فصل نهم: بركتهای ياد خدا
فصل نهم: بركتهای ياد خدا
ياد كردن خدا از ياد كنندهاش
عن الإمام الصادق عليه السلام: قالَ اللّهُ تَعالی: ابنَ آدَمَ، اذكُرني في نَفسِكَ أذكُركَ في نَفسي. ابنَ آدَمَ، اذكُرني في خَلاءٍ أذكُركَ في خَلاءٍ. ابنَ آدَمَ، اذكُرني في مَلَأٍ أذكُركَ في مَلَأٍ خَيرٍ مِن مَلَئِكَ.
و قالَ: ما مِن عَبدٍ يَذكُرُ اللّهَ في مَلَأٍ مِنَ النّاسِ، إلّا ذَكَرَهُ اللّهُ في مَلَأٍ مِنَ المَلائِكَةِ.
امام صادق عليه السلام: «خدای متعال میفرمايد:" ای پسر آدم! مرا در درونت ياد كن، تو را در درونم ياد كنم. ای پسر آدم! مرا در خلوت ياد كن، تو را در خلوت، ياد میكنم. ای پسر آدم! مرا در ميان جمع ياد كن، من تو را در ميان جمعی بهتر از جمع تو، ياد میكنم"».
[سپس] فرمود: «هيچ بندهای نيست كه در ميان جمعی از مردم خدا را ياد كند، مگر آن كه خداوند در ميان جمعی از فرشتگان، از او ياد میكند».
بحار الأنوار: ج 93 ص 158.
الإمام الباقر عليه السلام في قَولِهِ تَعالی: «وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ»: يَقولُ: ذِكرُ اللّهِ لِأَهلِ الصَّلاةِ أكبَرُ مِن ذِكرِهِم إيّاهُ، أ لا تَری أنَّهُ يَقولُ: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»؟
امام باقر عليه السلام در باره اين سخن خداوند متعال: «و قطعاً ياد خدا بالاتر است»: يادكرد خدا از نمازگزاران، بزرگتر از يادكرد ايشان از اوست. نمیبينی كه میفرمايد: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم»؟
بحار الأنوار: ج 82 ص 199.
الإمام الصادق عليه السلام: إنَّ فِي التَّوراةِ مَكتوبا: يَا ابنَ آدَمَ، اذكُرني حينَ تَغضَبُ أذكُركَ عِندَ غَضَبي؛ فَلا أمحَقُكَ فيمَن أمحَقُ.
امام صادق عليه السلام: در تورات نوشته است: «ای فرزند آدم! در زمانی كه به خشم میآيی، به ياد من باش تا در هنگام خشمم به ياد تو باشم و تو را با آنان كه نابود میكنم، نابود نكنم». (هنگام خشم مناسب است دو رکعت نماز بخوانیم مثل نماز خواندن مالک اشتر پس از بی احترامی بازاری با ایشان)
الكافي: ج 2 ص 304.
مصباح الشريعة فيما نَسَبَهُ إلَی الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام: اجعَل ذِكرَ اللّهِ مِن أجلِ ذِكرِهِ لَكَ؛ فَإِنَّهُ ذَكَرَكَ و هُوَ غَنِيٌّ عَنكَ، فَذِكرُهُ لَكَ أجَلُّ و أشهی و أتَمُّ مِن ذِكرِكَ لَهُ و أسبَقُ.
و مَعرِفَتُكَ بِذِكرِهِ لَكَ يورِثُكَ الخُضوعَ، وَ الاستِحياءَ، وَ الانكِسارَ، و يَتَوَلَّدُ مِن ذلِكَ رُؤيَةُ كَرَمِهِ و فَضلِهِ السّابِقِ، و تَخلُصُ لِوَجهِهِ، و تَصغُرُ عِندَ ذلِكَ طاعاتُكَ و إن كَثُرَت في جَنبِ مِنَنِهِ.
و رُؤيَتُكَ ذِكرَكَ لَهُ تورِثُكَ الرِّياءَ، وَ العُجبَ، وَ السَّفَهَ، وَ الغِلظَةَ في خَلقِهِ، وَ استِكثارَ الطّاعَةِ و نِسيانَ كَرَمِهِ و فَضلِهِ، و لا يَزدادُ بِذلِكَ مِنَ اللّهِ إلّا بُعدا، و لا يَستَجلِبُ بِهِ عَلی مُضِيِّ الأَيّامِ إلّا وَحشَةً.
مصباح الشريعة در سخنی كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است: خدای را از آن روی ياد كن كه او تو را ياد كرده است؛ چه، او با آن كه از تو بینياز است، يادت كرده است. پس ياد كردن او از تو، مهمتر و خواستنیتر و كاملتر و پيشتر از ياد تو برای اوست.
اين كه بدانی او تو را ياد میكند، خود، برايت فروتنی و شرمساری و شكستهنفسی به بار میآورد، و اين خود، باعث میگردد كه بزرگواری و لطف پيشين او را نسبت به خودت ببينی و به او اخلاص ورزی، و در اين هنگام، طاعتهايت، هر اندازه بسيار باشد، در كنار نواختهای او كوچك میآيد.
ولی اگر يادكرد خويش از او را در نظر آوری، اين، برايت خودنمايی و خودپسندی و نابخردی و درشتی كردن با خلق او، و افزون شمردن طاعت خويش و از ياد بردن بزرگواری و لطف او را به بار آورد، و بدين سان، جز بر دوری تو از خدا افزوده نمیگردد، و با گذشت روزها، جز تنهايی به دست نمیآيد.
مصباح الشريعة: ص 47.
جامع الأخبار: أوحَی اللّهُ تَعالی إلی عيسَی بنِ مَريَمَ عليه السلام: يا عيسی، إنّي لا أنسی مَن يَنساني، فَكَيفَ أنسی مَن يَذكُرُني! أنَا لا أبخَلُ عَلی من عَصاني، فَكَيفَ أبخَلُ عَلی مَن يُطيعُني!
جامع الأخبار: خدای متعال به عيسی بن مريم عليه السلام وحی فرمود كه: «ای عيسی! من [حتّی] كسی را كه فراموشم كند، فراموش نمیكنم. پس چگونه كسی را كه به ياد من است، فراموش كنم؟! من [حتّی] به كسی كه نافرمانیام كند، بخل نمیورزم. پس چگونه به كسی كه فرمانم میبرد، بخل و رزم؟!». (پس علت ندادن حاجت نمازگزاران بخل خداوند نیست، بلکه مانند پزشک مهربان است که ندادن او از روی حکمت و لطف است)
جامع الأخبار: ص 509.
راندن شيطان
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إذا سَمِعَ الشَّيطانُ ذِكرَ اللّهِ، ذَهَبَ حَتّی يَكونَ كَمَكانِ الرَّوحاءِ
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: شيطان، هرگاه نام و ياد خدا را بشنود، تا محلّ روحاء دور میشود. (روحاء: محلّی ميان مكه و مدينه در سی و يا چهل ميلی مدينه است و نيز روستايی در رحبه شام است. به هر حال، مراد، جای دور دست است.)
محمدی ری شهری ؛ نهج الذکر ، ج 1 ؛ حدیث 388
رسول اللّه صلی الله عليه و آله: إذَا اجتَمَعَ قَومٌ يَذكُرونَ اللّهَ تَعالی، اعتَزَلَ الشَّيطانُ وَ الدُّنيا عَنهُم، فَيَقولُ الشَّيطانُ لِلدُّنيا: أ لا تَرَينَ ما يَصنَعونَ؟ فَتَقولُ الدُّنيا: دَعهُم، فَلَو قَد تَفَرَّقوا أخَذتُ بِأَعناقِهِم.
پيامبر خدا صلی الله عليه و آله: هرگاه عدّهای گِرد آيند و به ياد خدای متعال بپردازند، (مثل نماز جماعت در مسجد) شيطان و دنيا از ايشان كناره میگيرند، و شيطان به دنيا میگويد: نمیبينی چه میكنند؟ دنيا میگويد: مهم نيست؛ زيرا پراكنده كه شدند، گردنشان را میگيرم. (در خلوت ها هم برای دوری شیاطین زیاد ذکر بگوییم و زیاد در جمع های مذعبی شرکت کنیم)
بحار الأنوار: ج 74 ص 189.
الإمام عليّ عليه السلام: ذِكرُ اللّهِ مَطرَدَةُ الشَّيطانِ.
امام علی عليه السلام: ياد خدا، مايه رانده شدن شيطان است.
غُرَر الحكم: ح 5162.
مصباح الشريعة فيما نَسَبَهُ إلَی الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام: لا يَتَمَكَّنُ الشَّيطانُ بِالوَسوَسَةِ مِنَ العَبدِ إلّا و قَد أعرَضَ عَن ذِكرِ اللّهِ، وَ استَهانَ بِأَمرِهِ، و أسكَنَ إلی نَهيِهِ، و نَسِيَ اطِّلاعَهُ عَلی سِرِّهِ.
مصباح الشريعة در سخنی كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است: شيطان، نمیتواند بنده را وسوسه كند، مگر آن كه خدا را از ياد ببرد و فرمان او را سبُك شمرده، و به نهی او روی آورده و فراموش كرده باشد كه خداوند، از درون او آگاه است. (راه نفوذ شیطان را ببندیم)
بحار الأنوار: ج 72 ص 124.