فصل دوازدهم : دستور العمل هاى اخلاقى از علامه حسن زاده آملى
فصل دوازدهم : دستور العمل هاى اخلاقى از علامه حسن زاده آملى
اجتناب از هرزه خوارى و هرزه كارى
آن كه روزى خود را از هرزه خوارى و هرزه كارى ، و از گزاف و ياوه سرائى ، بلكه زياده گويى خلاصه از مشتهيات و تعشقات حيوانى باز بدارد، مى بيند كه اقتضاى تكوينى نفس اين است كه از رياضت ، ضياء و صفا مى يابد و آثار او را نور و بهايى است . پس اگر رياضت مطابق دستور العمل انسان ساز، اعنى منطق وحى (( ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم )) بوده باشد، اقتضاى تكوينى نفس به كمال غائى و نهايى خود نائل آيد. (47)
يونسى مشرب ، ايوبى مشهد
انسان يونسى مشرب خداى جل جلاله را ذكر به يونسى بخواند كه :
لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين
و چون ايوبى مشهد شده است حق تعالى را به نداى ايوبى ندا كند كه :
رب انى مسنى الضر و انت ارحم الراحمين و على هذا القياس (48)
قرآن حكيم است
انسان كامل بايد در قرآن و انسان تعقل كند، قرآن را سفره پرنعمت رحمت رحيميه الهى و وقف خاص انسان يابد، هم آن را بى پايان يابد كه كتاب الله است .
چرا كه قرآن حروف آن اسرار، كلمات آن جوامع كلم ، آيات آن خزائن ، سوره هاى آن مدائن حكم ، مدخل آن باب رحمت بسم الله الرحمن الرحيم وقف خاص مخلوق فى احسن تقويم واقف آن رحمن و موقوف عليه آن انسان است .
قرآن حكيم است و آيات او حكمت و حكمت بهشت است و درجات بهشت به عدد آيات قرآنند و جايى كه حكمت اندوخته است شهر بهشت است و ولايت در اين شهر آرى ولايت بهشت است ، ولايت زبان قرآن است ، ولايت معيار و مكيال انسان سنج است و ميزان تقويم و تقدير ارزش انسانهاست . پس هر كس صحيفه وجود خود را مطالعه كند كه تا چه پايه قرآن است .
يعنى مدينه حكمت و شهر بهشت است .
مشاهده محبوب
آن كه در ارتباط بى تكيف و بى قياس خود با پروردگارش درست بينديشد، دريابد كه صلوه سبب مشاهده است و مشاهده محبوب قره عين محب است لذا رسول الله (صلى الله عليه و آله ) فرمود: (( جعلت قره عينى فى الصلوه ))
زيرا كه صلوه مناجات بين حق تعالى و عبد است و چون صلوه مناجات است ذكر حق است و ذاكر همنشين حق است و حق جليس اوست و كسى كه جليس ذاكر خود است او را مى بيند و الا جليس او نيست ، لذا وصى (عليه السلام ) فرمود: (( الم اعبد ربا لم اره )) پس صلوه مشاهده و رويت است . مشاهده عيانى و روحانى و شهود روحى در مقام جمعى است . پس اگر مصلى صاحب بصر و عرفان نباشد كه نداء حق تعالى براى هر چيز و از هر چيز متجلى است ، حق را نمى بيند. (49)
اسم اعظم
س : اسم اعظم كدام است ؟
ج : سيد عليخان شيرازى مدنى در كتاب (( كلم طيب )) نقل فرموده است كه اسم اعظم خداى تعالى آن است كه افتتاح او (( الله )) و اختتام او (( هو )) است و حروفش نقطه ندارد. (( و لا يتغير قرائته اءعرب ام لم يعرب )) و اين در قرآن مجيد در پنج آيه مباركه از اين پنج سوره است ، بقره و آل عمران و نساء و طه و تغابن و راقم گويد كه آن شش آيه در شش سوره است كه يكى هم در سوره نحل است .
1- الله لا اله الا هو الحى القيوم : تا آخر آيه الكرسى (50)
2- الله لا اله الا هو الحى القيوم نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه و انزل التوريه و الانجيل من قبل ، هدى للناس و انزل الفرقان . (51)
3- الله لا اله الا هو ليجمعنكم الى يوم القيمه لا ريب فيه و من اءصدق من الله حديثا (52)
4- الله لا اله الا هو له هو الاسماء الحسنى (53)
5- الله لا اله الا هو رب العرش العظيم (54)
6- الله لا اله الا هو و على الله فليتوكل المؤ منون (55)
بلكه بايد گفت اين اسم اعظم در هفت آيه قرآن كريم است كه آيه شصت و سه سوره مباركه غافر كه سوره مؤ من است از آن جمله است :
ذلكم الله ربكم خالق كل شى ء لا اله الا هو فانى تؤ فكون (56)
آداب سير و سلوك :
اول : قرآن
دوم : دائم الوضو بودن
سوم : پرهيز از پرخورى
چهارم : اجتناب از پرحرفى
پنجم : محاسبه
ششم : مراقبه
هفتم : ادب مع الله
هشتم : عزلت
نهم : نماز شب
دهم : تفكر
يازدهم : ياد خدا
دوازدهم : رياضت و تهذيب
سيزدهم : همت
چهاردهم : توبه (57)
انسان قرآنى باش
روزى درب منزل را زدند، در را باز كردم ، ديدم جوانى است ، گفت حاج آقا دستور العملى بفرماييد:
گفتم : اولا انسانى قرآنى باش و ثانيا استقامت داشته باش .
گفت : باز هم بفرماييد:
گفتم : تو برو همان اولى را انجام بده !! (58)
استاد خدا باشد
يكى از اسماء قرآن ذكر است ، ذكر همان قرآن است ، البته دقت شود چطور براى درس وقف معين مى كنيد براى قرآن هم همينطور باشد، يك درس قرآن را قرار دهيد. در پيشگاهش به درس بنشينيد استاد هم خدا باشد! (59)
اهميت وضوء
ديلمى از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نقل كرده كه خداوند مى فرمايد:
هر كسى وضويش را از دست بدهد و وضوء نگيرد به من جفا كرده است .
و كسى كه وضويش را از دست بدهد و دوباره وضو بگيرد و حداقل دو ركعت نماز نخواند بر من جفا كرده است و هر كس وضويش را از دست داد تجديد وضو كرد دو ركعت نماز خواند و پس از آن دعا نكرد بر من جفا كرده است .
و هر كس وضويش را از دست بدهد و پس از آن وضو بگيرد و نماز بخواند و دعا كند و از حوائج دنيا و آخرتش چيزى بخواهد و من اجابت نكنم من به او جفا كرده ام و من خداى جفاكار نيستم . (60)
آرى بدان اى برادر! بدان كه وضو نور است و تداوم آن باعث ارتقاء به عالم قدس خواهد شد.
عرفان عملى
آنچه در عرفان علمى مهم است ، سه چيز است :
الف : طهارت و دوام آن
ب : همت
ج : استقامت