دعا 3
4/ 2 نكوهش خسته شدن از دعا
140. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لا تَمَلّوا مِنَ الدُّعاءِ؛ فَإِنَّكُم لا تَدرونَ مَتى يُستَجابُ لَكُم.[1]
140. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از دعا كردن خسته نشويد؛ زيرا شما نمىدانيد كه چه وقت، دعايتان مستجاب مىشود.
141. عدّة الداعي: وَرَدَ فِي الوَحيِ القَديمِ: و لا تَمَلَّ مِنَ الدُّعاءِ؛ فَإِنّي لا أمَلُّ مِنَ الإِجابَةِ.
141. عدّة الداعى: در وحى قديم (كتب آسمانى گذشته) آمده است: «از دعا كردن، خسته مشو؛ زيرا من از اجابت كردن، خسته نمىشوم».
4/ 3 نكوهش درماندگى در دعا
142. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ أعجَزَ النّاسِ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ.
142. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: درماندهترينِ مردم، كسى است كه از دعا كردن، درمانده شود.
4/ 4 نكوهش كسانى كه فقط هنگام گرفتارى دعا مىكنند
«وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».[2]
«و چون انسان را گزندى برسد، ما را، به پهلو خفته يا نشسته و يا ايستاده، مىخوانَد و چون گزندش را از او دور سازيم، چنان مىرود كه گويى ما را براى گزندى كه به او رسيده، نخوانده است. اين گونه، براى زيادهروان، آنچه انجام مىدادند، زينت داده شده است».
«فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ* لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ».[3]
«و هنگامى كه بر كشتى مىنشينند، خدا را از روى اخلاص مىخوانند، ولى چون به خشكى رسانْد و نجاتشان داد، به ناگاه شرك مىورزند تا نعمتى را كه به ايشان داديم، كفران كنند، و بگذار تا برخوردار شوند، زودا كه بدانند».
145. الإمام عليّ عليه السلام- لِرَجُلٍ سَأَلَهُ أن يَعِظَهُ-: لا تَكُن مِمَّن ... يُعجَبُ بِنَفسِهِ إذا عُوفِيَ، و يَقنَطُ إذَا ابتُلِيَ، إن أصابَهُ بَلاءٌ دَعا مُضطَرّا، و إن نالَهُ رَخاءٌ أعرَضَ مُغتَرّا.
145. امام على عليه السلام- به مردى كه از ايشان خواست تا او را اندرز بدهد-: از آنانى مباش كه ... هرگاه عافيت داده شود، خودپسند مىگردد و هرگاه گرفتار آيد، نوميد مىشود و چون بلايى به او برسد، از سر بيچارگى دعا مىكند و هرگاه آسايشى يابد، مغرورانه [از خدا] روى مىگردانَد.
147. الإمام الصادق عليه السلام: كانَ جَدّي يَقولُ: تَقَدَّموا فِي الدُّعاءِ؛ فَإِنَّ العَبدَ إذا كانَ دَعّاءً فَنَزَلَ بِهِ البَلاءُ فَدَعا، قيلَ: صَوتٌ مَعروفٌ، و إذا لَم يَكُن دَعّاءً فَنَزَلَ بِهِ بَلاءٌ فَدَعا، قيلَ: أينَ كُنتَ قَبلَ اليَومِ؟!
147. امام صادق عليه السلام: جدّم مىفرمود: «در دعا كردن، پيشدستى كنيد؛ زيرا بنده، چنانچه اهل دعا باشد، وقتى بلايى بر او نازل شود و دعا كند، گفته مىشود: «صدايى آشناست» و چنانچه اهل دعاىِ بسيار نباشد، وقتى بلايى بر او نازل شود و دعا كند، گفته مىشود: «تا به حال، كجا بودى؟!».
فصل دوّم: آداب دعا كردن
باب يكم: بايستههاى پيش از دعا
1/ 1 وضو گرفتن
151. الإمام الحسن عليه السلام- أنَّهُ كانَ يَقولُ-: يَا ابنَ آدَمَ! مَن مِثلُكَ و قَد خَلّى رَبُّكَ بَينَهُ و بَينَكَ، مَتى شِئتَ أن تَدخُلَ إلَيهِ تَوَضَّأتَ و قُمتَ بَينَ يَدَيهِ، و لَم يَجعَل بَينَكَ و بَينَهُ حِجابا و لا بَوّابا، تَشكو إلَيهِ هُمومَكَ و فاقَتَكَ، و تَطلُبُ مِنهُ حَوائِجَكَ، و تَستَعينُهُ عَلى امورِكَ.
151. امام حسن عليه السلام مىفرمود: اى پسر آدم! كيست چون تو؟ پروردگارت فاصله ميان خود و تو را برداشته است تا هرگاه خواستى به حضورش برسى، وضو سازى و در برابرش بِايستى بىآن كه ميان تو و خود، هيچ حاجب و دربانى قرار دهد و از گرفتارىها و نيازت به او شِكوه كنى و نيازهايت را از او بخواهى و در كارهايت از او كمك بجويى.
رو به قبله
152. سنن النسائي عن امّ عبد الرحمن بن طارق بن علقمة: إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ إذا جاءَ مَكانا في دارِ يَعلَى استَقبَلَ القِبلَةَ و دَعا.[4]
152. سنن النسائى- به نقل از مادر عبد الرحمن بن طارق بن علقمه-: پيامبر صلى الله عليه و آله هرگاه به مكانى در خانه يَعلى[5] مىآمد، رو به قبله مىنمود و دعا مىكرد.
1/ 3 خواندن دو ركعت نماز (که در نماز و بعد نماز رو به قبله خواهد بود)
154. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: مَن تَوَضَّأَ فَأَحسَنَ الوُضوءَ ثُمَّ صَلّى رَكعَتَينِ، فَدَعا رَبَّهُ كانَت دَعوَتُهُ مُستَجابَةً؛ مُعَجَّلَةً أو مُؤَخَّرَةً.[6]
154. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس وضو بگيرد و درست هم وضو بگيرد و سپس، دو ركعت نماز بگزارد و آنگاه، به درگاه پروردگارش دعا كند، دعايش، دير يا زود، مستجاب مىشود.
155. عنه صلى الله عليه و آله: يَقولُ اللّهُ تَعالى: مَن أحدَثَ و لَم يَتَوَضَّأ فَقَد جَفاني، و مَن أحدَثَ و تَوَضَّأَ و لَم يُصَلِّ رَكعَتَينِ و لَم يَدعُني فَقَد جَفاني، و مَن أحدَثَ و تَوَضَّأَ و صَلّى رَكعَتَينِ و دَعاني فَلَم اجِبهُ فيما يَسأَلُ عَن أمرِ دينِهِ و دُنياهُ فَقَد جَفَوتُهُ، و لَستُ بِرَبٍّ جافٍ.
155. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداى متعال مىفرمايد: «هر كس حَدَثى (آنچه موجب بطلان وضوست)، از او سر بزند و وضو نگيرد، به من جفا كرده است و هر كس حَدَثى از او سر بزند و وضو بگيرد، امّا دو ركعت نماز نگزارد و به درگاهم دعا نكند، باز به من جفا كرده است و هر كس حَدَثى از او سر بزند و وضو بگيرد و دو ركعت نماز بگزارد و به درگاهم دعا كند و من، خواهش او را در كار دين و دنيايش برآورده نسازم، من به او جفا كردهام، و من، خداوندى جفاكار نيستم.
[1] عوالي اللآلي: ج 1 ص 442 ح 161.
[2] يونس: 12.
[3] العنكبوت: 65 و 66.
[4] سنن النسائي: ج 5 ص 213.
[5] در توضيح آن، آمده است كه علّت اين امر، آن است كه كعبه از آن مكان ديده مىشده است( حاشية السندى على سنن النسائى: ج 5 ص 213). شايد اين مكان، جايى بوده كه به محلّ استجابت دعا، معروف است( عون المعبود: ج 5 ص 340). مراد از يَعلى، يعلى بن اميّه است.
[6] مجمع الزوائد: ج 2 ص 233 ح 2431 .