4/ 2 نكوهش خسته شدن از دعا

140. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لا تَمَلّوا مِنَ الدُّعاءِ؛ فَإِنَّكُم لا تَدرونَ مَتى يُستَجابُ لَكُم.[1]

140. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از دعا كردن خسته نشويد؛ زيرا شما نمى‏دانيد كه چه وقت، دعايتان مستجاب مى‏شود.

141. عدّة الداعي: وَرَدَ فِي الوَحيِ القَديمِ: و لا تَمَلَّ مِنَ الدُّعاءِ؛ فَإِنّي لا أمَلُّ مِنَ الإِجابَةِ.

141. عدّة الداعى: در وحى قديم (كتب آسمانى گذشته) آمده است: «از دعا كردن، خسته‏ مشو؛ زيرا من از اجابت كردن، خسته نمى‏شوم».

4/ 3 نكوهش درماندگى در دعا

142. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ أعجَزَ النّاسِ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاءِ.

142. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: درمانده‏ترينِ مردم، كسى است كه از دعا كردن، درمانده شود.

4/ 4 نكوهش كسانى كه فقط هنگام گرفتارى دعا مى‏كنند

«وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى‏ ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».[2]

«و چون انسان را گزندى برسد، ما را، به پهلو خفته يا نشسته و يا ايستاده، مى‏خوانَد و چون گزندش را از او دور سازيم، چنان مى‏رود كه گويى ما را براى گزندى كه به او رسيده، نخوانده است. اين گونه، براى زياده‏روان، آنچه انجام مى‏دادند، زينت داده شده است».

«فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ* لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ».[3]

«و هنگامى كه بر كشتى مى‏نشينند، خدا را از روى اخلاص مى‏خوانند، ولى چون به خشكى رسانْد و نجاتشان داد، به ناگاه شرك مى‏ورزند تا نعمتى را كه به ايشان داديم، كفران كنند، و بگذار تا برخوردار شوند، زودا كه بدانند».

145. الإمام عليّ عليه السلام‏- لِرَجُلٍ سَأَلَهُ أن يَعِظَهُ-: لا تَكُن مِمَّن ... يُعجَبُ بِنَفسِهِ إذا عُوفِيَ، و يَقنَطُ إذَا ابتُلِيَ، إن أصابَهُ بَلاءٌ دَعا مُضطَرّا، و إن نالَهُ رَخاءٌ أعرَضَ مُغتَرّا.

145. امام على عليه السلام- به مردى كه از ايشان خواست تا او را اندرز بدهد-: از آنانى مباش كه ... هرگاه عافيت داده شود، خودپسند مى‏گردد و هرگاه گرفتار آيد، نوميد مى‏شود و چون بلايى به او برسد، از سر بيچارگى دعا مى‏كند و هرگاه آسايشى يابد، مغرورانه [از خدا] روى مى‏گردانَد.

147. الإمام الصادق عليه السلام: كانَ جَدّي يَقولُ: تَقَدَّموا فِي الدُّعاءِ؛ فَإِنَّ العَبدَ إذا كانَ دَعّاءً فَنَزَلَ‏ بِهِ البَلاءُ فَدَعا، قيلَ: صَوتٌ مَعروفٌ، و إذا لَم يَكُن دَعّاءً فَنَزَلَ بِهِ بَلاءٌ فَدَعا، قيلَ: أينَ كُنتَ قَبلَ اليَومِ؟!

147. امام صادق عليه السلام: جدّم مى‏فرمود: «در دعا كردن، پيش‏دستى كنيد؛ زيرا بنده، چنانچه اهل دعا باشد، وقتى بلايى بر او نازل شود و دعا كند، گفته مى‏شود: «صدايى آشناست» و چنانچه اهل دعاىِ بسيار نباشد، وقتى بلايى بر او نازل شود و دعا كند، گفته مى‏شود: «تا به حال، كجا بودى؟!».

فصل دوّم: آداب دعا كردن‏

باب يكم: بايسته‏هاى پيش از دعا

1/ 1 وضو گرفتن‏

151. الإمام الحسن عليه السلام‏- أنَّهُ كانَ يَقولُ-: يَا ابنَ آدَمَ! مَن مِثلُكَ و قَد خَلّى رَبُّكَ بَينَهُ و بَينَكَ، مَتى شِئتَ أن تَدخُلَ إلَيهِ تَوَضَّأتَ و قُمتَ بَينَ يَدَيهِ، و لَم يَجعَل بَينَكَ و بَينَهُ حِجابا و لا بَوّابا، تَشكو إلَيهِ هُمومَكَ و فاقَتَكَ، و تَطلُبُ مِنهُ حَوائِجَكَ، و تَستَعينُهُ عَلى امورِكَ.

151. امام حسن عليه السلام مى‏فرمود: اى پسر آدم! كيست چون تو؟ پروردگارت فاصله ميان‏ خود و تو را برداشته است تا هرگاه خواستى به حضورش برسى، وضو سازى و در برابرش بِايستى بى‏آن كه ميان تو و خود، هيچ حاجب و دربانى قرار دهد و از گرفتارى‏ها و نيازت به او شِكوه كنى و نيازهايت را از او بخواهى و در كارهايت از او كمك بجويى.

رو به قبله

152. سنن النسائي عن امّ عبد الرحمن بن طارق بن علقمة: إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ إذا جاءَ مَكانا في دارِ يَعلَى‏ استَقبَلَ القِبلَةَ و دَعا.[4]

152. سنن النسائى- به نقل از مادر عبد الرحمن بن طارق بن علقمه-: پيامبر صلى الله عليه و آله هرگاه به مكانى در خانه يَعلى‏[5] مى‏آمد، رو به قبله مى‏نمود و دعا مى‏كرد.

1/ 3 خواندن دو ركعت نماز (که در نماز و بعد نماز رو به قبله خواهد بود)

154. رسول اللّه صلى الله عليه و آله: مَن تَوَضَّأَ فَأَحسَنَ الوُضوءَ ثُمَّ صَلّى رَكعَتَينِ، فَدَعا رَبَّهُ كانَت دَعوَتُهُ‏ مُستَجابَةً؛ مُعَجَّلَةً أو مُؤَخَّرَةً.[6]

154. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس وضو بگيرد و درست هم وضو بگيرد و سپس، دو ركعت‏ نماز بگزارد و آنگاه، به درگاه پروردگارش دعا كند، دعايش، دير يا زود، مستجاب مى‏شود.

155. عنه صلى الله عليه و آله: يَقولُ اللّهُ تَعالى: مَن أحدَثَ و لَم يَتَوَضَّأ فَقَد جَفاني، و مَن أحدَثَ و تَوَضَّأَ و لَم يُصَلِّ رَكعَتَينِ و لَم يَدعُني فَقَد جَفاني، و مَن أحدَثَ و تَوَضَّأَ و صَلّى رَكعَتَينِ و دَعاني فَلَم اجِبهُ فيما يَسأَلُ عَن أمرِ دينِهِ و دُنياهُ فَقَد جَفَوتُهُ، و لَستُ بِرَبٍّ جافٍ.

155. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداى متعال مى‏فرمايد: «هر كس حَدَثى (آنچه موجب بطلان وضوست)، از او سر بزند و وضو نگيرد، به من جفا كرده است و هر كس حَدَثى از او سر بزند و وضو بگيرد، امّا دو ركعت نماز نگزارد و به درگاهم دعا نكند، باز به من جفا كرده است و هر كس حَدَثى از او سر بزند و وضو بگيرد و دو ركعت نماز بگزارد و به درگاهم دعا كند و من، خواهش او را در كار دين و دنيايش برآورده نسازم، من به او جفا كرده‏ام، و من، خداوندى جفاكار نيستم.


[1] عوالي اللآلي: ج 1 ص 442 ح 161.

[2] يونس: 12.

[3] العنكبوت: 65 و 66.

[4] سنن النسائي: ج 5 ص 213.

[5] در توضيح آن، آمده است كه علّت اين امر، آن است كه كعبه از آن مكان ديده مى‏شده است( حاشية السندى على سنن النسائى: ج 5 ص 213). شايد اين مكان، جايى بوده كه به محلّ استجابت دعا، معروف است( عون المعبود: ج 5 ص 340). مراد از يَعلى، يعلى بن اميّه است.

[6] مجمع الزوائد: ج 2 ص 233 ح 2431 .