فصل هفتم: تسبيحاتِ رسيده از پيامبر و اهل بيت‏ (مناسب برای رکوع و سجده نماز)

سُبحانَ اللّهِ العَظيمِ و بِحَمدِهِ أضعافَ ما يُسَبِّحُهُ جَميعُ خَلقِهِ، كَما يُحِبُّ و كَما يَرضی و كَما يَنبَغي لَهُ.

پاكا خداوند بزرگ و سپاسْ او را، چندين برابر آنچه همه آفريدگانش او را تسبيح می‏گويند، آن سان كه او خود، دوست دارد و آن سان كه او می‏پسندد و آن سان كه سزاوار اوست!

سُبحانَ رَبِّ العالَمينَ.

پاكا پروردگار جهانيان!

سُبحانَ العَلِيِّ الأَعلی، سُبحانَهُ و تَعالی.

پاكا آن بلندمرتبه برتر! پاكا و برينا او!

سُبحانَ مَن لا يَموتُ، سُبحانَ مَن لا يَزولُ

پاكا خدايی كه نمی‏ميرد! پاكا خدايی كه از بين نمی‏رود!

سُبحانَكَ اللّهُمَّ و حَنانَيكَ، سُبحانَكَ اللّهُمَّ و تَعالَيتَ.

پاكی تو ای خداوند و مهربانی تو. پاكی تو ای خداوند و برينی تو.

سُبحانَ ذِي المُلكِ وَ المَلَكوتِ، سُبحانَ ذِي العِزَّةِ وَ الجَبَروتِ ...

پاكا خداوندگار مُلك و ملكوت! پاكا خداوندگار عزّت و قدرت! ...

سُبّوحٌ و قُدّوسٌ رَبُّنا و رَبُّ المَلائِكَةِ وَ الرُّوحِ.

پاك و مقدّس است پروردگار ما و پروردگار فرشتگان و روح.

سُبحانَ اللّهِ عَدَدَ خَلقِهِ، سُبحانَ اللّهِ رِضا نَفسِهِ، سُبحانَ اللّهِ مِدادَ كَلِماتِهِ، سُبحانَ اللّهِ زِنَةَ عَرشِهِ، وَ الحَمدُ للّهِ مِثلَ ذلِكَ ... و لا إلهَ إلَا اللّهُ مِثلَ ذلِكَ، وَ اللّهُ أكبَرُ مِثلَ ذلِكَ. (در برخی روایات دیگر دارد : «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا بَاللّهِ» مِثلَ ذلِكَ.)

پاكا خدا به شمار آفريدگانش! پاكا خدا، چندان كه خرسند شود! پاكا خدا، به گستره كلماتش! پاكا خدا به وزن عرشش! و سپاس، خدای را به همين اندازه‏ها ... و معبودی جز خدا نيست به همه اين اندازه‏ها، و خدا بزرگ‏تر است به همه اين اندازه‏ها.

عن رسول اللّه صلی الله عليه و آله‏ فيما عَلَّمَهُ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام لِحِفظِ ما يَسمَعُهُ: سُبحانَ مَن لا يَعتَدي عَلی أهلِ مَملَكَتِهِ، سُبحانَ مَن لا يَأخُذُ أهلَ الأَرضِ بِأَلوانِ العَذابِ، سُبحانَ الرَّؤوفِ الرَّحيمِ.

پيامبر خدا، در دعايی كه به امير مؤمنان برای حفظ كردن آنچه می‏شنود، آموخت: پاكا خدايی كه بر اهل مملكتش تعدّی نمی‏كند! پاكا خدايی كه زمينيان را به عذاب‏های گونه‏گون، گرفتار نمی‏كند! پاكا خدای رئوف مهربان!

فلاح السائل: ص 304.

عن رسول اللّه صلی الله عليه و آله‏ في خَبَرِ المَلَكِ الَّذي يُسَبِّحُ اللّهَ كَثيرا، إذ قالَ: أي رَبِّ، هَل مِمَّن خَلَقتَ يُسبِّحُكَ تَسبيحي؟ قالَ: نَعَم يونُسُ. قالَ: فَسُئِلَ النَّبِيُّ صلی الله عليه و آله هَل هُو يونُسُ بنُ مَتّی؟ قالَ: لا، و لكِن عَبدٌ يُقالُ لَهُ يونُسُ قالَ المَلَكُ: أي رَبِّ ائذَن لي في زِيارَتِهِ و لِقائِهِ. قالَ: نَعَم، فَقَصَدَهُ المَلَكُ، فَقالَ: إنّي مَعَ ما تَری مِن كَثرَةِ خَلقي، سَأَلتُ رَبّي هَل شَي‏ءٌ يُسَبِّحُهُ تَسبيحي؟ قال: نَعَم، يونُسُ، فَما تَسبيحُكَ؟!

قالَ: أقولُ إذا أصبَحتُ و إذا أمسَيتُ عَشرَ مَرّاتٍ: الحَمدُ للّهِ، و سُبحانَ اللّهِ، و لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَ اللّهُ أكبَرُ، أضعافَ ما حَمَّدَهُ و سَبَّحَهُ و هَلَّلَهُ و كَبَّرَهُ جَميعُ خَلقِهِ، كَما يُحِبُّ و يَرضی، و كَما يَنبَغي لِكَرَمِ وَجهِهِ، و عِزِّ جَلالِهِ، و مِدادِ كَلِماتِهِ.

نوفلی در باره فرشته‏ای كه خدا را بسيار تسبيح می‏گويد: پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: «فرشته گفت: ای پروردگار من! آيا از ميان آفريدگانت، كسی هست كه تو را چون من تسبيح گويد؟ [خدا] فرمود: آری؛ يونس».

از پيامبر صلی الله عليه و آله سؤال شد: آيا او همان يونس بن متّی است؟ فرمود: «نه؛ بلكه بنده‏ای است كه به او يونس می‏گويند.

فرشته گفت: ای پروردگار من! مرا اجازت فرما تا او را زيارت و ديدار كنم. [خدا] فرمود: باشد.

پس فرشته به نزد او رفت و گفت: من با وجود اين همه خلقم كه می‏بينی، از پروردگارم پرسيدم: آيا موجودی هست كه چونان من، او را تسبيح گويد؟ و او فرمود:" آری؛ يونس". مگر تو چه تسبيحی می‏گويی؟!

يونس گفت: من در آغاز بامداد و شامگاه، ده مرتبه می‏گويم:" سپاس، خدای را، و پاكا خدا، و معبودی جز خدا نيست، و خدا بزرگ‏تر است، چندْ چندانِ آنچه همه آفريدگانش او را سپاس می‏گويند و به پاكی و يگانگی و بزرگی‏اش می‏ستايند، آن سان كه او دوست دارد و می‏پسندد و آن سان كه سزامند ذات پاك او و شُكوه بی‏مانند او و گستردگی كلمات اوست"».

مستدرك الوسائل: ج 5 ص 394

فصل نهم: تسبيحگويی موجودات‏

«وَ تَرَی الْمَلائِکةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ». (الزمر: 75)

«و فرشتگان را می‏بينی که پيرامون عرش به ستايش پروردگارِ خود تسبيح می‏گويند».

«فَإِنِ اسْتَکبَرُوا فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّک يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ». (فصّلت: 38)

«پس اگر کبر ورزيدند، کسانی که در پيشگاه پروردگارِ تواند شبانه‏روز او را نيايش می‏کنند و خسته نمی‏شوند».

تسبيحگويی فرشتگان‏

الإمام علیّ عليه السلام‏ في خُطبَةٍ يَذکرُ فيها خَلقَ المَلائِکةِ: ثُمَّ فَتَقَ ما بَينَ السَّماواتِ العُلی، فَمَلَأَهُنَّ أطوارا مِن مَلائِکتِهِ، مِنهُم سُجودٌ لا يَرکعونَ، و رُکوعٌ لا يَنتَصِبونَ، و صافّونَ لا يَتَزايَلونَ، و مُسَبِّحونَ لا يَسأَمونَ.

امام علی عليه السلام‏ در سخنرانی‏ای که در آن از آفرينش فرشتگان ياد می‏کند: سپس ميان آسمان‏های بلند، فاصله انداخت و آن فاصله‏ها را از فرشتگانِ گونه‏گون، آکنْده ساخت: گروهی همواره در سجده‏اند و رکوع نمی‏کنند، گروهی پيوسته در رکوع‏اند و راست نمی‏شوند، گروهی همواره صف کشيده‏اند و از جای خود، تکان نمی‏خورند، و گروهی پيوسته تسبيح می‏گويند و خسته نمی‏شوند.

نهج البلاغة: الخطبة 1.

ذکر فرشتگان در تسبيح‏

عن داود بن فرقد: قالَ لي بَعضُ أصحابِنا: أخبِرني عَنِ المَلائِکةِ أ يَنامونَ؟ قُلتُ: لا أدري، فَقالَ: يَقولُ اللّهُ عز و جل: «يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ». (الأنبياء: 20)

ثُمَّ قالَ: أ لا اطرِفُک عَن أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام فيهِ بِشَي‏ءٍ؟ فَقُلتُ: بَلی!

فَقالَ: سُئِلَ عَن ذلِک فَقالَ: ما مِن حَيٍّ إلّا و هُوَ يَنامُ ما خَلَا اللّهَ وَحدَهُ عز و جل، وَ المَلائِکةُ يَنامونَ. فَقُلتُ: يَقولُ اللّهُ عز و جل‏ «يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ»؟ فَقالَ: أنفاسُهُم تَسبيحٌ.

داود بن فَرقَد: يکی از شيعيان به من گفت: به من بگو که آيا فرشتگان می‏خوابند؟

گفتم: نمی‏دانم. گفت: خداوند عز و جل فرمايد: «شب و روز، بی وقفه، تسبيح می‏گويند».

سپس گفت: می‏خواهی در اين باره، طرفه سخنی از امام صادق عليه السلام به تو هديه کنم؟ گفتم: آری.

گفت: همين سؤال از ايشان پرسيده شد. فرمود: «هيچ موجود زنده‏ای نيست، مگر اين که می‏خوابد، بجز خدای يکتا. فرشتگان هم می‏خوابند».

من گفتم: خداوند عز و جل می‏فرمايد: «شب و روز، بی وقفه، تسبيح می‏گويند». فرمود: «نَفَس‏هايشان، تسبيح است».

بحار الأنوار: ج 59 ص 185.