ريشه اخلاص‏

امام امیرالمؤمنین عليه السلام مى ‏فرمايد: «الاخلاصُ ثَمَرةُ اليَقين» «فهرست غررالحكم‏» اخلاص، نتيجه يقين است.

ممكن است انسان به خدا و قيامت و پاداش و ... علم داشته باشد، ولى علم انسان، تا به مرحله يقين و باور نرسد، آن تأثير گذارى لازم را نخواهد داشت. همه مى‏دانند كه مرده، قادر بر انجام كارى نيست، امّا خيلى‏ها، در همان حال، از مرده مى‏ترسند.

اگر يقين داشته باشيم كه عالم، محضر خداست، عزت و ذلّت به دست اوست، دنيا و جلوه‏ هاى آن، سرمايه هايى كم سود و گذرا و فريبنده است، به اخلاص در عمل كشيده مى ‏شويم.

(صفحه 135)

نشانه‏ هاى اخلاص‏

1- بى‏توقعى از ديگران‏

امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام در كودكى بيمار شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله و جمعى از اصحاب به عيادت رفتند و به امیرالمؤمنین عليه السلام پيشنهاد كردند كه براى شفاى آن دو، نذر كنند. نذر كردند كه اگر شفا يابند، سه روز روزه بگيرند. خداوند آن دو فرزند را شفا داد. على و فاطمه عليها السلام در وفاى به‏ نذر، روزه گرفتند. آن بزرگواران، خود به زحمت نانى براى خويش در خانه مى‏پختند. هنگام افطار در اولين روز، بينوايى به در خانه آمد. آنان غذا و نان خود را به او دادند و خود، با آب افطار كردند. روز دوّم و سوّم هم اين ماجرا تكرار شد. خانواده كه سه روز، بى غذا روزه گرفته بودند، با رنگ پريده خدمت پيامبر رسيدند.

سوره دهر درباره آنان نازل شد كه اشاره به اين عمل خالصانه دارد: «إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَانُرِيدُ مِنكُمْ جَزَآءً وَلَا شُكُوراً» «انسان، آيه 9» ما شما را بخاطر خدا، اطعام مى‏دهيم و از شما هيچ پاداش و سپاسى نمى‏خواهيم.

انسان ممكن است گاهى بدون پول، كار كند ولى مايل باشد كارش در جامعه مطرح باشد.

گاهى با زبان مى‏گويد كه توقّع پاداش ندارد ولى در دل، مى‏خواهد. گاهى اگر از كار خوب و فعاليت هايش قدردانى نمى ‏شود، دلسرد و ناراحت مى ‏شود و اگر به تناسب مقامش از او احترام به عمل نمى ‏آيد، دلگير مى‏گردد. اين‏ها نشانه‏ هاى عدم اخلاص است.

2- توجّه به تكليف، نه عنوان‏

نشانه ديگر اخلاص، آن است كه انسان در عمل، دنبال كارى برود كه ضرورى و تكليف است و بر زمين مانده، هر چند پول و عنوان و شهرت در آن نباشد و براى انسان، رفاه و درآمد و اعتبار اجتماعى فراهم نياورد. مثل خدمت در مناطق محروم يا روستاها و محيط هاى كوچك و دور دست و بد آب و هوا.

3- پشيمان نشدن از كار

كسى كه براى خدا كار مى ‏كند و از ديگران انتظارى ندارد، هرگز از كارش پشيمان نمى ‏شود، زيرا چون براى خداوند كار كرده، اجر خود را برده است، چه نتيجه دنيايى و مطلوب بدهد يا نه.

اگر بخاطر خدا براى ديدار مؤمنى يا عيادت بيمارى رفتيد، و در منزل نبود يا امكان ديدار فراهم نشد، پشيمان نمى‏شويد، چون ثواب خويش را برده ‏ايد. اگر ما هر روز، از احترام‏ ها، پذيرايى ‏ها، خدمت‏ها و همكارى‏ها پشيمان مى ‏شويم، بايد در «قصد قربت» خود، تجديد نظر كنيم.

4- يكسانى استقبال يا بى‏اعتنايى مردم‏

اگر كسى از استقبال مردم شاد شود و از بى اعتنايى شان دلسرد گردد، نشان ضعف اخلاص است. البته ممكن است كسى توجيه كند كه خوشحالى من از آن جهت است كه مردم دور حق جمع مى ‏شوند و ناراحتى‏ام از سردى مردم نسبت به دين و ايمان است، ولى گذشته از اين توجيه، بايد ديد در دل چه مى‏گذرد.

اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است: «للمرائى ثلاثُ عَلامات: يَكْسَلُ اذا كانَ وَحْدَهُ وَ يَنْشَطُ اذا كانَ فىِ النّاسِ، وَ يزيدُ فى العَمَل اذا اثِنَى عَليِه وَ يَنْقُصُ اذا ذُمَّ» «محجةالبيضاء، ج 6، ص 144» رياكار، سه نشان دارد: وقتى تنهاست، با كسالت و بى حالى است، وقتى با مردم است، نشاط (در عبادت و عمل) پيدا مى ‏كند، اگر تعريفش كنند، كار بيشترى مى ‏كند، و اگر بدگويى كنند، كم كارى مى ‏كند.

5- يكى بودن ظاهر و باطن‏

امیرالمؤمنین عليه السلام مى ‏فرمايد: «مَنْ لَمْ يَخْتَلِف سِرُّهُ وَ عَلانيّتهُ وَ فِعلُه و مقالَتُه فَقَدْ ادّى‏ الامانَةَ وَ اخْلَصَ العِبادةَ» «نهج البلاغه، نامه 26» كسى كه ظاهر و باطنش يكسان و گفته و عملش هماهنگ باشد، امانت الهى را ادا كرده و عبادت را خالص انجام داده است.

(صفحه 137)