسن- به نقل از جابر-: از امام باقر علیه السلام در باره تفسیر چیزى از قرآن پرسیدم و ایشان پاسخى به من داد. سپس در روزى دیگر، همان سؤال را از ایشان پرسیدم و ایشان پاسخ دیگرى به من داد.
گفتم: قربانت گردم! قبلًا به این سؤال من، پاسخى غیر از پاسخ امروز دادید.
در جواب من فرمود: «اى جابر! قرآن، باطنى دارد و باطن آن هم باطنى دارد. همچنین ظاهرى دارد و ظاهر آن هم ظاهرى دارد. اى جابر! هیچ چیزى به اندازه تفسیر قرآن، از دسترس خِردهاى مردان، به دور نیست. آیه [ى قرآن] آغازش در باره چیزى است و آخرش در باره چیزى دیگر. قرآن، گفتارى پیوسته و قابل حمل به وجوه (معانىِ) گوناگون است».
شمارِ بطنهاى قرآن
1474. الإمام الصادق علیه السلام: القُرآنُ كُلُّهُ تَقریعٌ، وَ باطِنُهُ تَقریبٌ[4].
1474. امام صادق علیه السلام: قرآن، همهاش سرزنش است و باطن آن، نزدیك كردن است.
فصل دوم: شناخت تفسیر و تأویل
1508. عنه علیه السلام: لَو وَجَدتُ لِعِلمِی الَّذی آتانِی اللَّهُ عز و جل حَمَلَةً، لَنَشَرتُ التَّوحیدَ وَالإِسلامَ وَالإِیمانَ وَالدّینَ وَالشَّرایعَ مِنَ الصَّمَدُ.
1508. امام باقر علیه السلام: اگر براى دانشِ خود- كه خداوند عز و جل به من داده است- كسانى را مىیافتم كه آن را تحمّل كنند، هر آینه از كلمه «صمد»، توحید و اسلام و ایمان و دین و احكام را نشر مىدادم.
1510. الإمام الصادق علیه السلام: إنّا أهلُ بَیتٍ لَم یزَلِ اللَّهُ یبعَثُ فینا مَن یعلَمُ كِتابَهُ مِن أوَّلِهِ إلى آخِرِهِ.
1510. امام صادق علیه السلام: ما خاندانى هستیم كه خداوند، پیوسته در میان ما كسى را بر مىانگیزد كه كتاب او را از آغاز تا پایانش مىداند.
1521. الإمام علی علیه السلام: لا تَسأَلُونِّی عَن آیةٍ فی كِتابِ اللَّهِ، ولا عَن سُنَّةٍ عَن رَسولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله إلّاأنَبأتُكُم بِذلِكَ.[5]
1521. امام على علیه السلام: در باره هیچ آیهاى از كتاب خدا و هیچ سنّتى از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله از من نمىپرسید، مگر این كه شما را از آن خبر مىدهم.
1527. الإمام علی علیه السلام: لَو شِئتُ لَأَوقَرتُ سَبعینَ بَعیراً فی تَفسیرِ فاتِحَةِ الكِتابِ.
1527. امام على علیه السلام: اگر مىخواستم، هفتاد شتر را از تفسیر «فاتحة الكتاب» بار مىكردم.
[1] مالك، نام نگهبان دوزخ است.
[2] تفسیر الثعالبی: ج 1 ص 138.
[3] منظور از« عبارت»، الفاظ و معانى ظاهرى آنهاست.
[4] قال الصدوق قدس سره فی ذیل الحدیث: یعنی بذلك أنّه من وراء آیات التوبیخ والوعید آیات الرحمة والغفران.
[5] تفسیر ابن كثیر: ج 7 ص 390 عن أبی الطفیل وراجع: جامع بیان العلم وفضله: ج 1 ص 114 وتفسیر نور الثقلین: ج 5 ص 646 ح 21.