مردن دل الإمام الصادق
مردن دل
الإمام الصادق عليه السلام: فيما ناجَی اللّهُ بِهِ موسی عليه السلام، قالَ: يا موسی، لا تَنسَني عَلی كُلِّ حالٍ؛ فَإِنَّ نِسياني يُميتُ القَلبَ.
امام صادق عليه السلام: از جمله سخنان نجواآميزی كه خدا با موسی عليه السلام گفت، اين بود كه: «ای موسی! مرا در هيچ حال، فراموش مكن؛ زيرا فراموش كردن من، دل را میميرانَد».
بحار الأنوار: ج 13 ص 344.
بدی دنيا و آخرت
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما مِن ساعَةٍ تَمُرُّ بِابنِ آدَمَ لَم يَذكُرِ اللّهَ فيها، إلّا تَحَسَّرَ عَلَيها يَومَ القِيامَةِ.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هر لحظهای كه بر آدمی بگذرد و در آن ياد خدا نكند، روز قيامت بر آن لحظه افسوس میخورد.
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 510
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: ما مِن قَومٍ اجتَمَعوا في مَجلِسٍ فَلَم يَذكُرُوا اسمَ اللّهِ عز و جل، و لَم يُصَلُّوا عَلی نَبِيِّهِم، إلّا كانَ ذلِكَ المَجلِسُ حَسرَةً و وَبالًا عَلَيهِم.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هرگاه عدّهای در مجلسی گِرد آيند و نام خداوند عز و جل را نبرند و بر پيامبرشان درود نفرستند، آن مجلس، مايه افسوس و گزند آنان خواهد شد. (مؤمنین وقتی در مسجد جمع می شوند و نماز می گذارند در تشهد نماز بر پیامبر صلوات می فرستند)
بحار الأنوار: ج 93 ص 161.
داود عليه السلام في مُناجاتِهِ: إذا رَأَيتَني اجاوِزُ مَجالِسَ الذّاكِرينَ إلی مَجالِسِ الغافِلينَ فَاكسِر رِجلي؛ فَإِنَّها نِعمَةٌ تُنعِمُ بِها عَلَيَّ.
داود عليه السلام در مناجاتش: هرگاه مرا ديدی كه از مجالس ياد كنندگان [خدا] به مجالس غافلان [از ياد خدا] رفتم، پايم را بشكن؛ زيرا اين كار، لطفی است كه به من میكنی.
ربيع الأبرار: ج 2 ص 247.
عن المفضّل بن عمر: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ عليه السلام عَنِ العِشقِ، فَقالَ: قُلوبٌ خَلَت مِن ذِكرِ اللّهِ، فَأَذاقَهَا اللّهُ حُبَّ غَيرِهِ.
مفضّل بن عمر: از ابو عبد اللّه امام صادق عليه السلام در باره عشق پرسيدم. فرمود: «دلهايی هستند كه از ياد خدا تهی شدهاند و خداوند هم محبّت غير خود را به آنها چشانيده است».
بحار الأنوار: ج 73 ص 158.
تحليلی در باره بركات ياد خدا و زيانهای فراموش كردن او
جامعترين بركات ياد خدا
خداوند متعال، وعده قطعی داده است كه هر كس او را ياد كند، او نيز متقابلًا ياد كننده خود را ياد مینمايد، و اين، جامعترين بركت ذكر است:
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ. مرا ياد كنيد تا شما رای ياد كنم».( بقره: آيه 152)
همه آثار و بركات ذكر، در جمله «أَذْكُرْكُمْ؛ تا شما را ياد كنم» خلاصه شده است و بی ترديد، ياد كردن خداوند متعال از ياد كننده خود، به معنای توجّه علمی به او نيست؛ چرا كه توجّه علمی (آگاهی داشتنِ) او به همه چيز و همه كس، يكسان است؛ بلكه مقصود، ياد كردن با نعمت و رحمت و احسان و رضوان است و بدين سان، مراتب نعمت و رحمتِ متقابل الهی نسبت به ياد كننده خود، متناسب با مراتب ذكر اوست. هر چه ذكر، عميقتر و گستردهتر باشد، بركات الهی، ذاكر را بيشتر فرا خواهد گرفت.
زيانهای فراموش كردن خدا
همان گونه كه جامعترين بركتِ ياد خدا، ياد كردن متقابل پروردگار از ذاكر است، خطرناكترين زيان فراموشی خداوند متعال، فراموشی متقابل فراموشكار از جانب خداوند متعال است كه به معنای رها كردنِ فراموشكار و قطع رحمت از او خواهد بود.
هنگامی كه انسان به حال خود رها شود، دچار خودفراموشی میگردد:
«نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ. [به كلّی] خدا را فراموش كردند، خدا هم نفوس آنان را از يادشان برد. (حشر: آيه 19.)
در اين حال، شيطان بر آدمی مسلّط میگردد و او را به كارهای ناشايست، وا میدارد و در اثر گناه، آينه دلش زنگار میگيرد و به قساوت قلب، مبتلا میشود. زندگی، بر چنين انسانی، سخت و تنگ میگردد و انواع بدیها، مصيبتها و گرفتاریهای دنيا و آخرت، او را احاطه مینمايند.
بخش دوم: بسمله: (گفتنِ «بسم اللّه»)
معنای ذكر «بسم اللّه»
امام رضا عليه السلام فرمودند: مَعنی قَولِ القائِلِ: «بِسمِ اللّهِ»، أی أسِمُ عَلی نَفسي سِمَةً مِن سِماتِ اللّهِ عز و جل و هِيَ العِبادَةُ.
وقتی گوينده میگويد: «به نام خدا»، يعنی: نشان و داغی از نشانها و داغهای خداوند عز و جل را بر خود مینهم كه همان بندگی باشد.
اين تفسير زيبا و دقيق، بدان معناست كه تنها كسی میتواند در گفتن اين ذكر هنگام انجام دادن كارها صادق باشد كه حقيقتا خود را مستقل نداند، بلكه بنده خدا بداند؛ چرا كه اين ذكر، نشانه بندگی است.
به تعبير ديگر، كسی میتواند صادقانه «بسم اللّه» بگويد كه باور كرده باشد هيچ توان و نيرويی برای انجام دادن كار، جز از جانب خداوند متعال نيست: «و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه». چنين كسی به بيان منقول از امير مؤمنان در تفسير «بسم اللّه»، میتواند بگويد: بِهذَا الإِسمِ أعمَلُ هذَا العَمَلَ. با اين نام، اين كار را به انجام میرسانم.
امّا كسی كه برای خداوند متعال در كار خود، نقشی قائل نيست، نمیتواند علامت بندگی بر خود بگذارد و ذكر شريف «بسم اللّه» را صادقانه بر زبان جاری سازد.
فضيلت تعليم «بسم اللّه»
پيامبر خدا میفرمايد: إنَّ المُعَلِّمَ إذا قالَ لِلصَّبِيِّ: قُل: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، فَقالَ الصَّبِی: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، كَتَبَ اللّهُ بَراءَةً لِلصَّبِی، و بَراءَةً لِلمُعَلِّمِ، و بَراءَةً لِأَبَوَيهِ مِنَ النّارِ.
معلّم، هرگاه به كودك بگويد: بگو: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» و كودك بگويد: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ».، خداوند، يك بَرات آزادی از دوزخ برای كودك، يكی برای معلّم و يكی برای پدر و مادر او مینويسد.
بحار الأنوار: ج 92 ص 257.
فصل يكم: تفسير «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»
معنای «اسم»
الإمام الكاظم عليه السلام لَمّا سُئِلَ عَن مَعنَی اللّهِ: استَولی عَلی ما دَقَّ و جَلَّ.
امام كاظم عليه السلام در پاسخ به پرسش در باره معنای اللّه: [يعنی] هر ريز و درشتی در قبضه قدرت اوست.
بحار الأنوار: ج 4 ص 181.