قنوت‏

معناى «قنوت»، اطاعت، دعا، توجّه به خدا و خشوع در نماز است. و در نماز، يكى از مستحبّات است كه دست را تا مقابل صورت آورده و دعا كنند.

در قنوت دعاى خاصّى لازم نيست و به فرموده امام صادق عليه السلام هر دعايى كه بر زبان جارى شد خوب است، «جواهر، ج 10، ص 352» ولى برخى دعاها سفارش بيشتر شده است.

رسول خدا صلى الله عليه و آله سفارش كرده كه در نمازها، قنوت را طول دهيد و اين را سبب آسانى وقوف انسان در مراحل حسابرسى قيامت دانسته است: «اطْولَكُم قُنوتاً فى‏دارِالدّنيا اطْوَلُكم راحَة يَوم‏القيامَةِ فى الموقف» «بحارالانوار، ج 82، ص 199»

(صفحه 185)

تشهّد

تشّهد، از واجبات نماز است. بهتر است دو زانو بنشینیم ، بگونه‏اى كه پشتِ پاى راست، روى كف پاى چپ قرار گيرد و بهتر است سنگينى بدن به سمت چپ باشد.

از آنجا كه در اصطلاح قرآنى، راست، مظهر حق و چپ، سمبل باطل است، اميرالمؤمنين عليه السلام در جواب اين سؤال كه چرا پاى راست روى پاى چپ قرار داده مى ‏شود، فرمود: تأويلش اين است كه: خدايا باطل را بميران و حق را بر پاى دار. «وسائل‏الشيعه، ج 4، ص 988»

در حمد، به زبان جمع، اظهار عبوديت و استعانت مى‏ كرديم، در تشّهد به زبان اوّل شخص (شهادت مى‏دهم) است. شايد گوياى اين باشد كه اين گواهى را هر كس بايد با آگاهى و اعتقاد عميق خود اظهار بدارد و بيعت خويش را با خدا و رسول، تجديد كند.

در شهادت به رسالت و عبوديت حضرت محمد صلى الله عليه و آله هم عظمت مقام آن‏ حضرت نهفته، كه خداوند، شهادت به رسالت او را در كنار توحيد قرار داده است، هم پيوند نمازگزار را با خط رهبرى الهى و قدردانى از او مى‏رساند، و هم مقدّم بودن‏ (عَبْدُهُ) بر (رسُولُه) مى‏رساند كه رمز رسالت پيامبر، عبوديّت اوست، و چون «بنده» خدا بوده به مقام پيامبرى برگزيده شده است.

(صفحه 185)

فراز ديگر تشّهد، «صلوات» است. درود فرستادن بر پيامبر و خاندان او، شعار اسلام و به خصوص، شيعه است و نماز بدون آن، ناقص است.

در كيفيّت صلوات بر پيامبر و آلش در «صحيح بخارى» روايت است كه از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند: ما چگونه صلوات بفرستيم؟ فرمود: بگوئيد: «اللّهم صلّ على‏ محمّد و عَلى‏ آل‏محمدٍ» «صحيح بخارى، ج 8، باب الصلاة على محمّد» متأسفانه در نقل همين حديث، كلمه «آل محمّد» را هنگام نوشتن صلوات بر آن حضرت، حذف مى ‏كند!!

و در احاديثى، نكوهش از كسانى شده كه هنگام صلوات بر محمّد صلى الله عليه و آله اهل بيت آن حضرت را ياد نمى‏كنند، همچون: «مَنْ قالَ صلّى الله على محمّد، و لم يُصَلِ على‏ آلهِ لم يَجِدْ ريحَ الجَنةِ» «بحارالانوار ج 91، ص 48»

و در مقابل، تشويق از كسانى شده كه بر اهلبيت پيامبر نيز درود مى‏فرستند و پاداش شفاعت و قرب به پيامبر براى آنان بيان گشته، همچون اين حديث از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «مَنْ ارادَ التَوسُّلَ الىَّ وَ انْ تكُونَ لَهُ عِنْدى يَدُ اشَفِّعُ لَهُ بها يَوْمَ القيامَةِ فَلْيُصَلِّ عَلى‏ اهل بيتى وَ يُدْخِلِ السُرورَ عَليهمْ» «وسائل‏الشيعه، ج 4، ص 1221»

و در روايت است: امام باقر عليه السلام به شخصى كه خود را به كعبه چسبانده و تنها بر پيامبر صلوات مى‏فرستاد (و اهل بيت را نمى‏گفت) خطاب كرد و فرمود: اين، ظلم به ماست. «وسائل‏الشيعه، ج 4، ص 1218»

به هر حال، ياد كردن از «آل پيامبر» در صلوات، نشان قدرشناسى از دودمان پيامبر و عمل به توصيه خود آن حضرت است. «كنزالعمال، ج 1، ص 488»

صلوات بر محمد و آل او، نورى مى ‏شود كه صراط قيامت شما را روشن مى ‏كند و درودهاى ما به پيامبر مى ‏رسد و آن حضرت، پاسخ مى ‏دهد. صلوات، كفّاره گناهان و سبب تزكيه ماست: «وَجَعَلَ‏ صَلَواتنا عليكم تزكيَةً لَنا و كَفَارَةً لِذُنوبنا» «زيارت جامعه كبيره، نيز: كنزالعمال، ج 1، ص 492»

در حديث ديگرى آمده كه: دسته جمعى و با صداى بلند، صلوات بفرستيد، تا نفاق از ميان شما ريشه كن شود. «قصارالجمل‏»

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است: صلوات شما بر من، سبب استجابت دعا و رضايت پروردگار و پاكى و رشد اعمالتان مى ‏شود. «بحارالانوار، ج 91، ص 64»

در رواياتى، آمده كه هر كس بر پيامبر صلوات بفرستد، خدا و فرشتگان هم بر او صلوات مى‏فرستند و در روز قيامت، از نزديكترين افراد به پيامبر است. «بحارالانوار، ج 91، ص 64»

(صفحه 187)

سلام‏

پس از تشّهد، در پايان نماز، سه سلام است.

سلام نخست، به رسول خدا،

سلام دوّم، به خود ما و بر بندگان شايسته خدا

سلام سوّم، بر همه فرشتگان، مؤمنان و ...

سلام، خواستارى سلامتى و خير و بركت است.

سلام، يكى از نام‏هاى پروردگار است‏ «حشر، آيه 23» و به اين معنى است كه آنچه از خداوند دريافت مى‏كنيم، خير و لطف و بركت است. «الميزان، ج 19، ص 256»

(صفحه 189)