فصل چهارم: نمونه‏هایى از احادیث تفسیرى‏

آیاتى كه با آیات دیگر، تفسیر مى‏شوند

1546. عنه علیه السلام‏- فی جَوابِ مَسائِلَ أرسَلَها قَیصَرُ مَلِكُ الرّومِ-: أمّا قَولُهُ: صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِمْ ‏[1] فَتِلكَ النِّعمَةُ الَّتی أنعَمَهَا اللَّهُ عَلى‏ مَن كانَ قَبلَنا مِنَ النَّبِیینَ وَالصِّدّیقینَ ‏[2]، فَنَسأَلُ رَبَّنا أن ینعِمَ عَلَینا.

1546. امام على علیه السلام‏- در پاسخِ پرسش‏هایى كه قیصر، فرمان‏رواى روم، فرستاده بود-: امّا سخن خداوند كه: «راه آنان كه به ایشان نعمت دادى»، این نعمت، همان نعمتى است كه خداوند به پیامبران و صدّیقان (راستْ‏دینانِ) پیشین، عطا كرد[3]. از پروردگارمان مى‏خواهیم كه به ما نیز عطا فرماید.

1547. الإمام العسكری علیه السلام‏- فِی التَّفسیرِ المَنسوبِ إلَیهِ-: قَولُهُ تَعالى‏: غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ‏ قالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام: أمَرَ اللَّهُ عز و جل عِبادَهُ أن یسأَلوهُ طَریقَ المُنعَمِ عَلَیهِم؛ وهُمُ: النَّبِیونَ وَالصِّدّیقونَ وَالشُّهَداءُ وَالصّالِحونَ، وأن یستَعیذوا (بِهِ) مِن طَریقِ المَغضوبِ عَلَیهِم؛ وهُمُ الیهودُ، الَّذینَ قالَ اللَّهُ تَعالى‏ فیهِم: قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَیهِ‏[4]، وَ أن یستَعیذوا بِهِ مِن طَریقِ الضّالّینَ، وهُمُ الَّذینَ قالَ اللَّهُ تَعالى‏ فیهِم: قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِكُمْ غَیرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ‏[5] وَ هُمُ النَّصارى‏.

ثُمَّ قالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام: كُلُّ مَن كَفَرَ بِاللَّهِ فَهُوَ مَغضوبٌ عَلَیهِ، وضالٌّ عَن سَبیلِ اللَّهِ عز و جل.

1547. امام عسكرى علیه السلام‏- در تفسیر منسوب به ایشان-: [در باره‏] این سخن خداوند متعال: «غیر از خشم شدگان، و نه گم‏راهان»، امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «خداوند عز و جل، به بندگانش دستور داده كه راه نعمت داده شدگان را از او طلب كنند- و نعمت داده‏شدگان، عبارت‏اند از: پیامبران، صدّیقان، شهدا، صالحان-، و به خداوند، پناه ببرند از خشم شدگان، كه یهودند، و خداوند متعال در باره آنان فرموده است: «بگو: آیا شما را به بدتر از [صاحبان‏] این كیفر در پیشگاه خداوند، خبر دهم؟ همانان كه خدا لعنتشان كرده و بر آنان خشم گرفته است» و نیز [فرمان داده كه‏] پناه ببرند به او از راه گم‏راهان، و آنان كسانى هستند كه خداوند متعال در باره‏شان فرموده است: «بگو: اى اهل كتاب! در دین خود به ناحق، گزافه‏گویى نكنید، و از هوس گروهى كه پیش‏تر گم‏راه شدند و بسیارى را [هم‏] گم‏راه كردند و [خود] از راه میانه منحرف گردیدند، پیروى نكنید» و آنان، مسیحیان هستند».

سپس امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «هر كس به خداوند، كافر شود، بر او خشم شده و از راه خداوند عز و جل گم‏راه گشته است».

تفسیر لفظى‏

1563. الإمام الحسین علیه السلام‏- فی قَولِهِ تَعالى‏: الصَّمَدُ [6]-: الصَّمَدُ: الَّذی لا جَوفَ لَهُ. وَالصَّمَدُ: الَّذی قَدِ انتَهى‏ سُؤدَدُهُ. وَالصَّمَدُ: الَّذی لا یأكُلُ وَ لا یشرَبُ. وَالصَّمَدُ: الَّذی لا ینامُ. وَالصَّمَدُ: الدّائِمُ الَّذی لَم یزَل و لایزالُ.

1563. امام حسین علیه السلام‏- در باره این سخن خداوند متعال: «صَمَد»-: صمد، كسى است كه درونى تهى ندارد (میان‏پُر است). صمد، كسى است كه در نهایتِ سَرورى است. صمد، كسى است كه نمى‏خورد و نمى‏آشامد. صمد، كسى است كه نمى‏خوابد. صمد، پاینده ازلى و ابدى است.

تفسیر مصداقى

1580. عنه علیه السلام: مَن ذَكَرَ اللَّهَ عز و جل فِی السِّرِّ فَقَد ذَكَرَ اللَّهَ كَثیراً، إنَّ المُنافِقینَ كانوا یذكُرونَ اللَّهَ عَلانِیةً وَ لا یذكُرونَهُ فِی السِّرِّ، فَقالَ اللَّهُ: یراؤُنَ النَّاسَ وَ لا یذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا[7].

1580. امام على علیه السلام: هر كس خداوند عز و جل را در نهان یاد كند، هر آینه خدا را بسیار یاد كرده است. منافقان در آشكار، خدا را یاد مى‏كردند و در نهان، یادش نمى‏كردند. پس خداوند فرمود: «با مردم ریا مى‏كنند و خدا را جز اندكى یاد نمى‏كنند».

(نماز مستحبی در خفا و نماز شب در تاریکی شب یاد کردن خداست)

1587. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله‏- فی قَولِهِ تَعالى‏: وَ مَنْ یؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیراً كَثِیراً[8]-: الحِكمَةُ القُرآنُ.

1587. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله‏- در باره این سخن خداى متعال: «و هر كه حكمت یابد، خیرى فراوان یافته است»-: حكمت، همان قرآن است.

1589. تفسیر العیاشی عن سلیمان بن خالد: سَأَلتُ أبا عَبدِاللَّهِ علیه السلام عَن قَولِ اللَّهِ: وَ مَنْ یؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیراً كَثِیراً، فَقالَ: إنَّ الحِكمَةَ المَعرِفَةُ وَالتَّفَقُّهُ فِی الدّینِ، فَمَن فَقِهَ مِنكُم فَهُوَ حَكیمٌ.

1589. تفسیر العیاشى‏- به نقل از سلیمان بن خالد-: از امام صادق علیه السلام در باره این سخن خداوند: «و هر كه حكمت یابد، خیرى فراوان یافته است» پرسیدم. فرمود: «حكمت، شناخت و فهم دین است. پس هر كس از شما فهم یافت، او حكیم است». (منبع شناخت دین قرآن است)

تفسير اشارى‏

1640. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: إنَّ القُرآنَ نَزَلَ جَمیعُهُ عَلى‏ مَعنى‏: إیاكِ أعنی وَاسمَعی یا جارَةُ.

1640. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: قرآن، تمامش مطابق ضرب المثلِ «به در مى‏گويم كه ديوار بشنود» نازل شده است.

خشيت، محصول علم است‏

1675. عنه علیه السلام: إذا زادَ عِلمُ الرَّجُلِ زادَ أدَبُهُ وتَضاعَفَت خَشیتُهُ لِرَبِّهِ.

1675. امام على عليه السلام: هر گاه دانش انسان افزون شود، بر ادبش افزوده مى‏شود و بيم وى از پروردگارش دو چندان مى‏گردد.

اين احاديث و مشابه آنها، در حقيقت، تفسير آيه‏هاى زيرند:

إِنَّما یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ.[9]

«از بندگان خدا، تنها دانايان اند كه از خدا مى‏ترسند».

إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یتْلى‏ عَلَیهِمْ یخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً* وَ یقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا* وَ یخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یبْكُونَ وَ یزِیدُهُمْ خُشُوعاً.[10]

«كسانى كه پيش از نزول آن، بديشان علم داده شده، وقتى بر آنها تلاوت مى‏شود، سجده‏كنان به رو در مى‏افتند و مى‏گويند: پروردگار ما منزّه است. وعده پروردگار ما قطعاً تحقّق يافتنى است. به رو در مى‏افتند و مى‏گريند و بر خشوعشان مى‏افزايد».

اخلاص، حكمت به بار مى‏آورد

1677. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: ما أخلَصَ عَبدٌ للَّهِ عز و جل أربَعینَ صَباحاً إلّاجَرَت ینابیعُ الحِكمَةِ مِن قَلبِهِ‏

1677. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بنده خداى عز و جل، خويشتن را چهل روز براى خدا خالص نكرد، مگر آن كه چشمه‏هاى حكمت از دلش بر زبانش جارى گشت.

اين احاديث، در حقيقت، تفسير آيه زيرند:

وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ‏.[11]

«كسانى كه در راه ما مجاهدت مى‏كنند، قطعاً به راه‏هايمان هدايتشان مى‏كنيم، و خداوند با نيكوكاران است».

عمل به دانسته‏ها، دانش به بار مى‏آورد

1683. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: مَن عَمِلَ بِما یعلَمُ وَرَّثَهُ اللَّهُ عِلمَ ما لَم یعلَم.

1683. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كه به آنچه مى‏داند، عمل كند، خداوند، دانش آنچه را نمى‏داند، به او ارزانى مى‏دارد.

1685. الإمام علی علیه السلام: ما زَكا العِلمُ بِمِثلِ العَمَلِ بِهِ.

1685. امام على عليه السلام: هيچ چيزى مانند عمل، دانش را رشد نمى‏دهد.

نكته‏

اين احاديث، در حقيقت، تفسير دو آيه زيرند:

وَ إِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِینُ‏.[12]

«اگر از او اطاعت كنيد، راه يافته‏ايد، و بر پيامبر، جز رساندن آشكار، تكليفى نيست».

گناه، دل را تار و بيمار و فاسد مى‏كند

1686. رسول اللَّه صلى الله علیه و آله: وَجَدتُ الخَطیئَةَ سَواداً فِی القَلبِ، وشَیناً فِی الوَجهِ، ووَهناً فِی العَمَلِ.[13]

1686. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خطا را سياهىِ در دل و عيبِ در سيما و سستىِ در عمل يافتم.

(یک علت سستی در نماز، گناه است)

نكته‏

اين احاديث، در حقيقت، تفسير آيه زيرند:

كَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا یكْسِبُونَ‏.[14]

«چنين نيست؛ بلكه آنچه كرده‏اند، بر دل‏هايشان زنگار نهاده است».

فصل پنجم: آفات تفسير و تأويل‏

اشتباه در تفسير

1691. عنه صلى الله علیه و آله: أكثَرُ ما أتَخَوَّفُ عَلى‏ امَّتی مِن بَعدی رَجُلٌ یتَأَوَّلُ القُرآنَ یضَعُهُ عَلى‏ غَیرِ مَواضِعِهِ، ورَجُلٌ یرى‏ أنَّهُ أحَقُّ بِهذَا الأَمرِ مِن غَیرِهِ.[15]

1691. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بيشترين چيزى كه پس از [مرگ‏] خود، از آن بر امّتم مى‏ترسم، وجود مردى است كه قرآن را نابه‏جا تأويل [و تفسير] كند، و مردى كه خود را به اين كار (خلافت و جانشينى من)، سزاوارتر از غير خود بداند.

5/ 2 أَلهَوى‏

1696. الإمام علی علیه السلام: كَم مِن ضَلالَةٍ زُخرِفَت بِآیةٍ مِن كِتابِ اللَّهِ، كَما یزَخرَفُ الدِّرهَمُ النُّحاسُ بِالفِضَّةِ المُمَوَّهَةِ.

1696. امام على عليه السلام: بسا گم‏راهى‏اى كه با آيه‏اى از كتاب خدا آراسته شود، همچنان كه درهم مسى با روكشى از نقره آراسته مى‏گردد!

1698. عنه علیه السلام‏- فی ذِكرِ المَلاحِمِ-: یعطِفُ الهَوى‏ عَلَى الهُدى‏ إذا عَطَفُوا الهُدى‏ عَلَى الهَوى‏، ویعطِفُ الرَّأی عَلَى القُرآنِ إذا عَطَفُوا القُرآنَ عَلَى الرَّأی.

1698. امام على عليه السلام‏- در بيان حوادث مهمّ آينده-: [مهدى عليه السلام‏] اميال را تابع راه راست مى‏كند، آن گاه كه مردم، راه راست را تابع اميال كرده‏اند، و رأى را تابع قرآن مى‏سازد، آن گاه كه مردم، قرآن را تابع رأى [و نظرات شخصى‏] كرده‏اند.

رأى

1706. الإمام الصادق علیه السلام: مَن فَسَّرَ بِرَأیهِ آیةً مِن كِتابِ اللَّهِ فَقَد كَفَرَ.

1706. امام صادق عليه السلام: هر كس يك آيه از كتاب خدا را [با رأى خود] تفسير كند، بى گمان، كافر شده است.

1707. عنه علیه السلام: مَن فَسَّرَ القُرآنَ بِرَأیهِ فَأَصابَ لَم یؤجَر، وإن أخطَأَ كانَ إثمُهُ عَلَیهِ.

1707. امام صادق عليه السلام: هر كس قرآن را به رأى خود، تفسير كند و تفسيرش درست باشد، مأجور نيست، و اگر نادرست باشد، گناهكار است.

نادانى

1711. الإمام زین العابدین علیه السلام: إنَّ أهلَ البَصرَةِ كَتَبوا إلَى الحُسَینِ بنِ عَلِی علیه السلام یسأَلونَهُ عَنِ‏ الصَّمَدِ، فَكَتَبَ إلَیهِم:

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، أمّا بَعدُ، فَلا تَخوضوا فِی القُرآنِ ولا تُجادِلوا فیهِ، ولا تَتَكَلَّموا فیهِ بِغَیرِ عِلمٍ، فَقَد سَمِعتُ جَدّی رَسولَ اللَّهِ صلى الله علیه و آله یقولُ: «مَن قالَ فِی القُرآنِ بِغَیرِ عِلمٍ فَلیتَبَوَّأ مَقعَدَهُ مِنَ النّارِ»، وإنَّ اللَّهَ سُبحانَهُ قَد فَسَّرَ الصَّمَدَ فَقالَ‏ اللَّهُ أَحَدٌ* اللَّهُ الصَّمَدُ. ثُمَّ فَسَّرَهُ فَقالَ: لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ* وَ لَمْ یكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ.

1711. امام زين العابدين عليه السلام‏: بصريان نامه‏اى به حسين بن على عليه السلام نوشتند و در باره معناى‏ «صمد» از ايشان سؤال كردند.

ايشان به آنان نوشت: «به نام خداى بخشاينده بخشايشگر. امّا بعد، در قرآن فرو نرويد و در باره آن، مجادله نكنيد، و ندانسته در باره آن، سخن مگوييد؛ زيرا من از جدّم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى‏فرمايد:" هر كس ندانسته در قرآن سخن بگويد، جايگاهش آتش است". خداوند پاك، خود،" صمد" را تفسير كرده و فرموده است: «خدا يكتاست. خدا صمد است». سپس آن را تفسير كرده و فرموده است: «نه فرزندى دارد و نه فرزند كسى است و هيچ كس، همتاى او نيست»».

1712. الإمام الباقر علیه السلام: ما عَلِمتُم فَقولوا، وما لَم تَعلَموا فَقولوا: اللَّهُ أعلَمُ، إنَّ الرَّجُلَ لَینتَزِعُ‏[16] الآیةَ مِنَ القُرآنِ یخِرُّ فیها أبعَدَ ما بَینَ السَّماءِ وَالأَرضِ.

1712. امام باقر عليه السلام: آنچه را كه مى‏دانيد، بگوييد و چيزى را كه نمى‏دانيد، بگوييد: خدا داناتر است. همانا مرد، آيه‏اى را از قرآن بيرون مى‏كشد[17] و در آن، به فاصله‏اى دورتر از ميان آسمان و زمين، فرو مى‏افتد.[18]


[1] الفاتحة: 7.

[2] الإشارة إلى آیة 69 من سورة النساء.

[3] اشاره به آیه 69 سوره نساء است.

[4] المائدة: 60.

[5] المائدة: 77.

[6] الإخلاص: 2.

[7] النساء: 142.

[8] البقرة: 269.

[9] الفاطر: 28.

[10] الإسراء: 107- 109.

[11] العنكبوت: 69.

[12] النور: 54.

[13] حلیة الأولیاء: ج 2 ص 161.

[14] المطففین: 14.

[15] المعجم الأوسط: ج 2 ص 242 ح 1865 عن عمر؛ منیة المرید: ص 369 ولیس فیه ذیله.

[16] لینزع الآیة، أی یستخرجها لیستدلّ بها على مطلوبه( مرآة العقول: ج 1 ص 137).

[17] يعنى آن را از قرآن استخراج مى‏كند تا به وسيله آن به درستىِ مطلوب و رأى خويش استدلال نمايد.

[18] يعنى به فاصله‏اى اين‏چنين، از معناى حقيقى آن، دور مى‏شود.