گلچین کتاب پرتویی از اسرار نماز؛ استاد قرائتی
«إِياكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»
تنها تو را مى پرستيم و تنها از تو يارى مى طلبيم.
نمازگزار، حتّى اگر تنها باشد، جمله را به صورت جمع مىگويد، تا خود را در ميان عبادت كنندگان قرار دهد. شايد عبادت ناقص او، ميان عبادت خالصان و آبرومندان، به حساب آيد و قبول شود.
تعبير جمعى، اين درس را مى دهد كه اساس عبادات، بخصوص نماز، بر پايه جماعت است و تك روى و انزوا بى ارزش است.
پرستش، همراه استعانت آمده است، تا در بندگى كردن از او مدد بگیرم، تا از انحرافهاى فكرى مصون بمانيم و گرفتار غرور و عجب، ريا و سستى نشويم.
بيدار شدن سحرگاهان، وضو گرفتن با آب، قدرت حركت و قيام، از اوست. نمازگزار، به عبادت خدا مىايستد و بر همين عبادت هم، از خدا مدد مى طلبد.
عبادت، تنها براى خدا ...! نه شرق پرستى و غرب پرستى، نه بنده زر و زور، نه تسليم شهوت و مقام و فريفته زن و فرزند و مال.
(صفحه 158)
«اهْدِنَا الصِّرَ طَ الْمُستَقِيمَ»
درخواست ما از خداوند در این سوره ، درخواست هدايت به راه راست است. در مسائل فكرى و عملى زندگى، عقايد و رفتار و موضعگيرى ها، شناخت راه صحيح، بسيار مهم و در عين حال، دشوار است. از اين رو، از خداوند مىخواهيم كه مارا به «صراط مستقيم» هدايت كند.
صراط مستقيم
اگر شناختى به «بيراهه» ها پيدا كنيم، «راه» را هم بهتر خواهيم شناخت. فهرستى از راه هاى غير مستقيم از اين قرار است:
1- راه هوسها خود و دیگران، كه هنگام غضب و شهوت و طوفان غرائز پيش مى آيد.
2- راه وسوسه هاى شيطانى و جلوه هاى آن.
3- راه افراط و تفريط ها و يكسونگرى ها.
4- راهى كه انسان، بى فكر و مشورت و تجربه برگزيده است.
5- راه طاغوتها، كه انسان ها را با تهديد و تطميع، به آن مىكشند.
6- راه دنياطلبى، كه انسان بخاطر مال و مقام، به فكر راضى كردن اين و آن افتد.
7- راه هاى بدون برهان و منطق و بر اساس موج و جوّ كاذب.
پس راه مستقيم كدام است؟
راه خدا: «إِنَّ رَبّى عَلَى صَرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ» «هود، آيه 56»
راه انبياء: «إِنَّكَ عَلَى صِرطٍ مُّسْتَقِيمٍ» «زخرف، آيه 43»
راه عبوديت و پرستش: «وَأَنِ اعْبُدُونِى هذَا صِرطٌ مُّسْتَقِيمٌ» «يس، 61»
راه رهبران معصوم: امام صادق عليه السلام فرمودند: «واللّه نحنُ الصّراطُ المُستَقيم» «نورالثقلين، ج 1، ص 17»
(صفحه 161)
چند تذكّر درباره صراط مستقیم
1- راه مستقيم، نسبت به اشخاص، زمانها و شرايط مختلف، گاهى متفاوت مى شود. يكجا سكوت است، گاهى فرياد. گاهى بذل مال است، گاهى نثارجان، براى كسى تحصيل است، براى ديگرى كار و ...
2- بودن در صراط مستقيم، اگر مهمّ است، مهمتر از آن، استمرار حركت در راه راست است. زيرا انسانها در معرض لغزش و انحرافند و در حديثى از امیرالمؤمنین عليه السلام در معناى اين آيه، آمده كه يعنى: آينده عمر ما را نيز، راه مستقيم قرار بده. «تفسير نمونه»
3- انسان در عاليترين درجه تكامل (حتى عصمت هم) بايد از خداوند، راه مستقيم را بطلبد، زيرا اين راه، داراى درجاتى است و مثل نور و علم و حركت، قابل تكامل و افزايش است. قرآن در مورد هدايت افزونتر براى هدايت يافتگان، مى فرمايد: «وَ يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْاْ هُدىً» «مريم، آيه 76»
4- تشخيص صراط مستقيم دشوار است و حركت در آن، همچون عبور از راهى باريك و لغزنده و باريكتر از مو و برندهتر از شمشير است. بيشتر مردم، يا در تشخيص آن دچار گمراهى مى شوند، يا در پيمودن آن، به انحراف كشيده مى شوند. يكى در عقايد، منحرف مى شود، ديگرى در عمل، بيراهه مىرود. يكى «جبرى» مى شود، ديگرى «تفويضى» مى گردد، يكى از رهبران معصوم را تا حد خدايى بالا مى برد و غلّو مى كند، «مثل آنان كه حضرت عيسى عليه السلام و حضرت امیرالمؤمنین عليه السلام را خدا مىدانند» يكى آنان را در حدّ انسانهاى عادى و حتى مجنون و ساحر مىشمارد. يكى زيارت امامان و شهيدان را شرك مىداند، مثل وهابی ها ديگرى حتّى به درخت و سيمان، ريسمان مى بندد و حاجت مى طلبد.
(صفحه 163)