دعا 2
10/ 2 حكمت تأخير اجابت
1031. عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ الكافِرَ[1] لَيَدعُو اللّهَ عز و جل في حاجَتِهِ فَتُقضى لَهُ، و إنَّ المُؤمِنَ لَيَدعُو اللّهَ تَعالى فَتُبطِئُ عَلَيهِ الإِجابَةُ، فَتَضِجُّ المَلائِكَةُ لِذلِكَ، فَيَقولُ اللّهُ تَعالى: إنَّما أجَبتُ الكافِرَ لِئَلّا يَدعُوَني و لا يَذكُرَني؛ فَإِنّي ابغِضُهُ و ابغِضُ صَوتَهُ، و ابطِئُ لِلمُؤمِنِ لِئَلّا يَنقَطِعَ عَنّي و يَذكُرَني؛ فَإِنّي احِبُّهُ و احِبُّ تَضَرُّعَهُ.[2]
1031. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: كافر[3] براى حاجتش به درگاه خداوند عز و جل دعا مىكند و حاجتش برآورده مىشود، و [لى] مؤمن به درگاه خداوند متعال دعا مىكند و در اجابتش كندى مىشود. از اين كار، داد و فرياد فرشتگان بلند مىشود. خداوند متعال مىفرمايد: «كافر را اجابت كردم تا ديگر مرا نخواند و ياد من نكند؛ چرا كه از او و صدايش بيزارم؛ ولى در اجابت دعاى مؤمن، كندى مىكنم تا از من نَبُرد و مرا ياد كند؛ چرا كه خودش و زارى كردنش را دوست دارم».
1033. الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ العَبدَ الوَلِيَّ للّهِ يَدعُو اللّهَ عز و جل فِي الأَمرِ يَنوبُهُ، فَيَقولُ لِلمَلَكِ المُوَكَّلِ بِهِ: اقضِ لِعَبدي حاجَتَهُ و لا تُعَجِّلها؛ فَإِنّي أشتَهي أن أسمَعَ نِداءَهُ و صَوتَهُ.
و إنَّ العَبدَ العَدُوَّ للّهِ لَيَدعُو اللّهَ عز و جل فِي الأَمرِ يَنوبُهُ، فَيُقالُ لِلمَلَكِ المُوَكَّلِ بِهِ: اقضِ لِعَبدي حاجَتَهُ و عَجِّلها؛ فَإِنّي أكرَهُ أن أسمَعَ نِداءَهُ و صَوتَهُ.
1033. امام صادق عليه السلام: بنده دوست خداوند، در گرفتارى كه برايش پيش مىآيد، خداى عز و جل را مىخواند. پس خداوند به فرشته گماشته بر او مىفرمايد: «حاجت بندهام را برآور؛ امّا در آن شتاب مكن؛ زيرا دوست دارم ندا و صداى او را بشنوم».
و بنده دشمن خدا در گرفتارى كه برايش پيش مىآيد، خداوند عز و جل را مىخواند. پس به فرشته گماشته بر او گفته مىشود: «زود حاجت بندهام را برآور كه خوش ندارم ندا و صداى او را بشنوم».
1035. عدّة الداعي: فيما أوحَى اللّهُ إلى داوُدَ عليه السلام ...: رُبَّما أمرَضتُ العَبدَ فَقَلَّت صَلاتُهُ و خِدمَتُهُ، و لَصَوتُهُ إذا دَعاني في كُربَتِهِ أحَبُّ إلَيَّ مِن صَلاةِ المُصَلّينَ.
1035. عدّة الداعى: از جمله چيزهايى كه خداوند به داود عليه السلام وحى فرمود، اين بود: «گاه بنده را گرفتار بيمارى مىكنم و او كمتر به نماز و چاكرى مىپردازد؛ امّا صداى او كه در هنگام اندوهش مرا مىخواند، نزد من محبوبتر از نماز نمازگزاران است».
1036. الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ اللّهَ إذا أحَبَّ عَبدا بَعَثَ إلَيهِ مَلَكا فَيَقولُ: أسقِمهُ و شَدِّدِ البَلاءَ عَلَيهِ، فَإِذا بَرَأَ مِن شَيءٍ فَابتَلِهِ لِما هُوَ أشَدُّ مِنهُ، و قَوِّ عَلَيهِ، حَتّى يَذكُرَني؛ فَإِنّي أشتَهي أن أسمَعَ دُعاءَهُ.
و إذا أبغَضَ عَبدا وَكَلَ بِهِ مَلَكا، فَقالَ: صَحِّحهُ و أعطِهِ كَي لا يَذكُرَني؛ فَإِنّي لا أشتَهي أن أسمَعَ صَوتَهُ.
1036. امام صادق عليه السلام: خداوند هرگاه بندهاى را دوست داشته باشد، فرشتهاى به سوى او مىفرستد و به وى مىفرمايد: «او را بيمار كن و بلا را بر او سخت گردان، و اگر از مرضى بهبود يافت، به سختتر از آن گرفتارش ساز و او را در فشار قرار ده تا [همواره] مرا ياد كند؛ چرا كه ميل دارم دعاى او را بشنوم».
و هرگاه بندهاى را دشمن بدارد، فرشتهاى را بر او مىگمارد و به وى مىفرمايد: «او را تندرست بدار و هر چه مىخواهد، (مثل روزی وسیع و...) عطايش كن تا (مرا فراموش کند و ) ياد من نكند؛ زيرا ميل ندارم صداى او را بشنوم».
1040. الكافي عن منصور الصيقل: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: رُبَّما دَعَا الرَّجُلُ بِالدُّعاءِ فَاستُجيبَ لَهُ، ثُمَّ اخِّرَ ذلِكَ إلى حينٍ؟
فَقالَ: نَعَم، قُلتُ: و لِمَ ذاكَ؟ لِيَزدادَ مِنَ الدُّعاءِ؟ قالَ: نَعَم.
1040. الكافى- به نقل از منصور صيقل-: به امام صادق عليه السلام گفتم: [آيا] ممكن است كه انسان دعا كند و دعايش مستجاب شود، سپس برآوردن حاجتش تا مدّتى به تأخير بيفتد؟
فرمود: «آرى».
گفتم: چرا؟ تا بيشتر دعا كند؟
فرمود: «آرى».
[1] المراد من الكافر هنا هو الذي ليس منكرا للّه كما ورد في قوله تعالى:\i« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ» ( لقمان: 25).
[2] كنز العمّال: ج 2 ص 86 ح 3262.
[3] مقصود كافرى است كه منكر خدا نيست، چنان كه در آيه 25 لقمان آمده: و اگر از ايشان( مشركان) پرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده؟ گويند: خدا».