فصل ششم : دستور العمل هاى اخلاقى از حضرت امام خمينى قدس سره الشريف

فرمايشات سيزده گانه

1- نصيحت مى كنم كه در تحصيل علم و فرا گرفتن دانش و اخلاق و كردار نيكو، كوشا باشيد.

2- تا فرصت از دست نرفته ... به پا خيزيد در مرحله اول در مقام تذهيب و تزكيه نفس و اصلاح خود بر آييد.

3- هر كس از خودش بايد شروع كند و عقايد و اخلاق و اعمالش را تطبيق با اسلام بدهد، و بعد از اين كه خودش را اصلاح كرد، آن وقت دنبال اين باشد كه ديگران را اصلاح كند.

4- اهميت امراض نفسانيه ، هزاران درجه بيشتر از امراض جسمانيه است .

5- اگر اين علماء نباشند اسلام از بين مى رود، اينها كارشناس هاى اسلام هستند، حفظ كردند اسلام را تاكنون و بايد اينها باشند تا اسلام محفوظ بماند.

6- خود را به ساده زيستن عادت دهيد و از تعلق به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد.

7- جوان ها قدر جوانيشان را بدانند كه صرف كنند در علم و تقوا و در سازندگى خودشان . كه اشخاص امين و صالح بشنوند كه مملكت با اشخاص امين صالح مى تواند مستقل باشد.

8- از جوانان ، دختران و پسران مى خواهم كه استقلال و آزادى و ارزش هاى انسانى را ولو با زحمت و رنج ، فداى تجملات و عشرتها و بى بند و بارى ها و حضور در مراكز فحشاء نكنند.

9- سفارش به حق كه امر به معروف و نهى از منكر است بر همه مسلمين واجب است .

10- كوشش كنيد قصد خودتان را خالص كنيد براى خدا.

11- زن مسلمان بايد در راه كسب علم و خودسازى معنوى و اخلاقى تلاش كند، به تجملات بى اعتنا باشد و با حفظ عفت و طهارتش ، چشم و نظر بيگانه را از خود دور كند.

12- گمان نمى كنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد.

13- معنويات اساس اسلام است ، سعى كنيد معنويات را زياد كنيد و از تشريفات تا آنجا كه مقدور است بكاهيد. (20)

صراط مستقيم

اگر در اين عالم به راه راست نبوت و طريق مستقيم ولايت قدم زده باشى و از جاده ولايت على بن ابى طالب (عليه السلام ) اعوجاج پيدا نكرده باشى و لغزشى پيدا نكنى خوفى براى تو در گذشتن از صراط نيست ، زيرا كه حقيقت صراط صورت باطن ولايت است ، چنانچه در احاديث وارد است كه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) صراط است و در حديث ديگر است كه ماييم صراط مستقيم و در زيارت جامعه است كه (( انتم السبيل الاعظم و الصراط الاقوم )) (21) و هر كسى در اين صراط به استقامت حركت كند و پاى قلبش نلرزد، در آن صراط پايش نمى لغزد و چون برق خاطف از آن بگذرد. انشاء الله

انسان مسافر است

انسان مسافر است ، و هر انسان مسافر زاد و راحله مى خواهد زاد و راحله انسان ، خصال خود انسان است ، مركوب اين سفر پر خوف و خطر و اين راه تاريك و باريك و صراط احد از سيف و ادق از شعر (22) همت مردانه است . نور اين طريق مظلم ايمان و خصال حميده است انسان اگر سستى كند و فتور نمايد، از اين صراط نتواند گذشت و به رو در آتش افتد و با خاك مذلت يكسان شده ، به پرتگاه هلاكت افتد و كسى كه از اين صراط نتواند گذشت از صراط آخرت نيز نتواند گذشت . (23)

تفكر

تفكر مفتاح ابواب معارف و كليد خزائن كمالات و علوم است و مقدمه لازمه حتميه سلوك انسانيت است . (24) ما را رها كنيد در اين رنج بى حساب با قلب پاره پاره و با سينه اى كباب

عمرى گذشت در غم هجران روى دوست مرغم درون آتش و ماهى برون آب

از درس و بحث مدرسه ام حاصلى نشد كى مى توان رسيد به دريا از اين سراب

بدان اى طالب حق و حقيقت كه حق تبارك و تعالى - چون خلقت نظام وجود و مظاهر غيب و شهود را به حسب حب ذاتى به معروضيت در حضرت اسماء صفات فرموده - به مقتضاى حديث شريف (( كنت كنزا مخفيا... )) در فطرت تمام موجودات حب ذاتى و عشق جبلى و ابلاغ فرموده كه به آن جذبه الهيه و آتش عشق ربانى ، متوجه به كمال مطلق و عاشق جميل على الاطلاق مى باشند. (25)

محاسبه و مراقبه

هر شخص بايد خودش را محاسبه كند، مراقبت از خودش بكند، در روز كه مشغول عمل است خطا نكند. آخر شب هم كه مى رود منزل از خودش ‍ محاسبه كند، مثل يك كسى كه خواهد استنطاق بكند.

بازرسى كند، خودش را بازرسى مى كند، ببيند كه امروز چه بوده است . شما از خودتان هر شب بازرسى كنيد.

انسان ، عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و انبياء آمده اند براى اينكه اين عصاره (( بالقوه )) را بالفعل كنند و انسان يك موجود الهى بشود.

همه انبياء آمدند براى اين كه دست اين انسان را بگيرند و از اين چاه عميقى كه در آن افتاده و آن چاهى كه از همه عميق تر است چاه نفسانيت است . او را از اين چاه در بياورند و جلوه حق را به او نشان دهند.

حب نفس

حب نفس ، تمام عيوب انسان را به خود انسان مى پوشاند.

سروش بيدارى

از خواب گران بر آى و به قلب خود برسان آيات شريفه كتاب الهى و صحيفه نورانى ربوبى را اين آيات براى بيدار كردن من و تو فرستاده شده و ما جميع حظوظ خود را منحصر به تجويد و صوت آن كرديم و از معارف آن غفلت ورزيديم تا شيطان به ما حكومت كرد و حكمفرما شده در تحت سلطه شيطان واقع شديم . (26)

نامه محبوب

فرزندم ! با قرآن اين كتاب بزرگ معرفت آشنا شو و با قرائت آن راهى به سوى محبوب باز كن و تصور مكن كه قرائت بدون معرفت اثرى ندارد كه اين وسوسه شيطان است . اين كتاب ، از طرف محبوب است براى تو و براى هر كس و نامه محبوب است گر چه عاشق و محب ، مفاد آن را نداند. (27)

آه و ناله امام در دل شب

نماز شب امام (ره ) هرگز ترك نشد

يكى از اساتيد قم نقل مى كرد كه شبى مهمان حاج آقا مصطفى بودم در همين قم قبل از اين كه امام به زندان و تبعيد كشيده بشود. البته حاج آقا مصطفى هم منزل آقا بودند. خانه جداگانه اى نداشتند. گفت نصف شب از خواب پريدم و ديدم كه صداى آه و ناله بلند است و نگران شدم كه چه اتفاقى افتاده در خانه ، حاج آقا مصطفى كه پهلويم خوابيده بود بيدارش ‍ كردم و گفتم (( بلند شو ببين در خانه تان چه خبر است )) مرحوم حاج آقا مصطفى بلند شدند و نشستند و گوش فرا دادند و دوباره خوابيدند و گفتند آقا است ، مشغول تهجد مى باشد، مشغول عبادت است . (28)

نماز شب امام (ره ) هرگز ترك نشد، پنجاه سال است كه نماز شب امام ترك نشده . امام خمينى در بيمارى ، در صحت ، در زندان ، در خلاصى ، حتى در روى تخت بيمارستان قلب هم نماز شب مى خواند.

امام شبى كه از پاريس به سوى تهران مى آمدند تمام افراد هواپيما خوابيده بودند و تنها امام در طبقه بالاى هواپيما نماز شب مى خواندند. (29)