«إِياكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»

تنها تو را مى ‏پرستيم و تنها از تو يارى مى ‏طلبيم.

نمازگزار، حتّى اگر تنها باشد، جمله را به صورت جمع مى‏گويد، تا خود را در ميان عبادت كنندگان قرار دهد. شايد عبادت ناقص او، ميان عبادت خالصان و آبرومندان، به‏ حساب آيد و قبول شود.

تعبير جمعى، اين درس را مى ‏دهد كه اساس عبادات، بخصوص نماز، بر پايه جماعت است و تك روى و انزوا بى ارزش است.

پرستش، همراه استعانت آمده است، تا در بندگى كردن از او مدد بگیرم، تا از انحراف‏هاى فكرى مصون بمانيم و گرفتار غرور و عجب، ريا و سستى نشويم.

بيدار شدن سحرگاهان، وضو گرفتن با آب، قدرت حركت و قيام، از اوست. نمازگزار، به عبادت خدا مى‏ايستد و بر همين عبادت هم، از خدا مدد مى ‏طلبد.

عبادت، تنها براى خدا ...! نه شرق پرستى و غرب پرستى، نه بنده زر و زور، نه تسليم شهوت و مقام و فريفته زن و فرزند و مال.

(صفحه 158)

«اهْدِنَا الصِّرَ طَ الْمُستَقِيمَ»

درخواست ما از خداوند در این سوره ، درخواست هدايت به راه راست است. در مسائل فكرى و عملى زندگى، عقايد و رفتار و موضعگيرى ‏ها، شناخت راه صحيح، بسيار مهم و در عين حال، دشوار است. از اين رو، از خداوند مى‏خواهيم كه مارا به «صراط مستقيم» هدايت كند.

صراط مستقيم‏

اگر شناختى به «بيراهه» ها پيدا كنيم، «راه» را هم بهتر خواهيم شناخت. فهرستى از راه هاى غير مستقيم از اين قرار است:

1- راه هوس‏ها خود و دیگران، كه هنگام غضب و شهوت و طوفان غرائز پيش مى ‏آيد.

2- راه وسوسه‏ هاى شيطانى و جلوه ‏هاى آن.

3- راه افراط و تفريط ها و يكسونگرى ‏ها.

4- راهى كه انسان، بى فكر و مشورت و تجربه برگزيده است.

5- راه طاغوت‏ها، كه انسان ‏ها را با تهديد و تطميع، به آن مى‏كشند.

6- راه دنياطلبى، كه انسان بخاطر مال و مقام، به فكر راضى كردن اين و آن افتد.

7- راه ‏هاى بدون برهان و منطق و بر اساس موج و جوّ كاذب.

پس راه مستقيم كدام است؟

راه خدا: «إِنَّ رَبّى عَلَى صَرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ» «هود، آيه 56»

راه انبياء: «إِنَّكَ عَلَى‏ صِرطٍ مُّسْتَقِيمٍ» «زخرف، آيه 43»

راه عبوديت و پرستش: «وَأَنِ اعْبُدُونِى هذَا صِرطٌ مُّسْتَقِيمٌ» «يس، 61»

راه رهبران معصوم: امام صادق عليه السلام فرمودند: «واللّه نحنُ الصّراطُ المُستَقيم» «نورالثقلين، ج 1، ص 17»

(صفحه 161)

چند تذكّر درباره صراط مستقیم

1- راه مستقيم، نسبت به اشخاص، زمان‏ها و شرايط مختلف، گاهى متفاوت مى ‏شود. يكجا سكوت است، گاهى فرياد. گاهى بذل مال است، گاهى نثارجان، براى كسى تحصيل است، براى ديگرى كار و ...

2- بودن در صراط مستقيم، اگر مهمّ است، مهم‏تر از آن، استمرار حركت در راه راست است. زيرا انسان‏ها در معرض لغزش و انحرافند و در حديثى از امیرالمؤمنین عليه السلام در معناى اين آيه، آمده كه يعنى: آينده عمر ما را نيز، راه مستقيم قرار بده. «تفسير نمونه‏»

3- انسان در عاليترين درجه تكامل (حتى عصمت هم) بايد از خداوند، راه‏ مستقيم را بطلبد، زيرا اين راه، داراى درجاتى است و مثل نور و علم و حركت، قابل تكامل و افزايش است. قرآن در مورد هدايت افزون‏تر براى هدايت يافتگان، مى ‏فرمايد: «وَ يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْاْ هُدىً» «مريم، آيه 76»

4- تشخيص صراط مستقيم دشوار است و حركت در آن، همچون عبور از راهى باريك و لغزنده و باريك‏تر از مو و برنده‏تر از شمشير است. بيشتر مردم، يا در تشخيص آن دچار گمراهى مى ‏شوند، يا در پيمودن آن، به انحراف كشيده مى ‏شوند. يكى در عقايد، منحرف مى ‏شود، ديگرى در عمل، بيراهه مى‏رود. يكى «جبرى» مى ‏شود، ديگرى «تفويضى» مى‏ گردد، يكى از رهبران معصوم را تا حد خدايى بالا مى‏ برد و غلّو مى ‏كند، «مثل آنان كه حضرت عيسى عليه السلام و حضرت امیرالمؤمنین عليه السلام را خدا مى‏دانند» يكى آنان را در حدّ انسان‏هاى عادى و حتى مجنون و ساحر مى‏شمارد. يكى زيارت امامان و شهيدان را شرك مى‏داند، مثل وهابی ها ديگرى حتّى به درخت و سيمان، ريسمان مى‏ بندد و حاجت مى ‏طلبد.

(صفحه 163)