تسبيحگويی هر موجود زنده‏ای‏

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: آجالُ البَهائِمِ کلِّها، و خَشاشِ‏ الأَرضِ وَ الدَّوابِّ کلِّها فِي التَّسبيحِ، فَإِذَا انقَضی تَسبيحُها قَبَضَ اللّهُ أرواحَها.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: عمر همه چارپايان و همه خزندگان و جنبندگان زمينی، در گرو تسبيحگويی آنهاست. پس هرگاه تسبيحگويی‏شان به سر آيد، خداوند، جان آنها را می‏گيرد.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 964.

الإمام الصادق عليه السلام: اقسِمُ بِالَّذي خَلَقَ الخَلقَ و بَسَطَ الرِّزقَ، إنَّهُ ما ضاعَ مالٌ في بَرٍّ و لا بَحرٍ إلّا بِتَرک الزَّکاةِ، و ما صيدَ صَيدٌ في بَرٍّ و لا بَحرٍ إلّا بِتَرکهِ التَّسبيحَ في ذلِک اليَومِ.

امام صادق عليه السلام: سوگند می‏خورم به آن که آفرينش را آفريد و روزی را گسترانيد که هيچ مالی در خشکی و دريا، تلف نمی‏شود، مگر به سبب نپرداختن زکات، و هيچ صيدی در خشکی و دريا شکار نمی‏شود، مگر بدان سبب که در آن روز، تسبيح را ترک گفت.

من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 7

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: لا تَضرِبُوا الدَّوابَّ عَلی وُجوهِها؛ فَإِنَّها تُسَبِّحُ بِحَمدِ اللّهِ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: به صورت چارپايان نزنيد؛ چرا که آنها خدا را تسبيح و ستايش می‏گويند.

الكافي: ج 6 ص 538.

ذکر تسبيح برخی جانوران‏

الإمام عليّ عليه السلام: يَقولُ الدِّيک في نَعيقِهِ بِالأَسحارِ: اذکرُوا اللّهَ يا غافِلينَ.

امام علی عليه السلام: خروس، با بانگ خويش در سحرگاهان می‏گويد: خدا را ياد کنيد.

بحار الأنوار: ج 64 ص 35.

عن الإمام الحسين عليه السلام: إذا صاحَ الطّاووسُ يَقولُ: مَولايَ، ظَلَمتُ نَفسي وَ اغتَرَرتُ بِزينَتي فَاغفِر لي ... و إذا صاحَ الدّيک يَقولُ: مَن عَرَفَ اللّهَ لَم يَنسَ ذِکرَهُ ... إذا صاحَ البَبغاءُ يَقولُ: مَن ذَکرَ رَبَّهَ غَفَرَ ذَنبَهُ ... و إذا صاحَتِ الخُطّافَةُ فَإِنَّها تَقرَأُ سورَةَ الحَمدِ و تَقُولُ: يا قابِلَ تَوبَةِ التَّوّابينَ يا اللّهُ لَک الحَمدُ.

امام حسين عليه السلام: آنگاه که طاووسْ بانگ می‏زند، می‏گويد: سَرورا! به خويشتن، ستم کردم و به زيبايی خويش، غرّه گشتم... و آنگاه که خروسْ بانگ می‏دهد، می‏گويد: هر که خدا را شناخت، ياد او را فراموش نکرد... آنگاه که طوطی بانگ می‏زند، می‏گويد: هر که پروردگار خويش را ياد کند، خداوند، گناهش را می‏آمرزد ... و آنگاه که پرستو می‏خوانَد، سوره حمد را می‏خوانَد و می‏گويد: ای پذيرنده توبه توبه‏کاران، ای خدا! ستايش، تو راست!

بحار الأنوار: ج 64 ص 27.

تسبيحگويی هر موجودی

تاريخ بغداد عن عائشة: دَخَلَ عَليَّ رَسولُ اللّهِ صلی الله عليه و آله فَقالَ لي: يا عائِشَةُ اغسِلي هذَينِ البُردَينِ. فَقُلتُ: بِأَبي و امّي يا رَسولَ اللّهِ، بِالأَمسِ غَسَلتُهُما!

فَقالَ لي: أما عَلِمتِ أنَّ الثَّوبَ يُسَبِّحُ، فَإِذَا اتَّسَخَ انقَطَعَ تَسبيحُهُ.

عايشه: پيامبر خدا، نزد من آمد و فرمود: «ای عايشه! اين دو بُرد را بشوی». من گفتم: پدر و مادرم به فدايت، ای پيامبر خدا! ديروز، آنها را شسته‏ام!

فرمود: «مگر نمی‏دانی که لباس، تسبيح می‏گويد و هرگاه کثيف شود، تسبيحش قطع می‏گردد؟».

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 988.

تسبيحگويی موجودات، هم‏نوا با انسان

تفسير القمّي: «وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ» أي سَبِّحي للّهِ‏ « ... أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ» قالَ: کانَ داودُ إذا مَرَّ فِي البَراري يَقرَأُ الزَّبورَ تُسَبِّحُ الجِبالُ وَ الطَّيرُ وَ الوُحوشُ مَعَهُ.

تفسير القمّی: «و به راستی، داود رای از جانب خويش، مزيتی عطا کرديم. [و گفتيم:] «ای کوه‏ها! با او [در تسبيح خدا] هم‏صدا شويد»»، يعنی خدا را تسبيح گوييد «و ای پرندگان! [هماهنگی کنيد]»، فرمود: «داود، هرگاه در بيابان‏ها می‏رفت و زبور می‏خواند، کوه‏ها و پرندگان و جانوران نيز هم‏صدا با او تسبيح می‏گفتند».

بحار الأنوار: ج 14 ص 3.

الإمام عليّ عليه السلام: إنَّ الإِنسانَ إذا کانَ فِي الصَّلاةِ فَإِنَّ جَسَدَهُ و ثِيابَهُ و کلَّ شَي‏ءٍ حَولَهُ يُسَبِّحُ.

امام علی عليه السلام: انسان، هرگاه به نماز بِايستد، بدن او و جامه‏هايش و هر آنچه پيرامون او هستند، تسبيح می‏گويند.

بحار الأنوار: ج 82 ص 213.

الإمام الصادق عليه السلام: مَن مَشی إلَی المَسجِدِ، لَم يَضَع رِجلًا عَلی رَطبٍ و لا يابِسٍ إلّا سَبَّحَت لَهُ الأَرضُ إلَی الأَرضِ السّابِعَةِ.

امام صادق عليه السلام: هر کس به سوی مسجد برود، بر هيچ تَر و خشکی پای ننهد، مگر آن که زمين تا زمين هفتم، برايش تسبيح می‏گويند.

بحار الأنوار: ج 84 ص 13.

اوقات تسبيحگويی موجودات

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: أربَعٌ قَبلَ الظُّهرِ بَعدَ الزَّوالِ تُحسَبُ بِمِثلِهِنَّ في صَلاةِ السَّحَرِ، و لَيسَ مِن شَي‏ءٍ إلّا و يُسَبِّحُ اللّهَ تِلک السّاعَةَ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: چهار [رکعت نافله‏] پيش از نماز ظهر که پس از زوال [خورشيد] خوانده شود، با همين تعداد رکعت در نمازِ سحر، برابری می‏کند. هيچ موجودی نيست، مگر آن که در اين ساعت، خداوند را تسبيح می‏گويد.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1006.

عن رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما تَستَقِلُ‏ الشَّمسُ فَيَبقی شَي‏ءٌ مِن خَلقِ اللّهِ إلّا سَبَّحَ اللّهَ بِحَمدِهِ، إلّا ما کانَ مِنَ الشَّيطانِ و أغبِياءِ بَني آدَمَ.

قالَ: فَسَأَلتُهُ عَن أغبِياءِ بَني آدَمَ. قالَ: الکفّارُ شِرارُ الخَلقِ، أو شِرارُ خَلقِ اللّهِ. (استَقَلَّت الشمس: ارتفعت و تَعالَت)

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: «چون خورشيد بالا آيد (/ به اوج و قلّه خود برسد)، هيچ چيزی از مخلوقات خدا نباشد، مگر آن که خدای را تسبيح و ستايش گويد، بجز موجودات شيطانی و آدميانِ کودن.

از ايشان، در باره آدميانِ کودن پرسيدم. فرمود: «کافران، که بدترينِ خلق (يا: بدترينْ خلق) خدايند.

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1008.

معنای تسبيحگويی موجودات

تفسير القمّي: و قَولُهُ: «وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»؛ فَحَرَکةُ کلِّ شَي‏ءٍ تَسبيحُ اللّهِ عز و جل.

تفسير قمّی: «و هيچ چيز نيست، مگر آن که او را تسبيح و ستايش می‏گويد». جنبيدن هر چيزی، تسبيحگويی خداوند عز و جل است.

بحار الأنوار: ج 60 ص 179.

نطق آب و نطق خاک و نطق گِل هست محسوسِ حواس اهل دل‏

جمله ذرّات، در عالم، نهان با تو می‏گويند روزان و شبان

ما سميعيم و بصير و باهُشيم با شما نامحرمان، ما خامُشيم

فصل دهم: تسبيح‏

استفاده از تسبيح در گفتن تسبيحات

رسول اللّه صلی الله عليه و آله: نِعمَ المُذَکرُ السُّبحَةُ.

پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: تسبيح، نيکو يادآورنده‏ای است!

محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 2 ؛ حدیث 1014

الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ فاطِمَةَ بِنتَ رَسولِ اللّهِ صلی الله عليه و آله کانَت سُبحَتُها مِن خَيطِ صُوفٍ مُفَتَّلٍ مَعقودٍ، عَلَيهِ عَدَدُ التَّکبيراتِ، و کانَت عليها السلام تُديرُها بِيَدِها تُکبِّرُ و تُسَبِّحُ، حَتّی قُتِلَ‏

حَمزَةُ بنُ عَبدِ المُطَّلِبِ رضی الله عنه، فَاستَعمَلَت تُربَتَهُ، و عَمِلَتِ التَّسابيحَ فَاستَعمَلَهَا النّاسُ. فَلَمّا قُتِلَ الحُسَينُ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ، و جَدَّدَ عَلی قاتِلِهِ العَذابَ عُدِلَ بِالأَمرِ إلَيهِ فَاستَعمَلوا تُربَتَهُ؛ لِما فيها مِنَ الفَضلِ وَ المَزِيَّةِ.

امام صادق عليه السلام: تسبيح فاطمه، دختر پيامبر خدا، عبارت بود از يک نخ پشمی تاخته شده که به تعداد تکبيرات، در آن، گِره خورده بود و با دست خود، آن را می‏چرخانْد و تکبير و تسبيح می‏گفت، تا آن که حمزة بن عبد المطلّب، کشته شد.

و فاطمه عليها السلام از خاک [مزار] او برداشت و تسبيح‏هايی ساخت و مردم، آنها را مورد استفاده قرار دادند؛ امّا پس از کشته شدن حسين که درودهای خدا بر او باد و دمادم بر قاتلانش عذاب باد، تربت او جايگزين شد و مردم از خاک [مزار] او تسبيح ساختند؛ زيرا تربت حسين عليه السلام را فضيلت و امتياز است.

بحار الأنوار: ج 85 ص 333.

الإمام الکاظم عليه السلام: لا يَخلُو المُؤمِنُ مِن خَمسَةٍ: سِواک، و مِشطٍ، و سَجّادَةٍ، و سُبحَةٍ فيها أربَعٌ و ثَلاثُونَ حَبَّةً، و خاتَمِ عَقيقٍ.

امام کاظم عليه السلام: مؤمن، هميشه پنج چيز با خود دارد: مسواک، شانه، سجّاده، تسبيحی با سی و چهار دانه، و انگشتری عقيق.

بحار الأنوار: ج 85 ص 334.