داستان 1
تسخیر روح
آیت الله مصباح یزدی فرمودند: علاّمه طباطبایی از اخوی محترمشان سید محمّد حسن طباطبایی معروف به الهی، نقل کردند که ایشان شاگردی داشت که علم تسخیر ارواح را میدانست، الهی نقل کردند: من از او خواستم ارواح برخی از علما را حاضر کند، او این کار را انجام داد و من از آنان سؤالاتی کردم. همه آنهایی را که از او خواسته بودم حاضر کند حاضر کرد، به جز دو نفر که نتوانست آنها را حاضر کند. به او گفتم: روح علامه علی قاضی ـ عالم عارف و معلم اخلاق ـ را حاضر کن. او روح ایشان را حاضر کرد، من از آن پرسیدم: چرا آن دو نفر حاضر نمیشوند؟! قاضی فرمودند: به خاطر اینکه آنها از ملازمین حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام هستند.
سپس از آن شخص خواستم روح پدرم را حاضر کند، روح پدرم حاضر شد، از ایشان پرسیدم: شما از من راضی هستید؟ آن شخص گفت: پدر شما می فرماید از شما گلهمندم و مسئلهای را در مورد من بیان فرمود. فرمود: از محمّد حسین هم گله دارم که مرا در ثواب تفسیری که نوشته است (المیزان)، شریک قرار نداده است.
علامه طباطبایی فرمودند: شخصیکه برای برادرم تسخیر ارواح کرده بود، خودش نزد من آمد و این مطلب را به من گفت. من گریه کردم و گفتم: نمی دانستم تفسیری که نوشتهام ثواب هم دارد تا پدرم را در آن شریک قرار دهم. بعد از این جریان پدرم را شریک در ثواب تفسیر قرار دادم. دفعه بعد آن شخص روح پدرم را حاضر کرده بود، او را خوشحال یافته و به او فرموده بود: ثواب تفسیر به من هم رسید. [1]
دعای دفع بلاء
آیت الله علی پناه اشتهاردی ـ از علما و مدرسان حوزه علمیه قم ـ فرمودند: در یکی از ایام، حضرت امام خمینی قدس سره در درس اخلاق فرمودند: (برای دفع بلا) این دعا را هفت بار بخوانید: « اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ادْفَعْ عَنَّا الْبَلاءَ الْمُبْرَمَ مِنَ السَّمَاءِ إِنَّكَ عَلى كُلِ شَيْءٍ قَدِيرٌ » و افزودند: این سید را دعا کنید. بعد معلوم شد مقصودشان آیت الله سید احمد خوانساری بوده است که در آن زمان دچار کسالت شدید شده بودند، و اضافه فرمودند: ایشان در دنیا از نظر تقوا نظیر ندارند. [2]
خبر از پیروزی انقلاب
آیت الله علی پناه اشتهاردی از آیت الله میرزا جواد تهرانی نقل کرد که روزی ایشان در جلسه تفسیر خود، اسم امام خمینی قدس سره را آورده و فرمودند: سلام الله علیه. و بعد افزودند: به من اعتراض نکنید که چرا گفتم: سلام الله علیه؛ زیرا ما در نماز میگوییم: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» و امام از صالحین است.
یکی از دوستان به نقل از عدّهای از دوستان موثّقش فرمود: ما در حدود سالهای 42 و 43 ـ که امام خمینی در تبعید بودند ـ خدمت آیت الله عبّاس تهرانی ـ از علمای قم ـ رسیدیم و در مورد امام با ایشان صحبت کردیم. ایشان فرمودند: آیت الله خمینی به وطن بازمی گردد و پیش از برگشتن، شاه را از مملکت بیرون می کند و پس از برگشتن، خود حکومت اسلامی تشکیل می دهد و بالاخره حکومت او به قیام حضرت مهدی ـ ارواحنا فداه ـ متّصل می شود.
این صحبتها در آن سالهای اختناق و فشار خیلی تازگی داشت، ولی خواست خداوند بر تحقق انقلاب اسلامی تعلق گرفته بود و انجام شد آنچه که انجام شد. [3]
[1]. روزنه هایی از عالم غیب ؛ آیت الله محسن خرازی؛ ص 216
[2]. روزنه هایی از عالم غیب ؛ آیت الله محسن خرازی؛ ص 240
[3]. روزنه هایی از عالم غیب ؛ آیت الله محسن خرازی؛ ص 241