سجده اولياء خدا

امام سجاد عليه السلام سجده ‏هاى خود را به قدرى تكرار می کرد که هرگاه سربلند مى‏ كرد، بدن مباركش خيس عرق بود. «بحارالانوار، ج 82، ص 137»

امام كاظم عليه السلام بعد از نماز صبح، سر بر خاك مى‏نهاد و تا روز بلند مى‏شد، در حال سجود بود. «قصار الجمل، کلمه سجده»

دليل آنكه حضرت ابراهيم عليه السلام مقام «خليل اللّهى» رسيد، سجده ‏هاى طولانى او بود. «مستدرك‏الوسائل، ج 1، ص 329»

سلمان فارسى مى‏گفت: اگر سجود نبود، من آرزوى مرگ مى‏ كردم. «بحار، ج 6، ص 130» (يعنى از زندگى دنيا تنها سجده را دوست دارم)

دليل آن كه به امام چهارم، لقب «سجّاد» داده شده، اين بود كه اثر سجود، در همه مواضع هفتگانه امام ديده مى‏شد. «وسائل الشيعه، ج 4، ص 977»

(صفحه 177)

آثار سجده‏

شخصى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: گناهانم بسيار و عملم اندك است. فرمود: سجده هاى خود را زياد كن، زيرا آن گونه كه باد، برگ درختان را مى ‏ريزد، سجده هم گناهان را مى ‏ريزد. «مستدرك، ج 1، ص 329»

گروهى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند و تقاضاى ضمانت بهشت رفتن خود را داشتند. حضرت فرمود: بشرطِ آنكه با سجده ‏هاى طولانى، بر اين كار مرا يارى كنيد. «مستدرك، ج 1، ص 329»

امام صادق عليه السلام فرمود: سجده ‏هاى خود را طولانى كنيد، زيرا سخت‏ترين ناراحتى را بر شيطان، سجده انسان وارد مى ‏كند. چرا كه او خود، مأمور به سجده بر آدم شد و نافرمانى كرد ولى انسان، اطاعت كرد و رستگار شد. « بحارالانوار، ج 82، ص 163»

پيامبر اسلام به يكى از ياران خود فرمود: «اذا ارَدْتَ انْ يَحشُركَ اللّهُ مَعىَ فَاطِلِ السُجودَ بَيْنَ يَدَىِ اللّه» « بحارالانوار، ج 82، ص 164» اگر مى‏خواهى در قيامت با من باشى، در پيشگاه خدا سجده هاى طولانى داشته باش.

(صفحه 179)

سجده بر خاك كربلا

مستحبّ است انسان بر خاك قبر سيدالشهداء سجده كند. چرا كه سجده بر تربت پاك حسين عليه السلام، يادآور حماسه ها و معنويّت‏هاى كربلاست و انسان را با فرهنگ جهاد و شهادت، آشنا و مأنوس مى ‏كند و از تربت امام، مى‏توان بوى ايثار و فداكارى را استشمام كرد و اين گونه از مكتب شهيدان، درسى هر روزه گرفت.

امام صادق عليه السلام جز بر خاك قبر امام حسين عليه السلام سجده نمى‏ كرد، «وسائل‏الشيعه، ج 3، ص 608» و مى‏فرمود: سجده بر خاك حسين عليه السلام نورانيّتى دارد كه پرده هاى مانع را پاره مى ‏كند. «بحارالانوار، ج 103، ص 135»

(صفحه 180)

معناى «سبحانَ اللّه»

در مفهوم اين ذكر، تنزيه و تقديس خداوند و بى عيب و نقص دانستن او از هر جهت، نهفته است.

«سبحان الله»، ريشه تمام عقائد و تفكرات‏ اسلامى است، اما توضیح آن:

«توحيد» بر اساس تسبيح خداست، يعنى منزه دانستن او، از شرك و شريك: «سُبْحنَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ» «طور، آيه 43»

«عدل» بر اساس تسبيح است، يعنى منزه دانستن خداوند از ظلم. خداوند به كسى ستم نمى ‏كند، و اگر مشكلات و آفات و بلاهايى براى بشر پيش مى ‏آيد، يا براى آزمايش است، براى شكوفا ساختن استعدادها، يا نتيجه و عكس العمل كارهاى خود ماست. «مَآ أَصبَكُم مِن مُّصِيبَةٍ فَبَما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ» «شورى‏، آيه 30». پس، خدا منزه است، مائيم كه ستم مى‏كنيم: «سُبْحنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظلِمِينَ» «قلم، آيه 29»

«نبوت و امامت» بر اساس تسبيح است. به اين معنى كه خداوند، براى نجات انسان از چنگ غرائز و طواغيت، و هدايت او به سوى حق و كمال و سعادت، براى او رهبر و پيشوا مى‏فرستد و به حال خود، رها نمى ‏كند. پس منزه است خدا، از اينكه بشر را گيج و سرگردان و بدون هدايت، رها كند. و آنانكه پندار باطلى دارند، حقّ خدا را نشناخته و او را حكيم ندانسته اند كه چنين نسبتى مى‏دهند: «وَمَا قَدَرُواْ اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ عَلَى‏ بَشَرٍ مِن شَىْ‏ءٍ» «انعام، آيه 91»

«معاد» بر اساس تسبيح است. بدون حيات جاويدان آخرت و بازگشت انسان‏ها براى محاسبه و پاداش و كيفر، زندگى و خلقت، عبث خواهد بود و حق انسان‏ها ادا نخواهد شد. خداوند، منزه است كه آفرينش را بيهوده قرار دهد. و معادى در كار نباشد: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ» «مؤمنون، آيه 115»

(صفحه 181)

قرآن خدا را منزّه از شريك مى‏داند: «سُبْحنَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ» «طور، آيه 43»

منزه از آنچه توصيفش كنند و به خيال خود براى خدا وصف آورند: «فَسُبْحنَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ» «انبياء، آيه 22»

منزه از فقر و دست بسته بودن است: «سُبْحنَهُ هُوَ الْغَنِىُّ» «يونس، آيه 68»

منزه است از ستم به بندگان، بلكه مردم خود به خويش ستم مى‏كنند: «سُبْحنَكَ إِنِّى كُنتَ مِنَ الظلِمِينَ» «آل عمران، آيه 191»

منزه است از داشتن فرزندان دختر: «وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَنتِ سُبْحنَهُ» «نحل، آيه 57»

و اين است راز تكرار فراوان اين ذكر، در ركوع و سجود و حالات مختلف نماز و غير نماز ... كه درسى از توحيد است.

(صفحه 183)

ثواب تسبيح

امام سجاد عليه السلام فرمود: «اذا قالَ العبدُ: سُبحانَ اللّه، صلّى‏ عَليه كُلَ مَلَكٍ» «توحيد، صدوق، ص 312» هر گاه بنده‏اى سبحان‏ الله بگويد، همه فرشتگان بر او درود مى‏گويند.

(صفحه 184)