گلچین مطالب نمازی کتاب هزار و یک نکته اخلاقی از دانشمندان ؛ اکبر دهقان
شیوه آيت الله بروجردی برای نماز نخواندن بر رضا شاه ملعون
وقتى رضاشاه از دنيا رفت جنازه او را به مصر انتقال داده و بعد از غسل يكى از قضات اهل سنت بر او نماز خواند جسد او را موميايى كرده در آرامگاه ملك فاروق به گرو گذاردند و به محمد رضا تذكر دادند چون فوزيه خواهر ملك فاروق كه زن تو بود طلاق دادى تا تمام حقوق و مهريه را رد نكنى جنازه پدر را دريافت نخواهى كرد بعد از هشت سال وقتى جنازه به قم منتقل شد از آقاى بروجردى درخواست كردند نماز ميت بخواند. ايشان فرمود: قاضى اهل سنت بر او نماز خوانده است. اگر من نماز بخوانم از آنجا به ما اعتراض مىكنند اگر نماز قاضى اهل سنت صحيح بوده شما چرا نماز خواندى اگر باطل بود چرا او را دعوت كردهاند كه نماز بخواند. از اين پاسخ آیت الله بروجردى رضوان الله علیه قانع شدند و ديگر نمازى بر او خوانده نشد.
(نکته :۹۷۶)
رعايت حقوق مردم در نماز جماعت
امام خمینی رضوان الله علیه در طول مدّتى كه در نجف اشرف اقامت داشت، سالى چند بار به كربلا مشرّف مى شد. آنجا در منزلی که يكى از اهالى كويت در اختيارشان گذاشته بود سكونت مى گزيد و نماز ظهرها در همان منزل، به امامت ایشان در حیاط اقامه مى شد. در حیاط فرش به اندازه كافى نبود از اين رو افراد عباهايشان را تا مى كردند و به عنوان زيرانداز روى آن به نماز مى ايستادند. وقتى حضرت امام از اتاق اندرونى كه پشت به قبله بود براى اقامه نماز وارد حياط مى شدند، براى رسيدن به جلوى جمعيت مى بايست از ميان صفوف جماعت عبور كنند.
تمام افراد حاضر افتخار مى كردند كه عبايشان با قدم مبارك امام متبرك شود. با اين حال هنگام عبور، چه از پشت صفوف كه كفش ها بود و چه در مسير كه عباها پهن بود، با حركتى احتياط آميز و برداشتن گامهاى مناسب، با دقت سعى مى كردند كه به هيچ وجه پايشان را نه روى كفش ها بگذارند و نه روى عباهاى ديگران. بدين گونه عملاً رعايت دقيق حق مردم را به مقلّدان و پيروان خود مى آموختند.
(داستان 75)
سکوت در مسجد
حجت الاسلام عباس مُهرى می گوید: در نجف، يك روزى خدمت امام خمینی رضوان الله علیه رسيدم و از ايشان از مسائلى كه در تركيه به هنگام تبعيد شاهد آن بوده اند پرسیدم.
ایشان فرمودند: يك مسجدى نزديك ما بود. روزهاى جمعه مى رفتيم آن مسجد لااقل پنج هزار نفر در اين مسجد حاضر مى شدند. بقدر پنج كلمه صداى بلند كسى از اين پنج هزار نفر نمى شنيد و زياد مرا در حيرت انداخته بود كه، چرا ما مثلاً اين ابهّت و جلالت را حفظ نمى كنيم؟!
فكر كردم اگر يك خارجى بيايد اينجا و اين مسجد را ببيند، بعد هم بيايد آنجا در نجف، آن مسجد هندى را ببيند، بعد بيايد قم، مسجد اعظم را ببيند و نماز خواندن ما را، قطعاً خواهد گفت : نماز اين است [كه مردم ترکیه دارند] نه آنكه ما داريم! [در ايران] و ما جلالت و قدر نماز را حفظ نكرديم. اينها اگر يك وقت مثلاً كسى بود كه درست نايستاده بود رفيقش مى خواست به اين حالىّ [متوجه] بكند، با اشاره به او حالّى مى كرد عقب بيايد. اينها مرا متأثر مى كرد [كه چرا ما در ايران چنين رعايت نمى كنيم].
(داستان 80)
شیوه شیخ عباس قمی برای آباد کردن مساجد
مردم علاقه مند بودند كه لااقل يك نماز خود را با مرحوم حاج شيخ عباس قمى بجا آوردند. يكى از عادات ايشان اين بود كه اغلب اوقات نماز خويش را در مساجد متروكه بجا مى آورد. اتفاقاً به محض اطلاّع مردم روز به روز بر كثرت جمعيت افزوده مى شد تا به حّدى كه آن مسجد مورد علاقه مردم و به دست همان مردم تعمير مى گرديد.
شيخ پس از آن ديگر در آن مسجد حاضر نمى شد و يك مسجد متروكه و مخروبه ديگر را انتخاب مى كرد. پس از چند روز باز مردم مطلع شده و از راه هاى بسيار دور براى درك نماز ايشان به آن مسجد مى شتافتند و با مردم برای تعمیر آن مسجد مخروبه دست به کار می شدند.
(داستان 81)