فصل سيزدهم : دستور العمل هاى اخلاقى از حضرت آيت الله حائرى شيرازى (حفظه الله )
فصل سيزدهم : دستور العمل هاى اخلاقى از حضرت آيت الله حائرى شيرازى (حفظه الله )
خداباورى
هر اندازه كه به خدا خوش بين هستيد، از آن هم خوش بين تر باشيد و به هر اندازه كه خدا را خوب مى دانيد، خدا را از او خوب تر بدانيد.
هر اندازه كه خدا را رئوف مى دانيد، خدا را رئوف تر از آن بدانيد، هر اندازه كه خدا را مراقب و همراه و ياور و رحيم به خودتان مى دانيد، بالاتر از آن بدانيد، ما خدايى اين چنين داريم كسى كه چنين خدايى دارد، چرا ناراحت باشد.
چرا نگران باشد، چرا مردد باشد، چرا دلشكسته باشد؟
كسى كه چنين سرورى دارد، چرا ماءيوس و غمناك باشد؟
كسى كه اينگونه مربى دارد، چرا در رنج باشد، چرا دلهره داشته باشد؟
رحيمى همسفر تو، همراه تو، شريك زندگى تو و غمخوار توست و اين اوهام است كه بين تو و او فاصله مى اندازد و سوء ظن هايى را پيش مى آورد، سوء ظن ها به خاطر آن است كه انسان نمى داند، و اين ايرادها و اعتراض ها، مانند همان ايرادهاى موسى (عليه السلام ) به خضر (عليه السلام ) است .
همه برخاسته از جهل ماست ، زير فلسفه كار او را نمى دانيم و عمق كارش را درك نمى كنيم ، گاهى خرده مى گيريم . بر گريديم بپذيريم كه آنچه را كه فهميديم كمتر از آن بود كه هست و آن خيرها كه در هر امرى خدا تصميم گرفته و اجرا كرده است بيشتر آن بوده كه ما فهميديم .
بى اعتبارى دنيا
برادر و خواهر! ما مى رويم ، و چيزى كه اهميت ندارد رفتن است . اما مساله اين است كه رفتن ، آغاز كار است و يا آخر كار؟
رفتن براى همه آغاز كار است ، نه تنها براى خوبان ، بلكه براى بدها نيز آغاز جريان است ، آغاز زندگى مرد خدا آنجاست زندگى انسان هواپرست نيز در آنجا آغاز مى شود.
تجمع فكر
حرف پراكنده نزنيد، حرف پراكنده را گوش نكنيد تا فكرتان پراكنده نشود.
آفت عُجب
عجب از زنا بدتر است ، زيرا پس از زنا انقلاب وجدانى هست ، اما پس از عجب نيست ، بلكه انقلاب و تحول از بين مى رود.
پاكسازى نيت
نيت هايتان را غربال كنيد تا اشكالات و مشكلاتتان برطرف شود، زيرا خدا گفته است : (( ان تنصروا الله ينصركم )) پس اگر مى بينيد، لا ينصركم ، بدانيد حتما تنصروا الله عيب داشته است و گرنه حرف او درست و راست است . اما چيزى در كار بوده و مويى لاى درز مى رود. بايد آن را دفع كنيد.
تفكر و عبادت
ارزش تفكر يك ساعت ، گاه از عبادت هفتاد سال بيشتر است ، زيرا گاهى مى شود كه 70 سال عبادت به خاطر يك ساعت بى فكرى ضايع مى شود و گاه 70 سال غفلت به خاطر يك ساعت تفكر جبران مى گردد.
رهايى از اندوه
در روايت داريم كه هر كسى دچار غصه اى شد، به سوى قبرستان برود نمى گويد برود به باغ و بستان چرا؟ چون مى خواهد بگويد ريشه غصه و اندوه ، حب دنيا است .
برود در آنجا، فناى دنيا را ببيند. (102)