1041. المؤمن عن الصباح بن سيّابة: قُلتُ لِأَبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام: ما أصابَ المُؤمِنَ مِن بَلاءٍ فَبِذَنبٍ؟

قالَ: لا، و لكِن لِيُسمَعَ أنينُهُ و شَكواهُ و دُعاؤُهُ، الَّذي يُكتَبُ لَهُ بِالحَسَناتِ، و تُحَطُّ عَنهُ السَّيِّئاتُ، و تُدَّخَرُ لَهُ يَومَ القِيامَةِ.

1041. المؤمن- به نقل از صباح بن سَيابه-: به امام صادق عليه السلام گفتم: آيا هر گرفتارى‏اى كه به مؤمن مى‏رسد، به سبب گناهى است؟

فرمود: «خير؛ بلكه براى اين است كه ناله و شكايت و دعايش شنيده شود، تا برايش ثواب نوشته شود و گناهانش بريزد و ذخيره روز قيامتش شود».

1043. الإمام عليّ عليه السلام‏- فِي وَصِيَّتِهِ لِابنِهِ الحَسَنِ عليه السلام-: لا يُقَنِّطَنَّكَ إبطاءُ إجابَتِهِ؛ فَإِنَّ العَطِيَّةَ عَلى قَدرِ النِّيَّةِ، و رُبَّما اخِّرَت عَنكَ الإِجابَةُ، لِيَكونَ ذلِكَ أعظَمَ لِأَجرِ السّائِلِ، و أجزَلَ لِعَطاءِ الآمِلِ.

1043. امام على عليه السلام- در وصيّتش به فرزندش حسن عليه السلام-: كُندى اجابتش هرگز تو را نوميد نسازد؛ زيرا دَهِش، بسته به نيّت است، و بسا كه اجابت دعايت به تأخير افتد و اين براى آن است كه به درخواست‏كننده مزدى بزرگ‏تر و به آرزومند، عطايى فراوان‏تر داده شود.

1044. عنه عليه السلام: كانَ جَبرَئيلُ يَنزِلُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله في مَرَضِهِ الَّذي قُبِضَ فيهِ ... فَقالَ لَهُ جَبرَئيلُ عليه السلام: اعلَم يا مُحَمَّدُ أنَّ اللّهَ لَم يُشَدِّد عَلَيكَ، و ما مِن أحَدٍ مِن خَلقِهِ أكرَمُ عَلَيهِ مِنكَ، و لكِنَّهُ أحَبَّ أن يَسمَعَ صَوتَكَ و دُعاءَكَ، حَتّى تَلقاهُ مُستَوجِبا لِلدَّرَجَةِ وَ الثَّوابِ الَّذي أعَدَّ اللّهُ لَكَ، وَ الكَرامَةَ وَ الفَضيلَةَ عَلَى الخَلقِ.

1044. امام على عليه السلام: جبرئيل عليه السلام در بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله كه به مرگ ايشان انجاميد [نيز] بر ايشان نازل مى‏شد ... و به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: بدان اى محمّد كه خداوند بر تو سخت نگرفته است و هيچ يك از آفريدگانش به نزد او گرامى‏تر از تو نيست؛ بلكه دوست دارد صدا و دعاى تو را بشنود تا چون به لقاى او پيوستى، مستوجب آن درجه و پاداشى كه خدا برايت آماده كرده است و [نيز مستوجب‏] كرامت و برترى بر مردم باشى.

1045. الدرّ المنثور عن الديلمي: قالَ موسى عليه السلام: يا رَبِّ، أعطَيتَ الدُّنيا لِأَعدائِكَ، و مَنَعتَها أولِياءَكَ! فَمَا الحِكمَةُ في ذلِكَ؟ فَأَوحَى اللّهُ إلَيهِ: أعطَيتُها أعدائي لِيَتَمَرَّغوا ، و مَنَعتُها أولِيائي لِيَتَضَرَّعوا.[1]

1045. الدرّ المنثور- به نقل از ديلمى-: موسى عليه السلام گفت: پروردگارا! تو دنيا را به دشمنانت دادى و به دوستانت ندادى. حكمتش چيست؟

خداوند به او وحى فرمود كه: «آن را به دشمنانم دادم تا بلولند[2] و به دوستانم‏ ندادم تا [به درگاه من‏] زارى كنند».

باب يازدهم: نمازهاى برآورده شدن حاجت‏

1048. الإمام الصادق عليه السلام: كانَ عَلِيٌّ عليه السلام إذا هالَهُ‏[3] شَي‏ءٌ فَزِعَ إلَى الصَّلاةِ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ: «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»[4].

1048. امام صادق عليه السلام: على عليه السلام هرگاه چيزى او را به وحشت مى‏انداخت، به نماز پناه مى‏برد. سپس اين آيه را تلاوت كرد: «و از صبر و نماز، كمك بجوييد».

1050. الإمام الصادق عليه السلام: يا مِسمَعُ، ما يَمنَعُ أحَدَكُم إذا دَخَلَ عَلَيهِ غَمٌّ مِن غُمومِ الدُّنيا، أن يَتَوَضَّأَ ثُمَّ يَدخُلَ مَسجِدَهُ، و يَركَعَ رَكعَتَينِ فَيَدعُوَ اللّهَ فيهِما؟ أما سَمِعتَ اللّهَ يَقولُ: «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»؟

1050. امام صادق عليه السلام: اى مِسمَع! چرا هرگاه غمى از غم‏هاى دنيا به يكى از شما مى‏رسد، وضو نمى‏گيرد و به مسجد نمى‏رود و دو ركعت نماز نمى‏گزارد و در آن خدا را نمى‏خواند؟ مگر نشنيده‏اى كه خداوند مى‏فرمايد: «از صبر و نماز، كمك بجوييد»؟

1051. عنه عليه السلام: إذا أرَدتَ حاجَةً فَصَلِّ رَكعَتَينِ، و صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، و سَل تُعطَهُ.

1051. امام صادق عليه السلام: هرگاه حاجتى داشتى، دو ركعت نماز بگزار و بر محمّد و خاندان محمّد صلوات بفرست و درخواست كن، كه حاجتت داده مى‏شود.

1068. الكافي عن محمّد بن عليّ الحلبي: شَكى رَجُلٌ إلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام الفاقَةَ وَ الحِرفَةَ فِي التِّجارَةِ بَعدَ يَسارٍ قَد كانَ فيهِ، ما يَتَوَجَّهُ في حاجَةٍ إلّا ضاقَت عَلَيهِ المَعيشَةُ، فَأَمَرَهُ أبو عَبدِ اللّهِ عليه السلام أن يَأتِيَ مَقامَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَينَ القَبرِ وَ المِنبَرِ، فَيُصَلِّيَ رَكعَتَينِ، و يَقولَ مائَةَ مَرَّةٍ:

اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بِقُوَّتِكَ و قُدرَتِكَ و بِعِزَّتِكَ و ما أحاطَ بِهِ عِلمُكَ، أن تُيَسِّرَ لي مِنَ التِّجارَةِ أوسَعَها رِزقاً، و أعَمَّها فَضلًا، و خَيرَها عاقِبَةً.

قالَ الرَّجُلُ: فَفَعَلتُ ما أمَرَني بِهِ، فَما تَوَجَّهتُ بَعدَ ذلِكَ في وَجهٍ إلّا رَزَقَنِيَ اللّهُ.

1068. الكافى- به نقل از محمّد بن على حلبى-: مردى به امام صادق عليه السلام از تنگ‏دستى و بدشانسى خود در كسب و كار شكايت كرد و گفت كه قبلًا وضع مالى‏اش خوب بوده و اكنون دست به هر كارى مى‏زند، گشايشى در معيشتش حاصل نمى‏شود.

امام صادق عليه السلام به او فرمود كه به مقام رسول خدا در بين قبر و منبر، برود و دو ركعت نماز بخواند و صد مرتبه بگويد: «بار خدايا! به حقّ نيرو و توان و عزّتت و به علمت كه بر همه چيز احاطه دارد، از تو درخواست مى‏كنم كه در كسب و كارم گشايشى دهى و فراخ‏ترين روزى و گسترده‏ترين فضل و بهترين عاقبت را نصيبم فرمايى».

آن مرد گفت: به دستور ايشان عمل كردم و از آن پس، به هر كارى كه دست مى‏زدم، خداوند به من روزى مى‏داد.

[اگر امکان حضور در کنار منبر و محرای رسول خدا را نداریم، به قصد رجاء در خانه این عمل را به جای آوریم]

1070. الإمام الصادق عليه السلام: مَن تَطَهَّرَ ثُمَّ أوى إلى فِراشِهِ باتَ و فِراشُهُ كَمَسجِدِهِ، فَإِن قامَ مِنَ اللَّيلِ فَذَكَرَ اللّهَ تَناثَرَت عَنهُ خَطاياهُ، فَإِن قامَ مِن آخِرِ اللَّيلِ فَتَطَهَّرَ و صَلّى رَكعَتَينِ، و حَمِدَ اللّهَ و أثنى عَلَيهِ و صَلّى عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، لَم يَسأَلِ اللّهَ شَيئا إلّا أعطاهُ، إمّا أن يُعطِيَهُ الَّذي يَسأَلُهُ بِعَينِهِ، و إمّا أن يَدَّخِرَ لَهُ ما هُوَ خَيرٌ لَهُ مِنهُ.

1070. امام صادق عليه السلام: هر كس وضو بگيرد و به بسترش برود، آن شب، بسترش به منزله مسجد او خواهد بود و چنانچه شب برخيزد و ذكر خدا بگويد، گناهانش مى‏ريزند، و اگر آخر شب برخيزد و وضو بسازد و دو ركعت نماز بگزارد و حمد و ثناى الهى به جاى آورد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله صلوات بفرستد، هر چه از خدا بخواهد، به او عطا مى‏فرمايد؛ يا همان چيزى را كه از او خواسته است، مى‏دهد و يا بهتر از آن را برايش اندوخته [ى آخرت‏] مى‏كند.

فصل چهارم: دعا كردن براى ديگران‏


[1] الدرّ المنثور: ج 3 ص 537 نقلًا عن الديلمي.

[2] واژه« تمرّغ» در متن عربى، به معناى غلتيدن و لوليدن و غوطه‏ور شدن است و بيشتر در خصوص چارپايان بويژه غلت زدن در خاك، به كار مى‏رود. به عبارت ديگر: استعمال آن درباره انسان حاوى تحقير و ناسزاست.

[3] الهَوْلُ: هو الخوف و الأمر الشديد، و قد هاله يهوله( النهاية: ج 5 ص 283« هول»).

[4] البقرة: 45.